به اولی ها خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
خانه » فرهنگ و هنر » سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس
سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی داستان سریال غنچه های زخمی خلاصه فیلم غنچه های زخمی به همراه قسمت آخر سریال غنچه های زخمی و عکس های فیلم غنچه های زخمی .

غنچه های زخمی نام سریال ترکی است که به قول دست اندرکاران شبکه جم از فیلم های پرطرفدار ترکیه بوده و سریال غنچه های زخمی دوبله شده و قرار است از جم پخش گردد .

سریال غنچه های زخمی

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی از 3 شهریور از شبکه جم پخش خواهد شد که اطلاعاتی در مورد غنچه های زخمی منتشر شده است که بر طبق تعاریف منتشر شده به دنبال بازدید بالایی هستند .

غنچه های زخمی از سریال های ترکیه ای است که به قول برخی توانسته رقیب خوبی برای سریال پاتریکس باشد و حتی این سریال رو شکست بده و غنچه های زخمی بسیار مورد توجه قرار گرفته است .

در این مطلب قصد داریم تا داستان سریال غنچه های زخمی را به همراه خلاصه قسمت های این فیلم و همچنین قسمت آخر فیلم غنچه های زخمی را منتشر کنیم .

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی به طور مکرر و پس از پخش منتشر خواهد شد البته سعی میگردد خلاصه غنچه های زخمی زودتر به روزرسانی گردد .

قسمت آخر سریال غنچه های زخمی نیز به محض انتشار در همین مطلب منتشر خواهد شد البته سعی خواهد شد قسمت آخر غنچه های زخمی را زود منتشر نکنیم .

در این سریالی بیران دامـلا ییلماز یا ایفای نقش ایلول حضور دارد۔ اویکی از هنرپیشه ھای تقش اصلی این سریال است که با ایفای نقش در سریال غنچه های زخمی نام خود را پررنگ کرد. او متولد سال 1997 میلادی است و در استانبول چشم به جهان گشود.

وی از سال 2013 وارد دنیای بازیگری شد و در حال حاضر در رشته بازیگری و تئاتر تحصیل می کند. او در کارها و پروژه های دیگر نیز حضور داشته اما با نقش ایلول در غنچه های زخمی شناخته شد و درخشید

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

داستان سریال غنچه های زخمی :

ابن سریال داستان دختری شانزده ساله به نام ایلول است که در یازدہ سالگی پدرش را از دست داده و یک خواهر کوچکتر از خود دارد. او در یک خانه کوچک به همراه مادر، خواهر کوچکتر و ناپدری اش زندگی می کند.

ایلول همیشه مورد تجاوز جسمی و عاطفی از سوی ناپدری اش قرار می گیرد. زمانی که او این موضوع را به مادر خود انتقال میدهد ، مادرش او را باور نکردہ و وی رابه یک یتیتم خانه می سپرد ۔

او در ابتدا تلاش بسیاری برای ماندن نزد مادر و خواهرش می کند و از رفتن به پرورشگاه بسیار ناراحت و دلگیر است. اما به تدریج به هم اتاقی های خود که ۴ دختر هم سن و سال او هستند، وابسته شده و از آن به بعد این وابستگی هیچگاه کمرنگ نمی شود.

این سریال داستان ۵ دختر تنهای به دور از خانواده و مجادله های آنها در راه زندگی در سنین نوجوانی را به تصویر می کشد.

 

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی از آخر به اول :

  • قسمت چهل و ششم 46 غنچه های زخمی :

مروه به دفنه میگه پیتزاسفارش دادم گوکان اوردمیگه آدرس پیتزایی بده،گونی سرکلاس ازمعلمشون اجازه میگیره میره بیرون،توبلندگومدرسه واسه همه میگه که اون شب چه اتفاقی افتاده و به دختراتهمت زدن،همه تعجب میکنن سرکان بلندمیشه میگه منوجنک هم بودیم،مدیرمدرسه میادمیگه شماسه تابایدتنبیه بشید،گونی به سوگل میگه منوبخشیدی میگه اره،جنک میگه ارزش داشت به خاطریه دخترمنوبفروشی سرکلاس کتک کاری میکنن،بانویه اتاق ساده میده به ساغر،بعدباکمال میفرستتش موسسه ساغرمیترسه بانوبه کمال زنگ میزنه میگه دست به ساغربزنی میکشمت،دختری که به فرزندی بردنش باصورت زخمی میارنش میگن کتکش زدن،نریمان میگه پروندشو به دستیارم فریده دادم که رسیدگی کنه فریده میگه به من ندادی میره نگاه میکنه میببنه قاطی پرونده هاست،بازرس میگه پرونده بازجویی برات بازمیشه،سوگل باگونی خوب میشن پیش هم میشینن چای میخورن،امینه دوتاسطل آب دستشه میبره جمره میره کمکش،گوکان میادبرمیداره میده دست مادرش،میگه مامانت خیلی مامانم و اذیت میکرد بهش تهمت دزدی زدازش متنفرم جمره میگه درموردمادرم اینجوری حرف نزن میزنه توگوشش امینه هم تف میندازه توصورتش،بعدامینه میره ازدلش درمیاره،مسعوده میادپیش بشرامیگه غذاروآماده کردم متین و به شمامیسپارم،میپرسه جایی میخای بری،مسعوده میگه اره،میره تواتاقش یه بسته قرص هم دستشه،گوکان واسه دفنه پیتزامیاره تعارف میکنه بیادداخل نازان میگه چرابیاد؟گوکان میگه نمیخواستم بیام پولش هم برنمیداره میره،مسعوده میخادقرص بخوره بشرامیبینه به ایلول پیام میده مامان میخوادیه عالمه قرص بخوره .

  • قسمت چهل و پنجم 45 غنچه های زخمی :

ایلول به سوگل میگه ازمادرم دست کشیدم سوگل میگه منم ازگونی،سوگل باساغرحرف میزنه که منصرفش کنه ولی میگه میخام برم،بانوبه صدات میگه یه نفروپیداکردم مغزاستخوان بده،میگه دختریکی ازاقواممونه ازش یواشکی تست گرفتم،بایدبه فرزندی قبولش کنیم که بهمون مدیون باشه قبول کنه،صدات قبول میکنه.

مسعوده رسید و میبره همون مغازه میگه شوهرم ازاینجاکفش خریده؟فروشنده میگه اره ولی سایزی که میخواست و نداشتیم الان اوردیم کفش بهش میده،بعدش کمال میادپیش فروشنده ازش تشکرمیکنه میگه زندگیم و نجات دادی مجبورشدم این دروغ بگم،گونی میادخونه سرکان میگه میخام درموردسوگل باهات حرف بزنم،من خیلی آدم بدی هستم کاری کردم که اونابرن تست بدن،سرکان میگه همشون تست ندادن فقط سوگل داده،گونی میگه میدونم چیکارکنم که منوببخشه،کمال میادخونه وسایلاشوجمع میکنه بره مسعوده ازش معذرت خواهی میکنه میگه نروکمال میگه بایدایلول معذرت خواهی کنه وگرنه دیگه نمیام،مسعوده میره سرراه ایلول میگه میخام باهات حرف بزنم ایلول میگه بالاخره حرفم و باورکردی میخای ازکمال جداشی میره توبغلش میگه دیگه برمیگردم خونه،مسعوده میگه چرابه کمال تهمت زدی مدرکی داری که کمال کفشوگرفته،بهش میگه بایدبیای ازش معذرت خواهی کنی تابرگرده ایلول میگه اصلااینکارونمیکنم،جمره تومدرسه ازگوکان میپرسه چی شداونشب نیومدی؟میگه پلیسابردنم،دفنه اومدگفت اون شب پیش من بوده خلاص شدم،بانوساغرومیبره خونشون صدات میگه هرچی لازم داشتی برات فراهم میکنیم

  • قسمت چهل و چهارم 44 غنچه های زخمی :

مسعوده خیلی خوشحاله به همسایشون میگه کمال واسم کفش خریده، یه بسته واسه ایلول میاد،بازش میکنه میبینه همون کفشی که باسرکان میخواستن بخرنه،میگه حتماسرکان خریده ایلول کفش و میپوشه میره پیش سرکان ازش تشکرمیکنه سرکان میگه من نخریدم،یادش به کمال میوفته میره دم درخونشون به کمال میگه چرادست ازسرم برنمیزاری کفشارومیندازه اونجابه مسعوده میگه واسم کفش خریده،سوگل میره دستفروشی گونی اونجامیبینه میگه میخام کوفته بفروشم،سوگل داره دادمیزنه میفروشه ولی گونی ساکت وایساده مشتری نداره سوگل میادبهش یادمیده چه جوری صدابزنه چندتامشتری میان میخرن که سوگل میبینه دوتاپلیس دارن میان وسایلاشوجمع میکنه به گونی میگه جمع کن بریم دوتاشون دست همومیگیرن فرارمیکنن پلیس هم دنبالشون،بالاخره پلیس ها گمشون میکنن،بانو میادپیش ساغرمیگه میخام ببرمت،به ساغرمیگه،نبایدکسی بفهمه من مادرتم توروبه فرزندی قبول میکنم،فریده عصبانی میشه میگه دخترخودته چرامیخای به فرزندی بگیری،بانوبه نریمان میگه فقط ساغرمیتونه مغزاستخوان اهداکنه،میگه فریده روچیکارکنیم؟نریمان میگه به زودی واسش پرونده بازمیشه اخراج میشه،کمال به مسعوده میگه ایلول دروغ میگه ولی باورنمیکنه اون رسیدو یادش میاد،یه چاقوبرمیداره بهش بزنه بشرامیاد میترسه کمال فرارمیکنه اونم دنبالش میره همسایه هامسعوده رواروم میکنن،گونی به سوگل میگه حالادیگه به من اعتمادداری دوست عشقی بشیم،سوگل میگه کارایی که باهام کردی و یادم نمیره،تهمت بهمون زدی تست بکارت ازمون گرفتن،نمیتونم دوستت باشم،ایلول پاهاش زخمی میشه سرکان واسش کفش میخره،میارتش موسسه،فریده و دخترا هرچی باساغرصحبت میکنن که منصرفش کنن میگه من راضی ام میرم .

  • قسمت چهل و سوم 43 غنچه های زخمی :

ایلول داره تصویری بابشرا حرف میزنه میگه آتشسوزی شدمسعوده میشنوه نگران میشه کمال میاد،ایلول قطع میکنه،درین به صدات میگه گم شدم داداش کمال منوآورد خونه،میگه کمال کیه بانومیگه پدریکی ازبچه های یتیم خونه واسه کاراومده بوداینجا،صدات میگه بگوبیادبهش کاربدیم،پلیس میاددنبال گوکان به جرم دست داشتن توآتشسوزی میبرنش،به پلیسها میگه من اصلا اونجا نبودم چرا پس رفتم جمره رو نجات دادم ، ولش میکنن میاد خونه به مادرش میگه نتیجه گشتن با پولدارا همینه ، فریده به نریمان میگه هیچ مدرکی از شبی که ساغر داخل بیمارستان بوده نیست یه کاسه ای زیرنیم کاسه است،

کمال میاد خونه بانو صدات کمال و راننده خودش میکنه،مدیرمدرسه به گوکان میگه آتشسوزی کارتوبوده؟میگه نه،میگه اگه کارتوبوده همین الان بگو،دفنه که میشنوه آتشسوزی و انداختن گردن گوکان میره دفتربه مدیرمیگه کاراون نیست اون موقع پیش من بوده،یه خانم اومده پیش نریمان ازیه خانواده که بچه گرفتن شکایت میکنه میگه کتکش میزنن نریمان میادشکایت اون خانم میزاره داخل پرونده های فریده،هدیه میبینه نریمان داخل اتاق فریده است،بچه هامیخوان جمره روسوپرایزکنن گونی میگه منم کمک میکنم سوگل میگه توپول باباتو خرج نکن گونی میگه من خودم کارمیکنم ،جمره مرخص میشه بافریده میرن خونه نازان جمره یه چک میده نازان میگه کارمیکنم قرضم و میدم،ایلول و سرکان رفتن بادکنک بخرن واسه اومدن جمره سوپرایزش کنن، کمال تعقیبشون میکنه ایلول ازیه کفش خوشش میادسرکان میخادواسش بخره کمال میادجلوشون باسرکان درگیرمیشن،کمال میگه خودم کفشومیخوم،یه دخترتازه اومده موسسه گریه میکنه دختراهمه میرن آرومش میکنن،گونی به خدمتکارشون میگه صدتاکوفته درست کن میخوام کنارخیابون بفروشم،مسعوده رسیدکفش توجیب کمال میبینه فکرمیکنه واسه خودش کفش خریده خوشحال میشه

  • قسمت چهل و دوم 42 غنچه های زخمی :

حال جمره بدمیشه دکترسریع میادبالاسرش همه دارن گریه میکنن،دکتربهش شوک میده،جمره توحالت رویاسردوراهی که بره پیش مامان باباش یادوستاش،بالاخره به حالت نرمال برمیگرده،همه خوشحال میشن،فرداش سوگل ازساغرمیپرسه بهتری میگه اره فقط توبیمارستان یه مایعی ازکمرم گرفتن نمیدونم واسه چی،سوگل به فریده میگه اونم میگه رسیدگی میکنم،صدات ازمسافرت برگشته،میگه میرم تست میدم ولی کاش یه خواهریابرادر داشت،فریده به نریمان میگه تست واسه چی بوده نریمان میگه خبرندارم،سوگل و بقیه ازگوکان تشکرمیکنن فریده اسم بیمارستان و ازساغرمیپرسه،بچه هامیخوان صحنه اعتمادوبازی کنن،استاداول ایلول و سرکان انتخاب میکنه ایلول خودشومیندازه ازپشت سرکان میگیرتش نوبت سوگل و گونی میشه ولی سوگل به گونی اعتمادنمیکنه و خودشونمیندازه،بانوصدات رفتن بیمارستان واسه تست فریده رو میبینن میادپیششون میگه ساغرحالش بدشده شوهرش میگه ساغرکیه میگه هیچکی فریده میگه واسه توچیزی نیست واسه من همه چیزه،مروه به دفنه میگه بوراک سراغت گرفت گفتم دستشویی هستی،گوکان میادپیش دفنه ازش تشکرمیکنه به خاطرخرج بیمارستان میگه یکی دردستشویی قفل کرده بوده دفنه یادبوراک میفته،بانوبه نریمان میگه فریده رودیدم اونوازسرراهمون بردار،فریده ازپرستارامیپرسه میگن همچین مریضی نداشتیم،بوراک باخودش فکرمیکنه زنگ میزنه آتشنشانی میگه دیدم کی آتیش زده یکی به اسم گوکان،جمره حالش خوب شده دخترامیرن عیادتش،میگن گوکان نجاتت داده نازان هم خرج بیمارستان و داده،دفنه هم گریه کرده،گوکان و مادرش هم میان عیادت جمره،گوکان میگه به خاطرتواومده بودم جشن .

  • قسمت چهل و یکم 41 غنچه های زخمی :

وقتی بوراک سالن و آتیش میزنه همه فرارمیکنن و جمره داخل گیرافتاده و هرچی صدامیزنه کسی صداش و نمیشنوه فریده میگه جمره کجاست؟میفهمن داخل جامونده همون لحظه گوکان میادوقتی میبینه جمره نیست میره داخل سالن نجاتش بده،جمره ازهوش رفته،در دستشویی میشکنه جمره روبغل میکنه وسط راه یه کپسول میترکه دوتاشون بیهوش میوفتن،توپراک و سرکان هم میرن داخل،کمک میدن میارنشون بیرون،سریع جمره رومیبرن بیمارستان،ساغرنگران میشه زنگ میزنه به فریده بهش میگه جمره زخمی شده،اونم باهدیه میره بیمارستان،دکترمیگه به خاطردودکه وارد ریه هاش شده بردیم مراقبتهای ویژه،نمیتونیم جواب قطعی بدیم که چی میشه،دفنه هم رفته خونه داره واسه جمره گریه میکنه،تیفیک میگه حق جمره به گردنمونه گناه بزرگی کردیم دفنه میگه چه گناهی نازان میفرسته تواتاقش،توپراک میگه یکی عمدااونجاروآتیش زده،گوکان میگه هرکی باشه میکشمش،توپراک و فریده میگن خرج بیمارستان میدیم،سرکان زنگ میزنه به باباش میگه پول لازم داریم واسه بیمارستان تیفیک و خرج بیمارستان و میده،دفنه بامامان باباش میان بیمارستان کلی گریه میکنه میگه تودوست دوران بچگیم هستی،دخترامیان میگن توالان دشمنشی بردی خونتون تمیزکنه نازان میگه خرج بیمارستان مادادیم مادوست زمان سختی هستیم،قلب جمره صاف میزنه دکترمیره پیشش همه گریه میکنن.

  • قسمت چهلم 40 غنچه های زخمی :

دفنه وقتی پیشنهادگونی قبول میکنه بوراک خیلی عصبانی میشه،توپراک به فریده میگه واسه جشن میای میگه اره،بشرابه ایلول میگه مامان میخوادطلاق بگیره،کمال بازم بازبون بازی دل مسعوده روبه دست میاره،ایلول خوشحال میشه میره دم درخونشون مسعوده رومیبینه که باکمال خوبن میگه مادعوامیکنیم بعدهم آشتی میکنیم،دخترا میرت پیش نریمان ازش اجازه بگیرن برن جشن فریده میگه منم باهاشون میرم نریمان بالاخره قبول میکنه،ایلول ناراحته به بچه هامیگه مادرم هیچوقت ازکمال جدانمیشه،دخترا چندتالباس ازبقیه گرفتن هرکدوم یکیشوانتخاب میکنن واسه جشن،بانوزنگ میزنه به نریمان گریه میکنه میگه بایدامشب ساغروبیاری بیمارستان ازش تست بگیرن مال من بهش نخورده،نریمان قبول نمیکنه بانومیگه اگه دخترم چیزیش بشه میکشمت،نریمان داخل آبمیوه یه دارویی میریزه میده به ساغرمیخوره،دخترادارن باذوق آماده میشن ساغردلش دردمیگیره میگه من نمیام شمابرید،جشن شروع شده دفنه باگونی میاد،دختراهم که خیلی خوشگل شدن واردمیشن همه نگاشون میکنن،ایلول هم باسرکان میان،بوراک که دافنه روباگونی میبینه عصبانی میشه دنبال دفنه میره باهاش بحثش میشه سرکان میادمیبینه بابوراک درگیرمیشه،نریمان ساغروبرده بیمارستان بدون اینکه بفهمه ازش تست میگیرن،گونی دست سوگل میگیره به زورمیبره باهاش میرقصه،بوراک آشغالایی که بیرون گذاشته روآتیش میزنه،فکرمیکنه دفنه تودستشویه دردستشویی و قفل میکنه درصورتیکه جمره داخله،وقتی میادداخل دفنه رومیبینه که دیگه خیلی دیرشده،همه فرارمیکنن میرن بیرون جمره داخل دستشویی گیرافتاده،

  • قسمت سی و نهم 39 غنچه های زخمی :

گوکان واسه توپراک پیتزامیاره،میگه شباکارمیکنم،بانوزنگ میزنه به شوهرش میگه درین مریضه بایدزودتربیای،دفنه یه لباس ازمجله دیده به نازان میگه ولسه جشن مثل این بدوزیم،تیفیک میگه جمره سیمیت خشک بخوره ماباپول اون،نازان میگه بابات مسته نمیفهمه چی میگه،تیفیک عذاب وجدان داره،صبح زودبلندمیشه حالت مست میره به جمره همه چیزوبگه،جمره باایلول توحیاطن،تیفیک میادبه جمره میگه بایدیه رازی بهت بگم،من و حلال کن،بابات یه مزایده گذاشته بود،که همون موقع نازان میرسه جلوشومیگیره نمیزاره چیزی بگه،بانواومده موسسه ساغروببینه بغلش میکنه میبوسه میگه بخشیدمت،نریمان میگه به خاطردرین داری اینکارومیکنی،بچه هاتومدرسه دارن درموردجشن حرف میزنن ایلول به سرکان میگه من لباس ندارم بیام سرکان میگه توخودت خوشگلی،گونی میگه یکی درنظردارم نمیدونم باهام میادیانه،دفنه هم داره حسودی میکنه،نازان میره درخونه مسعوده،مسعوده پولاروپرت میکنه توصورتش میگه دخترمن فروشی نیست درمیبنده،جمره به گوکان میگه واسه جشن میای میگه نه،امینه داره مدرسه روتمیزمیکنه گردنبندجمره روپرت میکنه روزمین،مارال پیدامیکنه میده به جمره میگن حتمادزدتومدرسه است،گونی به سوگل پیشنهادمیده باهم برن جشن ولی قبول نمیکنه،ساغربه سوگل میگه قبول کنه سوگل میره که به گونی بگه همون موقع گونی به دفنه پیشنهادمیده،اونم سریع قبول میکنه بوراک هم به دفنه میگه به من قول داده بودی میگه پشیمون شدم،ایلول زنگ میزنه خونشون بشرامیگه مامان میخادازکمال طلاق بگیره اونم خوشحال میشه میره به بچه هامیگه.

  • قسمت سی و هشتم 38 غنچه های زخمی :

بانوهمه جای خونه رومیگرده ولی دیرن پیدانمیکنه،کمال دیرن برده براش یه چیزی بخره دوتازن شک میکنن بهش میرن خبرپلیس میدن کمال فرارمیکنه،گونی به جمره میگه ازسوگل خوشش میادمیگه کجاست،پیداش نمیکنم،جمره هم بهش میگه جمعه هامیره وسایل زینتی میفروشه،گوکان وقتی میگه گردنبندودزدیدم امینه بهش نمیده میگه خودم بهش میدم،گونی میره پیش سوگل،سوگل دعواش میکنه میگه برو،پیشش وایمیسه کمک میکنه که بفروشه،بانوعصبانی میادموسسه پیش ساغرمیگه دخترم و چیکارکردی ساغرمیگه بردمش روکیسه آردا،بعدرفتم نبود،ساغرقضیه روواسه فریده و نریمان تعریف میکنه،ایلول و سرکان ازسینمامیان،سرکان میگه مامانم رفته خونتون پیشنهادپول داده که توروازمدرسه ببرن مامانت پولوبرداشته،فریده میره بابانوحرف میزنه میگه ساغرودرک کن بچه است اونم میگه به ساغر بگو انتقامت گرفتی خوشحال باش،بانودرومیبنده میره داخل درین و کمال داخل خونه نشستن، کمال میگه پیداش کردم اوردمش ، بانو بهش میگه پاداش کارت بهت میدم،ایلول عصبانی میره به مامانش میگه چراپول برداشتی پولوپس بده،بهش میگه اون روز کمال فهمیده داره صداشو ضبط میکنه، فریده به ساغر میگه درین هنوز پیدا نشده بانو به نریمان میگه به ساغر نگو پیدا شده تا براش درس بشه ،مسعوده واسه اولین بار جلو کمال وایمیسه میگه پولو پس بده وگرنه ایلول میارم باهم کار میکنیم به تو هم احتیاج نداریم ، دکتر به بانو میگه باید ازتون تست بگیریم واسه عمل مغز استخوان ، شوهرت هم باید بیاد.

  • قسمت سی و هفتم 37 غنچه های زخمی :

امینه به گوکهان میگه جمره رودیدم میخاست بغلم کنه ولی من نزاشتم،گوکهان میگه یتیم خونه عوضش کرده،امینه تعجب میکنه میگه چراکسی حمایتش نکرده،اونم میگه مگه وقتی تومریض بودی کسی حمایتمون کرد؟کمال به مسعوده میگه اینکارتون تلافی میکنم مسعوده ازش معذرت خواهی میکنه،شب فریده خونه توپراک همش دنبال وسایلایی که دوست دخترقبلی توپراک بهش داده میگرده ولی چیزی پیدانمیکنه،صبح توپراک یه جعبه وسایل میندازه بیرون فریده هم کنجکاومیشه تاکسی میگیره بره ببینه چیه،جعبه روبرمیداره داخلش یه لیوان بایه نامه هست نامه روباخودش میبره،کمال میره خونه بانومیگه یابهم کاربده یاقضیه ساغروبه شوهرت میگم بانومیگه بروبگوولی بعدش ولت نمیکنم حسابتومیرسم،ساغردوباره میادخونه بانوکمال دم درمیبینتش،ساغربه بانوالتماس میکنه که ولش نکنه میگه من دیرن ننداختم توآب،میگه میخان منوبه یه خانواده بدن میرم بانومیگه برو،اونم گریه میکنه میره سرراهش دیرن میبینه باخودش میبره بیرون،فریده نامه روبازمیکنه نوشته توپراک من عاشق یکی دیگه شدم،جمره میره خونه گوکان بهش میگه توزندگی قبلیم کاری کردم که ناراحت بشی میگه نه امینه میادمیبرتش توخونه،ساغردیرن و میبره تویه اتاق پرکیسه آرد درو روش قفل میکنه،دکترزنگ میزنه به بانومیگه دیرن سرطان خون داره بانوهم زنگ میزنه به نریمان میگه ساغرونده به کسی شایدلازممون بشه،ساغرپشیمون میشه میره دیرن و بیرون بیاره میبینه نیست،کمال دیرن برداشته بهش میگه مامانت گفته توروببرم،امینه داره لباساشوجمع میکنه که یه گردنبندشبیه گردنبندجمره میوفته روزمین،سریع برمیداره،جمره که میره گوکان میگه من گردنبندودزدیدم که یه چیزی ازش داشته باشم.

  • قسمت سی و ششم 36 غنچه های زخمی :

امینه به جمره میگه قراره اینجاکارکنم،بوراک به دفنه میگه قولت یادت نره من جمره رواوردم خونتون کارکنه توهم بامن بیاجشن مدرسه،نریمان بااون خونواده که ساغرومیخان صحبت میکنه،میگه بچه قبلی به عنوان خدمتکارازش استفاده کردیدبااین اینکارونکنیداوناهم میگن میخایم ازاین شهربریم جای دیگه زندگی کنیم،گونی توکلاس یه نوشته به سوگل میده اونم پرت میکنه اونور،گونی ازمعلمشون میپرسه ریاضی به درد زندگی عشقیمون هم میخوره؟بعدمیره پای تخته توضیح میده سوگل هم بلندمیشه میره دوتاخط موازی میکشه میگه هیچوقت به هم نمیرسن،دختراهمشون باایلول میرن که ایلول صدای کمالوضبط کنه،ایلول میره داخل خونه سرکان هم میاداونجا،مسعوده هم رفته خونه همسایشون که ایناتنهاباشن،ایلول هرچی میخاداززیرزبون کمال حرف بکشه ولی اون میگه تومثل دخترمی،سرکان طاقت نمیاره میره درمیزنه کمال میگه میدونم داری صداموضبط میکنی،سرکان یه مشت میزنه به کمال مسعوده میادگوشیو برمیداره صداروگوش میده یه سیلی به ایلول میزنه،فریده همه وسایلایی که ودات براش خریده رومیریزه دور،توفیق میادموسسه به جمره میگه اگه یه ارث بزرگی بهت برسه چیکارش میکنی میگه به بچه های اینجاکمک میکنم،اونم چیزی بهش نمیگه،سرکان به نازان میگه چرارفتی خونه ایلول ازت متنفرم،نریمان باساغرحرف میزنه ساغروراضی میکنه که اون خونواده روقبول کنه،ساغربه سوگل میگه واسه اینکه مامانم بیادمنوببره راضی شدم .

  • قسمت سی و پنجم 35 سریال غنچه های زخمی :

چند دقیقه اول این قسمت جاییه که فریده میره پیش بانو که تو خلاصه قسمت قبل نوشتم.کمال به مسعوده میگه برو ایلولو بیار بهش بگو عمو کمالت خونه نیست من میرم هتل میمونم اونم میره تو فکر.ایلول داره لباس اتو میکگه و از سرکان میگه سوگل هم به دافنه فحش میده.بعدم میره ساغر و دلداری میده.فریده هم به توپراک در مورد مامان ساغر میگه اونم ناراحت میشه و یه کتابو میبینه که ودات به فریده داده و اونم ناراحت میشه و میره.جمره تو پارک نشسته و نگهبان اونجا بهش میگه دیر وقته برو اونم میره و یه جای خلوت یه پسره گردنبندشو میدزده و میبره تو موسسه هم همش تو فکره.بعد دو تا بازیگر جدیدو نشون میده گوکهان و مامانش امینه که قبلا مامانش توی خونه جمره اینا کار میکرده و دوباره برگشتن استانبول و دارن وسایلاشونو جابه جا میکنن.فردا صبح مارال داره موهاشو درست میکنه سوگل هم بهش متلک میندازه و با ساغر میرن صبحونه بخورن.فریده هم قضیه مامان ساغر و به نریمان میگه اونم خودشو ناراحت نشون میده.فریده میره پیش بچه ها صبحونه بخوره و با ساغر حرف میزنه که مامانتم مشکل داره و اینا اونم ناراحت میشه مارال میاد و یکم مسخره بازی در میاره دخترا هم میخندن ولی ساغر ناراحته…برای جمره ۱۰ میلیون دلار از باباش پول مونده به توفیق خبر میدن اونم میخواد به موسسه زنگ بزنه که شب جمره بیاد پیششونو بهش پولو بده نازان نمیذاره و میگه جمره بچست و پولو خراب میکنه و اینا که سرکان میاد و قضیه تمیز کاری رو به توفیق میگه دافنه میاد توفیق عصبی میشه نازان هم به دافنه میگه اگه یه بار دیگه جمره رو اذیت کنی میکشمت دافنه میگه خودتم موافق اونکار بودی توفیق میگه با جمره صحبت میکنم و میره.دخترا میخوان برن مدرسه مسعوده میاد ایلول میمونه بقیه میرن مسعوده ایلولو بغل میکنن و دوباره ایلول در مورد کمال میگه اونم حرفشو باور نمیکنه ایلول میگه صداشو ضبط میکنم و بهت ثابت میکنم و اونم میترسه.مسعوده میاد خونه و همش به کمال نگاه میکنه.دخترا میان مدرسه و جمره یه کاری داره گوکهان میاد و دافنه و مروه میبیننش و کلی ازش تعریف میکنن که چقد خوشتیپه بعد میرن امینه میاد و به گوکهان میگه برو مدیر بهت لباس بده اونم میخواد بره که جمره رو میبینه و عاشقونه بهش نگاه میکنه جمره میاد ولی نمیشناستش و اونم خودشو معرفی میکنه جمره کلی خوشحال میشه بعدم گوکهان میره مارال هم میبینتشون.

 

  • قسمت سی و چهارم 34 غنچه های زخمی :

ساغر میاد دم خونه بانو درین میبینتش و میبرتش داخل خونه خدمتکار هم به بانو خبر میده درین عروسکاشو به ساغر نشون میده ساغر یکیشونو برمیداره و میذاره تو کیفش بعد میرن لب استخر ساغر میخواد بره درین میفته تو اب ساغر هم میپره نجاتش میده بانو فکر میکنه ساغر انداختتش و بهش یه سیلی میزنه اونم از اونجا میره.جمره هم برای قبر مامان باباش میگه که قبر درست کنن بعدم در مورد خاله امینه خدمتکار قدیمیشون صحبت میکنه.دافنه اینا میان خونه و میفهمن کار الینا بوده به سرکان خبر داده اونو میبرن تو اشپزخونه و تختم مرغ رو سرش میشکنن شیر و ارد هم میریزه اونم گریه میکنه مروه هم ازش عکس میگیره الینا میره نازان میبینتش به نازان میگه دافنه اینکارو کرده نازان با دافنه حرف میزنه میگه به اعتبارمون فکر کن سرکان میاد و به نازان میگه دافنه با جمره اینا چیکار کرده اونم میخنده و سرکان هم سرشون داد میزنه و میره.نازان هم زنگ میزنه مدرسه و ادرس خونه ایلولو میپرسه.دخترا میان موسسه کمال اونجاست اونام سرش داد میزنن اونم میگه با من کاری نداشته باشید منو با مامان ساغر روبه رو نکنید و میره…ساغر گریه کنان میاد و قضیه رو به دخترا میگه.درین هم به بانو میگه که ساغر اونو تو آب ننداخته اونم به نریمان زنگ میزنه و میگه اونم میگه میام رو در رو حرف بزنیم.ساغر داره گریه میکنه و عروسکو نشونشون میده جمره میگه کاش برنمیداشتی اونم میگه اون همه زندگیمو دزدیده یه عروسک چیزی نیست فریده میاد و ساغر بهش میگه مامانمو پیدا کردم و قضیه رو بهش میگه اونم ادرس مامانشو میپرسه.نازان میاد خونه مسعوده اینا و به مسعوده میگه بهت ۱۰ هزار تا میدم دخترتو از اونجا ببر مسعوده عصبی میشه و بیرونش میکنه کمال میبینتشو با کمال صحبت میکنه اونم قبول میکنه و پولو میگیره نازلن میگه میدونستم با تو به توافق میرسم کمال هم میگه آدم بد آدم بدو خوب میشناسه نازان میره.نریمان میاد خونه بانو و باهاش صحبت میکنه بعد فریده میاد نریمان قایم میشه فریده با بانو حرف میزنه و اونم میگه ساغرو فراموش میکنم فریده میگه حیف من فکر کردم اینجا ادم زندگی میکنه اومدم باهاش حرف بزنم ولی حیف و میره.نریمان میگه فریده فهمیده دیگه کارت تمومه باید ساغرو بدم به یه خانواده وگرنه صدات (شوهر بانو)میفهمه و فوری طلاقت میده بانو هم در نهایت قبول میکنه و میگه بدش به یه خانواده خوب .

 

  • قسمت سی و سوم 33 غنچه های زخمی :

فریده ساک سوگل و میبره موسسه بهش میگه بعدمدرسه بیاموسسه،ساغربه سوگل میگه مامانم منونخواست،دفنه به دوستاش میگه به جمره کمک کنیم،بوراک به جمره میگه یه آشناداریم خونشون بزرگه میری تمیزکاری کنی پول خوبی هم میده جمره هم قبول میکنه،فریده ازنریمان خواهش میکنه بچه هارو بیاره تویه اتاق اونم قبول میکنه،سرکان میفهمه ایلول مریض شده یه سبدپرازمیوه و گل میفرسته واسه ایلول،اولش ایلول قبول نمیکنه بعدجمره میگه من عاشق سرکان نیستم،باهم آشتی میکنن.

مارال یه لباس ازفروشگاه گرفته که بعدچندروزپسش بده،باهمون لباس میاد سالن غذاخوری ساغرپاش لیزمیخوره باظرف غذامیوفته،سوگل خودشومیندازه جلومارال که لباسش کثیف نشه،اماهدیه نمیفهمه ازپشت تیکت لباس و میکنه،ایلول تب کرده و همش مامانش و صدامیزنه فریده میره دنبال مسعوده میارتش موسسه،مسعوده تاصبح پیشش میمونه صبح واسه همشون سوپ درست میکنه و میره.

دختراهمشون باهم میرن کمک جمره واسه تمیزکاری،وقتی درخونه رومیزنن دفنه و دوستاش دروبازمیکنن،جمره میگه به خاطرپدرومادرم میریم واسشون کارمیکنیم،دفنه زنگ میزنه به پسراکه بیان اونجابهشون میگه به سرکان چیزی نگید،دختراهم مشغول شستشومیشن.

دوست دفنه زنگ میزنه به سرکان میگه،گونی زنگ در میزنه سوگل بازمیکنه گونی تعجب میکنه دفنه میگه خدمتکار اوردم،گونی با سوگل حرف میزنه،میگه من خبر نداشتم سوگل بهش میگه تو از اونا بدتری .

 

  • قسمت سی و دوم 32 غنچه های زخمی :

سوگل داره چایی میخوره و میخواد همونجا ریاضی کار کنه.مسعوده میاد پیش کمال اونم عصبی میشه و اینه رو میشکنه بعدم به مسعوده میگه باباش اونو میزده و تو صورتش تف کردم اونم ناراحت میشه و میگه ایلولم با من همینکارو میکنه.

فریده و توپراک دارن تخته بازی میکنن توپراک همش میبره اونم زورش میگیره.دوتا پسر مزاحم سوگل میشن یه زنه میاد نجاتش میده و پیشش میشینه.ایلول میبینه جمره خوابش برده و میره گردنبند درست میکنه براش.صبح جمره میبینه و به ایلول میگه من از تو کمک نمیخوام و میبینه ایلول مریضیه میره براش صبحونه بیاره و پتو میکشه روش به ساغر میگه اونم ناراحت میشه و هدیه هم میفهمه و براش جوشونده درست میکنه و میخوان ببرن بون به ایلول نریمان بهشون متلک میندازه که اینجا یتیم خونست و هتل نیست اونام میگن ایلول مریضه.

فریده دوباره داره با توپراک تخته بازی میکنه و توپراک هم کلافه شده.کمال بیدار میشه و به مسعوده میگه باباها بالاخره اینکارارو میکنن بانو بهش زنگ میزنه و میگه تو ادرس منو به ساغر دادی میکشمت اونم یادش میاد که ایلول شماره رو از تو تلفنش برداشته.سوگل زود میاد مدرسه و میخوابه گونی میاد و کتشو میذاره زیر سرش چمدونش میبینه سوگل بیدار میشه و میگه اونا نخواستن منو یکم با هم حرف میزنن و میرن.دخترا میخوان برن مدرسه مارال یه تبلیغ دیده که لباسا رو بعد ۱۵ روز پس میگیرن از جمره میپرسه اونم میگه راسته اونا میرن فریده میاد و میفهمه ایلول مریضه.مارال هم از دخترا پول میگیره برای خرید لباس.جمره تو مدرسه گردنبندارو میفروشه و به سوگل میگه برای مزار مامان بابامه بوراک میشنوه.

نازان هم میره پیش توپراک و میگه دافنه باهاتون شوخی کرده.الینا میره به دافنه میگه جمره چیز میفروشه اونم به نازان میگه نازان هم با مدیر میاد و مدیر میگه اینجا نمیتونی چیزی بفروشی.بوراک هم به دافنه میگه برای چی میخواسته پول اونم میگه کمکش کنیم.جمره به سرکان میگه ایلول مریضه و اونم نگران میشه.دکتر میاد ایلول رو میبینه و میره فریده میاد صدا بهش زنگ میزنه میگه ایلول از خونه رفته بعدم به توپراک زنگ میزنه میگه نذار از جلو چشمت بره.فریده میاد مدرسه و سوگل و دعوا میکنه که چرا از اونجا میره اونم قضیه رو بهشون میگه فریده هم ناراحت میشه.

 

  • قسمت سی و یکم 31 غنچه های زخمی :

سرکان و ایلول با همن سرکان میگه با جمره حرف میزنم ایلول میگه نه بعد سرکان میگه بیا فرار کنیم با هم من خیلی دوست دارم ایلول هم قبول نمیکنه و میره.بانو با ساغر صحبت میکنه و بهش میگه اون دختره دخترشه اسمش درینه بعد میگه وقتی حامله شدم ۱۹ سالم بود و اینا بعدم ساغر یکم باهاش بحث میکنه میخواد بره بغلش میکنه به بانو میگه منو ببر پیش خودت اونم میگه نمیتونم ساغر هم گریه میکنه میره.

سوگل اومده پیش یکی از دوستاش که براش جا خواب پیدا کنه اونم کمکش نمیکنه و سوگل میره.جمره میاد سر قبر مامان باباش اولش پیدا نمیکنه چون اون چوبی که اسمشدن روش بوده فرو رفته ولی پیدا میکنه و باهاشون درد و دل میکنه بعدم میره بگه که براشون سنگ قبر درست کنن اونم دلش برای جمره میسوزه میگه سیصد لیر میشه اونم میگه پولو براتون میارم.دافنه و سرکان تو خونه دعواشونه نازان میاد سرکان بهش میگه دافنه به توپراک گفته بابام منو میزنه اونم دافنه رو نصیحت میکنه دافنه میگه منم دیگه ادم خوبی میشم بعدم میگه جمره عاشق سرکان شده نازان هم عصبی میشه.تو موسسه ساغر به ایلول محل نمیذاره اونم ناراحته فریده میبینتشون میگه درست میشه.

بانو به نریمان خبر میده که ساغر پیداش کرده اونم دلش میسوزه و میره پیش ساغر که باهاش حرف بزنه ولی اون چیزی نمیگه.مارال میاد به ایلول میگه چی شد پس میخواستی کمکم کنی که از درسا عقب نمونم با هم میرن که درس بخونن جمره هم میبینتشونو با ایلول حرف نمیزنه.مسعوده و کمال میرن توی خانه سالمندان دیدن پدر کمال اونم وانمود میکنه که نمیشناستشون کمال با نفرت نگلش میکنه و در نبود مسعوده دست باباشو میگیره و فشار میده میگه با اینا منو میزدی و تف میکنه تو صورتش بعدم با مسعوده میرن.

دخترا میخوان شام بخورن که باز به ایلول محل نمیذارن.کمال هم مست کرده و همش گریه میکنه و به بوشرا میگه وقتی پیر شدم تو صورتم تف نکنید اونم میره به مسعوده میگه.سوگل میخواد شام بخوره ولی پول زیاد همراهش نیست و پشیمون میشه.ساغر و جمره دارن گردنبند درست میکنن که بفروشن با پولش قبر برای مامان بابای جمره بخرن ایلول هم نگاشون میکنه بعدم ساغر در مورد اتفاقای امروز میگه و با جمره همو بغل میکنن.

 

  • قسمت سی ام 30 غنچه های زخمی :

مارال میره و دم در خونه دافنه اینا همش اشغال میریزه و برمیگرده و هدیه جلوشو میگیره به اونم همه چیزو میگه. مسعوده هم تو خونه گریه میکنه و به کمال میگه تنهام نذار اونم میگه باشه.

صبح دافنه اینا میخوان برن مدرسه دافنه میبینه و سرکان هم سرش داد میزنه میگه به خاطر توهس و میره نازان میاد میبینه به خدمتکارش میگه جمع کن ولی دورش نریز.دخترا به سوگل همه چیزو میگن اونم میخنده بعد گونی میاد بهش میگه میخوایم بریم سینما اون لباسو بپوش اونم بلند میشه که بزنتش دخترا هم میخندن.توپراک دافنه رو میبره پیشش فریده هم هست به دافنه میگه راستشو بگو خودت خودتو زدی اونم شروع میکنه دوباره به دروغ گفتن جنک میاد و فریده رو اونجا میبینه و میره.

نازان میاد و اشغالا رو میریزه تو حیاط موسسه نریمان میاد نازان بهش میگه مارال دیشب ریخته تو خونم نریمان هم از مارال دفاع میکنه و نازان میره هدیه هم میگهمارال دیشب تو موسسه بود نریمان میره هدیه هم مارال و مجبور میکنه که آشغالارو جمع کنه.تو مدرسه گونی فریده و توپراکو میبینه و میره به دافنه اینا میگ هدافنه دوباره داره به بچه ها دروغ میگه که با توپراک دوستم و بعدا حسابشو میرسم که با اون بوده بعد جنک میگه دروغ نگو تو داری دروغ میگی سرکان میگه اره دروغ میگه اونا با هم نیستن دافنه هم عصبی میشه. و به جمره میگه سرکان عاشق ایلوله و همو میبینن جمره هم میره و دخترا هم دنبالش میرن جمره با ایلول دعوا میکنه و تحقیرش میکنه بعدم میگه اونا مامان ساغر و ازش مخفی کردن ساغر هم عصبی میشه و سرشون داد میزنه و شماره هارو میگیره و با جمره میرن.

سرکان میاد پیش توپراک و اونم بهش میگه که بابات دافنه رو میزنه اونم شوکه میشه و به توپراک میگه دروغ گفته بابام تاحالا دستشم بهمون نخورده.جمره و ساغر همه شماره هارو میگیرن و در نهایت مامانشو پیدا میکنن و میگن یه بسته براتون داریم ادرستونو بدید اونم بهشون میده.سوگل میاد خونه و صدا کلی ازش استقبال میکنه بعد علی داره در مورد ارثیه با صدا صحبت میکنه سوگل میشنوه و اونا میرن سوگل هم وسایلایی که از موسسه اورده رو برمیداره و یه نامه هم برای اونا مینویسه و از خونه میره.جمره و ساغر میان دم در خونه بانو ساغر میره بانو میاد اونو میبینه شوکه شده بعد اون دخترش میاد میگه ساغر دختر خدمتکاره ساغر گریه کنان میره بانو هم ناراحته.ساغر همه چیو به جمره میگه میخوان برن که بانو میاد و کلی با ساغر همو بغل میکنن.سوگل هم میخواد بره تو موسسه و پشیمون میشه.

 

  • قسمت بیست و نهم 29 غنچه های زخمی :

سرکان به مامان و باباش میگه دفنه داره دروغ میگه خودش اینکاروکرده،دفنه هم میگه این هنوزداره ایلول و میبینه،سرکان به نازان میگه ایلول میبینم نمیتونیدمانعم بشید،توپراک یه میزعالی میچینه واسه فریده،سوگل زنگ میزنه واسه دخترا همشون باهیجان باهاش حرف میزنن،فریده میره آشپزخونه میبینه همه چی به هم ریخته و کثیف شده یه کم توپراک دعوامیکنه،توپراک هم میگه من بی دست و پام بعدباهم جمعش میکنن،بشرابه ایلول میگه فردانمایش دارم بیا ساغرمیگه برو شماره مادرم و ازگوشی کمال بردار،ایلول اولش میگه نمیرم امابااصرارساغرقبول میکنه،ایلول میره سالن نمایش پشت سرکمال میشینه گوشی کمال و یواش ازجیبش درمیاره یه خانم پشت سرش میبینه،ایلول میره بیرون چندتاشماره داخل گوشی مینویسه کمال داره دنبال گوشیش میگرده ایلول همون موقع گوشی میندازه توجیبش اون خانم میگه ایلول گوشی و برداشته،همه دارن ایلول نگاه میکنن کمال میگه اون دخترمه اشکال نداره،جمره میره خونه قبلیش به صاحبخونه میگه میخوام اینجاکارکنم،صاحبخونه میگه توهنوزبچه ای،درومیبنده جمره هم دادمیزنه میگه من اینجابه دنیااومدم کلی گریه میکنه،صداوسوگل رفتن لباس بخرن که گونی میبینتشون،گونی میگه من همکلاسی سوگلم،شماره سوگل و ازصدامیگیره سوگل هم نمیتونه چیزی بگه،مسعوده ایلول و دعوامیکنه که چراگوشی و برداشته ایلول به کمال میگه میخواسته شماره مادرساغروبرداره کمال بهش میگه مادرساغر اونونمیخاد،سوگل میادپیش بچه ها براشون هدیه خریده بهشون میده،ایلول جریان و واسه سوگل تعریف میکنه سوگل میگه شماره رو نده به ساغرشایدمادرش اونجوری که فکرمیکنه نباشه.

 

  • قسمت بیست و هشتم 28 غنچه های زخمی :

بانو زنگ میزنه موسسه و به ساغر میگه ازت دور میمونم و قطع میکنه اونم گریه میکنه.نریمان هم به فریده میگه میخوام اتاق دخترا رو عوض کنم.ساغر میره خونه صدااینا و سرشون داد میزنه میگه دوستمو مسخره کردین اونام ناراحت میشن.

تو مدرسه سرکان دوباره به ایلول میگه چی شده اونم میگه جمره ازت خوشش میاد اونم میگه ولی من دوسش ندارم جمره میاد سرکان میره و بهش محل نمیذاره.گونی میاد پیش سوگل و درباره خانواده جدیدش ازش میپرسه اونم عصبی میشه و سر گونی داد میزنه و میگه منو نخواستن و با گونی دعوا میکنه ایلول هم میاد و جداشون میکنه.

کمال به مسعوده تیکه میندازه که تو به خودت اصلا نمیرسی بعد بانو بهش زنگ میزنه و میره.بانو بهش میگه دست از سر دخترم بردار و بهش پول میده میگه طلاهاتم برات میارم.

دافنه میاد تو دستشویی و خودشو میزنه جلو مارال و بعدم میندازه گردن مارال اونم شوکه شده مدیر میاد و اونو یه هفته از مدرسه اخراج میکنه.ساغر میاد و به ایلول میگه کمکم کن شماره مامانمو از توی گوشی کمال برام بیار اونم در نهایت قبول میکنه.

بانو میاد موسسه نریمان شوکه میشه بانو میگه طلاهارو بیار اونم اولش میگه کار من نبود بعد میگه پیشه خودمه دخترا میان موسسه کادر بانو رو میبینه ولی نمیدونه مامانشه و میرن تو اتاق مارال به فریده میگه نمیخوام از درسام عقب بیفتم دخترا هم میخندن.

کمال با ماشین جدیدش مسعوده اینا رو میبره بیرون و حسابی براشون خرج میکنه.صدا اینا میان سوگل رو ببرن و بهش میگه چی شده که نتونستن بیان دنبالش اونم میخواد بره و با دخترا همو بغل میکنن و گریه میکنن بعدم میره نریمان هم میاد به دخترا میگه وسایلاتونو جمع کنین اتاقتونو عوض میکنم.صدا اینا یه اتاق بزرگ به سوگل میدن اونم خوشحاله.ساغر تو همون اتاق میمونه مارال و انداختن تو یه اتاق که همشون شلخته هستن جمره و ایلول هم با همن شب با هم حرف میزنن و دخترا هم هی غر میزنن اونام میرن تو حیاط.شب توپراک میاد پیش فریده و میگه برات شام درست میکنم تو هم به کارت برس بعدم فریده قضیه های امروز رو بهش میگه توپراک هم در حالی که میخواد غذا درست کنه همه چیزو بهم میریزه.

 

  • قسمت بیست و هفتم 27 سریال غنچه های زخمی :

فریده و توپراک با هم دوست میشن.دخترا هم اومدن برای مسابقه نازان همش به دافنه میرسه سوگل اینا هم منتظر مارال هستن.ساغر به کمال زنگ میزنه میگه میام نریمان صداشو میشنوه ولی ساغر فرار میکنه اونم به بانو خبر میده.توی جشن گونی میاد پیش سوگل و دوباره بهش دروغ میگه جمره هم سرکان و میبینه و لبخند میزنه ولی دقت که میکنه میبینه ایلول و سرکان دارن به هم نگاه میکنن.

کمال ساغر و میبره یه جای پرت و میخواد اذیتش کنه که مامان ساغر زنگ میزنه و بهش میگه بیا اونم میره و ساغر هم گریه میکنه.جمره داره با سرکان صحبت میکنه بعد سرکان میره پیش ایلول اونم شوکه میشه ایلول میگه تو که مطمعن نبودی دوسم داری نباید بهم پیشنهاد میدادی سرکان هم قضیه رو بهش میگه که به خاطر ماملنشه و میگه دوست دارم بعد جمره میاد پیششون سرکان میره جمره میگه بین و تو و سرکان چیزی هست که ایلول میگه من اون موضوع رو بستم به دوستام خیانت نمیکنم.

بعد سوگل همش داره دافنه و نگاه میکنه میفهمه یه کاری کرده و میره اونجا و مامان بابای گونی هم میان سوگل میفهمه گونی بهش دروغ گفته.بعد نوبت مارال میشه دافنه میگه اون نمیاد من میخونم میره رو صحنه که یه دفعه مارال میاد و دافنه رو میبرن پایین توفیق هم میبرتشون خونه.مارال اهنگشو میخونه که گونی و سوگل همش همو نگاه میکنن بعدم آهنگ تموم میشه و همه تشویقش میکنن.

گونی هم به سوگل میگه من تو زندگیم سختی نکشیدم فقط به خاطر اینکه بهم توجه کنی همچین کاری کردم اونم میره الینا هم به بچه ها میگه دافنه و توپراک با هم دوستن.

مارال تو مسابقه دوم شده علی و صدا هم نیومدن دنبال سوگل اونم ناراحته.صدا و علی رو نشون میده که تو بیمارستان هستن و میفهمن صدا حاملست ادمای بانو کمال رو زخمی میارن میندازن دم خونش مسعوده هم میاد و جیغ میزنه.فردا تو موسسه سوگل حالش خوب نیست و ناراحته و محل هیچکس نمیذاره ساغر هم به دخترا میگه دیروز کمال و دیده چه اتفاقی افتاده اونام سرزنشش میکنن.

مسعوده محل کمال نمیذاره کمال هم به دروغ بهش میگه چن تا داشتن اسم ایلول رو میاوردن منم زدمشون.توپراک و فریده میخوان صبحونه بخورن توپراک همش کثیف بازی در میاره و فریده هم بدشه.

 

  • قسمت بیست و ششم 26 غنچه های زخمی :

یه بسته برای ساغر اومده نریمان از هدیه میره تلفن ساغر داخلشه روشن میکنه به بانو زنگ میزنه میگه هر چی بیشتر بهش زنگ بزنی بیشتر ناراحت میشه اونم میگه دیگه زنگ نمیزنم.صبح ایلول میخواد بره خونشون ساغر هم دنبالش میره.علی و صدا میان سوگل و میبرن بیرون و بهش میگن میخوایم به فرزندی بگیریمت اونم خیلی خوشحال میشه.

ایلول میرسه خونشون به مسعوده میگه براش لباس گرم بیاره بعد به کمال میگه اگه به بوشرا نزدیک بشی میکشمت اونم میگه بذار بزرگ بشه بعدا ایلول هم میزنه تو گوشش و لباسو از مسعوده میگیره و میره.جمره میخواد برای چهل مامان باباش حلوا درست کنه هدیه کمکش میکنه به همه از جمله فریده میده بعد سرکان اومده دم در موسسه جمره میبینتش برای اونم حلوا میبره و با هم میرن سر مزار مامان بابای جمره ایلول هم میبینتشون.

دافنه و الینا اومدن خرید توپراک میاد کتاب بخره دافنه میگه توپراک اومد بعد الینا باورش نمیشه با هم رابطه داشته باشن دافنه میگه اگه تورو ببینه خجالت میکشه دور وایسا بعد میره پیش توپراک و بهش میگه بابام میزنمت ولی به کسی چیزی نگید و میره تو بغل توپراک الینا هم میبینتشون.
سوگل تو پارک نشسته گونی میاد و یکم با هم حرف میزنن گونی دوباره بهش دروغ میگه سوگل هم میگه میخوان به سرپرستی بگیرنم اونم میگه به نظرم قبول کن.کمال از خونه میاد بیرون ساغر میره پیشش میگه بگو مامانم کجاست اونم میگه باهام بیا ساغر نمیره کمال شمارشو بهش میده میگه اگه مامانتو خواستی بهم زنگ بزن.

جمره و سرکان اومدن سر فبر مامان باباش کلی گریه میکنه بعد میرن جمره به سرکان میگه بچه که بودم عاشقت بودم اونم میگه منم همینطور.ساغر میاد تو موسسه شماره رو میندازه تو سطل سوگل میاد به ساغر قضیه سرپرستی رو میگه اونم بهش متلک میندازه سوگل هم به صدا زنگ میزنه و میگه قضیه سرپرستی رو قبول میکنم اونم خوشحال میشه.

کمال به مسعوده پول میده و نیگه برو خرید کن اونم خوشحال میشه.شب تو موسسه جمره به ایلول میگه فکر کنم عاشق سرکان شدم بعدم ساغر قضیه سرپرستی رو به اونا میگه اونام خوشحال میشن.توپراک برای فریده رمان خریده فریده میره یه قسمت رمانو میخونه بعد توپراک گیتار میزنه فریده هم میاد بیرونو با هم آهنگ میخونن بعدم اشتی میکنن.

 

  • قسمت بیست و پنجم 25 غنچه های زخمی :

کمال میادبه مسعوده میگه من به خاطرتواومدم بهم تهمت زدن،بچه هامیرن مدرسه دفنه رومیبینن جمره میگه خودم حسابش ومیرسم دنبال دفنه میره یه جایی گیرش میندازه بهش میگه تواعتمادبه نفس نداری،حسودی، جمره داره میزنه به دفنه که توپراک میادمیبینه،توپراک بادفنه صحبت میکنه میگه تودخترخاصی هستی دفنه هم کلی ذوق میکنه،یاووز اعترافش و پس میگیره کمال و آزادمیکنن،کمال میاد پیش مسعوده و ایلول،ایلول و بغل میکنه بهش میگه به جون ساغردعاکنید به خاطراون شماخلاص شدیدکمال میگه ایلول هم برگرده خونه ایلول میگه تاتوهستی من نمیام مسعوده عصبانی میشه ایلول میگه اگه من راست بگم چی چجوری راحت میخابی؟سوگل تنهاداخل حیاط مدرسه نشسته گونی میادپیشش میگه خیلی ناراحتم بابام الکلیه مادرم خونه روترک کرده،سوگل اول باورنمیکنه بعددلداریش میده،ایلول به بچه هامیگه کمال گفته به خاطرساغرخلاص شدین ساغرخوشحال میشه میگه مادرم نجاتمون داده،ایلول سرکان و میبینه میره پیشش بهش میگه مادرم آزادشده ولی سرکان چون دفنه داره میببنه سردجوابش میده،دفنه به مارال پول میده میگه ازمسابقه بکش کنارمارال قبول میکنه

 

  • خلاصه قسمت بیست و چهارم 24 غنچه های زخمی :

مسعوده میگه من کمال و کشتم.دخترا رو ازاد میکنن سرکان هم میاد فکر میکنن فهمیدن کمال زندست بعد مسعوده و دستبند به دست ایلول میبینه و میفهمن چی شده مسعوده رو میبرن تو بازداشتگاه ایلول کلی گریه میکنه.نازان و توفیق میان کلانتری نازان میخواد به ایلول حمله کنه جلوشو میگیرن.بعدم سرکان رو با خودشون میبرن.فریده و ایلول هم میرن دنبال بوشرا.دخترا میرن یتیم خونه دخترای دیگه مسخرشون میکنن نریمان میبرتشون تو اتاقش و دعواشون میکنه به سوگل میگه دیگه اونا به فرزندی قبولت نمیکنن و یکم متلک بهشون میگه اونام میرن تو اتاقشون مارال میگه اسم من هم‌در کنار شما لکه دار شد وقتی مشهور بشم درباره گذشتم تحقیق میکنن و همه چی و میفهمن و میره .

دافنه تو خونه از سرکان معذرت میخواد سرکان میگه ایلولو دوست دارم نازان میگه اگه دوسش داری ازش دور بمون وگرنه بدبختش میکنم.بوشرا دم در نشسته و فریده و ایلول میان به خواهر کمال خبر میدن که بیاد بوشرا و متین و ببره اونم میاد و به نسعوده فحش میده که کمالو کشته بوشرا هم میفهمه بعد فریده بهش میگه کمال زندست و بچه ها رو ببر اونم میگه فقط متین و میبرم بوشرا هم با ایلول اینا میره.

بانو یه تلفن برای ساغر میفرسته اونم بهش زنگ میزنه و بانو میگه بیا تو مرکز خرید ببینمت ساغر میره بانو خودشو بهش نشون نمیده ساغر هم تلفن و میشکنه و میره.

فریده میره خونه همش تو فکر اتفاقای امروزه که افتاده توپراک براش چای میاره و میگه همه چیزو از اول شروع کنیم اونم میگه باشه و ولی یکو میخوام که باهاش درد و دل کنم.سوگل که میبینه حال بوشرا و ایلول خوب نیست با دخترا یه رقص و تمرین میکنن اونا میان داخل و براشون میرقصن اونام میخندن بعدم همشون با هم میرقصن.

تو بازداشتگاه سه تا زن پیش مسعوده هستن اونم میگه دخترمو گذاشتم یتیم خونه و شوهرم کاری نکرده باهاش اونام کتکش میزنن و میگن حرف دخترتو نه حرف شوهرتو باور کردی.فردا صبح مسعوده رو میخوان ببرن ایلول و بوشرا هم میان کلی گریه میکنن بعد به مسعوده میگن متین کجاست اونم میگه حواستون بهش باشه و سوار ماشینش میکنن که یه دفعه کمال میاد و میگه من زندم زنم باهام کاری نکرده.

 

  • قسمت بیست و سوم 23 غنچه های زخمی :

فریده میره خونش و توپراک هم نمیتونه جلوشو بگیره.سوگل اینا غذاشونو خوردن و صدا و علی میرن سوگل یکم گوشت میذاره لای نون و برمیداره اونام میبینن و میگن نریم تا بچه خجالت نکشه.توی موسسه ساغر به جای خالی سوگل نگاه میکنه مارال هم متلک بهش میگه سوگل میاد خوشحاله ساغر میگه اونا خوانوادت نیست اونم حالش گرفتع میشه ساغر میره از دلش در میاره و سوگل هم ساندویچو بهش میده.فریده میخواد از دست توپراک فرار کنه نمیتونه توپراک میگه من ازت خوشم میاد اونم میگه به خاطر اینکه غرورم نشکنه اینو میگی و میره.

تو بوفه سوگل میاد میخواد چیز بگیره گونی میگه من برات بگیرم که میگه پول تو از گلوم پایین نمیره بعد گونی میگه معذرت میخوام به خاطر کارایی که کردم بعد دافنه میاد میگه از این معذرت میخوای و میخواد دعواشون بشه که سوگل قبول میکنه دیگه با هم دعوا نکنن با گونی دافنه هم میره.بوراک دنبتلش میره میگه من ازت خوشم میاد دافنه هم میگه تو در حد من نیستی و اونم میره بعد دافنه میگه از استاد توپراک خوشم و میاد سرکان میشنوه.صدا میاد یتیم خونه و به فریده میگه میخوایم سوگل و به فرزند خوندگی بگیریم اونم خوشحال میشه.

دافنه میره تو دستشویی به مارال میگه مطمعنی خون دیدی اونم میگه اره.صدا خوشحال میخواد بره که پلیس میاد و میگه دخترا اینکارو کردن دخترام از مدرسه میان پلیس دستگیرشون میکنه و میبرتشون اونام همش میگن کار ما نبوده.فریده به نریمان میگه چی شده و میره اونم به بانو خبر میده.دافنه تو کلانتری همه چیزو گفته و میخواد بره دخترا میبیننش سوگل میگه دعا کن از اینجا بیرون نیام وگرنه میکشمت اونم میره.

فریده میاد اداره پلیس و کاری نمیتونه بکنه.دافنه میاد خونه و به سرکان میگه از دخترا شکایت کرده نازان میاد قضیه رو میفهمه و سرکان و تو اتاق زندانی میکنه دافنه هم میفهمه که سرکان بوده و پشیمون میشه.نازان هم به توفیق خبر میده میگه بیا.به مسعوده خبر میدن اونم میاد و میره پیش ایلول میگه تو کشتیش اونم میگه نه زندست و تو حرف منو باور نکردی و مسعوده میره.

سرکان همش میگه میخوام برم پیش پلیس توفیق میاد میگه یه طوری اسم تورو پاک میکنیم و سرکان هم از پنجره فرار میکنه و میره.فریده به مسعوده میگه بهت گفتم حرف دخترتو باور کن اونم متینو میده به فریده و میره که به پلیس بگه اون کمالو کشته.ایلول به دخترا میگه همش تقصیر من بود و میگه همه چیو اعتراف میکنم و به مامور میگه.وکیل نازان اینا میاد اونام میفهمن سرکان فرار کرده.مسعوده هم میره پیش مامور و میگه من کمال و کشتم.

 

  • قسمت بیست و دوم 22 غنچه های زخمی :

سرکان به نازان میگه میخوام برم بیرون دافنه هم همه چیزو به نازان که که دخترا چیکار کردن.ساغر همش کارایی میکنه که به پلیس تحویل بدنش ولی کسی اینکارو نمیکنه.(چون میخواد مامانش بیاد و از دردسر نجاتش بده اونم مامانشو ببینه.)ایلول یه سری خوراکی برای مسعوده میگیره اونم فکر میکنه کاره کماله.

ایلول به مارال میگه بیا کمکم کن اماده بشم.جمره هم با فریده خانوم میره خرید کنه برای امشب فریده.سرکان اماده میشه میخواد بره دافنه بهش میگه زیاد به ایلول دل نبند اون قاتله منم به مامان گفتم اونم الان داره به پلیس میگه سرکان فوری به نازان زنگ میزنه و میگه منم بودم اون روزی که پیرهنم خونی بود رو یادته؟من اونو انداختم تو دریا نازان هم شوکه میشه و قطع میکنه و قضیه رو میپیچونه و میاد بیرون گریه میکنه و به سرکان میگه چطور همچین کاری کردی؟.

ساغر رو میارن موسسه نریمان سرش داد میزنه میگه اینکارا چیه میکنی اونم میگه برای اینکه مامانمو پیدا کنم.جمره یکی از دوستای قدیمیشو میبینه بهش نمیگه مامانش اینا مردن و میگه همه چیز روبه راهه.

صدا و علی میان و سوگل رو برای شام میبرن مارال هم هر چی التماس سوگل میکنه که ببرتشش نمیبرتش و میره.نازان میره پیش تیفیک و اونجا دوست دخترشو میبینه که یه زن همسن خودشه و بهش متلک میندازه و قضیه رو بهش میگه بعد میگه باید بیای خونه من از پس بچه ها بر نمیام.سرکان و ایلول اومدن سینما سرکان حالش خوب نیست ولی به ایلول قضیه رو نمیگه فیلم شروع میشه فیلمه ترسناکه ایلول میترسه همش سرکان میخواد دستشو بگیره فیلم تموم میشه بیرون ایلول میگه خیلی ترسیدم سرکان میگه میدونم همش تو رو نگاه میکردم و بعدم به ایلول پیشنهاد دوستی میده اونم فوری قبول میکنه.سوگل پیش صدا و علی خیلی خوشحاله بعد میگه شما چرا بچه ندارید اونام میگن بچه دار نمیشیم و ناراحت میشه.

تو موسسه ایلول میخواد به دخترا بگه که جمره از اتفاقای امروزش میگه اونم چیزی نمیگه.تیفیک و نازان به سرکان میگن چرا اینکارو کردی اونم میگه یارو زندست و من ایلولو دوست دارم.بعد دافنه میاد نازان میگه همچین اتفاقی نیفتاده تو هم دیگه در موردش چیزی نگو اونم شک میکنه.فریده و توپراک میرن بیرون تو رستوران کلی از هم تعریف میکنن بعد یه کیک اشتباهی میارن که روش حلقست فریده میگه باهات ازدواج میکنم توپراک هم مونده چی بگه بعد گارسون میاد و کیک و میبره فریده هم ضد حال میخوره و فوری میره.

 

  • قسمت بیست و یکم 21 غنچه های زخمی :

ایلول و جمره میرسن اونجا ایلول به جمره میگه تو نیا من میرم ولی جمره دنبالش میره و کمال نیست ساغر و نجات میدن.میرن موسسه بانو زنگ میزنه به ساغر میگه دیگه کمال تو و دوستاتو اذیت نمیکنه اونم به دخترا میگه ولی حرفشو باور نمیکنن میرن دنبال سوگل که اونجا خیلی حالش خوبه و صدا و علی خیلی ازش خوششون اومده اونام ازشون معذرت خواهی میکنن و طلاهارو بهشون میدن و میرن.دافنه تو خونه به نازان میگه ابروی منو تو کل مدرسه بردی الان همه منو مسخره میکنن و میره تو اتاقش سرکان هم نازانو دلداری میده.توپراک میاد پیش فریده و بعد کلی مقدمه چینی بهش میگه فرداشب بیا بریم بیرون اونم قبول میکنه دوست فریده اونجاست و به فریده میگه تو عاشق شدی اونم همش میخنده بعدم قرار میذارن که برن لباس بخرن.نازان میاد پیش دافنه و بهش میگه با هم اون دخترا رو میندازیم بیرون میشم همون نازان خانوم و برمیگردم مدرسه اما دافنه بهش محل نمیده.ساغر همش از خانوادش میگه دخترام حرفشو باور نمیکنن اونم ناراحت میشه و میره.مسعوده میخواد کار کنه چون پول نداره.شب مارال به ساغر زنگ میزنه و میگه مادرتم ساغر میفهمه میره و بامارال دعواش میشه دخترا میان اونام قضیه رو میفهمن سوگل میخاد مارالو بزنه ولی جلوشو میگیرن مارال هم میره.بچه ها تو مدرسه برای نمایش دارن اماده میشن که اول برای نقش مقابل گونی دافنه نیره ولی نمیتونه احساسی حرف بزنه سوگل رو میبرن اونم همش به گونی فحش میده استاد میگه شما با هم رو این نقشها کار کنین که مشکل بینتون هم حل بشه گونی خوشحال میشه سوگل هم در نهایت قبول میکنه.صدا میاد موسسه به نریمان میگه میخوایم با سوگل بیشتر وقت بگذرونیم اونم در موردش بد میگه صدا هم پشیمون میشه هدیه صداشونو میشنوه میره به فریده میگه صدا که میخواد بره فریده بهش میگه سوگل دختره خوبیه اونم خوشحال میشه.تو مدرسه سرکان میگه شاید واقعا ساغر خانواده داشته باشه بعدم به ایلول میگه بیا بعد مدرسه بریم سینما اونم میگه باشه ولی اول باید برم دیدن خواهرم.تو دستشویی ساغر و سوگل دارن در باره کارایی که کردن حرف میزنن دافنه هم تو دستشوییه صداشونو میشنوه و شوکه میشه.ایلول میاد پیش بوشرا و بهش پولو میده و میگه به مامان نگو اومدم دیدنت بعد بوشرا میگه مامان‌تو خونه کار میکنه بعد میره خونه و ایلول هم میره.

 

  • قسمت بیستم 20 سریال غنچه های زخمی :

فریده میاد خونه میبینه شیر درسته و شماره لوله کار رو میبینه و میفهمه بعدم خندش میگیره میره از توپراک تشکر میکنه ولی بروش نمیاره که خبر داره.سوگل و ایلول برای جمره کیک درست میکنن ولی شمع ندارن اونم کلی خوشحال میشه و همو بغل میکنن.مارال به نریمان میگه اتاقمو عوض کن اونم مسخرش میکنه و میگه اتاق کنار دریا میخوای مارال میگه اره بعد نریمان میگه برو با سوگل بزنید تو سر و کله همدیگه اتاق نداریم.خترا میخوان برن مدرسه ساغر نمیره میگه مامانم زنگ میزنه سوگل هم عصبی میشه و میره.تو مدرسه گونی دوباره سر به سر سوگل میذاره و جلوی همه میگه دوست دخترمه سوگل هم میزنه تو گوشش و میره همه بهش میخندن.بانو زنگ میزنه موسسه با ساغر حرف میزنه اونم میگه یکی به اسم کمال اذیتمون میکنه میخواد بکشتمون اونم میگه درستش میکنم و قطع میکنه ساغر هم میره اماده بشه که بره مدرسه.جمره از سرکان به خاطر گردنبند تشکر میکنه ایلول میبینتشون بعد جمره میره ایلول هم میگه بیشتر با جمره حرف بزن.مسابقه شروع میشه دافنه میخونه همه کلی تشویقش میکنن.سوگل هم میگه ما هم بریم مارالو تشویق کنیم ما مثه یه خونواده ایم و با دخترا میرن.یه پیرزن هم از ساغر ادرس میپرسه و به ساغر میگه بهش نشون بده اونم میگه باشه و میرن ولی پیره زنه ادم کمال بوده و کمال ساغر و میگیره.مارال هم میره ترانه بخونه بچه ها مسخرش میکنن سوگل اینا میان سوگل میگه برو بخون تا همه بفهمن صدای خوب چیه اونم میخونه که صداش خیلی عالیه همه هم تعجب کردن.دافنه هم داره میترکه.کمال به ساغر میگه طلاهارو بهم بدید اونم میگه گم شده بعد کمال میگه زنگ بزن به ایلول.کمال زنگ میزنه رو گوشی مارال و بهشون میگه ساغر و دزدیده اونام میرن دزدی بکنن.فاطیما به مسعوده پول میده که برای متین شیر خشک بخره اونم ناراحته.دافنه به نازان خبر میده که میخوان یکی از دخترای یتیم خونه رو انتخاب کنن اونم میره که اماده بشه.جمره میارتشون خونه یکی از همشایه هاشون به اسم های صدا و علی و میرن دزدی میکنن در اخر اونا میان جمره و ایلول فرار میکنن ولی سوگل میخوره زمینو و بیهوش میشه و صدا میبینتش.نازان خیلی مسخره میاد مدرسه که دکمههای پیرهشنو بالا پایین بسته دمپایی هم پوشیده همه مسخرش میکنن میگه نمیتونید اون دخترو انتخاب کنید اونام مارالو انتخاب میکنن دافنه هم به نازان میگه باعث خجالتم شدی و میره.کمال ساغرو تو اتاق زندانی کرده و یکی میاد اونم تعجب میکنه ولی نشون نمیده کیه.سوگل بهوش میاد بهشون میگه بذارید اول دوستمو نجات بدم بعد بدینم دست پلیس.

 

  • قسمت نوزدهم 19 سریال غنچه های زخمی :

بانو زنگ میزنه و به ساغر میگه مامانتم اونم گریه میکنه و میگه چرا نمیای پیشم اونم میگه نمیتونم خیلی دوست دارم و قطع میکنه ساغر هم گریه میکنه.بوشرا تصویری با ایلول چت میکنه قضیه نمایش رو بهش میگه اونم میگه پولو برات میارم سوگل میگه میریم دستبند میفروشیم پولو جور میکنیم بعد یکی از دخترا میاد به سوگل میگه ساغر داره گریه میکنه اونم میره.سرکان عصبیه که چرا مامان باباش بهش پول نمیدن میره تو اتاقش توفیق میره دافنه به نازان میگه فکر کنم پولو برا ایلول میخواد.سوگل نیاد پیش ساغر اونم قضیه رو بهش میگه سوگل باور نمیکنه ساغر پای تلفن میشینه اونم میشینه.صبح هدیه میاد میبینه اونجا خوابیدن بیدارشون میکنه نریمان هم میاد سوگل میگه کار تو هس زنگش میزنی میگی مامانتم اونم میگه نه و سوگل و ساغر میرن.نریمان هم به بانو زنگ میزنه و میگه دیگه بهش زنگ نزن.تولد جمره هست سرکان به دافنه میگه اونم قضیه گردنبندو بهش میگه سرکان میره اون کافه و قضیه رو بهشون میگه و پولو میده گردنبندو میگیره.فریده شیر اب خونش خراب شده به توپراک میگه و میره سر کار اونم بلد نیست زنگ میزنه لوله کار بیاد.نازان میاد موسسه و سر ایلول داد میزنه فریده میاد نازان قضیه رو میگه ایلول میگه خبر ندارم نازان میره فریده میگه چیزی رو که مخفی نمیکیند؟اونام میگن نه و میرن.دخترا دارن دستبند میفروشن سرکان میاد ایلول بهش میگه مامانت اومد سرم داد زد و میگه من از تو پول نمیخوام و میره جمره میاد قضیه رو بهش میگه بعد سرکان تولدشو تبریک میگه جمره میگه خنده های مامان بابامو یادم نیست همش اونا رو غرق در خون میبینم.کمال زنگ میزنه موسسه ساغر جواب میده بهش میگه طلاهارو به ایلول بگو بیاره ساختمون پشت بیمارستان و قطع میکنه دخترا میان ساغر بهشون میگه اونا میترسن سوگل میگه همه با هم بریم بهش بگیم گم شده فریده هم حرفاشونو میشنوه.بعد ایلول یواشکی میره فریده هم به توپراک زنگ میزنه و پشت سرش میرن.ایلول میره اونجا و به کمال قضیه رو میگه کمال هم میخواد خفش کنه فریده و توپراک میرسن و کمال با توپراک درگیر میشه بعدم فرار میکنه ایلول هم همه چیزو بهشون میگه.سرکان گردنبند جمره و عکس تولد پارسال جمره رو به عنوان کادو میده به مارال میگه بده جمره و اونم میدتش و جمره هم کلی خوشحال میشه.فریده میگه باید ازش شکایت کنی ایلول میگه خجالت میکشم و میره توپراک میگه باید راضیش کنیم.شب فریده و توپراک میرن به مسعوده میگن باز حرفشونو باور نمیکنه.سوگل هم تو موسسه ایلول رو سرزنش میکنه که چرا تنها رفته پیش کمال.

 

  • قسمت هجدهم 18 غنچه های زخمی :

دخترا میخوان برن مدرسه هدیه به ایلول میگه نریمان کارت داره اونم میره میبینه کمال اونجاس میترسه.فریده میاد میبینه دخترا نرفتن اونام میگن منتظر ایلول هستیم هدیه میگه باباش اومده دخترا میترسن ایلول گریه میکنه میاد میگه بالاست بعد ساغر میگه به جرم دزدی تحت تعقیبه فریده به پلیس زنگ میزنه ولی کمال فرار میکنه بعدم قضیه رو به نریمان میگه بعدم دخترا رو میبره مدرسه.جنک سوگل رو مسخره میکنه گونی جلوشو میگیره.یه خدمتکار برای دافنه اینا اومده دافنه باهاش بدرفتاری میکنه سرکان میگه چرا اینکارو میکنی اونم میگه عادت دارم.تو مدرسه سرکان و ایلول با هم حرف میزنن سرکان میگه من دوس دارم باهات باشم ایلول هم میخنده با هم میرن سر کلاس.تو کلاس دافنه به مارال پول میده میگه زنگ که خورد برامون چایی بخر.ایلول و سرکان میان بعد دوباره جنک متلک میندازه و سوگل صدا میده دافنه هم حرصش میگیره که چرا گونی از سوگل دفاع میکنه.برای مدرسه بوشرا پول لازمه مسعوده پول نداره صاحب خونه هم میگه اجارمو بدید اونم سکه هایی که کمال بهش داده بود رو برمیداره که بفروشه.توپراک اومده دنبال فریده نریمان فک کنم منتظر دخترای موسسه هست میگه اینا دست من امانتن فریده میاد قضیه رو میفهمه توپراک و فریده میرن.تو بوفه دافنه به مارال میگه مسابقه خوانندگیه مارال میگه شرکت کنم بعد میگه نمیخوان رقیب تو بشم که دافنه میگه اشکالی نداره برو شرکت کن اونم میره فرمشو پر کنه.مسعوده بوشرا رو میذاره تو موسسه و میره پیش کمال و بهش پول میده اونم دوباره از ایلول بد میگه.سرکان میاد پیشش باباش میگه پول میخوام ۱۰۰ هزار تا ولی نپرس برای کی اونم میگه خبرت میدم.جمره اومده سر قبر مامان باباش و از ساغر براشون میگه بعد میگه من همش شماهارو غرق در خون میبینم و کلی گریه .مسعوده تو حیاط موسسه هست سوگل میگه حرف دخترتو باور کن اونم محل نمیده و میره.توفیق میاد خونه و به نازان میگه اونام فکر میکنن سرکان مواد مصرف میکنه و اتاقشو نیگردن دافنه میاد بهش میگن اگه مصرف میکنه بگو اونم میگه چرت نگید سرکان خلافش اینه که با دخترای یتیم خونه میگرده اونام میرن تو فکر.فریده به توپراک قضیه رو میگه بعدم توپراک نریمان و رو مسخره میکنه و فریده میگه الان فکر میکنه بین ما رابطه ای هست و اینجا دوتاشون کلی دیوونه بازی در میارن.مارال داره تکلیفهای دافنه رو حل میکنه سوگل مسخرش میکنه.مسعوده هم تو خونه غذا نداره درست کنه بوشرا هم ناراحته.بانو به ساغر زنگ میزنه و میگه من مامانتم.

 

  • قسمت هفدهم 17 غنچه های زخمی :

کمال به مسعوده کلی دروغ در مورد ایلول میگه.میگه همش ایلول بهم‌نزدیک میشد بهم چاقو زد با سنگ زد تو سرم.بعد فریده و توپراک میان خونه مسعوده اونم اول نمیخواد راهشون بده ولی بالاخره راهشون میده اونام در مورد ایلول و کمال صحبت میکنن مسعوده میگه همچین چیزی نیست اونام میخوان برن که تومراک عکس کمال رو میبینه و میفهمه همونیه که دیشب دیده به فریده هم میگه اونام میفهمن که کمال به ایلول تجاوز میکنه.سوگل میره تو استخر ساغر و جمره نیستن گونی میاد میفهمه نقشه بوده بعد گونی رو میندازه توی استخر اونم ادای مرده ها رو در میاره سوگل میترسه میکشتش بیرون بهش تنفس مصنوعی میده دافنه هم فیلمشونو میگیره بعد گونی یهو لب سوگل رو میبوسه اونم عصبی میشه و میره.دافنه فیلمو رو گوشی همه بچه ها میفرسته بعد سوگل میاد بهش میگه سوگل هم با دافنه دعواش میشه گوشی دافنه هم میشکونه به مارال هم میگه حساب تو هم میرسم و میره.ساغر نمیتونه خانوادشو پیدا کنه مثل دیوونه ها به هر کس تو خیابون میبینه میگه تو مامان بابای منی جمره هم نمیتونه جلوشو بگیره.کمال میفهمه بوشرا به ایلول گفته و فرار میکنه پلیس میاد ولی کمال رفته.ایلول همش مضطربه میگه یعنی پلیس دستگیرش کرده یا نه که فریده باهاش کار داره میره پیشش فریده میگه میخوام بهت کمک کنم اونم میخواد همه چیو بگه که کمال زنگ میزنه بهش میگه فردا طلاهارو میاری جایی که میگم اونم گریه میکنه فریده میاد دیگه به فریده هم چیزی نمیگه و میره.جمره و ساغر برمردن موسسه ساغر گریه میکنه سوگل بغلش میکنه و با هم اشتی میکنن.سوگل میره به نریمان میگه ساغر رفته دنبال خانوادش اگه واقعا میدونید بهش بگید جاشونو اونم میگه نمیدونم و سوگل میگه بس بهش امید الکی نده و میره نریمان هم زنگ میزنه به مامان ساغر و میگه دخترت دنبالته.دختره میفهمن طلاها نیست و به همدیگه میگن طلاهارو تو برداشتی و دعواشون میشه در نهایت اشتی میکنن.مارال میترسه بره تو اتاق ولی میره بعدم سوگل قضیه رو به دخترا میگه.فریده به توپراک میگه ایلول میخواست همه چیزو بهم بگه ولی منصرف شد اونم مه با هم از ایلول مراقبت میکنیم.دخترا از هم معذرت خواهی میکنن مارال هم همش میترسه سوگل بلایی سرش بیاره.

 

  • قسمت شانزدهم 16 سریال غنچه های زخمی :

سرکان و دافنه میان خونه سرکان به نازان از اینکه توفیق عاشق شده نمیگه و میگه تو هتل تنها میمونه.اونم خوشحال میشه دافنه هم عصبی میشه.

توپراک و فریده میان بشتنی بخرن توپراک میگه به خاطر شغلت تحسینت میکنم فریده هم یکم از دخترا میگه بعدم با توپراک میرن.

ایلول خواب میبینه کمال اومده اونجا و میترسه از خواب میپره دوباره میخوابه ومال میخواد ایلولم کلی ترسیده کمال میگه طلاهامو بده اونم جیغ میزنه فریده و توپراک صداشو میشنون و با عجله میان داخل کمال فرار میکنه توپراک میره دنبالش و میبینتش ایلول بهشون چیزی نمیگه توپراک میگه به نظرم داره دروغ میگه.

صبح ایلول تو موسسه به دخترا میگه سوگل میگه وقتی خواستیم طلاهارو بهش بدیم پلیس هم خبر میکنیم.بعدم با ایلول میرن جمره و ساغر نمیرن.صبح از کلانتری به مسعوده زنگ میزنن بهش میگن رو چاقو اثر انگشت نبوده اونم به بوشرا میگه بمون پیش برادرت خودشم میره پیش ایلول.

جمره و ساغر میان از زیر زبون هدیه حرف میکشن و ادرس نونوایی که ساغرو اونجا گذاشتن میفهمن و میرن.دافنه و مروه و الینا با مارال سلفی میگیرن.بعد دافنه به مارال میگه تو گردنبند مامانمو دزدیدی اینم مدرکش مارال ترسیده دافنه میگه باید یه چیزی پیدا کنی تا اونا رو از اینجا بندازم بیرون اونم قضیه خون رو میگه دافنه هم میگه یعنی به سرکانم ربط داره.

ایلول و سوگل به سرکان میگن بعد مسعوده میاد ایلول رو کشون کشون میبره میگه میخوام بدمت دست پلیس همه بچه ها هم میبینن‌.سوگل و سرکان نمیتونن جلوشو بگیرن ایلول میگه میخواستم بکشمش چون بهم تجاوز کرد مسعوده بهش سیلی میزنه ایلول میگه کمال زندست دیشب اومد مسعوده باز عصبانی میشه.

توپراک میاد میگه چخبره مسعوده میره توپراک هم ایلولو میبره موسسه بعدم به فریده میگه اونم میگه باید بریم خونشون.جمره و ساغر نونوایی رو پیدا میکنن ساغر چن تا کیسه ارد میبینه و تصور میکنه خودش اونجا بوده و اشک تو چشمش جمع میشه.مارال تو مدرسه به سوگل میگه ساغر و جمره رفتن استخر اونم میره.بعد مارال به سرکان میگه واقعا ایلولو دوس داری اونم میگه اره.

دافنه به گونی میگه سوگل دوتامونو اذیت کرد بیا انتقام بگیریم.مسعوده میاد خونه کمال اومده به کمال سیلی میزنه میگه پلی دنبالته بعدم میگه تو به ایلول تجاوز کردی؟ایلول زنگ میزنه خونه بوشرا بهش میگه کمال اومده اونم میگه به کسی نگو با من حرف زدی و قطع میکنه و زنگ میزنه کلانتری میگه میخواستم گزارش دزدی بدم.

 

  • قسمت پانزدهم 15 سریال غنچه های زخمی :

ساغر تو حیاط نشسته دخترا میان ایلول بهش میگه بیا بریم مدرسه سوگل میگه باهاش حرف نزن بعد ساغر میگه من میدونم خانواده دارم سوگل هم عصبانی میشه میگه هیچکس مارو نخواست بعدم همشون گریه میکنن فریده میاد ولی به اون چیزی نمیگن و میرن.هدیه میره به فریده قضیه رو میگه اونم میره که به نریمان بگه دیگه رو بچه ها دست بلند نکنه میفهمه که نریمان میخواد سوگل رو بفرسته یه موسسه دیگه به نریمان میگه اگه همچین کاری بکنی منم میرم میگم رو بچه ها دست بلند میکنی اونوقت به جای سوگل تورو میفرستن اونم عصبی میشه.

تو مدرسه دخترا به سرکان قضیه رو میگن اونم میگه اگه زنده باشه فقطمامانت میدونه بهش زنگ بزن ایلول زنگ میزنه فاطیما جواب میده بهش قضیه رو میگه بعدم ایلول و سرکان میرن پزشکی قانونی.

مارال میره پیش دافنه بهش محل نمیده میگه هر وقت فهمیدی بین سوگل و گونی چی هست باهات دوست میشم اونم میره پیش سوگل میگه من گونی رو میدم به تو برای خودت سوگل میره به گونی میگه تو ازم خدشت اومده مارال رو میفرستی اونم میگه چرند نگو بعد سوگل جلوی همه به گونی میگه که دافنه عاشقته گونی هم میگه دافنه هنوز بچست دافنه هم عصبی میشه و میره.

مسعوده میاد پزشکی قانونی جسد و میبینه ولی نشون نمیده که چیزی بگه ایلول و سرکان هم میرسن مسعوده میاد بیرون ایلول میبینتش میره پیشش میگه خاله فاطیما بهم گفت مسعوده هم میگه کمال نبود.دافنه تو سالن ورزش داره گریه میکنه گونی میاد به دافنه میگه تو مثل خواهرمی دافنه هم میگه من از مردای بالغ مثل اقا توپراک خوشم میاد و میره.ساغر میاد موسسه و ناراحته.

دافنه به مارال میگه از دستت عصبانی نیستم و بیا بعد مدرسه بریم خونمون اونم قبول میکنه.سرکان و ایلول مسعوده رو میارن خونه بعد ایلول میره داخل درو میبنده.وقتی میخواد بره میبینه سرکان منتظرش وایساده بعد با هم میرن.مارال و دافنه میرن خونه دافنه مارال همش از خونه تعریف میکنه نازان میاد میگه این کیه دافنه میگه هم کلاسیمه بعد با مارال میرن تو اتاقش و مارال شوکه شده که چقد دافنه لباس و وسایل داره بعد مارال از یه گردنبند خوشش میاد دافنه میگه بر دار مال خودت.

شب ساغر برای شام نیومده سوگل همش نگرانشه..جمره هم ساندویچو میده به ساغر اونم میخوره ساغر میگه فردا میخوام برم دنبال خانوادم جمره میگه منم باهات میام.ایلول تو حیاطه که فریوه میاد و میبینتش و با خودش میبرتش خونش.سوگل میفهمه ایلول نیست میترسه هدیه بهش میگه با فریده رفته.توپراک به فریده میگه بیا بریم بستنی بخوریم اونم میگه ایلول هست نمیشه ایلول میگه شما برید من راحتم اونام میرن

 

  • قسمت چهاردهم 14 سریال غنچه های زخمی :

یاووز توی زندان اعتراف میکنه که با کمال بوده.ودات میاد دنبال فریده میبینه با توپراکه بهش میگه با بابات صحبت کردم از این تونه میریم فریده هم عصبی میشه میره به باباش میگه از ودات جدا شدم بهم خیانت کرده اونم وداتو بیرون میکنه.

پلیسا میان تو دم خونه و به مسعوده میگن کمال دزدی کرده طلا دزدیده بعدم خونه رو میگردن اونم یادش میاد که کمال قبل رقتنش بهش طلا داده.نازان اعصابش خورده و داره خونه رو تمیز میکنه سرکان میاد به سرکان میگه شماهام میرید یش باباتون من تنها میمونم اونم میگه همچین چیزی نیست و ارومش میکنه.

صبح دخترا دارن میرن مدرسه مارال میبینه یه نامه برای ایلول اومده بهش میده بعدم سوگل مارال و دک میکنه که بره بعدم پاکتو باز میکنن دستبند ایلول داخلشه اونم میگه پای رودخونه گمش کردم بعد یه نوشتم داخلشه که نوشته دلت برای عمو کمالت تنگ شده؟.اونم به دخترا میگه کمال زندست همشون شوکه میشن.

ساغر میره پیش نریمان و بهش میگه بهتدن میگم اونشب چرا این اتفاق افتاد ولی پاکتو بهم بدید اونم میگه باشه بعد میگه اونشب سوگل از عمد اعتراض راه انداخت بعد نشون نمیده که چی میگه.جمره میگه کارمون تمومه میاد و میکشتمون بعد سوگل متوجه میشه که ساغر نیست هدیه میاد بهشون میگه نریمان کارتون داره زود بیاید.

توپراک داره ورزش میکنه سرو صدا میکنه فریده بیدار میشه میره بهش میگه یواشتر نمیذاری بخوابم.بعد وزنه رو میبینه میگه یعنی اینقد زورت زیاده که اینو بلند میکنی.بعدم میفهمه دیرش شده و سریع میره.دخترا میرن ساغر از تو اتاق نریمان بیرون میاد پاکت دستشه میره بیرون.کاغذ توی پاکتو میخونه و گریه میکنه.

ایلول میخواد همه چیرو به نریمان بگه که ساغر میاد و میگه بهم دروغ گفتی نریمان لیست غذاهارو داده به ساغر بعد ساغر میگه منم بهت دروغ گفتم اونشب رفتن بار همه تو موسسه بودن که نریمان میخواد بهش سیلی بزنه سوگل دستشو میگیره و میگه نمیذارم اونم عصبی میشه و بیرونشون میکنه.هدیه به دخترا میگه نباید اینکارو میکردین.

ایلول میگه میرم به پلیس همه چیو میگم سوگل میگه دیونه نشو.سرکان و دافنه برای نازان ساندویچ درست میکنن ولی اون نمیخوره.به مسعوده زنگ میزنن میگن یه جسد تو اب پیدا شده برای شناسایی بیا اونم شوکه میشه.

 

  • قسمت سیزدهم 13 سریال غنچه های زخمی :

فاطیما میاد تو اتاق پیش مسعوده اون زنی که اونجاست بهش میگه که ایلول دسته چاقو رو پاک کرده.دافنه تو مدرسه با زرنگی به مارال نزدیک میشه و میگه با هم دوست بشیم و اینا تو مثل اونا نیستی اونم قبول میکنه.

ایلول به دخترا میگه مامانم گفته تا وقتی کمال برگرده بیا خونه جمره میگه اون که دیگه برنمیگرده سوگل میگه باید همه چیو فراموش کنیم سرکان میاد سوگل به سرکان میگه مارال خونو دیده بعدم همشون به ایلول میگن ما همیشه کنارتیم نگران نباش.توفیق میاد خونه و به نازان میگه باید جدا شیم اونم شوکه میشه.

ایلول داره وسایلشو جمع میکنه جمره بهش میگه برو دیگه هم اینجا نیا.بعدم ایلول میره که به نریمان بگه میخوام برم.فریده هر چی منتظر تاکسی وایمیسه هیچکی نیست مجبور میشه با توپراک بره چون باباش داره میاد.

نریمان به ایلول میگه فعلا برات مرخصی رد میکنم مامانت که حالش خوب شد بیاد برگه هارو امضا کنه ببرتت اونم میگه باشه.فریده یه جایی دورتر از خونه پیاده میشه باباش اومده و میرن با هم میرن داخل.نریمان به ساغر میگه بیا پیشم میخواد از زیر زبونش حرف بکشه بهش یه پرونده نشون میده میگه ادرس خانوادت داخل اینه بهم بگو قضیه چی بوده تا بهت بگم ولی اون چیزی نمیگه نریمان میگه روش فکر کن.

فاطیما تو خونه قضیه چاقو رو به مسعوده میگه اونم میره تو فکر.ساغر از اتاق نریمان میاد بیرون میگه میخواست از زیر زبونم حرف بکشه ولی چیزی بهش نگفتم بعدم با سوگل و ایلول میرن که ایلولو بدرقه کننایلول میاد خونه مسعوده قضیه رو بهش میگه اونم میگه من کاری نکردم و اینا بعد میخواد بگه شوهرت بهم تجاوز کرد که مسعوده بهش سیلی میزنه و میگه کمالم نمیکنه همچین کاری.ایلول هم میگه تو فقط برای من مادری نکن و با گریه از خونه میره.

توفیق یه برگه به نازان میده میگه امضا کن اونم پارش میکنه بعدم دافنه و سرکان میان قضیه رو به اونا هم میگه توفیقو هم از خونه بیرون میکنه.ایلول همش گریه میکنه مارال هم در مورد مسعوده بد میگه سوگل میبرتشون بیرون ساغر میگه دوستا بهتر از خانواده هستن سوگل هم میگه خودم خانوادتو برات پیدا میکنم.

شب دافنه به نازان میگه الکی که از هم جدا نمیشید نازان هم میگه دیگه شما پدری ندارید.مسعوده میره پتو رو بکشه رو بوشرا اون نمیذاره و میگه منم مثل خواهرم بفرست یتیم خونه.

ودات اومده پیش فریده و پدرش و میگه کارای عروسی رو بکنیم.فریده همش باهاش سرده باباش هم میفهمه.فریده میره بیرون توپراک میاد فریده هم میگه ودات داره سوء استفاده میکنه توپراک هم میخنده.

 

  • قسمت دوازدهم 12 سریال غنچه های زخمی :

بچه مسعوده رو میارن اونم همش نگرانه کماله ایلول هم ترسیده دخترا تو موسسه حالشون بده جمره میگه همش تقصیر منه هر جا میرم بدشگونی میبرم باعث میشم همه بمیرن و میره بیرون.

شب سرکان حالش خوب نیست توفیق میگه چی شده اونم چیزی نمیگه و دافنه میگه دیشب تا صبح با گونی بوده و نازان هم به توفیق متلک میندازه.

مسعوده میخواد چاقو رو بده به پلیس ایلول به سرکان زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم بهش میگه چاقو رو پاک کن.

توپراک میره خونه گیلاس خریده میخواد به فریده هم بده درشو میزنه فریده میاد بعدم ودات میاد فریده میره ظرف بیاره ودات به توپراک میگه خوب ادای همسایه هارو درمیارید توپراک میره.

پلیس میاد مسعوده به ایلول میگه چاقو رو بیار اونم پاکش میکنه که اون زنی که تو اتاقه میبینه.فریده به ودات میگه فقط چن روز باید نقش بازی کنیم حال بابام خوب نیست بعدم بهش میگه بره اونم میره توپراک هم از تو بالکن میبینتش و خوشحال میشه بعدم گیتار میزنه و میخونه فریده میره بهش میگه ما با هم اشتی نکردیم به خاطر بابام که قلبش درد میکنه مجبوریم نقش بازی کنیم توپراک هم میگه به من ربطی نداره و میگه خوابم میاد فعلا فریده هم میره.

سرکان تو حیاط تو فکره دافنه میاد پیشش میگه میدونم دیشب با گونی نبودی اونم میگه درسته با ایلول بودم دافنه در مورد ایلول بد میگه سرکان میگه اینطوری نگو چرا تقلبو انداختی تو کیفش که دافنه میگه با مامان تقلبی کردیم اون نگهبانی داد من تقلبو نوشتم.

مارال تو حیاط موسسه خون میبینه میره به دخترا میگه یه قتل تو حیاط پشتی انجام شده اونام میترسن میرن پاک کنن نمیشه روش نوشابه و ابمیوه میریزن مارال هم با دخترا میان و همه با مارال میخندن و میرن.

صبح فاطما میاد پیش مسعوده و ایلول هم میاد که بره مدرسه.نریمان داره حیاط و نگاه میکنه و ابمیوه رو میبینه به هدیه میگه بهشون بگو بیان جمع کنن.مارال تو مدرسه میخواد از زیر زبون ایلول حرف بکشه اونم بهش میگه بهم حمله کرد که یه دفعه سوگل اینا میرسن و ایلول میگه قضیه رو بهش گفتی اونم میگه دروغ میگه جمره میگه من با ایلول دعوام شد. مارال میگه پس کی رو میخواستید پیدا کنید جمره میگه یکی تو دفترم فحش نوشته بود اونو میخواستیم پیدا کنیم.مارال میره جمره هم به دخترا میگه نباید به کسی چیزی بگیم.

 

  • قسمت یازدهم 11 سریال غنچه های زخمی :

سرکان میخواد بره خدمتکارشون میاد میگه چرا پیرهنت خونیه نازان هم میگه چی شده سرکان میگه با گونی بودیم یکی به سگ زده بود منم بردمش کنار خیابون نازان هم به گونی زنگ میزنه اونم میگه اره ولی شک میکنه.

سوگل و جمره اینا نوشته رو پاک میکنن بعد مارال دوباره متلک میندازه سوگل سرش داد میزنه اونم قهر میکنه بعد سوگل به مارال پول میده و به ایلول زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم میترسه بوشرا و فاطما هم میان بیمارستان.

فریده برمیگرده ماشین کمالو پیدا میکنن سوگل تو مدرسه به سرکان میگه تو نوشتی اونو اونم میگه نه.گونی از سرکان میپرسه دیشب چی شده اونم میگه همون که مامانم گفت گونی میگه منو نمیتونی گول بزنی اگه بهم نگی میرم به مامانت میگم اونم میگه پس منم میگم که به دخترا افترا زدیم و میره.

سوگل سر کلاس توی کیف گونی اسپری رنگ میبینه فکر میکنه کاره اونه میخواد بره باهاش دعوا کنه ساغر جلوشو میگیره میگه درست ازش بپرس.

بچه مسعوده به دنیا میاد پسره و هر چی دنبال کمال میگردن پیداش نمیکنن به یاووز هم زنگ میزنن ولی پلیس اونو دستگیر کرده و به پلیس میگه تنها بودم کسی دیگه باهام نبود.

جمره تو دستشوییه دافنه و الینا و مروه میرن و مسخرش میکنن اونم میگه ممنونم که یه کاری کردین یادگار مامانمو بدم و جمره قدیمی رو اونجا خاک کنم و میره.

سوگل میاد پیش گونی و ازش در مورد اون نوشته میپرسه اونم میگه چه نوشته ای من نمیدونم و میره.مامان فریده بهش زنگ میزنه و میگه بابات میخواد بیاد که با ودات صحبت کنه اونم نمیدونه که چی بگه.

سرکان اومده بسکتبال بازی کنه ولی فکرش مشغوله توپراک میاد میگه بهم بگو چی شده اونم چیزی نمیگه و میره.شب همه شون ترسیدم سوگل میگه تا الان اتفاقی نیافتاده اون منظورش ما نبودیم.

راننده تاکسی میاد و چاقویی که تو ماشین بوده میده به مسعوده و میگه دیگه شوهرت دم در خونه من نیاد و میره ایلول هم ترسیده چون اون چاقوییه که به کمال زده مسعوده هم پلیس خبر میکنه که بده به پلیس.

شب دافنه سر میز دوباره صحبتو میکشونه به سرکان نازان میگه جلو بابات نکن.بعدم به توفیق متلک میندازه که دستیارتو هم با خودت بردی جلسه.

 

  • قسمت دهم 10 سریال غنچه های زخمی :

ایلول میاد پیش کمال اونم میخواد بهش نزدیک بشه ساغر و سوگل میان جلوشو بگیرن اونا رو میزنه ایلول هم یه سنگ میزنه تو سر کمال و میفته سوگل میگه مرده(در اصل کمال نمرده)بعدم ایلول قضیه رو تعریف میکنه براشون.سوگل میگه باید جنازه رو ببریم و ایلول میگه سرکان کمکم میکنه و میره بهش بگه سوگل یه اعتراض راه میندازه دخترا میگن غذای خوب میخوام و باید توالت ها تعمیر بشه دیگه هم کشیده بهمون نزنی.نریمان هم از پسشون بر نمیاد به فریده خبر میده.

ایلول از توی فیسبوک به سرکان پیام میده اونم میاد بعد میخوان جنازه رو ببرن جمره میاد که ساغر میگه اینو هم بکشیم؟سوگل میگه چرت نگو بعدم قضیه رو به جمره میگن اونم میگه به کسی نمیگن همشون میرن که کمال رو بندازن تو رودخونه.فریده بچه ها رو اروم میکنه.دخترا کمال و میندازن تو رودخونه و میرن ماشینو پاک کنن طلاها رو میبینن سرکان میگه خوبه اینا رو بر میداریم که فکر کنن دزدی کردیم بعدم همشون قسم میخورن که چیزی به کسی نگن.سرکان میاد خونه نازان میگه تا صبح کجا بودی اونم چیزی نمیگه و میره تو اتاقش‌.

نریمان قانونا رو عوض میکنه مارال به سوگل میگه دیشب اعتراض راه انداختی بعدش غیبتون زد کجا بودید اونم میگه همین دور و برا بودیم.دخترا تو اتاق نگرانن که فریده میاد به ایلول میگه حال مامانت بد شده و بردنش بیمارستان اونا میرن.

سوگل و ساغر میرن طلاهارو چال میکنن.تو بیمارستان مسعوده به ایلول میگه به کمال خبر بده تا اونم بیاد.دخترا میخوان برن مدرسه میان تو حیاط یکی با رنگ توی حیاط نوشته میدونم دیشب چیکار کردین.اونام شوکه میشن.بعد ساغر میگه کار جمره هست اونم میگه من نکردم بعد مارال میاد میبینه میگه خوب حالا بگین دیشب چه غلطی کردین که سوگل میگه منظورش همون اعتراض دیشب بوده و میره رنگ میاره بزنه روش.

فریده به ایلول میگه نمیدونی کمال کجاست به تلفنش زنگ میزنم جواب نمیده اونم میگه نمیخوام راجب اون ادم چیزی بشنوم و میره.نازان و دافنه و سرکان دارن صبحونه میخورن دافنه غر میزنه میگه من اگه دیر بیام مامان باهام چیکار که نمیکنه ولی تو تا صبح بیرون باش کاریت ندارن.نازان به سرکان میگه دیشب کجا بودی میگه با بچه ها یکم گشتیم و بعدم بلند میشه که بره.

 

  • قسمت نهم 9 سریال غنچه های زخمی :

بچه ها امتحانشونو میدن دافنه تقلبشو میندازه تو کیف ایلول سرکان میبینه بعد دافنه به معلمشون میگه ایلول تقلبی کرد من دیدم.بعد سرکان میگه من تقلبو انداختم تو کیفش.ایلول میخواد بره پیش بوشرا کمال دم در مدرسه وایساده.

دافنه میره به جمره میگه ما دوستای قدیمی هستیم بیا بعد مدرسه بریم یکم بگردیم اونم قبول میکنه و باهاش میره ساغر میگه ببین دو دقیقه ای ما رو فروخت مارال هم میگه اگه منم یه دوست پولدار داشتم همین کارو میکردم.

سوگل میره دم در ایلولو کمالو میبینه بعد کمال میره ایلولم دوباره حرف نمیزنه و میره.

یه اشپز جدید اومده تو موسسه غذاهایی که درست میکنه خیلی بده هدیه میره به فریده میگه اونم میره به نریمان میگه ولی نریمان به حرفش محل نمیده.

سرکان میاد خونه نازان میگه چرا تقلبی کردی اونم میگه دافنه کرد انداخت تو کیف ایلول نازان هم میگه دافنه نمیکنه.دافنه و جمره و آلینا و مروه اومدن بیرون بعد هی به جمره متلک میندازن.

فریده میره خونه میبینه ایرم همه جارو بهم ریخته.پلیس میاد پیش کمالو ادرس یاووز دوستش که با هم دزدی کردن و ازش میپرسه اونم میگه نمیدونم.فریده دیگه کلافه شده میره به توپراک میگه بیا نجاتم بده اونم میگه باشه.

دخترا توی یتیم خونه غذاهارو نمیخورن و اعتراض میکنن میگن ما غذای خوب میخوایم نریمان هم میاد سرشون داد میزنه.جمره اینا میرن غذا بخورن که اون هیچی نمیخوره دافنه اینا به بهانه مختل میرن اونم مجبور میشه به جای پول گردنبندی که مامانش بهش داده رو بده.

شب ساغردوباره میگه خانواده دارم و اینا سوگل هم بهش میگه بیا بریم تو اتاق نریمان رو بگردیم و میرن هدیه میاد اونام فرار میکنن هدیه هم برای نریمان زنگ میزنه.

کمال وسایلاشو جمع کرده میخواد بره میگه برادر یکی از دوستام مرده چن تا سکه هم میده به مسعوده میگه برای خرج زایمانت خریدم.فریده و توپراک جلوی ایرم طوری رفتار میکنن انگار دوست دختر و دوست پسر هستن اونم یه کشیده به توپراک میزنه و میره.

کمال زنگ میزنه موسسه به ایلول میگه بیا حیاط پشتی وگرنه پلیس میگم بیاد اونم میره.سوگل هم مشکوک شده.

 

  • قسمت هشتم 8 سریال غنچه های زخمی :

دوست فریده اومده پیشش و میگه ودات پشیمونه بعد ودات پیام میده میگه سهممو که برای اجاره خونه دادم بهم پس بده.

ساغر میاد به سوگل میگه جمره رفته دستشویی بیرونم نمیاد اونم میترسه و میره مرال تو دستشوییه بعد جمره میاد سوگل میگه ترسیدم دوباره خودتو بکشی ساغر هم صداشونو میشنوه.میره به نریمان میگه اونم ادرسو بهش نمیده.

مسعوده به کمال میگه دیگه نمیخواد به کسی کمک کنی ایلول زنگ میزنه خونه مسعوده بهش میگه کمال میگه خوبه چاقو رو دارم اونم شوکه میشه نریمان میره سر جمره داد میزنه اونم میره به سوگل میگه بعد میفهمن کار ساغر بوده میخوان بزننش فریده میاد جداشون میکنه و قضیه خودکشی و میفهمه میگه منم نامزدم بهم‌ خیانت کرده پس بیاین با هم خودکشی کنیم.

کمال میره ماشینو بده به دوستش اونم میگه یه پیرزنه هست تنهاست خیلی پول داره بریم بدزدیم کمالم قبول میکنه.شب دخترا ریاضی بلد نیست جمره بهشون یاد میده ساغر هم ازش معذرتخواهی میکنه.

دافنه ماسک زده و ترانه میخونه نازان میاد میگه ریاضی خوندی اونم میگه اره نازان بهش میگه اگه نمرت از اون دخترای یتیم خونه کمتر شد من میدونم و تو.بعدم میره پیش سرکان و میبینه داره برای ایلول پیام میده از دست اونم عصبانی میشه.

کمال و دوستش میرن دزدی میکنن و یکی صورت دوستشو میبینه اونم بهش یه مقدار پول میده و میگه از اینجا یه مدت برو طلاهارم خودش برمیداره.شب ساغر به سوگل میگه نریمان بهم گفت جای پدرو مادرمو بهم میگه که منم گفتم.یه نفر اومده پیش توپراک همش بهش میگه دوست دارم بعد فریده میاد اونو میبره پیش خودش و اونم همش حرف میزنه فریده هم میره بخوابه.

فردا صبح فریده میره سر کار ولی ایرم هنوز اونجاست.توپراکو میبینه بهش میگه همتون مثه همید و میره.تو مدرسه دافنه میفهمه جمره به دخترا ریاضی یاد داده میگه حسابشو ازش میپرسم.سرکان هم به ایلول میگه برو خودتو معرفی کن گونی میاد ولی ایلول بهش محل نمیده و میره.

دافنه میره که جوابای ریاضی رو برداره نازان میاد اول بهش میگه بذارش سر جاش ولی بعد بهش میگه جوابارو بنویس اونم مینویسه و میره.

 

  • قسمت هفتم 7 سریال غنچه های زخمی :

جمره میره خونشون ولی املاکی قفل رو کلا عوض کرده و داد میزنه که چرا در باز نمیشه
ایلول قضیه دزدی رو به سوگل میگه مارال با پول دزدی برا خودش لوازم ارایش خریده . ایلول و سوگل و ساغر توی دستشویی به مارال به خاطر دزدی که کرده یه درس حسابی میدن .سوگل از بچه های پرورشگاه میخواد که ۱۰۰ لیر بهش بدن .

فریده میره رستوران وقتی با دوستش از رستوران میاد بیرون بابا سرکانو به یه زن میبینن. کمال ایلولو دوباره تهدید میکنه . ایلول با سرکان چت میکنه و بهش میگه فردا اونی که میخوامو‌ میکشم .

سوگل میره دستشویی میفهمه جمره توی دستشوییه ولی جمره هیچ صدایی ازش در نمیاد نگران میشه جمره میخواد با یه شیشه رگ دستشو بزنه و خودکشی کنه اما سوگل میاد داخل و نجاتش میده.

نریمان با پول و چایی و کیک ساغرو میخواد گول بزنه که خانوادش کین و کجان تا بفهمه کی لباسا رو اتیش زده و اون پانسمان خونی برا کیه

ایلول به کمال زنگ میزنه باهاش قرار میزاره ایلول تو مدرسه نصف پول سرکانو میده و میگه بعدا بقیشو میدم ک میره سر قرار  .

سرکان یاد چت هاشون میفته و ایلولو تعقیب میکنه توی راه ایلول یه چاقو میخره . توفیق پدر سرکان کامپیوتر ها رو تهیه کرده . ایلول سر قرار میاد کمال سعی میکنه بهش نزدیک بشه ایلول با چاقو میزنتش . سرکان میبینه و سریع میاد با کمال درگیر میشه سرکان و ایلول فرار میکنن و یادشون میره چاقو رو بردارن کمال چاقو رو به عنوان مدرک برمیداره سرکان به اورژانس زنگ میزنه و جای کمالو میگه که زخمی شده اما از ایلول چیزی نمیگه ایلول به سرکان همه چیزو میگه که ناپدریمه و میخواست تجاوز کنه بهم ایلول هم میفهمه اون شخص ناشناس تو فیسبوک سرکانه .

 

  • قسمت ششم 6 سریال غنچه های زخمی :

سرکان با یه اکانت ناشناس به ایلول پیام میده و بهش میگه که منم مثل تو ناراحتم ایلول : تو کی هستی ؟سرکان : یه نفر که نخواستی اونو بشناسی دستشو نگرفتی ولی با تو کلی تفاهم داره ایلول : مطمئن نیستم تو تا حالا خواستی کسی رو بکشی سرکان اینو میبینه تعجب میکنه و میگه : کشتن اون نفر خوشحالت میکنه ایلول دیگه جوابشو نمیده .

جمره خواب پدر و مادرش رو میبینه و بلند میشه میره تو حیاط تمام وسایل و لباساشو اتیش میزنه و داد میزنه و گریه میکنه و میگه بدبختیام به خاطر پول و لباساست ایلول صدا فریادشو میشنوه بیدار میشه میره پایین تو حیاط میگیرتش و دلداریش میده جمره میگه : اگه لباس و این وسایلا رو از بابام نمیخواستم هیچ وقت خودشو نمیکشت و گریه میکنه تو بغل ایلول .

نریمان داد و بیداد میکنه که کی لباسارو اتیش زده بچه ها میفهمن که کار جمرست و به هم قول میدن که به کسی نگن. ایلول به خونه زنگ میزنه اول کمال برمیداره قطع میکنه بعد بشرا برمیداره و میگه مامان افتاده لبش زخمی شده ایلول ناراحت میشه و سریع میگه گوشی رو بده مامان مسعوده . مسعوده خوشحال میشه ولی به روی خودش نمیاره .

فریده فهمید کار جمرست و بهش میگه که میدونم کار توعه اگه مادر پدرت زنده بودن دوست داشتن تو همیشه خوشحال باشی جمره : یه سوال میپرسم تو پدرت مادرت رو کشته و بعد خودش رو ؟ نه دیگه به من امید نده
دفنه میره مدرسه و به بچه ها میگه من همه چی رو میدونم و از جنک سواستفاده میکنه و بهش دستور میده میگه جنک جون بند کفشمو ببند جنک از ترس بندشو میبنده همه بچه ها مسخرش میکنن .

توفیق میاد پرورشگاه از همه معذرت خواهی میکنه و میگه نازان برا بچش این کارو کرده و میخواد به پرورشگاه کمک مالی کنه فریده : ما صدقه نمیخوایم از شما توفیق: من هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم فریده : که اینطور پس بچه ها به رایانه نیاز دارن اینجا سیستم انچنانی نداره توفیق: اون با من حلش میکنم ?

بچه ها به غذای بقیه دانش اموزا نگاه میکنن و پولاشونو میزارن رو هم تا یه چیز درست حسابی بخرن مارال میره بخره بوراک هم جلوشه که ۱۰۰ لیر از جیب بوراک میفته و مارال برا خودش برمیداره سرکان اون لحظه رو میبینه
بوراک میگه پولم نیس یکی دزدید زنگ بزنید پلیس مارالم نمیخواد قبول کنه پولو برداشته ‌و سرکان ۱۰۰ لیر خودشو میندازه همونجا میگه بیا بوراک پولت رو زمینه ایلول میبینه و میفهمه قضیه رو .

 

  • قسمت 5 پنجم سریال غنچه های زخمی :

جمره میره به خونشون که حالا دولت برا فروش گزاشتش و خاطراتشو یادش میاد .

کمال مسعوده رو تعقیب میکنه تا بفهمه ایلولو کدوم موسسه گزاشته . بچه ها توی مدرسه کلاس شنا دارن اما بلد نیستن شنا کنن . گونی و سوگل میان استخر . گونی به همه میگه که سوگل ازم معدرت خواهی کرد . ایلول و ساغر و مارال تعجب میکنن از کارش .

معلم شنای بچه ها میاد که کسی نیست جز توپراک و از همه میخواد جمع بشن و برن توی اب . چون گونی و سوگل دیر اومدن و مایو تنشون نیس از توپراک اجازه میگیرن تا برن رختکن لباساشونو عوض کنن .

املاکی یه زوج میاره خونه جمره اینا تا شاید خونه رو بخرن و جمره داخل خونست وقتی اینا رو میبینه شروع به فریاد زدن میکنه و میگه از این خونه برید اینجا کلی خون ریخته شده پدر و مادرم مردن پدرم مادرمو کشت و اونا رو از خریدن خونه منصرف میکنه .

ایلول شنا بلد نیست که بقیه مسخرشون میکنن . سوگل میره رختکن پسرا گونی داره لباساشو عوص میکنه که سوگلو میبینه و تعجب میکنه میگه برا چی اومدی اینجا سوگل میگه ببخشید چون اینجا ها رو بلد نیستم اشتباهی اومدم بعد سوگل به بدن گونی نگاه میکنه میگه اونقدم بد نیستی به بدنت دارم نگاه میکنم گونی خوشحال میشه میگه باشگاه میرم دیگه سوگل : بیا یه روز با هم بریم باشگاه اصن امروز بریم باشگاه گونی : سوگل زحمت نکش همینجا لباساتو عوض کن سوگل میگه باشه و گونی بهش نزدیک میشه و سوگل با پاش میزنه جای حساسش و گونی ناخود اگاه پخش زمین میشه و سوگل لباساشو میندازه توالت و میره .

سوگل میاد و توپراک بهش میگه برو شنا کن و اونم ماشالااا شناش حرفه ایه بچه ها ازش میپرسن چطوری بلدی اونم میگه منم ۵ سال یه خانواده داشتم از اونا یاد گرفتم .
توپراک یکی از بچه ها رو میفرسته دنبال گونی چون نیومده هنوز .
سوگل تو حیاط قضیه رو براشون تعریف میکنه و میگه چه بلایی سر گونی اومده گونی با لباسای مسخره سریع مدرسه رو ترک میکنه همه بهش میخندن .

شب شده سرکان همه چی رو برا پدرش میگه که ما تقصیر داشتیم و اونا بی گناهن و توفیق وقتی اینو میفهمه سر نازان داد میزنه . سرکان میره پیش دافنه میگه گونی یه کثافته از دخترا سو استفاده میکنه دافنه میگه شاید من از این کثافتا خوشم بیاد .
مسعوده و بشرا میاد موسسه و کمال جاشونو پیدا میکنه ایلول بشرا رو میبره پیش خودش و اصن اهمیتی به مسعوده نمیده .

فریده تو این مدت یکم با مسعوده حرف میزنه که بشرا میاد و باهم میرن وقتی اینا میرن کمال میره پیش ایلول و بهش میگه اگه باهام نباشی همه چی رو سر خواهرت و مادرت در میارم ایلول : تو رو خدا نکن دو نفر میان و ایلول سریع فرار میکنه و میره .

شب شده هدیه خانوم‌لباسای جمره رو میاره ساعر و مارال میخوان به لباساش دست بزنن که اون جمره سرشون داد میزنه مارال به جمره میگه : دختر دیگه دورت تموم شد پرنسس نیستی سوگل میره جمره رو اروم میکنه

بشرا تو خونه از ایلول میگه و کمال قاطی میکنه و داد میزنه و به مسعوده سیلی میزنه

شب ایلول پست میزاره سرکان میخواد بهش پیام بده پشیمون میشه

 

  • قسمت 4 چهارم سریال غنچه های زخمی :

سوگل یه کت انتخاب میکنه همون مال جمرست .فریده هر مدرسه ای زنگ میزنه دخترا رو قبول نمیکنن نریمان هم غر میزنه . بعد فریده میره تو مدرسه و به نازان میگه باید به بچه ها بورسیه بدی وگرنه منم ابروی پسرا رو میبرم اونم در نهایت قبول میکنه . فریده با دخترا میاد مدرسه و دافنه و جمره و دخترا مسخرشون میکنن سرکان خوشحاله . سر کلاس دافنه و جمره عکس دخترا رو برا همه میفرستن و مسخرشون میکنن. جمره کتشو تو تن سوگل میبینه و بهش میگه تو کهنه منو پوشیدی لیاقتت همینه اونم در میاره و میندازه جلوش ولی ساغر برش میداره و میره میگه لازممون میشه . سرکان میره از ایلول معذرت خواهی میکنه اونم یه سیلی بهش میزنه و میره . شب سینان‌ بابای جمره حالش خوب نیس . ایلول میگه ما باید تلاشمونو بکنیم تا بورسیمون قطع نشه ساغر هم میگه حق داره .شب توفیق میگه از کار شما زنا سر در نمیارم چطوری قبولشون کردی اونم میگه گناه داشتن . سینان میخواد خودکشی کنه ملک مامان جمره میاد میگه نکن اونم میگه ما تموم شدیم بعد میخواد شلیک کنه که ملک میخواد جلوشو بگیره میخوره تو قلب ملک و میمیره و جمره هم میاد شوکه میشه که سینان هم خودشو میکشه اونم همش جیغ میزنه . روز بعد مامان باباشو خاک میکنن اونم همش گریه میکنه و هیچ کدوم از فامیلاشون جمره رو قبولش نمیکنن اونم به یتیم خونه نگاه میکنه روز بعدش جمره با یه چمدون میره به یتیم‌خونه و دخترا هم تو حیاطن کتشو تو تن ساغر میبینه و میخنده و گریه میکنه .
نازان به جمره در مورد باباش بد میگه اونم باهاش دعوا میکنه نازان بهش میگه از این به بعد باید بهم نازان خانوم بگی(زنیکه کثافت اشغال) جمره میره هیچکی بهش محل نمیزاره مروه و الینا و دافنه دارن در مورد جمره صحبت میکنن جمره میاد دافنه نمیزاره پیشش بشینه جمره میره تکو حیاط سرکان میره پیشش ولی میره.گونی تو کلاس ایلولو مسخره میکنه سوگل به گونی حمله میکنه و دوتاشونو میبرن پیش مدیر. ایلول به سرکان میگه دست از سر جمره بردار .مسعوده بورک‌درست کرده برای ایلول ولی کمال ادرس اونجا رو نمیده و میخواد خودش بره . سوگل پبش مدیر از گونی معذرت خواهی میکنه چون میخواد خودش حال گونی رو بگیره گونی هم خودشو بالا میگیره و باهم میرن از دفتر 

 

  • قسمت 3 سوم سریال غنچه های زخمی :

سوگل و ساغر میان و اونجا با پسرا دعواشون میشه پلیس میاد و سوگل میگه شکایت داریم گونی هم میگه ما هم شکایت داریم در قبال پول بهمون پیشنهاد رابطه دادن و پلیس میبرتشون کلانتری . توپراک برای فریده چای میاره هدیه به فریده زنگ میزنه و قضیه رو میگه . دافنه با نازان میگه جمره اینا از ما پولدار ترن بعد از کلانتری زنگ میزنن و نازان هم‌میره کلانتری پسرا رو ازاد میکنن ولی دخترا رو میخوان برای معاینه بکارت بفرستن اونا هم همش گریه میکنن . سرکان میگه من همه چیزو میگم گونی میگه تو از ایلول خوشت اومده اگه بگی میگم همه چی تقصیر تو بوده. سرکان به نازان میگه وکیلشون میگه فردا برو به موسسه و با مدیرشون حرف بزن و بگو دلمون سوخته و شکایتمونو پس گرفتیم شما هم منصرف بشید اونم میگه باشه . دخترا رو میبرن برا معاینه یه خبرنگار ازشون عکس میگیره . فریده از باباش کمک میخواد . نازان میره موسسه و با نریمان صحبت میکنه اونم میگه باش شکایتمونو پس میگیریم . سوگل و اول میبرن معاینه بعد میخوان ساغر و ببرن که زنگ میزنن میگن شکایتشونو پس گرفتن سوگلم میگه همه چی همیشه سر من خراب میشه . تو مدرسه گونی به سرکان محل نمیزاره . جمره میگه چشونه دافنه میگه یه قضیه دیگست حالا نگاه کن . دخترا میان موسسه نریمان دعواشون میکنه و میگه حرف شما ها رو باور نمیکنم‌ایلول میگه همش تقصیر مارال بود بعد نریمان به مارال میگه بالاخره یه بچه نامشرول مثل خودتو میاری فریده میگه بسه دیگه .

فریده میاد تو اتاقش و ناراحته ودات بهش زنگ میزنه جوابشو نمیده . سوگل داره گریه میکنه ایلول براش شام میاره و ازش تشکر میکنه . شب ودات میاد در خونه فریده و اونم‌ راش نمیده و باهاش بحث میکنه به توپراک هم قضیه رو میگه . صبح ایلول میره مدرسه و خبرو میبینه و سریع برمیگرده مسعوده هم داره گریه میکنه کمال هم‌میگه دیگه اون دخترو تو خونم راه نمیدم (کثافت) . دافنه و جمره و مروه و الینا هم خبرو میبینن دافنه شک میکنه . سرکان میاد و به گونی نشون میده خبرو . ایلول میاد موسسه و میبینه دخترا هم اونجا نشستن بعد هدیه یه سری لباس میاره میگه اینا همش نو هست فقط به شما نشون دادم .

 

  • قسمت 2 دوم سریال غنچه های زخمی :

ساغر و سوگل میان توی اتاق به ایلول میگن چرا برا شام نیومدی اونم میگه میل نداشتم بعدشم سوگل ساغر و مارال رو به ایلول معرفی میکنه . مارال میگه اگه کسی هست بهش زنگ بزنی بیا تلفنم رو بگیر ایلولم میخواد به بشرا زنگ بزنه زنگ میزنه ولی مسعوده جواب میده قطع میکنه . فریده برای ودات نامزدش درباره اتفاقات یتیم خونه میگه و اونم توجه نمیکنه . فردا صبح دافنه و جمره و الینا و مروه دم در موسسه وایسادن دخترا میخوان برن مدرسه مسخرشون میکنن سوگل جوابشونو میده ولی ساغر میبرتش مارال با گونی صحبت میکنه و یه مشت‌دروغ بهش میگه اونم میگه شب بیا پیشمون اونم میگه باشه . سرکان میاد ایلول هم میاد به هم میخورن کتابای ایلول میریزه اونم کمکش میکنه تا جمعش کنه . ایلول میره دیدن بشرا تو مدرسه و بهش میگع به مامان نگو اومدم اونم میگه‌باش . مسعوده وسایلای ایلولو جمع میکنه و گریه میکنه.

جانسو دوست ایلول میگه به مامانت گفتی اونو بیرون کرد ایلول هم میگه اره . نریمان به فریده میگه کامپیوتر خراب شده بیا درستش کن اونم میگه باشه . تو مدرسه جنک و گونی میخوان سرکان رو راضی کنن تا شب باهاشون بیاد دافته و جمره میان بهش میگن با دخترا قرار داریم .فریده اومده خونه کرایه کنه طبقه بالاشم توپراکه میاد و صاحب خونه فوری میره .ایلول میاد موسسه هدیه بهش میگه مامانت وسایلاتو اورده مسعوده توی یه کاغذ نوشته منو ببخش که ایلول پادش میکنه . فریده میاد خونه میبینه وادات نامزدش با یه دخترس گریه میکنه و حلقه رو بهش پس میده و میره . سینان بابای جمره داره ورشکست میشه و چیزایی که جمره میخواد رو نمیتونه بخره جمره هم عصبانی میشه .مارال کلی التماس ایلول میکنه تا شب باهاش بره تو پارک ساغر هم نگاشون میکنه و مارال میگه داره حسودی میکنه .
جنک و گونی اومدن دنبال سرکان به نازان میگن میخوایم بریم سینما دافنه هم میخنده بعد سرکان میاد و میرن تو پارک مارال و ایلول هم میان ایلول اونا رو میبینه میگه میخوام برگردم سرکان هم همش نگاهش به اونه فریده تو خونه ای که گرفته دارا گریه میکنه توپراک میاد صداشو میشنوه بعد بهش میگه اگه چیزی احتیاج داشتید بگید اونم میگه باشه. ساغر میگه من میخوام درس بخونم به جایی برسم سوگل مسخرش میکنه بعد ساغر بهش میگه مارال و ایلول رفتن بیرون اونم میگه ما هم بریم دنبالشون . توی پارک ایلول همش میگه بریم جنک بهش تزدیک میشه ایلول میرنه تو گوشش جنک میخواد بهش حمله کنه سرکان جلوشو میگیره . ساغر و سوگلولم میرسن .

 

  • قسمت 1 اول سریال غنچه های زخمی :

ایلول رو نشون میده که داره صبحونه اماده میکنه و ترانه میخونه بعد کمال میاد ایلول میترسخ کمال بهش نزدیک میشه و میگه باهام راه بیا همه فک میکنن ما زن و شوهریم نه من و مامانت ایلول التماسش میکنه که ولش کن
یهو مسعوده میاد ایلول میره بالا بشرا رو از خواب بیدار میکنه و میره مدرسه تو راه گریه میکنه یکی از همسایه ها میبینتش . تو خونه کمال به مسعوده میگه اصلا از قیافه گرفتن دخترت خوشم نمیاد و اون داره به برادرش که میخواد به دنیا بیاد حسودی میکنه . تو مدرسه ایلول حالش خوب نیس . دوستش ازش میپرسه چی شده اونم قضیه رو بهش میگه دوستش میگه به مامانت بگو اون درکت میکنه اونم میگه باشه . همون همسایشون اومده خونه مسعوده اینا بهش میگه حواست به دخترت باشه الان حامله ای و شوهرتم نیاز داره که مسعوده میگه همچین چیزی نیس و میره تو اشپز خونه و فکر میکنه .شب کمال میره بخوابه ایلول میره به مسعوده میگه داداش کمال اذیتم میکنه و اینا مسعوده بهش میگه برو بخواب خودم حلش میکنم مسعوده تمام شب رو فک میکنه بعد فردا صبح به ایلول میگه امروز مدرسه نرو باهم میریم یه جایی و میرن ایلول فک میکنه میخوان برن پیش پلیس و میگه من خجالت میکشم و اینا و منتطر اتوبوس وایمیستن .
سوگل که از موسسه فرار کرده و پلیس پیداش میکنه و با ایلول همو میبینن . ایلول و مسعوده میلن موسسه ایلول میبینه و میگه اینجا چیکار میکنیم . جمره داره از تو پنجره اتاقش میبینتشون . بعد دارن با مامانش لباسای اضافیشو جمع میکنن که بدن به یتیم خونه . مسعوده میگه ایلول از این به بعد دست دولت امانت باشه اونم گریه میکنه فریده هر کاری میکنه نمیتونه مسعوده رو راضی کنه . نریمان هم برگه ها رو میده مسعوده تا امضا کنه که ایلول هم میره بیرون و گریه میکنه
ایلول داره گریه میکنه سوگل میاد هدیه بهش میگه چرا فرار کردی اونم میگه ازادم اونجا و ایلولو میبینه و بهش میگه تو هم‌افتادی اینجا اونم گریه میکنه و میره . مسعوده میاد تو حیاط و به ایلول میگه مجبور بودم اونم میگه برو مسعوده میره ایلول میره دنبالش میگه کار میکنم و از خواهر برادرم نگه داری میکنه ولی مسعوده میره.
شب کادر و سوگل میان سوگل ایلولو میبره پیش پنجره و میگه اینجا بالا شهره همه سرجاهاشونن به غیر از ما . بعد نشون میده که خانواده سرکان و جمره اینا پیش هم هستن و راجع به یتیم خونه صحبت میکنن نازان میگه نباید این کارو میکردن .
شب بشرا ناارومی میکنه مسعوده میگه برو تو اتاقت اونم میره کمال میخواد حرف بزنه مسعوده بهش میگه دخترمو به خاطر تو فدا کردم پس حرف نزن . ایلول نرفته شام بخوره سوگل و کادر میان و سوگل و مرال و کادر رو به ایلول معرفی میکنه . 

برای خندیدن و شاد بودن کلیک کنید


loading...
loading...
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. سلام اون اهنگ ترکی که جمره داره میمیره رو پخش میکنن رو میخوام اگه میشه حتما حتما بفرستید

  2. اگه ما بخوایم با جم پیش بریم 3 سالی طول بکشه پس دانلود کنیم به نفمونهه من خودم تا قسمت 20 اورجینال دیدیم ینی قسمت 40 جم چون اورجینالش 2 سا عته
    تازهههههههههههههههه چون فیلمش تو هر قسمتش کلس لتفاق هیجان انگیز میوفته ادم نمیتونه با جم پیش برهههههه
    پس به این نتیجه میرسیمممم که خودمون دان کنیم و ببینیم

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است
free counter statistics