به اولی ها خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
خانه » فرهنگ و هنر » سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس
سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی داستان سریال غنچه های زخمی خلاصه فیلم غنچه های زخمی به همراه قسمت آخر سریال غنچه های زخمی و عکس های فیلم غنچه های زخمی .

غنچه های زخمی نام سریال ترکی است که به قول دست اندرکاران شبکه جم از فیلم های پرطرفدار ترکیه بوده و سریال غنچه های زخمی دوبله شده و قرار است از جم پخش گردد .

سریال غنچه های زخمی

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی از 3 شهریور از شبکه جم پخش خواهد شد که اطلاعاتی در مورد غنچه های زخمی منتشر شده است که بر طبق تعاریف منتشر شده به دنبال بازدید بالایی هستند .

غنچه های زخمی از سریال های ترکیه ای است که به قول برخی توانسته رقیب خوبی برای سریال پاتریکس باشد و حتی این سریال رو شکست بده و غنچه های زخمی بسیار مورد توجه قرار گرفته است .

در این مطلب قصد داریم تا داستان سریال غنچه های زخمی را به همراه خلاصه قسمت های این فیلم و همچنین قسمت آخر فیلم غنچه های زخمی را منتشر کنیم .

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی به طور مکرر و پس از پخش منتشر خواهد شد البته سعی میگردد خلاصه غنچه های زخمی زودتر به روزرسانی گردد .

قسمت آخر سریال غنچه های زخمی نیز به محض انتشار در همین مطلب منتشر خواهد شد البته سعی خواهد شد قسمت آخر غنچه های زخمی را زود منتشر نکنیم .

در این سریالی بیران دامـلا ییلماز یا ایفای نقش ایلول حضور دارد۔ اویکی از هنرپیشه ھای تقش اصلی این سریال است که با ایفای نقش در سریال غنچه های زخمی نام خود را پررنگ کرد. او متولد سال 1997 میلادی است و در استانبول چشم به جهان گشود.

وی از سال 2013 وارد دنیای بازیگری شد و در حال حاضر در رشته بازیگری و تئاتر تحصیل می کند. او در کارها و پروژه های دیگر نیز حضور داشته اما با نقش ایلول در غنچه های زخمی شناخته شد و درخشید

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

داستان سریال غنچه های زخمی :

ابن سریال داستان دختری شانزده ساله به نام ایلول است که در یازدہ سالگی پدرش را از دست داده و یک خواهر کوچکتر از خود دارد. او در یک خانه کوچک به همراه مادر، خواهر کوچکتر و ناپدری اش زندگی می کند.

ایلول همیشه مورد تجاوز جسمی و عاطفی از سوی ناپدری اش قرار می گیرد. زمانی که او این موضوع را به مادر خود انتقال میدهد ، مادرش او را باور نکردہ و وی رابه یک یتیتم خانه می سپرد ۔

او در ابتدا تلاش بسیاری برای ماندن نزد مادر و خواهرش می کند و از رفتن به پرورشگاه بسیار ناراحت و دلگیر است. اما به تدریج به هم اتاقی های خود که ۴ دختر هم سن و سال او هستند، وابسته شده و از آن به بعد این وابستگی هیچگاه کمرنگ نمی شود.

این سریال داستان ۵ دختر تنهای به دور از خانواده و مجادله های آنها در راه زندگی در سنین نوجوانی را به تصویر می کشد.

 

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی از آخر به اول :

قسمت بیست و پنجم 25 غنچه های زخمی :

کمال میادبه مسعوده میگه من به خاطرتواومدم بهم تهمت زدن،بچه هامیرن مدرسه دفنه رومیبینن جمره میگه خودم حسابش ومیرسم دنبال دفنه میره یه جایی گیرش میندازه بهش میگه تواعتمادبه نفس نداری،حسودی، جمره داره میزنه به دفنه که توپراک میادمیبینه،توپراک بادفنه صحبت میکنه میگه تودخترخاصی هستی دفنه هم کلی ذوق میکنه،یاووز اعترافش و پس میگیره کمال و آزادمیکنن،کمال میاد پیش مسعوده و ایلول،ایلول و بغل میکنه بهش میگه به جون ساغردعاکنید به خاطراون شماخلاص شدیدکمال میگه ایلول هم برگرده خونه ایلول میگه تاتوهستی من نمیام مسعوده عصبانی میشه ایلول میگه اگه من راست بگم چی چجوری راحت میخابی؟سوگل تنهاداخل حیاط مدرسه نشسته گونی میادپیشش میگه خیلی ناراحتم بابام الکلیه مادرم خونه روترک کرده،سوگل اول باورنمیکنه بعددلداریش میده،ایلول به بچه هامیگه کمال گفته به خاطرساغرخلاص شدین ساغرخوشحال میشه میگه مادرم نجاتمون داده،ایلول سرکان و میبینه میره پیشش بهش میگه مادرم آزادشده ولی سرکان چون دفنه داره میببنه سردجوابش میده،دفنه به مارال پول میده میگه ازمسابقه بکش کنارمارال قبول میکنه

 

خلاصه قسمت بیست و چهارم 24 غنچه های زخمی :

مسعوده میگه من کمال و کشتم.دخترا رو ازاد میکنن سرکان هم میاد فکر میکنن فهمیدن کمال زندست بعد مسعوده و دستبند به دست ایلول میبینه و میفهمن چی شده مسعوده رو میبرن تو بازداشتگاه ایلول کلی گریه میکنه.نازان و توفیق میان کلانتری نازان میخواد به ایلول حمله کنه جلوشو میگیرن.بعدم سرکان رو با خودشون میبرن.فریده و ایلول هم میرن دنبال بوشرا.دخترا میرن یتیم خونه دخترای دیگه مسخرشون میکنن نریمان میبرتشون تو اتاقش و دعواشون میکنه به سوگل میگه دیگه اونا به فرزندی قبولت نمیکنن و یکم متلک بهشون میگه اونام میرن تو اتاقشون مارال میگه اسم من هم‌در کنار شما لکه دار شد وقتی مشهور بشم درباره گذشتم تحقیق میکنن و همه چی و میفهمن و میره .

دافنه تو خونه از سرکان معذرت میخواد سرکان میگه ایلولو دوست دارم نازان میگه اگه دوسش داری ازش دور بمون وگرنه بدبختش میکنم.بوشرا دم در نشسته و فریده و ایلول میان به خواهر کمال خبر میدن که بیاد بوشرا و متین و ببره اونم میاد و به نسعوده فحش میده که کمالو کشته بوشرا هم میفهمه بعد فریده بهش میگه کمال زندست و بچه ها رو ببر اونم میگه فقط متین و میبرم بوشرا هم با ایلول اینا میره.

بانو یه تلفن برای ساغر میفرسته اونم بهش زنگ میزنه و بانو میگه بیا تو مرکز خرید ببینمت ساغر میره بانو خودشو بهش نشون نمیده ساغر هم تلفن و میشکنه و میره.

فریده میره خونه همش تو فکر اتفاقای امروزه که افتاده توپراک براش چای میاره و میگه همه چیزو از اول شروع کنیم اونم میگه باشه و ولی یکو میخوام که باهاش درد و دل کنم.سوگل که میبینه حال بوشرا و ایلول خوب نیست با دخترا یه رقص و تمرین میکنن اونا میان داخل و براشون میرقصن اونام میخندن بعدم همشون با هم میرقصن.

تو بازداشتگاه سه تا زن پیش مسعوده هستن اونم میگه دخترمو گذاشتم یتیم خونه و شوهرم کاری نکرده باهاش اونام کتکش میزنن و میگن حرف دخترتو نه حرف شوهرتو باور کردی.فردا صبح مسعوده رو میخوان ببرن ایلول و بوشرا هم میان کلی گریه میکنن بعد به مسعوده میگن متین کجاست اونم میگه حواستون بهش باشه و سوار ماشینش میکنن که یه دفعه کمال میاد و میگه من زندم زنم باهام کاری نکرده.

 

قسمت بیست و سوم 23 غنچه های زخمی :

فریده میره خونش و توپراک هم نمیتونه جلوشو بگیره.سوگل اینا غذاشونو خوردن و صدا و علی میرن سوگل یکم گوشت میذاره لای نون و برمیداره اونام میبینن و میگن نریم تا بچه خجالت نکشه.توی موسسه ساغر به جای خالی سوگل نگاه میکنه مارال هم متلک بهش میگه سوگل میاد خوشحاله ساغر میگه اونا خوانوادت نیست اونم حالش گرفتع میشه ساغر میره از دلش در میاره و سوگل هم ساندویچو بهش میده.فریده میخواد از دست توپراک فرار کنه نمیتونه توپراک میگه من ازت خوشم میاد اونم میگه به خاطر اینکه غرورم نشکنه اینو میگی و میره.

تو بوفه سوگل میاد میخواد چیز بگیره گونی میگه من برات بگیرم که میگه پول تو از گلوم پایین نمیره بعد گونی میگه معذرت میخوام به خاطر کارایی که کردم بعد دافنه میاد میگه از این معذرت میخوای و میخواد دعواشون بشه که سوگل قبول میکنه دیگه با هم دعوا نکنن با گونی دافنه هم میره.بوراک دنبتلش میره میگه من ازت خوشم میاد دافنه هم میگه تو در حد من نیستی و اونم میره بعد دافنه میگه از استاد توپراک خوشم و میاد سرکان میشنوه.صدا میاد یتیم خونه و به فریده میگه میخوایم سوگل و به فرزند خوندگی بگیریم اونم خوشحال میشه.

دافنه میره تو دستشویی به مارال میگه مطمعنی خون دیدی اونم میگه اره.صدا خوشحال میخواد بره که پلیس میاد و میگه دخترا اینکارو کردن دخترام از مدرسه میان پلیس دستگیرشون میکنه و میبرتشون اونام همش میگن کار ما نبوده.فریده به نریمان میگه چی شده و میره اونم به بانو خبر میده.دافنه تو کلانتری همه چیزو گفته و میخواد بره دخترا میبیننش سوگل میگه دعا کن از اینجا بیرون نیام وگرنه میکشمت اونم میره.

فریده میاد اداره پلیس و کاری نمیتونه بکنه.دافنه میاد خونه و به سرکان میگه از دخترا شکایت کرده نازان میاد قضیه رو میفهمه و سرکان و تو اتاق زندانی میکنه دافنه هم میفهمه که سرکان بوده و پشیمون میشه.نازان هم به توفیق خبر میده میگه بیا.به مسعوده خبر میدن اونم میاد و میره پیش ایلول میگه تو کشتیش اونم میگه نه زندست و تو حرف منو باور نکردی و مسعوده میره.

سرکان همش میگه میخوام برم پیش پلیس توفیق میاد میگه یه طوری اسم تورو پاک میکنیم و سرکان هم از پنجره فرار میکنه و میره.فریده به مسعوده میگه بهت گفتم حرف دخترتو باور کن اونم متینو میده به فریده و میره که به پلیس بگه اون کمالو کشته.ایلول به دخترا میگه همش تقصیر من بود و میگه همه چیو اعتراف میکنم و به مامور میگه.وکیل نازان اینا میاد اونام میفهمن سرکان فرار کرده.مسعوده هم میره پیش مامور و میگه من کمال و کشتم.

 

قسمت بیست و دوم 22 غنچه های زخمی :

سرکان به نازان میگه میخوام برم بیرون دافنه هم همه چیزو به نازان که که دخترا چیکار کردن.ساغر همش کارایی میکنه که به پلیس تحویل بدنش ولی کسی اینکارو نمیکنه.(چون میخواد مامانش بیاد و از دردسر نجاتش بده اونم مامانشو ببینه.)ایلول یه سری خوراکی برای مسعوده میگیره اونم فکر میکنه کاره کماله.

ایلول به مارال میگه بیا کمکم کن اماده بشم.جمره هم با فریده خانوم میره خرید کنه برای امشب فریده.سرکان اماده میشه میخواد بره دافنه بهش میگه زیاد به ایلول دل نبند اون قاتله منم به مامان گفتم اونم الان داره به پلیس میگه سرکان فوری به نازان زنگ میزنه و میگه منم بودم اون روزی که پیرهنم خونی بود رو یادته؟من اونو انداختم تو دریا نازان هم شوکه میشه و قطع میکنه و قضیه رو میپیچونه و میاد بیرون گریه میکنه و به سرکان میگه چطور همچین کاری کردی؟.

ساغر رو میارن موسسه نریمان سرش داد میزنه میگه اینکارا چیه میکنی اونم میگه برای اینکه مامانمو پیدا کنم.جمره یکی از دوستای قدیمیشو میبینه بهش نمیگه مامانش اینا مردن و میگه همه چیز روبه راهه.

صدا و علی میان و سوگل رو برای شام میبرن مارال هم هر چی التماس سوگل میکنه که ببرتشش نمیبرتش و میره.نازان میره پیش تیفیک و اونجا دوست دخترشو میبینه که یه زن همسن خودشه و بهش متلک میندازه و قضیه رو بهش میگه بعد میگه باید بیای خونه من از پس بچه ها بر نمیام.سرکان و ایلول اومدن سینما سرکان حالش خوب نیست ولی به ایلول قضیه رو نمیگه فیلم شروع میشه فیلمه ترسناکه ایلول میترسه همش سرکان میخواد دستشو بگیره فیلم تموم میشه بیرون ایلول میگه خیلی ترسیدم سرکان میگه میدونم همش تو رو نگاه میکردم و بعدم به ایلول پیشنهاد دوستی میده اونم فوری قبول میکنه.سوگل پیش صدا و علی خیلی خوشحاله بعد میگه شما چرا بچه ندارید اونام میگن بچه دار نمیشیم و ناراحت میشه.

تو موسسه ایلول میخواد به دخترا بگه که جمره از اتفاقای امروزش میگه اونم چیزی نمیگه.تیفیک و نازان به سرکان میگن چرا اینکارو کردی اونم میگه یارو زندست و من ایلولو دوست دارم.بعد دافنه میاد نازان میگه همچین اتفاقی نیفتاده تو هم دیگه در موردش چیزی نگو اونم شک میکنه.فریده و توپراک میرن بیرون تو رستوران کلی از هم تعریف میکنن بعد یه کیک اشتباهی میارن که روش حلقست فریده میگه باهات ازدواج میکنم توپراک هم مونده چی بگه بعد گارسون میاد و کیک و میبره فریده هم ضد حال میخوره و فوری میره.

 

قسمت بیست و یکم 21 غنچه های زخمی :

ایلول و جمره میرسن اونجا ایلول به جمره میگه تو نیا من میرم ولی جمره دنبالش میره و کمال نیست ساغر و نجات میدن.میرن موسسه بانو زنگ میزنه به ساغر میگه دیگه کمال تو و دوستاتو اذیت نمیکنه اونم به دخترا میگه ولی حرفشو باور نمیکنن میرن دنبال سوگل که اونجا خیلی حالش خوبه و صدا و علی خیلی ازش خوششون اومده اونام ازشون معذرت خواهی میکنن و طلاهارو بهشون میدن و میرن.دافنه تو خونه به نازان میگه ابروی منو تو کل مدرسه بردی الان همه منو مسخره میکنن و میره تو اتاقش سرکان هم نازانو دلداری میده.توپراک میاد پیش فریده و بعد کلی مقدمه چینی بهش میگه فرداشب بیا بریم بیرون اونم قبول میکنه دوست فریده اونجاست و به فریده میگه تو عاشق شدی اونم همش میخنده بعدم قرار میذارن که برن لباس بخرن.نازان میاد پیش دافنه و بهش میگه با هم اون دخترا رو میندازیم بیرون میشم همون نازان خانوم و برمیگردم مدرسه اما دافنه بهش محل نمیده.ساغر همش از خانوادش میگه دخترام حرفشو باور نمیکنن اونم ناراحت میشه و میره.مسعوده میخواد کار کنه چون پول نداره.شب مارال به ساغر زنگ میزنه و میگه مادرتم ساغر میفهمه میره و بامارال دعواش میشه دخترا میان اونام قضیه رو میفهمن سوگل میخاد مارالو بزنه ولی جلوشو میگیرن مارال هم میره.بچه ها تو مدرسه برای نمایش دارن اماده میشن که اول برای نقش مقابل گونی دافنه نیره ولی نمیتونه احساسی حرف بزنه سوگل رو میبرن اونم همش به گونی فحش میده استاد میگه شما با هم رو این نقشها کار کنین که مشکل بینتون هم حل بشه گونی خوشحال میشه سوگل هم در نهایت قبول میکنه.صدا میاد موسسه به نریمان میگه میخوایم با سوگل بیشتر وقت بگذرونیم اونم در موردش بد میگه صدا هم پشیمون میشه هدیه صداشونو میشنوه میره به فریده میگه صدا که میخواد بره فریده بهش میگه سوگل دختره خوبیه اونم خوشحال میشه.تو مدرسه سرکان میگه شاید واقعا ساغر خانواده داشته باشه بعدم به ایلول میگه بیا بعد مدرسه بریم سینما اونم میگه باشه ولی اول باید برم دیدن خواهرم.تو دستشویی ساغر و سوگل دارن در باره کارایی که کردن حرف میزنن دافنه هم تو دستشوییه صداشونو میشنوه و شوکه میشه.ایلول میاد پیش بوشرا و بهش پولو میده و میگه به مامان نگو اومدم دیدنت بعد بوشرا میگه مامان‌تو خونه کار میکنه بعد میره خونه و ایلول هم میره.

 

قسمت بیستم 20 سریال غنچه های زخمی :

فریده میاد خونه میبینه شیر درسته و شماره لوله کار رو میبینه و میفهمه بعدم خندش میگیره میره از توپراک تشکر میکنه ولی بروش نمیاره که خبر داره.سوگل و ایلول برای جمره کیک درست میکنن ولی شمع ندارن اونم کلی خوشحال میشه و همو بغل میکنن.مارال به نریمان میگه اتاقمو عوض کن اونم مسخرش میکنه و میگه اتاق کنار دریا میخوای مارال میگه اره بعد نریمان میگه برو با سوگل بزنید تو سر و کله همدیگه اتاق نداریم.خترا میخوان برن مدرسه ساغر نمیره میگه مامانم زنگ میزنه سوگل هم عصبی میشه و میره.تو مدرسه گونی دوباره سر به سر سوگل میذاره و جلوی همه میگه دوست دخترمه سوگل هم میزنه تو گوشش و میره همه بهش میخندن.بانو زنگ میزنه موسسه با ساغر حرف میزنه اونم میگه یکی به اسم کمال اذیتمون میکنه میخواد بکشتمون اونم میگه درستش میکنم و قطع میکنه ساغر هم میره اماده بشه که بره مدرسه.جمره از سرکان به خاطر گردنبند تشکر میکنه ایلول میبینتشون بعد جمره میره ایلول هم میگه بیشتر با جمره حرف بزن.مسابقه شروع میشه دافنه میخونه همه کلی تشویقش میکنن.سوگل هم میگه ما هم بریم مارالو تشویق کنیم ما مثه یه خونواده ایم و با دخترا میرن.یه پیرزن هم از ساغر ادرس میپرسه و به ساغر میگه بهش نشون بده اونم میگه باشه و میرن ولی پیره زنه ادم کمال بوده و کمال ساغر و میگیره.مارال هم میره ترانه بخونه بچه ها مسخرش میکنن سوگل اینا میان سوگل میگه برو بخون تا همه بفهمن صدای خوب چیه اونم میخونه که صداش خیلی عالیه همه هم تعجب کردن.دافنه هم داره میترکه.کمال به ساغر میگه طلاهارو بهم بدید اونم میگه گم شده بعد کمال میگه زنگ بزن به ایلول.کمال زنگ میزنه رو گوشی مارال و بهشون میگه ساغر و دزدیده اونام میرن دزدی بکنن.فاطیما به مسعوده پول میده که برای متین شیر خشک بخره اونم ناراحته.دافنه به نازان خبر میده که میخوان یکی از دخترای یتیم خونه رو انتخاب کنن اونم میره که اماده بشه.جمره میارتشون خونه یکی از همشایه هاشون به اسم های صدا و علی و میرن دزدی میکنن در اخر اونا میان جمره و ایلول فرار میکنن ولی سوگل میخوره زمینو و بیهوش میشه و صدا میبینتش.نازان خیلی مسخره میاد مدرسه که دکمههای پیرهشنو بالا پایین بسته دمپایی هم پوشیده همه مسخرش میکنن میگه نمیتونید اون دخترو انتخاب کنید اونام مارالو انتخاب میکنن دافنه هم به نازان میگه باعث خجالتم شدی و میره.کمال ساغرو تو اتاق زندانی کرده و یکی میاد اونم تعجب میکنه ولی نشون نمیده کیه.سوگل بهوش میاد بهشون میگه بذارید اول دوستمو نجات بدم بعد بدینم دست پلیس.

 

قسمت نوزدهم 19 سریال غنچه های زخمی :

بانو زنگ میزنه و به ساغر میگه مامانتم اونم گریه میکنه و میگه چرا نمیای پیشم اونم میگه نمیتونم خیلی دوست دارم و قطع میکنه ساغر هم گریه میکنه.بوشرا تصویری با ایلول چت میکنه قضیه نمایش رو بهش میگه اونم میگه پولو برات میارم سوگل میگه میریم دستبند میفروشیم پولو جور میکنیم بعد یکی از دخترا میاد به سوگل میگه ساغر داره گریه میکنه اونم میره.سرکان عصبیه که چرا مامان باباش بهش پول نمیدن میره تو اتاقش توفیق میره دافنه به نازان میگه فکر کنم پولو برا ایلول میخواد.سوگل نیاد پیش ساغر اونم قضیه رو بهش میگه سوگل باور نمیکنه ساغر پای تلفن میشینه اونم میشینه.صبح هدیه میاد میبینه اونجا خوابیدن بیدارشون میکنه نریمان هم میاد سوگل میگه کار تو هس زنگش میزنی میگی مامانتم اونم میگه نه و سوگل و ساغر میرن.نریمان هم به بانو زنگ میزنه و میگه دیگه بهش زنگ نزن.تولد جمره هست سرکان به دافنه میگه اونم قضیه گردنبندو بهش میگه سرکان میره اون کافه و قضیه رو بهشون میگه و پولو میده گردنبندو میگیره.فریده شیر اب خونش خراب شده به توپراک میگه و میره سر کار اونم بلد نیست زنگ میزنه لوله کار بیاد.نازان میاد موسسه و سر ایلول داد میزنه فریده میاد نازان قضیه رو میگه ایلول میگه خبر ندارم نازان میره فریده میگه چیزی رو که مخفی نمیکیند؟اونام میگن نه و میرن.دخترا دارن دستبند میفروشن سرکان میاد ایلول بهش میگه مامانت اومد سرم داد زد و میگه من از تو پول نمیخوام و میره جمره میاد قضیه رو بهش میگه بعد سرکان تولدشو تبریک میگه جمره میگه خنده های مامان بابامو یادم نیست همش اونا رو غرق در خون میبینم.کمال زنگ میزنه موسسه ساغر جواب میده بهش میگه طلاهارو به ایلول بگو بیاره ساختمون پشت بیمارستان و قطع میکنه دخترا میان ساغر بهشون میگه اونا میترسن سوگل میگه همه با هم بریم بهش بگیم گم شده فریده هم حرفاشونو میشنوه.بعد ایلول یواشکی میره فریده هم به توپراک زنگ میزنه و پشت سرش میرن.ایلول میره اونجا و به کمال قضیه رو میگه کمال هم میخواد خفش کنه فریده و توپراک میرسن و کمال با توپراک درگیر میشه بعدم فرار میکنه ایلول هم همه چیزو بهشون میگه.سرکان گردنبند جمره و عکس تولد پارسال جمره رو به عنوان کادو میده به مارال میگه بده جمره و اونم میدتش و جمره هم کلی خوشحال میشه.فریده میگه باید ازش شکایت کنی ایلول میگه خجالت میکشم و میره توپراک میگه باید راضیش کنیم.شب فریده و توپراک میرن به مسعوده میگن باز حرفشونو باور نمیکنه.سوگل هم تو موسسه ایلول رو سرزنش میکنه که چرا تنها رفته پیش کمال.

 

قسمت هجدهم 18 غنچه های زخمی :

دخترا میخوان برن مدرسه هدیه به ایلول میگه نریمان کارت داره اونم میره میبینه کمال اونجاس میترسه.فریده میاد میبینه دخترا نرفتن اونام میگن منتظر ایلول هستیم هدیه میگه باباش اومده دخترا میترسن ایلول گریه میکنه میاد میگه بالاست بعد ساغر میگه به جرم دزدی تحت تعقیبه فریده به پلیس زنگ میزنه ولی کمال فرار میکنه بعدم قضیه رو به نریمان میگه بعدم دخترا رو میبره مدرسه.جنک سوگل رو مسخره میکنه گونی جلوشو میگیره.یه خدمتکار برای دافنه اینا اومده دافنه باهاش بدرفتاری میکنه سرکان میگه چرا اینکارو میکنی اونم میگه عادت دارم.تو مدرسه سرکان و ایلول با هم حرف میزنن سرکان میگه من دوس دارم باهات باشم ایلول هم میخنده با هم میرن سر کلاس.تو کلاس دافنه به مارال پول میده میگه زنگ که خورد برامون چایی بخر.ایلول و سرکان میان بعد دوباره جنک متلک میندازه و سوگل صدا میده دافنه هم حرصش میگیره که چرا گونی از سوگل دفاع میکنه.برای مدرسه بوشرا پول لازمه مسعوده پول نداره صاحب خونه هم میگه اجارمو بدید اونم سکه هایی که کمال بهش داده بود رو برمیداره که بفروشه.توپراک اومده دنبال فریده نریمان فک کنم منتظر دخترای موسسه هست میگه اینا دست من امانتن فریده میاد قضیه رو میفهمه توپراک و فریده میرن.تو بوفه دافنه به مارال میگه مسابقه خوانندگیه مارال میگه شرکت کنم بعد میگه نمیخوان رقیب تو بشم که دافنه میگه اشکالی نداره برو شرکت کن اونم میره فرمشو پر کنه.مسعوده بوشرا رو میذاره تو موسسه و میره پیش کمال و بهش پول میده اونم دوباره از ایلول بد میگه.سرکان میاد پیشش باباش میگه پول میخوام ۱۰۰ هزار تا ولی نپرس برای کی اونم میگه خبرت میدم.جمره اومده سر قبر مامان باباش و از ساغر براشون میگه بعد میگه من همش شماهارو غرق در خون میبینم و کلی گریه .مسعوده تو حیاط موسسه هست سوگل میگه حرف دخترتو باور کن اونم محل نمیده و میره.توفیق میاد خونه و به نازان میگه اونام فکر میکنن سرکان مواد مصرف میکنه و اتاقشو نیگردن دافنه میاد بهش میگن اگه مصرف میکنه بگو اونم میگه چرت نگید سرکان خلافش اینه که با دخترای یتیم خونه میگرده اونام میرن تو فکر.فریده به توپراک قضیه رو میگه بعدم توپراک نریمان و رو مسخره میکنه و فریده میگه الان فکر میکنه بین ما رابطه ای هست و اینجا دوتاشون کلی دیوونه بازی در میارن.مارال داره تکلیفهای دافنه رو حل میکنه سوگل مسخرش میکنه.مسعوده هم تو خونه غذا نداره درست کنه بوشرا هم ناراحته.بانو به ساغر زنگ میزنه و میگه من مامانتم.

 

قسمت هفدهم 17 غنچه های زخمی :

کمال به مسعوده کلی دروغ در مورد ایلول میگه.میگه همش ایلول بهم‌نزدیک میشد بهم چاقو زد با سنگ زد تو سرم.بعد فریده و توپراک میان خونه مسعوده اونم اول نمیخواد راهشون بده ولی بالاخره راهشون میده اونام در مورد ایلول و کمال صحبت میکنن مسعوده میگه همچین چیزی نیست اونام میخوان برن که تومراک عکس کمال رو میبینه و میفهمه همونیه که دیشب دیده به فریده هم میگه اونام میفهمن که کمال به ایلول تجاوز میکنه.سوگل میره تو استخر ساغر و جمره نیستن گونی میاد میفهمه نقشه بوده بعد گونی رو میندازه توی استخر اونم ادای مرده ها رو در میاره سوگل میترسه میکشتش بیرون بهش تنفس مصنوعی میده دافنه هم فیلمشونو میگیره بعد گونی یهو لب سوگل رو میبوسه اونم عصبی میشه و میره.دافنه فیلمو رو گوشی همه بچه ها میفرسته بعد سوگل میاد بهش میگه سوگل هم با دافنه دعواش میشه گوشی دافنه هم میشکونه به مارال هم میگه حساب تو هم میرسم و میره.ساغر نمیتونه خانوادشو پیدا کنه مثل دیوونه ها به هر کس تو خیابون میبینه میگه تو مامان بابای منی جمره هم نمیتونه جلوشو بگیره.کمال میفهمه بوشرا به ایلول گفته و فرار میکنه پلیس میاد ولی کمال رفته.ایلول همش مضطربه میگه یعنی پلیس دستگیرش کرده یا نه که فریده باهاش کار داره میره پیشش فریده میگه میخوام بهت کمک کنم اونم میخواد همه چیو بگه که کمال زنگ میزنه بهش میگه فردا طلاهارو میاری جایی که میگم اونم گریه میکنه فریده میاد دیگه به فریده هم چیزی نمیگه و میره.جمره و ساغر برمردن موسسه ساغر گریه میکنه سوگل بغلش میکنه و با هم اشتی میکنن.سوگل میره به نریمان میگه ساغر رفته دنبال خانوادش اگه واقعا میدونید بهش بگید جاشونو اونم میگه نمیدونم و سوگل میگه بس بهش امید الکی نده و میره نریمان هم زنگ میزنه به مامان ساغر و میگه دخترت دنبالته.دختره میفهمن طلاها نیست و به همدیگه میگن طلاهارو تو برداشتی و دعواشون میشه در نهایت اشتی میکنن.مارال میترسه بره تو اتاق ولی میره بعدم سوگل قضیه رو به دخترا میگه.فریده به توپراک میگه ایلول میخواست همه چیزو بهم بگه ولی منصرف شد اونم مه با هم از ایلول مراقبت میکنیم.دخترا از هم معذرت خواهی میکنن مارال هم همش میترسه سوگل بلایی سرش بیاره.

 

قسمت شانزدهم 16 سریال غنچه های زخمی :

سرکان و دافنه میان خونه سرکان به نازان از اینکه توفیق عاشق شده نمیگه و میگه تو هتل تنها میمونه.اونم خوشحال میشه دافنه هم عصبی میشه.

توپراک و فریده میان بشتنی بخرن توپراک میگه به خاطر شغلت تحسینت میکنم فریده هم یکم از دخترا میگه بعدم با توپراک میرن.

ایلول خواب میبینه کمال اومده اونجا و میترسه از خواب میپره دوباره میخوابه ومال میخواد ایلولم کلی ترسیده کمال میگه طلاهامو بده اونم جیغ میزنه فریده و توپراک صداشو میشنون و با عجله میان داخل کمال فرار میکنه توپراک میره دنبالش و میبینتش ایلول بهشون چیزی نمیگه توپراک میگه به نظرم داره دروغ میگه.

صبح ایلول تو موسسه به دخترا میگه سوگل میگه وقتی خواستیم طلاهارو بهش بدیم پلیس هم خبر میکنیم.بعدم با ایلول میرن جمره و ساغر نمیرن.صبح از کلانتری به مسعوده زنگ میزنن بهش میگن رو چاقو اثر انگشت نبوده اونم به بوشرا میگه بمون پیش برادرت خودشم میره پیش ایلول.

جمره و ساغر میان از زیر زبون هدیه حرف میکشن و ادرس نونوایی که ساغرو اونجا گذاشتن میفهمن و میرن.دافنه و مروه و الینا با مارال سلفی میگیرن.بعد دافنه به مارال میگه تو گردنبند مامانمو دزدیدی اینم مدرکش مارال ترسیده دافنه میگه باید یه چیزی پیدا کنی تا اونا رو از اینجا بندازم بیرون اونم قضیه خون رو میگه دافنه هم میگه یعنی به سرکانم ربط داره.

ایلول و سوگل به سرکان میگن بعد مسعوده میاد ایلول رو کشون کشون میبره میگه میخوام بدمت دست پلیس همه بچه ها هم میبینن‌.سوگل و سرکان نمیتونن جلوشو بگیرن ایلول میگه میخواستم بکشمش چون بهم تجاوز کرد مسعوده بهش سیلی میزنه ایلول میگه کمال زندست دیشب اومد مسعوده باز عصبانی میشه.

توپراک میاد میگه چخبره مسعوده میره توپراک هم ایلولو میبره موسسه بعدم به فریده میگه اونم میگه باید بریم خونشون.جمره و ساغر نونوایی رو پیدا میکنن ساغر چن تا کیسه ارد میبینه و تصور میکنه خودش اونجا بوده و اشک تو چشمش جمع میشه.مارال تو مدرسه به سوگل میگه ساغر و جمره رفتن استخر اونم میره.بعد مارال به سرکان میگه واقعا ایلولو دوس داری اونم میگه اره.

دافنه به گونی میگه سوگل دوتامونو اذیت کرد بیا انتقام بگیریم.مسعوده میاد خونه کمال اومده به کمال سیلی میزنه میگه پلی دنبالته بعدم میگه تو به ایلول تجاوز کردی؟ایلول زنگ میزنه خونه بوشرا بهش میگه کمال اومده اونم میگه به کسی نگو با من حرف زدی و قطع میکنه و زنگ میزنه کلانتری میگه میخواستم گزارش دزدی بدم.

 

قسمت پانزدهم 15 سریال غنچه های زخمی :

ساغر تو حیاط نشسته دخترا میان ایلول بهش میگه بیا بریم مدرسه سوگل میگه باهاش حرف نزن بعد ساغر میگه من میدونم خانواده دارم سوگل هم عصبانی میشه میگه هیچکس مارو نخواست بعدم همشون گریه میکنن فریده میاد ولی به اون چیزی نمیگن و میرن.هدیه میره به فریده قضیه رو میگه اونم میره که به نریمان بگه دیگه رو بچه ها دست بلند نکنه میفهمه که نریمان میخواد سوگل رو بفرسته یه موسسه دیگه به نریمان میگه اگه همچین کاری بکنی منم میرم میگم رو بچه ها دست بلند میکنی اونوقت به جای سوگل تورو میفرستن اونم عصبی میشه.

تو مدرسه دخترا به سرکان قضیه رو میگن اونم میگه اگه زنده باشه فقطمامانت میدونه بهش زنگ بزن ایلول زنگ میزنه فاطیما جواب میده بهش قضیه رو میگه بعدم ایلول و سرکان میرن پزشکی قانونی.

مارال میره پیش دافنه بهش محل نمیده میگه هر وقت فهمیدی بین سوگل و گونی چی هست باهات دوست میشم اونم میره پیش سوگل میگه من گونی رو میدم به تو برای خودت سوگل میره به گونی میگه تو ازم خدشت اومده مارال رو میفرستی اونم میگه چرند نگو بعد سوگل جلوی همه به گونی میگه که دافنه عاشقته گونی هم میگه دافنه هنوز بچست دافنه هم عصبی میشه و میره.

مسعوده میاد پزشکی قانونی جسد و میبینه ولی نشون نمیده که چیزی بگه ایلول و سرکان هم میرسن مسعوده میاد بیرون ایلول میبینتش میره پیشش میگه خاله فاطیما بهم گفت مسعوده هم میگه کمال نبود.دافنه تو سالن ورزش داره گریه میکنه گونی میاد به دافنه میگه تو مثل خواهرمی دافنه هم میگه من از مردای بالغ مثل اقا توپراک خوشم میاد و میره.ساغر میاد موسسه و ناراحته.

دافنه به مارال میگه از دستت عصبانی نیستم و بیا بعد مدرسه بریم خونمون اونم قبول میکنه.سرکان و ایلول مسعوده رو میارن خونه بعد ایلول میره داخل درو میبنده.وقتی میخواد بره میبینه سرکان منتظرش وایساده بعد با هم میرن.مارال و دافنه میرن خونه دافنه مارال همش از خونه تعریف میکنه نازان میاد میگه این کیه دافنه میگه هم کلاسیمه بعد با مارال میرن تو اتاقش و مارال شوکه شده که چقد دافنه لباس و وسایل داره بعد مارال از یه گردنبند خوشش میاد دافنه میگه بر دار مال خودت.

شب ساغر برای شام نیومده سوگل همش نگرانشه..جمره هم ساندویچو میده به ساغر اونم میخوره ساغر میگه فردا میخوام برم دنبال خانوادم جمره میگه منم باهات میام.ایلول تو حیاطه که فریوه میاد و میبینتش و با خودش میبرتش خونش.سوگل میفهمه ایلول نیست میترسه هدیه بهش میگه با فریده رفته.توپراک به فریده میگه بیا بریم بستنی بخوریم اونم میگه ایلول هست نمیشه ایلول میگه شما برید من راحتم اونام میرن

 

قسمت چهاردهم 14 سریال غنچه های زخمی :

یاووز توی زندان اعتراف میکنه که با کمال بوده.ودات میاد دنبال فریده میبینه با توپراکه بهش میگه با بابات صحبت کردم از این تونه میریم فریده هم عصبی میشه میره به باباش میگه از ودات جدا شدم بهم خیانت کرده اونم وداتو بیرون میکنه.

پلیسا میان تو دم خونه و به مسعوده میگن کمال دزدی کرده طلا دزدیده بعدم خونه رو میگردن اونم یادش میاد که کمال قبل رقتنش بهش طلا داده.نازان اعصابش خورده و داره خونه رو تمیز میکنه سرکان میاد به سرکان میگه شماهام میرید یش باباتون من تنها میمونم اونم میگه همچین چیزی نیست و ارومش میکنه.

صبح دخترا دارن میرن مدرسه مارال میبینه یه نامه برای ایلول اومده بهش میده بعدم سوگل مارال و دک میکنه که بره بعدم پاکتو باز میکنن دستبند ایلول داخلشه اونم میگه پای رودخونه گمش کردم بعد یه نوشتم داخلشه که نوشته دلت برای عمو کمالت تنگ شده؟.اونم به دخترا میگه کمال زندست همشون شوکه میشن.

ساغر میره پیش نریمان و بهش میگه بهتدن میگم اونشب چرا این اتفاق افتاد ولی پاکتو بهم بدید اونم میگه باشه بعد میگه اونشب سوگل از عمد اعتراض راه انداخت بعد نشون نمیده که چی میگه.جمره میگه کارمون تمومه میاد و میکشتمون بعد سوگل متوجه میشه که ساغر نیست هدیه میاد بهشون میگه نریمان کارتون داره زود بیاید.

توپراک داره ورزش میکنه سرو صدا میکنه فریده بیدار میشه میره بهش میگه یواشتر نمیذاری بخوابم.بعد وزنه رو میبینه میگه یعنی اینقد زورت زیاده که اینو بلند میکنی.بعدم میفهمه دیرش شده و سریع میره.دخترا میرن ساغر از تو اتاق نریمان بیرون میاد پاکت دستشه میره بیرون.کاغذ توی پاکتو میخونه و گریه میکنه.

ایلول میخواد همه چیرو به نریمان بگه که ساغر میاد و میگه بهم دروغ گفتی نریمان لیست غذاهارو داده به ساغر بعد ساغر میگه منم بهت دروغ گفتم اونشب رفتن بار همه تو موسسه بودن که نریمان میخواد بهش سیلی بزنه سوگل دستشو میگیره و میگه نمیذارم اونم عصبی میشه و بیرونشون میکنه.هدیه به دخترا میگه نباید اینکارو میکردین.

ایلول میگه میرم به پلیس همه چیو میگم سوگل میگه دیونه نشو.سرکان و دافنه برای نازان ساندویچ درست میکنن ولی اون نمیخوره.به مسعوده زنگ میزنن میگن یه جسد تو اب پیدا شده برای شناسایی بیا اونم شوکه میشه.

 

قسمت سیزدهم 13 سریال غنچه های زخمی :

فاطیما میاد تو اتاق پیش مسعوده اون زنی که اونجاست بهش میگه که ایلول دسته چاقو رو پاک کرده.دافنه تو مدرسه با زرنگی به مارال نزدیک میشه و میگه با هم دوست بشیم و اینا تو مثل اونا نیستی اونم قبول میکنه.

ایلول به دخترا میگه مامانم گفته تا وقتی کمال برگرده بیا خونه جمره میگه اون که دیگه برنمیگرده سوگل میگه باید همه چیو فراموش کنیم سرکان میاد سوگل به سرکان میگه مارال خونو دیده بعدم همشون به ایلول میگن ما همیشه کنارتیم نگران نباش.توفیق میاد خونه و به نازان میگه باید جدا شیم اونم شوکه میشه.

ایلول داره وسایلشو جمع میکنه جمره بهش میگه برو دیگه هم اینجا نیا.بعدم ایلول میره که به نریمان بگه میخوام برم.فریده هر چی منتظر تاکسی وایمیسه هیچکی نیست مجبور میشه با توپراک بره چون باباش داره میاد.

نریمان به ایلول میگه فعلا برات مرخصی رد میکنم مامانت که حالش خوب شد بیاد برگه هارو امضا کنه ببرتت اونم میگه باشه.فریده یه جایی دورتر از خونه پیاده میشه باباش اومده و میرن با هم میرن داخل.نریمان به ساغر میگه بیا پیشم میخواد از زیر زبونش حرف بکشه بهش یه پرونده نشون میده میگه ادرس خانوادت داخل اینه بهم بگو قضیه چی بوده تا بهت بگم ولی اون چیزی نمیگه نریمان میگه روش فکر کن.

فاطیما تو خونه قضیه چاقو رو به مسعوده میگه اونم میره تو فکر.ساغر از اتاق نریمان میاد بیرون میگه میخواست از زیر زبونم حرف بکشه ولی چیزی بهش نگفتم بعدم با سوگل و ایلول میرن که ایلولو بدرقه کننایلول میاد خونه مسعوده قضیه رو بهش میگه اونم میگه من کاری نکردم و اینا بعد میخواد بگه شوهرت بهم تجاوز کرد که مسعوده بهش سیلی میزنه و میگه کمالم نمیکنه همچین کاری.ایلول هم میگه تو فقط برای من مادری نکن و با گریه از خونه میره.

توفیق یه برگه به نازان میده میگه امضا کن اونم پارش میکنه بعدم دافنه و سرکان میان قضیه رو به اونا هم میگه توفیقو هم از خونه بیرون میکنه.ایلول همش گریه میکنه مارال هم در مورد مسعوده بد میگه سوگل میبرتشون بیرون ساغر میگه دوستا بهتر از خانواده هستن سوگل هم میگه خودم خانوادتو برات پیدا میکنم.

شب دافنه به نازان میگه الکی که از هم جدا نمیشید نازان هم میگه دیگه شما پدری ندارید.مسعوده میره پتو رو بکشه رو بوشرا اون نمیذاره و میگه منم مثل خواهرم بفرست یتیم خونه.

ودات اومده پیش فریده و پدرش و میگه کارای عروسی رو بکنیم.فریده همش باهاش سرده باباش هم میفهمه.فریده میره بیرون توپراک میاد فریده هم میگه ودات داره سوء استفاده میکنه توپراک هم میخنده.

 

قسمت دوازدهم 12 سریال غنچه های زخمی :

بچه مسعوده رو میارن اونم همش نگرانه کماله ایلول هم ترسیده دخترا تو موسسه حالشون بده جمره میگه همش تقصیر منه هر جا میرم بدشگونی میبرم باعث میشم همه بمیرن و میره بیرون.

شب سرکان حالش خوب نیست توفیق میگه چی شده اونم چیزی نمیگه و دافنه میگه دیشب تا صبح با گونی بوده و نازان هم به توفیق متلک میندازه.

مسعوده میخواد چاقو رو بده به پلیس ایلول به سرکان زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم بهش میگه چاقو رو پاک کن.

توپراک میره خونه گیلاس خریده میخواد به فریده هم بده درشو میزنه فریده میاد بعدم ودات میاد فریده میره ظرف بیاره ودات به توپراک میگه خوب ادای همسایه هارو درمیارید توپراک میره.

پلیس میاد مسعوده به ایلول میگه چاقو رو بیار اونم پاکش میکنه که اون زنی که تو اتاقه میبینه.فریده به ودات میگه فقط چن روز باید نقش بازی کنیم حال بابام خوب نیست بعدم بهش میگه بره اونم میره توپراک هم از تو بالکن میبینتش و خوشحال میشه بعدم گیتار میزنه و میخونه فریده میره بهش میگه ما با هم اشتی نکردیم به خاطر بابام که قلبش درد میکنه مجبوریم نقش بازی کنیم توپراک هم میگه به من ربطی نداره و میگه خوابم میاد فعلا فریده هم میره.

سرکان تو حیاط تو فکره دافنه میاد پیشش میگه میدونم دیشب با گونی نبودی اونم میگه درسته با ایلول بودم دافنه در مورد ایلول بد میگه سرکان میگه اینطوری نگو چرا تقلبو انداختی تو کیفش که دافنه میگه با مامان تقلبی کردیم اون نگهبانی داد من تقلبو نوشتم.

مارال تو حیاط موسسه خون میبینه میره به دخترا میگه یه قتل تو حیاط پشتی انجام شده اونام میترسن میرن پاک کنن نمیشه روش نوشابه و ابمیوه میریزن مارال هم با دخترا میان و همه با مارال میخندن و میرن.

صبح فاطما میاد پیش مسعوده و ایلول هم میاد که بره مدرسه.نریمان داره حیاط و نگاه میکنه و ابمیوه رو میبینه به هدیه میگه بهشون بگو بیان جمع کنن.مارال تو مدرسه میخواد از زیر زبون ایلول حرف بکشه اونم بهش میگه بهم حمله کرد که یه دفعه سوگل اینا میرسن و ایلول میگه قضیه رو بهش گفتی اونم میگه دروغ میگه جمره میگه من با ایلول دعوام شد. مارال میگه پس کی رو میخواستید پیدا کنید جمره میگه یکی تو دفترم فحش نوشته بود اونو میخواستیم پیدا کنیم.مارال میره جمره هم به دخترا میگه نباید به کسی چیزی بگیم.

 

قسمت یازدهم 11 سریال غنچه های زخمی :

سرکان میخواد بره خدمتکارشون میاد میگه چرا پیرهنت خونیه نازان هم میگه چی شده سرکان میگه با گونی بودیم یکی به سگ زده بود منم بردمش کنار خیابون نازان هم به گونی زنگ میزنه اونم میگه اره ولی شک میکنه.

سوگل و جمره اینا نوشته رو پاک میکنن بعد مارال دوباره متلک میندازه سوگل سرش داد میزنه اونم قهر میکنه بعد سوگل به مارال پول میده و به ایلول زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم میترسه بوشرا و فاطما هم میان بیمارستان.

فریده برمیگرده ماشین کمالو پیدا میکنن سوگل تو مدرسه به سرکان میگه تو نوشتی اونو اونم میگه نه.گونی از سرکان میپرسه دیشب چی شده اونم میگه همون که مامانم گفت گونی میگه منو نمیتونی گول بزنی اگه بهم نگی میرم به مامانت میگم اونم میگه پس منم میگم که به دخترا افترا زدیم و میره.

سوگل سر کلاس توی کیف گونی اسپری رنگ میبینه فکر میکنه کاره اونه میخواد بره باهاش دعوا کنه ساغر جلوشو میگیره میگه درست ازش بپرس.

بچه مسعوده به دنیا میاد پسره و هر چی دنبال کمال میگردن پیداش نمیکنن به یاووز هم زنگ میزنن ولی پلیس اونو دستگیر کرده و به پلیس میگه تنها بودم کسی دیگه باهام نبود.

جمره تو دستشوییه دافنه و الینا و مروه میرن و مسخرش میکنن اونم میگه ممنونم که یه کاری کردین یادگار مامانمو بدم و جمره قدیمی رو اونجا خاک کنم و میره.

سوگل میاد پیش گونی و ازش در مورد اون نوشته میپرسه اونم میگه چه نوشته ای من نمیدونم و میره.مامان فریده بهش زنگ میزنه و میگه بابات میخواد بیاد که با ودات صحبت کنه اونم نمیدونه که چی بگه.

سرکان اومده بسکتبال بازی کنه ولی فکرش مشغوله توپراک میاد میگه بهم بگو چی شده اونم چیزی نمیگه و میره.شب همه شون ترسیدم سوگل میگه تا الان اتفاقی نیافتاده اون منظورش ما نبودیم.

راننده تاکسی میاد و چاقویی که تو ماشین بوده میده به مسعوده و میگه دیگه شوهرت دم در خونه من نیاد و میره ایلول هم ترسیده چون اون چاقوییه که به کمال زده مسعوده هم پلیس خبر میکنه که بده به پلیس.

شب دافنه سر میز دوباره صحبتو میکشونه به سرکان نازان میگه جلو بابات نکن.بعدم به توفیق متلک میندازه که دستیارتو هم با خودت بردی جلسه.

 

قسمت دهم 10 سریال غنچه های زخمی :

ایلول میاد پیش کمال اونم میخواد بهش نزدیک بشه ساغر و سوگل میان جلوشو بگیرن اونا رو میزنه ایلول هم یه سنگ میزنه تو سر کمال و میفته سوگل میگه مرده(در اصل کمال نمرده)بعدم ایلول قضیه رو تعریف میکنه براشون.سوگل میگه باید جنازه رو ببریم و ایلول میگه سرکان کمکم میکنه و میره بهش بگه سوگل یه اعتراض راه میندازه دخترا میگن غذای خوب میخوام و باید توالت ها تعمیر بشه دیگه هم کشیده بهمون نزنی.نریمان هم از پسشون بر نمیاد به فریده خبر میده.

ایلول از توی فیسبوک به سرکان پیام میده اونم میاد بعد میخوان جنازه رو ببرن جمره میاد که ساغر میگه اینو هم بکشیم؟سوگل میگه چرت نگو بعدم قضیه رو به جمره میگن اونم میگه به کسی نمیگن همشون میرن که کمال رو بندازن تو رودخونه.فریده بچه ها رو اروم میکنه.دخترا کمال و میندازن تو رودخونه و میرن ماشینو پاک کنن طلاها رو میبینن سرکان میگه خوبه اینا رو بر میداریم که فکر کنن دزدی کردیم بعدم همشون قسم میخورن که چیزی به کسی نگن.سرکان میاد خونه نازان میگه تا صبح کجا بودی اونم چیزی نمیگه و میره تو اتاقش‌.

نریمان قانونا رو عوض میکنه مارال به سوگل میگه دیشب اعتراض راه انداختی بعدش غیبتون زد کجا بودید اونم میگه همین دور و برا بودیم.دخترا تو اتاق نگرانن که فریده میاد به ایلول میگه حال مامانت بد شده و بردنش بیمارستان اونا میرن.

سوگل و ساغر میرن طلاهارو چال میکنن.تو بیمارستان مسعوده به ایلول میگه به کمال خبر بده تا اونم بیاد.دخترا میخوان برن مدرسه میان تو حیاط یکی با رنگ توی حیاط نوشته میدونم دیشب چیکار کردین.اونام شوکه میشن.بعد ساغر میگه کار جمره هست اونم میگه من نکردم بعد مارال میاد میبینه میگه خوب حالا بگین دیشب چه غلطی کردین که سوگل میگه منظورش همون اعتراض دیشب بوده و میره رنگ میاره بزنه روش.

فریده به ایلول میگه نمیدونی کمال کجاست به تلفنش زنگ میزنم جواب نمیده اونم میگه نمیخوام راجب اون ادم چیزی بشنوم و میره.نازان و دافنه و سرکان دارن صبحونه میخورن دافنه غر میزنه میگه من اگه دیر بیام مامان باهام چیکار که نمیکنه ولی تو تا صبح بیرون باش کاریت ندارن.نازان به سرکان میگه دیشب کجا بودی میگه با بچه ها یکم گشتیم و بعدم بلند میشه که بره.

 

قسمت نهم 9 سریال غنچه های زخمی :

بچه ها امتحانشونو میدن دافنه تقلبشو میندازه تو کیف ایلول سرکان میبینه بعد دافنه به معلمشون میگه ایلول تقلبی کرد من دیدم.بعد سرکان میگه من تقلبو انداختم تو کیفش.ایلول میخواد بره پیش بوشرا کمال دم در مدرسه وایساده.

دافنه میره به جمره میگه ما دوستای قدیمی هستیم بیا بعد مدرسه بریم یکم بگردیم اونم قبول میکنه و باهاش میره ساغر میگه ببین دو دقیقه ای ما رو فروخت مارال هم میگه اگه منم یه دوست پولدار داشتم همین کارو میکردم.

سوگل میره دم در ایلولو کمالو میبینه بعد کمال میره ایلولم دوباره حرف نمیزنه و میره.

یه اشپز جدید اومده تو موسسه غذاهایی که درست میکنه خیلی بده هدیه میره به فریده میگه اونم میره به نریمان میگه ولی نریمان به حرفش محل نمیده.

سرکان میاد خونه نازان میگه چرا تقلبی کردی اونم میگه دافنه کرد انداخت تو کیف ایلول نازان هم میگه دافنه نمیکنه.دافنه و جمره و آلینا و مروه اومدن بیرون بعد هی به جمره متلک میندازن.

فریده میره خونه میبینه ایرم همه جارو بهم ریخته.پلیس میاد پیش کمالو ادرس یاووز دوستش که با هم دزدی کردن و ازش میپرسه اونم میگه نمیدونم.فریده دیگه کلافه شده میره به توپراک میگه بیا نجاتم بده اونم میگه باشه.

دخترا توی یتیم خونه غذاهارو نمیخورن و اعتراض میکنن میگن ما غذای خوب میخوایم نریمان هم میاد سرشون داد میزنه.جمره اینا میرن غذا بخورن که اون هیچی نمیخوره دافنه اینا به بهانه مختل میرن اونم مجبور میشه به جای پول گردنبندی که مامانش بهش داده رو بده.

شب ساغردوباره میگه خانواده دارم و اینا سوگل هم بهش میگه بیا بریم تو اتاق نریمان رو بگردیم و میرن هدیه میاد اونام فرار میکنن هدیه هم برای نریمان زنگ میزنه.

کمال وسایلاشو جمع کرده میخواد بره میگه برادر یکی از دوستام مرده چن تا سکه هم میده به مسعوده میگه برای خرج زایمانت خریدم.فریده و توپراک جلوی ایرم طوری رفتار میکنن انگار دوست دختر و دوست پسر هستن اونم یه کشیده به توپراک میزنه و میره.

کمال زنگ میزنه موسسه به ایلول میگه بیا حیاط پشتی وگرنه پلیس میگم بیاد اونم میره.سوگل هم مشکوک شده.

 

قسمت هشتم 8 سریال غنچه های زخمی :

دوست فریده اومده پیشش و میگه ودات پشیمونه بعد ودات پیام میده میگه سهممو که برای اجاره خونه دادم بهم پس بده.

ساغر میاد به سوگل میگه جمره رفته دستشویی بیرونم نمیاد اونم میترسه و میره مرال تو دستشوییه بعد جمره میاد سوگل میگه ترسیدم دوباره خودتو بکشی ساغر هم صداشونو میشنوه.میره به نریمان میگه اونم ادرسو بهش نمیده.

مسعوده به کمال میگه دیگه نمیخواد به کسی کمک کنی ایلول زنگ میزنه خونه مسعوده بهش میگه کمال میگه خوبه چاقو رو دارم اونم شوکه میشه نریمان میره سر جمره داد میزنه اونم میره به سوگل میگه بعد میفهمن کار ساغر بوده میخوان بزننش فریده میاد جداشون میکنه و قضیه خودکشی و میفهمه میگه منم نامزدم بهم‌ خیانت کرده پس بیاین با هم خودکشی کنیم.

کمال میره ماشینو بده به دوستش اونم میگه یه پیرزنه هست تنهاست خیلی پول داره بریم بدزدیم کمالم قبول میکنه.شب دخترا ریاضی بلد نیست جمره بهشون یاد میده ساغر هم ازش معذرتخواهی میکنه.

دافنه ماسک زده و ترانه میخونه نازان میاد میگه ریاضی خوندی اونم میگه اره نازان بهش میگه اگه نمرت از اون دخترای یتیم خونه کمتر شد من میدونم و تو.بعدم میره پیش سرکان و میبینه داره برای ایلول پیام میده از دست اونم عصبانی میشه.

کمال و دوستش میرن دزدی میکنن و یکی صورت دوستشو میبینه اونم بهش یه مقدار پول میده و میگه از اینجا یه مدت برو طلاهارم خودش برمیداره.شب ساغر به سوگل میگه نریمان بهم گفت جای پدرو مادرمو بهم میگه که منم گفتم.یه نفر اومده پیش توپراک همش بهش میگه دوست دارم بعد فریده میاد اونو میبره پیش خودش و اونم همش حرف میزنه فریده هم میره بخوابه.

فردا صبح فریده میره سر کار ولی ایرم هنوز اونجاست.توپراکو میبینه بهش میگه همتون مثه همید و میره.تو مدرسه دافنه میفهمه جمره به دخترا ریاضی یاد داده میگه حسابشو ازش میپرسم.سرکان هم به ایلول میگه برو خودتو معرفی کن گونی میاد ولی ایلول بهش محل نمیده و میره.

دافنه میره که جوابای ریاضی رو برداره نازان میاد اول بهش میگه بذارش سر جاش ولی بعد بهش میگه جوابارو بنویس اونم مینویسه و میره.

 

قسمت هفتم 7 سریال غنچه های زخمی :

جمره میره خونشون ولی املاکی قفل رو کلا عوض کرده و داد میزنه که چرا در باز نمیشه
ایلول قضیه دزدی رو به سوگل میگه مارال با پول دزدی برا خودش لوازم ارایش خریده . ایلول و سوگل و ساغر توی دستشویی به مارال به خاطر دزدی که کرده یه درس حسابی میدن .سوگل از بچه های پرورشگاه میخواد که ۱۰۰ لیر بهش بدن .

فریده میره رستوران وقتی با دوستش از رستوران میاد بیرون بابا سرکانو به یه زن میبینن. کمال ایلولو دوباره تهدید میکنه . ایلول با سرکان چت میکنه و بهش میگه فردا اونی که میخوامو‌ میکشم .

سوگل میره دستشویی میفهمه جمره توی دستشوییه ولی جمره هیچ صدایی ازش در نمیاد نگران میشه جمره میخواد با یه شیشه رگ دستشو بزنه و خودکشی کنه اما سوگل میاد داخل و نجاتش میده.

نریمان با پول و چایی و کیک ساغرو میخواد گول بزنه که خانوادش کین و کجان تا بفهمه کی لباسا رو اتیش زده و اون پانسمان خونی برا کیه

ایلول به کمال زنگ میزنه باهاش قرار میزاره ایلول تو مدرسه نصف پول سرکانو میده و میگه بعدا بقیشو میدم ک میره سر قرار  .

سرکان یاد چت هاشون میفته و ایلولو تعقیب میکنه توی راه ایلول یه چاقو میخره . توفیق پدر سرکان کامپیوتر ها رو تهیه کرده . ایلول سر قرار میاد کمال سعی میکنه بهش نزدیک بشه ایلول با چاقو میزنتش . سرکان میبینه و سریع میاد با کمال درگیر میشه سرکان و ایلول فرار میکنن و یادشون میره چاقو رو بردارن کمال چاقو رو به عنوان مدرک برمیداره سرکان به اورژانس زنگ میزنه و جای کمالو میگه که زخمی شده اما از ایلول چیزی نمیگه ایلول به سرکان همه چیزو میگه که ناپدریمه و میخواست تجاوز کنه بهم ایلول هم میفهمه اون شخص ناشناس تو فیسبوک سرکانه .

 

قسمت ششم 6 سریال غنچه های زخمی :

سرکان با یه اکانت ناشناس به ایلول پیام میده و بهش میگه که منم مثل تو ناراحتم ایلول : تو کی هستی ؟سرکان : یه نفر که نخواستی اونو بشناسی دستشو نگرفتی ولی با تو کلی تفاهم داره ایلول : مطمئن نیستم تو تا حالا خواستی کسی رو بکشی سرکان اینو میبینه تعجب میکنه و میگه : کشتن اون نفر خوشحالت میکنه ایلول دیگه جوابشو نمیده .

جمره خواب پدر و مادرش رو میبینه و بلند میشه میره تو حیاط تمام وسایل و لباساشو اتیش میزنه و داد میزنه و گریه میکنه و میگه بدبختیام به خاطر پول و لباساست ایلول صدا فریادشو میشنوه بیدار میشه میره پایین تو حیاط میگیرتش و دلداریش میده جمره میگه : اگه لباس و این وسایلا رو از بابام نمیخواستم هیچ وقت خودشو نمیکشت و گریه میکنه تو بغل ایلول .

نریمان داد و بیداد میکنه که کی لباسارو اتیش زده بچه ها میفهمن که کار جمرست و به هم قول میدن که به کسی نگن. ایلول به خونه زنگ میزنه اول کمال برمیداره قطع میکنه بعد بشرا برمیداره و میگه مامان افتاده لبش زخمی شده ایلول ناراحت میشه و سریع میگه گوشی رو بده مامان مسعوده . مسعوده خوشحال میشه ولی به روی خودش نمیاره .

فریده فهمید کار جمرست و بهش میگه که میدونم کار توعه اگه مادر پدرت زنده بودن دوست داشتن تو همیشه خوشحال باشی جمره : یه سوال میپرسم تو پدرت مادرت رو کشته و بعد خودش رو ؟ نه دیگه به من امید نده
دفنه میره مدرسه و به بچه ها میگه من همه چی رو میدونم و از جنک سواستفاده میکنه و بهش دستور میده میگه جنک جون بند کفشمو ببند جنک از ترس بندشو میبنده همه بچه ها مسخرش میکنن .

توفیق میاد پرورشگاه از همه معذرت خواهی میکنه و میگه نازان برا بچش این کارو کرده و میخواد به پرورشگاه کمک مالی کنه فریده : ما صدقه نمیخوایم از شما توفیق: من هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم فریده : که اینطور پس بچه ها به رایانه نیاز دارن اینجا سیستم انچنانی نداره توفیق: اون با من حلش میکنم ?

بچه ها به غذای بقیه دانش اموزا نگاه میکنن و پولاشونو میزارن رو هم تا یه چیز درست حسابی بخرن مارال میره بخره بوراک هم جلوشه که ۱۰۰ لیر از جیب بوراک میفته و مارال برا خودش برمیداره سرکان اون لحظه رو میبینه
بوراک میگه پولم نیس یکی دزدید زنگ بزنید پلیس مارالم نمیخواد قبول کنه پولو برداشته ‌و سرکان ۱۰۰ لیر خودشو میندازه همونجا میگه بیا بوراک پولت رو زمینه ایلول میبینه و میفهمه قضیه رو .

 

قسمت 5 پنجم سریال غنچه های زخمی :

جمره میره به خونشون که حالا دولت برا فروش گزاشتش و خاطراتشو یادش میاد .

کمال مسعوده رو تعقیب میکنه تا بفهمه ایلولو کدوم موسسه گزاشته . بچه ها توی مدرسه کلاس شنا دارن اما بلد نیستن شنا کنن . گونی و سوگل میان استخر . گونی به همه میگه که سوگل ازم معدرت خواهی کرد . ایلول و ساغر و مارال تعجب میکنن از کارش .

معلم شنای بچه ها میاد که کسی نیست جز توپراک و از همه میخواد جمع بشن و برن توی اب . چون گونی و سوگل دیر اومدن و مایو تنشون نیس از توپراک اجازه میگیرن تا برن رختکن لباساشونو عوض کنن .

املاکی یه زوج میاره خونه جمره اینا تا شاید خونه رو بخرن و جمره داخل خونست وقتی اینا رو میبینه شروع به فریاد زدن میکنه و میگه از این خونه برید اینجا کلی خون ریخته شده پدر و مادرم مردن پدرم مادرمو کشت و اونا رو از خریدن خونه منصرف میکنه .

ایلول شنا بلد نیست که بقیه مسخرشون میکنن . سوگل میره رختکن پسرا گونی داره لباساشو عوص میکنه که سوگلو میبینه و تعجب میکنه میگه برا چی اومدی اینجا سوگل میگه ببخشید چون اینجا ها رو بلد نیستم اشتباهی اومدم بعد سوگل به بدن گونی نگاه میکنه میگه اونقدم بد نیستی به بدنت دارم نگاه میکنم گونی خوشحال میشه میگه باشگاه میرم دیگه سوگل : بیا یه روز با هم بریم باشگاه اصن امروز بریم باشگاه گونی : سوگل زحمت نکش همینجا لباساتو عوض کن سوگل میگه باشه و گونی بهش نزدیک میشه و سوگل با پاش میزنه جای حساسش و گونی ناخود اگاه پخش زمین میشه و سوگل لباساشو میندازه توالت و میره .

سوگل میاد و توپراک بهش میگه برو شنا کن و اونم ماشالااا شناش حرفه ایه بچه ها ازش میپرسن چطوری بلدی اونم میگه منم ۵ سال یه خانواده داشتم از اونا یاد گرفتم .
توپراک یکی از بچه ها رو میفرسته دنبال گونی چون نیومده هنوز .
سوگل تو حیاط قضیه رو براشون تعریف میکنه و میگه چه بلایی سر گونی اومده گونی با لباسای مسخره سریع مدرسه رو ترک میکنه همه بهش میخندن .

شب شده سرکان همه چی رو برا پدرش میگه که ما تقصیر داشتیم و اونا بی گناهن و توفیق وقتی اینو میفهمه سر نازان داد میزنه . سرکان میره پیش دافنه میگه گونی یه کثافته از دخترا سو استفاده میکنه دافنه میگه شاید من از این کثافتا خوشم بیاد .
مسعوده و بشرا میاد موسسه و کمال جاشونو پیدا میکنه ایلول بشرا رو میبره پیش خودش و اصن اهمیتی به مسعوده نمیده .

فریده تو این مدت یکم با مسعوده حرف میزنه که بشرا میاد و باهم میرن وقتی اینا میرن کمال میره پیش ایلول و بهش میگه اگه باهام نباشی همه چی رو سر خواهرت و مادرت در میارم ایلول : تو رو خدا نکن دو نفر میان و ایلول سریع فرار میکنه و میره .

شب شده هدیه خانوم‌لباسای جمره رو میاره ساعر و مارال میخوان به لباساش دست بزنن که اون جمره سرشون داد میزنه مارال به جمره میگه : دختر دیگه دورت تموم شد پرنسس نیستی سوگل میره جمره رو اروم میکنه

بشرا تو خونه از ایلول میگه و کمال قاطی میکنه و داد میزنه و به مسعوده سیلی میزنه

شب ایلول پست میزاره سرکان میخواد بهش پیام بده پشیمون میشه

 

قسمت 4 چهارم سریال غنچه های زخمی :

سوگل یه کت انتخاب میکنه همون مال جمرست .فریده هر مدرسه ای زنگ میزنه دخترا رو قبول نمیکنن نریمان هم غر میزنه . بعد فریده میره تو مدرسه و به نازان میگه باید به بچه ها بورسیه بدی وگرنه منم ابروی پسرا رو میبرم اونم در نهایت قبول میکنه . فریده با دخترا میاد مدرسه و دافنه و جمره و دخترا مسخرشون میکنن سرکان خوشحاله . سر کلاس دافنه و جمره عکس دخترا رو برا همه میفرستن و مسخرشون میکنن. جمره کتشو تو تن سوگل میبینه و بهش میگه تو کهنه منو پوشیدی لیاقتت همینه اونم در میاره و میندازه جلوش ولی ساغر برش میداره و میره میگه لازممون میشه . سرکان میره از ایلول معذرت خواهی میکنه اونم یه سیلی بهش میزنه و میره . شب سینان‌ بابای جمره حالش خوب نیس . ایلول میگه ما باید تلاشمونو بکنیم تا بورسیمون قطع نشه ساغر هم میگه حق داره .شب توفیق میگه از کار شما زنا سر در نمیارم چطوری قبولشون کردی اونم میگه گناه داشتن . سینان میخواد خودکشی کنه ملک مامان جمره میاد میگه نکن اونم میگه ما تموم شدیم بعد میخواد شلیک کنه که ملک میخواد جلوشو بگیره میخوره تو قلب ملک و میمیره و جمره هم میاد شوکه میشه که سینان هم خودشو میکشه اونم همش جیغ میزنه . روز بعد مامان باباشو خاک میکنن اونم همش گریه میکنه و هیچ کدوم از فامیلاشون جمره رو قبولش نمیکنن اونم به یتیم خونه نگاه میکنه روز بعدش جمره با یه چمدون میره به یتیم‌خونه و دخترا هم تو حیاطن کتشو تو تن ساغر میبینه و میخنده و گریه میکنه .
نازان به جمره در مورد باباش بد میگه اونم باهاش دعوا میکنه نازان بهش میگه از این به بعد باید بهم نازان خانوم بگی(زنیکه کثافت اشغال) جمره میره هیچکی بهش محل نمیزاره مروه و الینا و دافنه دارن در مورد جمره صحبت میکنن جمره میاد دافنه نمیزاره پیشش بشینه جمره میره تکو حیاط سرکان میره پیشش ولی میره.گونی تو کلاس ایلولو مسخره میکنه سوگل به گونی حمله میکنه و دوتاشونو میبرن پیش مدیر. ایلول به سرکان میگه دست از سر جمره بردار .مسعوده بورک‌درست کرده برای ایلول ولی کمال ادرس اونجا رو نمیده و میخواد خودش بره . سوگل پبش مدیر از گونی معذرت خواهی میکنه چون میخواد خودش حال گونی رو بگیره گونی هم خودشو بالا میگیره و باهم میرن از دفتر 

 

قسمت 3 سوم سریال غنچه های زخمی :

سوگل و ساغر میان و اونجا با پسرا دعواشون میشه پلیس میاد و سوگل میگه شکایت داریم گونی هم میگه ما هم شکایت داریم در قبال پول بهمون پیشنهاد رابطه دادن و پلیس میبرتشون کلانتری . توپراک برای فریده چای میاره هدیه به فریده زنگ میزنه و قضیه رو میگه . دافنه با نازان میگه جمره اینا از ما پولدار ترن بعد از کلانتری زنگ میزنن و نازان هم‌میره کلانتری پسرا رو ازاد میکنن ولی دخترا رو میخوان برای معاینه بکارت بفرستن اونا هم همش گریه میکنن . سرکان میگه من همه چیزو میگم گونی میگه تو از ایلول خوشت اومده اگه بگی میگم همه چی تقصیر تو بوده. سرکان به نازان میگه وکیلشون میگه فردا برو به موسسه و با مدیرشون حرف بزن و بگو دلمون سوخته و شکایتمونو پس گرفتیم شما هم منصرف بشید اونم میگه باشه . دخترا رو میبرن برا معاینه یه خبرنگار ازشون عکس میگیره . فریده از باباش کمک میخواد . نازان میره موسسه و با نریمان صحبت میکنه اونم میگه باش شکایتمونو پس میگیریم . سوگل و اول میبرن معاینه بعد میخوان ساغر و ببرن که زنگ میزنن میگن شکایتشونو پس گرفتن سوگلم میگه همه چی همیشه سر من خراب میشه . تو مدرسه گونی به سرکان محل نمیزاره . جمره میگه چشونه دافنه میگه یه قضیه دیگست حالا نگاه کن . دخترا میان موسسه نریمان دعواشون میکنه و میگه حرف شما ها رو باور نمیکنم‌ایلول میگه همش تقصیر مارال بود بعد نریمان به مارال میگه بالاخره یه بچه نامشرول مثل خودتو میاری فریده میگه بسه دیگه .

فریده میاد تو اتاقش و ناراحته ودات بهش زنگ میزنه جوابشو نمیده . سوگل داره گریه میکنه ایلول براش شام میاره و ازش تشکر میکنه . شب ودات میاد در خونه فریده و اونم‌ راش نمیده و باهاش بحث میکنه به توپراک هم قضیه رو میگه . صبح ایلول میره مدرسه و خبرو میبینه و سریع برمیگرده مسعوده هم داره گریه میکنه کمال هم‌میگه دیگه اون دخترو تو خونم راه نمیدم (کثافت) . دافنه و جمره و مروه و الینا هم خبرو میبینن دافنه شک میکنه . سرکان میاد و به گونی نشون میده خبرو . ایلول میاد موسسه و میبینه دخترا هم اونجا نشستن بعد هدیه یه سری لباس میاره میگه اینا همش نو هست فقط به شما نشون دادم .

 

قسمت 2 دوم سریال غنچه های زخمی :

ساغر و سوگل میان توی اتاق به ایلول میگن چرا برا شام نیومدی اونم میگه میل نداشتم بعدشم سوگل ساغر و مارال رو به ایلول معرفی میکنه . مارال میگه اگه کسی هست بهش زنگ بزنی بیا تلفنم رو بگیر ایلولم میخواد به بشرا زنگ بزنه زنگ میزنه ولی مسعوده جواب میده قطع میکنه . فریده برای ودات نامزدش درباره اتفاقات یتیم خونه میگه و اونم توجه نمیکنه . فردا صبح دافنه و جمره و الینا و مروه دم در موسسه وایسادن دخترا میخوان برن مدرسه مسخرشون میکنن سوگل جوابشونو میده ولی ساغر میبرتش مارال با گونی صحبت میکنه و یه مشت‌دروغ بهش میگه اونم میگه شب بیا پیشمون اونم میگه باشه . سرکان میاد ایلول هم میاد به هم میخورن کتابای ایلول میریزه اونم کمکش میکنه تا جمعش کنه . ایلول میره دیدن بشرا تو مدرسه و بهش میگع به مامان نگو اومدم اونم میگه‌باش . مسعوده وسایلای ایلولو جمع میکنه و گریه میکنه.

جانسو دوست ایلول میگه به مامانت گفتی اونو بیرون کرد ایلول هم میگه اره . نریمان به فریده میگه کامپیوتر خراب شده بیا درستش کن اونم میگه باشه . تو مدرسه جنک و گونی میخوان سرکان رو راضی کنن تا شب باهاشون بیاد دافته و جمره میان بهش میگن با دخترا قرار داریم .فریده اومده خونه کرایه کنه طبقه بالاشم توپراکه میاد و صاحب خونه فوری میره .ایلول میاد موسسه هدیه بهش میگه مامانت وسایلاتو اورده مسعوده توی یه کاغذ نوشته منو ببخش که ایلول پادش میکنه . فریده میاد خونه میبینه وادات نامزدش با یه دخترس گریه میکنه و حلقه رو بهش پس میده و میره . سینان بابای جمره داره ورشکست میشه و چیزایی که جمره میخواد رو نمیتونه بخره جمره هم عصبانی میشه .مارال کلی التماس ایلول میکنه تا شب باهاش بره تو پارک ساغر هم نگاشون میکنه و مارال میگه داره حسودی میکنه .
جنک و گونی اومدن دنبال سرکان به نازان میگن میخوایم بریم سینما دافنه هم میخنده بعد سرکان میاد و میرن تو پارک مارال و ایلول هم میان ایلول اونا رو میبینه میگه میخوام برگردم سرکان هم همش نگاهش به اونه فریده تو خونه ای که گرفته دارا گریه میکنه توپراک میاد صداشو میشنوه بعد بهش میگه اگه چیزی احتیاج داشتید بگید اونم میگه باشه. ساغر میگه من میخوام درس بخونم به جایی برسم سوگل مسخرش میکنه بعد ساغر بهش میگه مارال و ایلول رفتن بیرون اونم میگه ما هم بریم دنبالشون . توی پارک ایلول همش میگه بریم جنک بهش تزدیک میشه ایلول میرنه تو گوشش جنک میخواد بهش حمله کنه سرکان جلوشو میگیره . ساغر و سوگلولم میرسن .

 

قسمت 1 اول سریال غنچه های زخمی :

ایلول رو نشون میده که داره صبحونه اماده میکنه و ترانه میخونه بعد کمال میاد ایلول میترسخ کمال بهش نزدیک میشه و میگه باهام راه بیا همه فک میکنن ما زن و شوهریم نه من و مامانت ایلول التماسش میکنه که ولش کن
یهو مسعوده میاد ایلول میره بالا بشرا رو از خواب بیدار میکنه و میره مدرسه تو راه گریه میکنه یکی از همسایه ها میبینتش . تو خونه کمال به مسعوده میگه اصلا از قیافه گرفتن دخترت خوشم نمیاد و اون داره به برادرش که میخواد به دنیا بیاد حسودی میکنه . تو مدرسه ایلول حالش خوب نیس . دوستش ازش میپرسه چی شده اونم قضیه رو بهش میگه دوستش میگه به مامانت بگو اون درکت میکنه اونم میگه باشه . همون همسایشون اومده خونه مسعوده اینا بهش میگه حواست به دخترت باشه الان حامله ای و شوهرتم نیاز داره که مسعوده میگه همچین چیزی نیس و میره تو اشپز خونه و فکر میکنه .شب کمال میره بخوابه ایلول میره به مسعوده میگه داداش کمال اذیتم میکنه و اینا مسعوده بهش میگه برو بخواب خودم حلش میکنم مسعوده تمام شب رو فک میکنه بعد فردا صبح به ایلول میگه امروز مدرسه نرو باهم میریم یه جایی و میرن ایلول فک میکنه میخوان برن پیش پلیس و میگه من خجالت میکشم و اینا و منتطر اتوبوس وایمیستن .
سوگل که از موسسه فرار کرده و پلیس پیداش میکنه و با ایلول همو میبینن . ایلول و مسعوده میلن موسسه ایلول میبینه و میگه اینجا چیکار میکنیم . جمره داره از تو پنجره اتاقش میبینتشون . بعد دارن با مامانش لباسای اضافیشو جمع میکنن که بدن به یتیم خونه . مسعوده میگه ایلول از این به بعد دست دولت امانت باشه اونم گریه میکنه فریده هر کاری میکنه نمیتونه مسعوده رو راضی کنه . نریمان هم برگه ها رو میده مسعوده تا امضا کنه که ایلول هم میره بیرون و گریه میکنه
ایلول داره گریه میکنه سوگل میاد هدیه بهش میگه چرا فرار کردی اونم میگه ازادم اونجا و ایلولو میبینه و بهش میگه تو هم‌افتادی اینجا اونم گریه میکنه و میره . مسعوده میاد تو حیاط و به ایلول میگه مجبور بودم اونم میگه برو مسعوده میره ایلول میره دنبالش میگه کار میکنم و از خواهر برادرم نگه داری میکنه ولی مسعوده میره.
شب کادر و سوگل میان سوگل ایلولو میبره پیش پنجره و میگه اینجا بالا شهره همه سرجاهاشونن به غیر از ما . بعد نشون میده که خانواده سرکان و جمره اینا پیش هم هستن و راجع به یتیم خونه صحبت میکنن نازان میگه نباید این کارو میکردن .
شب بشرا ناارومی میکنه مسعوده میگه برو تو اتاقت اونم میره کمال میخواد حرف بزنه مسعوده بهش میگه دخترمو به خاطر تو فدا کردم پس حرف نزن . ایلول نرفته شام بخوره سوگل و کادر میان و سوگل و مرال و کادر رو به ایلول معرفی میکنه . 


اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است