رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت پایانی

آنچه گذشت: قسمت چهل و یکم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت پایانی” …ازظهرم گذشته بود اما بازم ازعلی خبری نبود ته دلم ناامیدی نشست فهمیدم باید برای همیشه این عشق […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت چهل و یکم

آنچه گذشت: قسمت چهلم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت چهل و یکم” …کنجکاو شدمو کلید انداختم ودروباز کردم اروم وبا احتیاط وارد خونه شدم اما مثله اینکه حقیقتا کسی خونه […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت چهلم

آنچه گذشت: قسمت سی و نهم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت چهلم” …همه حال وروزشون بد بود انگاری هیچ کس نمیفهمید دورش چی میگذره بالاخره قداهای دوروبرمون کم شد معلوم […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و نهم

آنچه گذشت: قسمت سی و هشتم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و نهم” …چشماشو ازفرط خشم درشتر کردوبایه حرکت منو پرت کرداونطرف تروگفت _وقتی ابروی تو و اون پسره […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و هشتم

آنچه گذشت: قسمت سی و هفتم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و هشتم” …زیر لب گفتم یا خدا وبه سمتش برگشتم چشماش مثله همبشه جدی وپرازغضب …هیچ توضیحی براش […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و هفتم

آنچه گذشت: قسمت سی و ششم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و هفتم” …ازحام بلندشدم وبذون اینکه منتظر جواب مامان باشم با غصبانیت به سمت دررفتم هیچکس منو ذرک […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و ششم

آنچه گذشت: قسمت سی و پنجم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و ششم” …منیژه خانم که از درون داشت منفجر می شد نگاه پرازنفرتشو اول به من دوخت وبعدروبه […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و پنجم

آنچه گذشت: قسمت سی و چهارم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و پنجم” …بدون اینکه چادروکفشمو درارم روی زمین نشستم وسرموبین دستام گرفتم امیرمهدی_نگرا نباش من سربسته قضیه روگفتم […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و چهارم

آنچه گذشت: قسمت سی و سوم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و چهارم” …هیچی نشده اومده بودن دنبالم ازترسم چشم چرخوندم دنبال ماشین نحسش اما مثله اینکه نبود ومهری […]

رمان عاشقانه منفی عشق – قسمت سی و سوم

آنچه گذشت: قسمت سی و دوم رمان عاشقانه منفی عشق “قسمت سی و سوم” …چند بار پشت هم بوق خوردوبرداشت _بله بفرمایید _الوامیر… _سلام لیلی جان تویی؟خوبی ابجی بچت خوبه؟ […]

آموزش ارز دیجیتال