خانه » فرهنگ و هنر » سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی + عکس

سریال غنچه های زخمی خلاصه و قسمت آخر غنچه های زخمی داستان سریال غنچه های زخمی خلاصه فیلم غنچه های زخمی به همراه قسمت آخر سریال غنچه های زخمی و عکس های فیلم غنچه های زخمی .

غنچه های زخمی نام سریال ترکی است که به قول دست اندرکاران شبکه جم از فیلم های پرطرفدار ترکیه بوده و سریال غنچه های زخمی دوبله شده و قرار است از جم پخش گردد .

سریال غنچه های زخمی

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی از 3 شهریور از شبکه جم پخش خواهد شد که اطلاعاتی در مورد غنچه های زخمی منتشر شده است که بر طبق تعاریف منتشر شده به دنبال بازدید بالایی هستند .

غنچه های زخمی از سریال های ترکیه ای است که به قول برخی توانسته رقیب خوبی برای سریال پاتریکس باشد و حتی این سریال رو شکست بده و غنچه های زخمی بسیار مورد توجه قرار گرفته است .

در این مطلب قصد داریم تا داستان سریال غنچه های زخمی را به همراه خلاصه قسمت های این فیلم و همچنین قسمت آخر فیلم غنچه های زخمی را منتشر کنیم .

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی به طور مکرر و پس از پخش منتشر خواهد شد البته سعی میگردد خلاصه غنچه های زخمی زودتر به روزرسانی گردد .

قسمت آخر سریال غنچه های زخمی نیز به محض انتشار در همین مطلب منتشر خواهد شد البته سعی خواهد شد قسمت آخر غنچه های زخمی را زود منتشر نکنیم .

در این سریالی بیران دامـلا ییلماز یا ایفای نقش ایلول حضور دارد۔ اویکی از هنرپیشه ھای تقش اصلی این سریال است که با ایفای نقش در سریال غنچه های زخمی نام خود را پررنگ کرد. او متولد سال 1997 میلادی است و در استانبول چشم به جهان گشود.

وی از سال 2013 وارد دنیای بازیگری شد و در حال حاضر در رشته بازیگری و تئاتر تحصیل می کند. او در کارها و پروژه های دیگر نیز حضور داشته اما با نقش ایلول در غنچه های زخمی شناخته شد و درخشید

غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

داستان سریال غنچه های زخمی :

ابن سریال داستان دختری شانزده ساله به نام ایلول است که در یازدہ سالگی پدرش را از دست داده و یک خواهر کوچکتر از خود دارد. او در یک خانه کوچک به همراه مادر، خواهر کوچکتر و ناپدری اش زندگی می کند.

ایلول همیشه مورد تجاوز جسمی و عاطفی از سوی ناپدری اش قرار می گیرد. زمانی که او این موضوع را به مادر خود انتقال میدهد ، مادرش او را باور نکردہ و وی رابه یک یتیتم خانه می سپرد ۔

او در ابتدا تلاش بسیاری برای ماندن نزد مادر و خواهرش می کند و از رفتن به پرورشگاه بسیار ناراحت و دلگیر است. اما به تدریج به هم اتاقی های خود که ۴ دختر هم سن و سال او هستند، وابسته شده و از آن به بعد این وابستگی هیچگاه کمرنگ نمی شود.

این سریال داستان ۵ دختر تنهای به دور از خانواده و مجادله های آنها در راه زندگی در سنین نوجوانی را به تصویر می کشد.

 

خلاصه قسمت های سریال غنچه های زخمی از آخر به اول :

  • قسمت 34 اورجینال سریال غنچه های زخمی :

نازان ازپنجره میره بیرون.ونمیدونه بایدچکارکنه ایلول هم که هرکاری میکنه تانزاره کمال بهش دست بزنه ودادوبیدادمیکنه.نازان باسنگ میزنه توشیشه وقایم میشه.کمال هم میترسه. ایلول میادپایین ودرمیزنه وکمک میخاد.چندتاازهمسایه هاهم ریختن بیرون ببینن چه خبره.کمال درو باز میکنه واسه ایلول وایلول هم پامیزاره فرار،کمال به همسایه ها میگه یکی باسنگ زد توشیشه بچه ترسید.همسایه ها انگارشک کردن به کمال.فاطمه خانوم هم داره میادکه نازانو میبینه داره رد میشه ولی نمیشناستش.

ایلول گریون میره موسسه وجریانو به دوستاش میگه.ازاون ور مسعوده هم که میبینه کمال توهتل نیست نگران میشه ومیره خونه میبینه شیشه شکستس به کمال که تو خونس میگه چی شده دزداومده؟کمال هم میگه نه وایلول اومداینجایعنی بهم زنگ زدوگفت اگه تنهایی بیام اونجا و مرتیکه کثافت به ایلول تهمت میزنه که اون بهم گفته بیا دوستم باش!مامانم طلاق بده وفلان.مسعوده هم که هاج و واج مونده دوباره حرف شوهرشوقبول میکنه.

نازان که نگران ایلوله به سرکان میگه یه حالی ازایلول بگیرمگه باهاش حرف نمیزنی؟سرکان هم زنگ میزنه وجریانومیفهمه وفرداش میره باکمال دعوامیکنه وکتک کاری میکنه.سرکان هم به ایلول میگه چراازاین کثافت شکایت نمیکنی.ایلول هم ناراحت میشه ومیگه من نمیتونم ثابت کنم هرچی بگم اون میگه افترازدی!وباسرکان بحثشون میشه.مسعوده میره درمدرسه وبه ایلول میگه اگه کمالودوست داری من جدامیشم ازش!!

ایلول هم عصبانی میشه ومیگه بروگمشو.دافنه همش سرشومیخارونه ونزدیک سوگل سرکلاس تئاترنشسته.بعدمعلوم میشه دافنه شپش گرفته.به سوگل هم انتقال داده.اونم‌سرش شپش گرفته.نازان ازمسعوده میپرسه تعطیلات خوش گذشت؟ اونم داستانوتعریف میکنه.ونازان هم میگه توچراحرف دخترتوقبول نمیکنی!به نظرم حرفشوقبول کن.سرکانم کهدایلول ازدستش اناراحته رومقوا چندتاجمله قشنگ مینویسه وشب میبره درموسسه وازدورنشونش میده وایلولم خوشحال میشه.دختراتصمیم میگیرن برن خونه مسعوده تاسی دی روپیداکنن.البته بدون ایلول.بابشراهماهنگ میکنن که کسی خونه نباشه ومیرن اونجاومیگردن که مسعوده سرمیرسه وچیزی پیدانمیکنن.

پدرگونی اونو تنبیه میکنه ومیگه بایدیه مدت بری سرساختمون کارکنی.گونی هم باسوگل میرن اونجاولی گونی نمیگه اینجاساختمونای خودشونه.والکی میگه اومدم کارگری کنم.بعدهم یکی ازطرف خونه واسش سوشی میاره سوگل هم میگه یعنی شمابه کارگراتون سوشی میدین!کارگره هم میگه اینجامال اقاگونی هست.ساغرومرت هم میرن بیرون یکم میگردن.ایلول میخادبره شکایت کنه که..

ایلول میخادبره عدلیه تاشکایت کنه ازکمال.مسعوده توپارک نشسته که همش فکرای ناجورمیکنه ویه مردمیانسال وبایه دخترمیبینه کنارهم نشستن ومیره میپره به مرده ومیگه خجالت نمیکشی بااین دخترکم سنی!اونم میگه خانوم چکارمیکنی این دخترمه.به ایلول قبل اینکه بره داخل شکایت کنه زنگ میزنن مامانت تیمارستانه اونم میره. دکتربهش میگه یه مدت بایداینجاباشه. نریمان هم ازترس شپش هیچکسو تو اتاقش راه نمیده.ایلول به سوگل میگه اگه شکایت کنم همه رو میریزم بهم مامانم دیوونه میشه خواهر و برادرم تنهامیمونن.

تومدرسه به خاطر شپش ازمادرا خواستن بیان.گونی هم به سوگل میگه امروزتورو بامامانم اشنامیکنم.مامان مارال هم میادمدرسه اون مروه والیناهم که مامانشون اومده بهشون میگن این زنه کاباره ای!اون دوتازن هم میرن تواتاق جلسه وبه نازان ومامان گونی میگن.که نازان هم بلندمیشه میگه من تویه اتاق بایه زن کاباره ای نمیمونم!!خلاصه اشک سحرو درمیارن.ازاون ورهم بین دختراهم جرودعوامیشه.گونی هم این وسط سوگل روبه مادرش نشون میده که مامانش هم میگه الان وقت این حرفانیست وبعداحسابت دارم توخونه.سوگل هم ناراحت میشه که اونابهشون متلک انداختن.ایلول میادتیمارستان پیش مامانش ومیبینه حال خوبی نداره وهمش به ایلول میگه بگودروغ گفتم کمال باهام کاری نکرده!ایلول بیچاره هم میگه اره دروغ گفتم ومیره.ساغرومرت میرن درخونه جدید بانوبعدکه ساغرمیره داخل بانوبهش میگه زودبرو بیرون نمیخام ببینمت زندگیموازم گرفتی.صدات میخاددرین روببره امریکایعنی دیگه نمیبینمش وساغرطفلکی هم میگه فقط یکم صبرکن مرت دوربشه میرم ولی بانوبه زورمیخادبیرونش کنه که ساغروهل میده تابره که ازپله هامیفته وبیهوش میشه‌.بانوهم حسابی ترسیده.

  • قسمت 33 اورجینال سریال غنچه های زخمی :

فریده وتوپراک به همراه گونی وسحرپولارومیبرن به جایی که عباس خواسته.قبلش هم توپراک پلیسوخبرکرده.بین راه گونی یادش به حرفای سوگل میفته که چقدردوستاش واسش مهمه و مارال چقدرمادرشودوس داره میخادمنصرف بشه وخودش تنهابره اماتوپراک نمیزاره.خلاصه میرسن سرقرار.ازاون ورسوگل بادوستش نقشه میکشن که یعنی اون دختره رگشو زده ونگهبانوخبرمیکنه وبعدازپشت میزنه توسرش وفرارمیکنن.سحربه عباس میگه اول سوگل روببینیم.عباس هم میفهمه اونا فرار کردن چیزی نمیگه.میگه صبرکنین.توپراک شک میکنه نکنه بلایی سرسوگل اوردن میپره به عباس اونم اسلحه میکشه.همین موقع پلیساهم میرسن.

سوگل حین فرار میخوره زمین وبه اون یکی میگع توبروکمک بیار.ادم عباس هم سوگل روپیدامیکنه وزنگ میزنه به عباس،عباس هم که چیزی واسه ازدست دادن نداره به اون مرده میگه سوگلوبکش.گونی هم که حسابی عصبانی شده میپره به عباس وپلیساهم اونارومیبرن.دختراهمینطورنگران سوگل هستن که گوشی ایلول زنگ میخوره و میبینن سوگله . ظاهرا دوست سوگل ازپشت زده به اون مرده وسوگلونجات داده.

سوگل میاد و همه خوشحال میشن وبغلش میکنن وگونی هم میادسوگل روبغل میکنه.مارال وسحرمیرن درخونه که میبینن قفل عوض شده وتاصبح توحیاط میمونن.نازان نقشه میکشه وازدوستای دافنه میخادزنگ بزنن به مسعوده والکی بگن شماازطرف یه مغازه سوپرمارکت توقرعه کشی برنده شدین وجایزتون هم یه سفررایگانه‌.دافنه ودوستای خرش هم دوباره مارالودست میندازن به خاطرمادرش ودختراباهاشون دعوامیکنن.

نازان کلیدخونه مسعوده روازکیفش برمیداره وازروش میسازه.ساغربامرت قرارداره توکافه که مروه والینای مترسگ هم میرسن وساغرتااوناندیدنش پامیشه میره.جمره میره دیدن زینوومیبینه خونشون نامرتبه وزینوهم تحویلش نمیگیره اونم اتاقومرتب میکنه وبراش غذادرست میکنه.مسعوده ازسرکان درموردگم شدن سی دی ایلول میشنوه.به کمال میگه.ساغرمیره پولوپس بده به بانوکه بانوباهاش بدرفتاری میکنه ومیگه صدات درینوازم گرفت.توخودتوبااون مقایسه نکن‌.ساغرهم عصبانی میشه وپولاروپرت میکنه ومیره ودم درمرت رومیبینه پشت سرشم بانومیاد که مرت میگه این مادرته.بانوهم میگه اره مادرشم.مامان زینو میاد خونه وجمره روکه میبینه باهاش بدرفتاری میکنه وچیزای بدی درموردمامانش میگه جمره هم خیلی ناراحت وگریون میشه‌.زینوهم مامانشودعوامیکنه.وجمره روبغل میکنه.کمال ومسعوده رفتن تعطیلات.بچه هاهم گذاشتن پیش فاطمهدخانوم.کمال به ایلول زنگ میزنه میگه سی دی پیش منه بیاخونه تاباهم ببینیم کی قاتله.مادرت هم که هست.پس دیگه نمیترسی

ایلول که دغدغه پیداکردن سی دیو داره اول زنگ میزنه به مامانش ولی کمال که گوشی مسعوده پیششه جواب نمیده بعددوباره زنگ میزنه به کمال وقرارمیشه تابره خونه سی دی روببینه.نازان شب میره خونه مسعوده وشروع به گشتن میکنه.تامیرسه به اتاق بشراواون سی دی های روی هم که کمال سی دی فیلموگذاشت بینشون تامیاددستشون بزنه که کمال میادخونه.مسعوده هم که بی خبرازهمه جاتوهتله.نازان وحشت میکنه ومیره قایم میشه.ازاون طرف هم ایلول ازموسسه میزنه بیرون ومیادخونه ووقتی واردخونه میشه کمال دروقفل میکنه.وایلولم که میبینه گول خورده هرچی دادوبیدادمیکنه هیچی وکمال به زوراونومیخادببره.اماازاون طرف هم نازان که ازکارکمال شوکه شده نمیدونه چکارکنه.سحرومارال هم فعلاتوهمون خونه به زندگی ادامه میدن.

  • قسمت 32 اورجینال غنچه های زخمی :

مسعوده که قبلابه نازان گفته بودکمال یواشکی فیلم نگاه میکنه نازان هم که حالافهمیده سی دی دست کماله به مسعوده میگه سی دی روبیارتا بفهمیم کمال چی تماشا میکنه. مسعوده هم سی دی رو از کمد برمیداره و میبره میده به نازان.نازان هم تنهایی میبره تواتاق ومیبینه فیلمو که متوجه میشه اون سی دی نیست.

مارال که ازکارای دافنه هم حسابی ناراحت شده زنگ میزنه به مامانش و میگه بیا از اینجا بریم. سحر هم میگه وسایلتو جمع کن. کمال که فهمیده مسعوده یه سی دی رو برده زنگ میزنه به نازان ومیگه فکرکردی من احمقم که سی دی راحت بیفته دست مسعوده. بعد هم سی دی رو میزاره لای سی دی های کودک بشرا.وکیل صدات هم میادموسسه به ساغرمیگه مامانت ترکیه اومده.وقراره ازصدات جدابشن.مامیتونیم ثابت کنیم تودختربانوهستی واین برات بهتره.ساغرمیره درخونه بانووهرچی درمیزنه کسی باز نمیکنه و میشینه دم در گریه میکنه که یه پسربه نام مرت اونجا میبینه و الکی میگه اینجاخونمونه.

بانومیادموسسه ساغرهم اونو بغل میکنه.بانومیگه اگه ثابت کنن تو دخترمی درین روبه من نمیدن.ساغرهم ناراحت میشه میخاد بره ولی میبینه بانو گریه میکنه برمیگرده وبغلش میکنه.بانو هم چند تا هدیه مثلاازالمان واسه ساغرگرفته بهش میده.

مارال ازدوستاش خداحافظی میکنه وبامادرش سواراتوبوس میشن.مارال قبلابه دوستاش گفته بودکجامیخادبره بامادرش‌.ولی سحربه دوستش سودانمیگه کجامیره تاعباس ازش حرف نکشه.ساغرهدایاشوبازمیکنه وخوشحاله که جمره میفهمه قیمتاترکی نوشته وساغرمیگه پس ایناروهمینجاخریده.وناراحت میشه.عباس بااسلحه میره سراغ سودا اونم میگه فقط میدونم فرارکردن.

سوگل وساغر میرن تاوسایل بفروشن که سوگل واسه کاری جدامیشه وادمای عباس هم که قبلادیده بودن مارال باسوگل اومده کاباره سوگل روتعقیب میکنن وبازوراسلحه سوارش میکنن ومیبرن یه جاتاازش جای مارالوسحرو بپرسن.سوگل هم میگه اگه منوهم بکشین نمیگم.اوناهم چندتاتوگوشی محکم بهش میزنن.ساغرهم که تنهاوسایلوپهن کرده میبینه گونی وجنک میان محل گونی نمیزاره.اون پسرمرت هم که ساغرقبلااونودیده ازاونجارد میشه که باهم حرف میزنن جنک هم حسودیش میشه.بعدمرت میگه تووسایل میفروشی که جنک میگه اینامال منه.وساغرم دروغ میگه.

دخترا راه افتادن دنبال سوگل به اتفاق گونی،عباس سوگل رومیزنه ولی سوگل حرفی نمیزنه,عباس به سوگل میگه به دوستت زنگ بزن بگوبرگرده.سوگل هم به جاش زنگ میزنه به ایلول وفوری میگه منودزدیدن ومن پیش عباسم که گوشیوازش میگیرن عباس هم فکرمیکنه ماراله میگه برگردین وگرنه دوستت میمیره.به پلیس هم خبرندین وگرنه بدمیشه‌.ایلول که حسابی ترسیده به بقیه هم میگه.دختراباگونی میرن سراغ دافنه تاادرس کاباره روبپرسن‌.همه راهی کاباره میشن ومیرن اونجافکرمیکنن سوگل اونجاست ولی نیست وادمای عباس هم همه روکتک میزنن.بیشترازهمه گونی کتک میخوره.کمال ومسعوده میرن یه مغازه بقالی تااونوبخرن.یه دختردیگه میارن پیش سوگل ظاهرا اونم دزدیدن.

ساغرمیره پیش بانووباکلی خواهش ازش پول میگیره تابده به عباس.بانوهم میگه باشه ولی این خوبی منوفراموش نکن .گونی ازایلول میشنوه مارال رفته ساپانجای.اونم بارانندشون میره اونجا وتموم هتلارومیگرده امااونارونمیبینه تااینکه وقتی ناامیده یهوتوخیابون اونارومیبینه ومیره پیششون وداستانو میگه واوناروبرمیگردونه.سحرهم به عباس زنگ میزنه ومیگه من دارم میام اون دختروازادکن.عباس هم میگه وقتی دیدمت اون موقع‌. ساغروقتی پولارو میاره موسسه به دوستاش نشون میده نریمان سرمیرسه ومیگه دزدی کردین.اونم میگه ازمامانم گرفتم.وخلاصه فریده ونریمان هم ازموضوع باخبرمیشن.مارال وسحربرمیگردن ودختراهم دم موسسه منتظرشونن.ساغرپولارو میده به سحرتابده به عباس.فریده هم نگرانه میگه بایدپلیسوخبرکنیم ولی بچه هامیگن اوناگفتن اگه پلیس بفهمه زندش نمیزارن.

  • قسمت 111 صد و یازده 112 صد و دوازده 113 صد و سیزده غنچه های زخمی :

سوگل باگونی میرن درخونه سحروسوگل داد و بیدادمیکنه که چکارکردی بامارال ومیزنه شیشه رومیشکونه.کمال به نازان باشماره ناشناس پیام میده که میدونم کشتن گوکان کار تو بوده وبایدپول بدی تابه پلیس نگم.

گونی توراه به هرکی میرسه دادمیزنه من عاشق سوگلم.بعدهم چندتاهدیه واسه مارال میگیرن تابلکه خوشحال بشه.نازان میادموسسه چون فکرمیکنه کارایلوله پیام دادن ومیپره بهش دختراهم میریزن رونازان.ازاون ورجمره هم رفته توفکر.نریمان میادجداشون میکنه وموهای نازان رومیکشه پرتش میکنه بیرون.

ایلول به سرکان پیام میده که مامانت بهم حمله کرد.جمره بازگوکان میادبه نظرش وهمراش میره توحیاط ومیره اسلحه نگهبانوبرمیداره وفرارمیکنه میره خونه نازان.مسعوده هم میادمیبینه کمال یواشکی فیلم میبینه میخادسی دی روبگیره کمالم بهش میگه اگه نگاه کنی ول میکنم میرم چون بهم اعتمادنداری!مسعوده هم سی دی رونمیبینه.

دخترا فریده رو خبر میکنن و با هم میرن خونه نازان.جمره اسلحه روگرفته سمت نازان ومیخادازش اعتراف بگیره اونم میگه کاری نکردم!جمره روح گوکانومیبینه که ازش میخادکاری نکنه که بعداپشیمون بشه ازاون ورم دختراازش خواهش میکنن شلیک نکنه وجمره اسلحه رومیندازه ونازان هم به پلیس خبرمیده ومیان جمره روببرن که دافنه ازنازان میخاد شکایت نکنه وگرنه واقعیتوبه پلیس میگه.اونم ازشکایت برمیگرده.یه دخترکوچیک به اسم گولجان میارن موسسه کهدمادرش مرده.کمال میره کلی خریدمیکنه واسه خودش.

سحراومده از دور مارالو میبینه که فریده متوجه میشه.سحر مشغول خوانندگی تو کابارس که وسطش گریش میگیره ومیره عباس هم باهاش بحث میکنه که چکارمیکنی وگرنه دخترت اسیب میزنیم اونم میگه دخترمو گذاشتم یه جای امن دیگه پیشم نیست.فریده میادخونه سحرو میبینه ارایش داره و مشروب خورده.

کمال میاد موسسه باایلول جروبحث میکنن.فریده ازتوپرونده سحرادرس جایی که مثلاازیه پیرزن نگه داری میکرده رومیگیره ومیره اونجامیبینه سحردروغ گفته.کمال به نازان ناشناس پیام میده که پولوبزارفلان جا.

امینه یه بسته ازگوکان میده به جمره که قبل ازمرگش , میخاسته بهش بده ومیبینه ماکت یه حیاط کوچولوهست.به مارال میگن نفراول مسابقه نمیتونه شرکت کنه تو دور بعد تو باید شرکت کنی اگه قبول بشی تو مسابقه بورست حل میشه.نازان میادپولومیزاره همونجای موردنظروکمال هم بعدش برمیداره‌.جمره رومیبرن پیش روانشناس و باهاش حرف میزنه که گوکان مرده واون فکروخیال خودت هست که باعث میشه اون بیادبه نظرت بایدفراموشش کنی وماکمکت میکنیم‌.

مارال میاددرخونه سحروبغلش میکنه ومیگه میدونم دلت برام تنگ شده قراره تومسابقه شرکت کنم اگه اول بشم بورسیم درست میشه ودیگه واست خرج تراشی نمیکنم!سحرهم میگه نمیتونم مادرخوبی برات باشم ومارالم میره ومیگه دیگه برنمیگردم.نجمی که افتاده رو ویلچر،امینه یه بلیط واسش میگیره تاکلاچشمش بهش نخوره دیگه‌.جمره وگولجان روچندتابادکنک اسم گوکان ومامان گلجانومینویسن واونارو میفرستن به اسمون تابه نوعی باعزیزانشون خداحافظی کرده باشن.ازدورهم روح گوکانونشون میده وخوشحاله ومحومیشه.

جمره هم به دوستاش میگه الان خیلی بهترم و دارم باهاش کنارمیام.فریده میره دنبال سحرومیبینه رفت توکاباره!به توپراک زنگ میزنه میگهدبیابریم کاباره.کمال خوشحال ازگرفتن پولا اوناروتوخونه پخش میکنه وبه مسعوده هم میگه یه زمین مادری داشتم اونوفروختم.فریده وتوپراک توکاباره منتظرن تاسحروببینن که سحربااون سرووضع میادتابخونه.وفریده ایناهم تعجب میکنن وسحرهم اونارومیبینه.سوگل وساغرمیرن تاباکمک گونی واسه مارال پلاکارد درست کنن.که جنک هم میادباگونی وازگونی میخاد تا با ساغر دوست بشه‌.

همون زنی که دوست سحربود میاد موسسه به مارال واقعیتومیگه.مارالم که شب شده واماده شده واسه مسابقه اول میره کاباره ومادرشومیبینه وباورش نمیشه وگریه میکنه ومیره بیرون عکس سحروپاره میکنه.مارال میادمدرسه واهنگشومیخونه ووسطاش یادش به مادرش توکاباره میفته وغش میکنه‌.دوست سحرهم بهش میگه واقعیتوبه مارال گفته.

  • قسمت 107 صد و هفت و 108 صد و هشت و 109 صد و نه و 110 صد و ده غنچه های زخمی :

دافنه میره خونه امینه نازان هم دنبالش وبهش میگه بزاربهت توضیح بدم.امینه دافنه روبغل میکنه ودافنه هم که مامانش کنارشه منصرف میشه ازگفتن واقعیت.به ایلول زنگ میزنن مامانت تصادف کرده اونم میره.مسعوده چیزیش نشده فقط کمال یکم اسیب دیده وچیزخاصیش نیست.ایلول وقتی میخادازپیش مادرش بره سی دی ازکیفش میفته وکمال هم میبینه.

نازان به دافنه میگه قضیه روبگوچطورفهمیدی اونم توضیح میده بعدش میبینه سی دی توکیفش نیست وبامادرش میرن موسسه.صاحب کاباره میره درخونه سحر و مارالو میبینه سحر هم ازدور رفته خرید که عباس صاحب کاباره رومیبینه و فوری خودشو میرسونه وفکر میکنه همه چیوبه مارال گفته اونم میگه من همه چیو بهت میگم که عباس میگه من گفتم فامیل مریضی هستم که ازش پرستاری میکنی و سحر هم هیچی نمیگه.

دافنه میره تواتاق دخترا و همه جا رو میگرده واسه سی دی بچه هامیان میبینن وبادافنه درگیرمیشن بعددافنه میاد تو حیاط ایلولو میبینه میخاد کیفو ازش بگیره باهم درگیر میشن فریده و نریمان هم سر میرسن وایلول میخادسی دی رو دربیاره بده فریده خانوم که میبینه نیست.کمال ومسعوده میان خونشون وکمال میره تواتاق سی دی رونگاه میکنه ونازانومیبینه.ومیگه به به پولدارمیشم.جمره داره باگوکان حرف میزنه که توروخدابگوکی بهت زدکه گوکانم میگه جمره من دیگه نمیتونم پیشت بیام بهت اسیب میزنم که ایلول سرمیرسه و جمره باهاش دعوامیکنه که چرااومدی گوکان رفت!برو از پیشم وگریه میکنه و ایلولم بغلش میکنه.

زینو با گوشی ایلول به سرکان زنگ میزنه میگه میام درخونتون کارت دارم ادرستوبده‌.سحربه عباس میگه حق نداری به دخترم نزدیک بشی!عباس هم میگه دخترخوشگلی داری یه روزی میشه مثل خودت کارش!سحرهم عصبانی میشه بایه کاردتهدیدش میکنه که بامن اینطوری حرف نزن وگرنه بدبلایی سرت میارم.زینومثل طلبکارامیادبه سرکان میگه چراایلولوبخشیدی!سرکانم میگه من به ایلول اعتماددارم.سحربادوستش درددول میکنه که نبایددخترموازموسسه میگرفتم.فریده واسه توپراک غذاهای رژیمی درست میکنه.توپراکم میل نداره با زور میخوره بعد میره خونه خودش میخادازیخچال غذابرداره که فریده درمیزنه ودرحالیکه چشاش ازحدقه زده بیرون ازگشنگی به توپراک میگه بریم غذابخوریم واینگونه میرن بیرون غذای تپل میخورن و کلی ذوق میکنن.

زینو به ایلول میگه رفتم دیدن سرکان واونم ازمن خوشش میادکن ایلولم عصبانی میشه ومیزنه توگوشش.صبح ایلول ازپنجره میبینه جمره داره هی گوکانوصدامیکنه ودنبالش میگرده.اونم میره پایین وبغلش میکنه.ایلول که ازشرایط جمره نگرانه میره داستانوبه فریده میگه.

سحربه مارال میگه من مادری کردنوبلدنیستم واشتباه کردم تورواوردم.بایدبرگردی اونجا.مارال هم ناراحت میشه.ولی سحرکه ناچاره به خاطرامنیت دخترش هرجوری هست مارالومیخادبرگردونه موسسه.مارال هم عصبانی میشه وسایلاشوجمع میکنه.نریمان به زینومیگه به خاطررفتارای این مدتت بایدبری یه موسسه دیگه.زینوهم میگه باشه میرم ولی باجمره.زینومیره تواتاق به جمره که ناراحته میگه توهم بایدباهام بیای دختراهم میگن مانمیزاریم.بعدهم زینوبه جمره میگه توخواهرمنی بهم مدیونی به خاطرهمه سالایی که توپدرداشتی وخوشحال بودی ودارا ولی من نه!!جمره هم عصبانی میشه که بسه من دیگه حتی خودموهم نمیتونم جمع کنم اززندگی خسته شدم وداغونم که فریده هم میاد و جمره رودراغوش میگیره ومیگه بزارکمکت کنم.زینوهم میره به مادرش زنگ میزنه میگه بیادنبالم نمیخام اینجاباشم.مارال باچمدونش داره میره که به مامانش هم میگه ازت متنفرم!ولی وقتی توخیابون داره میره برمیگرده ومامانشوسفت بغل میکنه میگه توروخدا ولم نکن ولی سحرمیره توخونه دروهم میبنده همینجوری پشت درالتماس مامانش میکنه.سحرهم خیلی گریه میکنه.وباخودش میگه امنیتت واسم ازهرچیزی مهمتره.خلاصه مارال برمیگرده موسسه.

قسمت 104 صد و چهار و 105 صد و پنج و 106 صد و شش غنچه های زخمی :

جمره میره همونجایی که گوکان افتاده بودوخونشوپاک میکنه ازروزمین.فریده وتوپراک ومسعوده هم میرن خونه امینه ودلداریش میدن.گوکان روبه خاک میسپارن.سرکان به ایلول پیام میده ولی ایلول میگه من باهات کاری ندارم.امینه که حال وروزخوبی نداره،صبح یه پتوبرمیداره میره میندازه روخاک گوکان.جمره هم پیششه تاحواسش بهش باشه.جمره که اونم حالش خوب نیست میره لب دریا.نازان میادخونه امینه وازش میپرسه ببینه سرنخی پیداکردن.امینه هم میگه فقط یه انباری مونده که اونم صاحبش فعلانبوده.نازان هم دستپاچه پامیشه میره دم درصاحب خونه امینه اومده کرایه بگیره نازان هم خودش کرایه یه سالومیده به اون طرف.

زینو به مارال تیکه میندازه که بچه ها هم باهاش دعوا میکنن ونریمان میادجداشون میکنه.مارال هم وسایلاشوجمع کرده تابره خونه جدید.توحیاط جمره روبافریده میبینن که فریده میگه چیزی نیست جمره افتاده تواب بردمش بیمارستان الانم خوبه.جمره هم همش میگه من خوبم چیزیم نیست ولی حالت عجیبی داره.بعد که بچه ها میرن جمره گوکانومیبینه و به هم لبخند میزنن.تواتاق جمره داره باگوکان حرف میزنه که ایلول سرمیرسه میبینه جمره باخودش حرف میزنه جمره به ایلول میگه به کسی نگو ولی من گوکانو میبینم.ایلولم نگران میشه‌.

توپراک میبینه فریده خیلی پرخوری میکنه بهش‌ میگه بیاباهم ازفردابریم پیاده روی.البته واسه خودم میگم چون معلم ورزشم بایدفیت باشم یجوری که به فریده برنخوره مثلا بعدیهوفریده به خودش میادمیگه اره توبامنی میگی من چاق شدم!وقهرمیکنه.مارال میادتوخونه پیش مادرش،شب مادرش میره کاباره.توکاباره صاحبش به یه مردی میگه حواست به سحرباشه دنبالش کن این مشکوکه!توپراک میره پیش فریده میبینه لباس قبلیش پوشیده میگه وای ببین توراست میگی من چاق شدم لباس اندازم نیست!بعدتوپراک میگه نه اندازته بیا زیپشو ببندم بعد با زور میبنده فریده داره خفه میشه دوباره بازوربازش میکنه.فریده هم میگه من ازفردارژیم میگیرم.توپراکم میگه پس باهم میگیریم همش سالادمیخوریم!بعدهم کارتشوپولاشومیزاره زمین که وسوسه نشه سوگل وایلول میرن پیش سرکان وگونی.بعدگونی چندتاتیکه میپرونه به سوگل که خودشون قهرمیکنن وسوگل میزاره میره ایلولم خندش میگیره وسرکانم یجورایی معذرت خواهی میکنه واین دوتافعلااشتی میشن.ولی اون دوتاقهرمیکنن.کمال میاددرخونه وهی شعرمیخونه تامسعوده اشتی کنه مسعوده هم محلش نمیزاره.

جمره وایلول ودافنه میرن جلوی اون انباری که دوربین داره یکم صبرمیکنن که یهوصاحبش سرمیرسه وباهم میرن داخل تادوربینوچک کنن.دافنه تااینجاهنوزنمیدونه کارمامانشه وفقط روحساب دوست داشتن گوکان میادهمراه اون دوتا.بعدموقع که دارن نگاه میکنن امینه زنگ میزنه به ایلول وباجمره میرن بیرون چون داخل انتن نمیده.دافنه خانم به تنهایی فیلمومیبینه وموقعی که مادرش میزنه به گوکانومیبینه‌.ومیگه توچکارکردی مامان!!بعدهم دستپاچه شده فیلموبرمیداره وجمره اینامیرسن ودافنه میگه فیلم شبوضبط نکرده انگاروزودی میره جمره هم میگه بزارماهم ببینیم ولی دافنه میره اوناهم دنبالش.کمال توماشین اهنگ گذاشته راه افتاده دنبال مسعوده ومسعوده هم خندش گرفته هم محلش نمیزاره.دیگه کمال میبینه نتیجه نداره یه جاپیاده میشه مسعوده به زورسوارمیکنه.وباسرعت رانندگی میکنه مسعوده هم هرچی میگه یواشترگوش نمیده تامیخورن به یه درخت.جمره وایلول میرسن به دافنه وجمره بادافنه جروبحث میکنه وایلول تاحواسش نیست سی دیو ازکیفش برمیداره! بعدهم دافنه میره به مامانش زنگ میزنه میگه میدونم توگوکانوکشتی توقاتلی!!میرم همه چیوبه امینه میگم.

  • قسمت 102 صد و دو و 103 صد و سه غنچه های زخمی :

گونی میره درموسسه دنبال سوگل وباخودش میبره مهمونی.نازان فکرمیکنه گوکان رفته پیش پلیس اونم میره خودشومعرفی کنه که دافنه زنگ میزنه وگریه میکنه که مامان بیاپیشم تنهام نزار،نازان هم پشیمون میشه برمیگرده.ایلول به ساغرمیگه ازسرکان جداشدم زینوهم میشنوه خوشحال میشه.ساغرهم میبینتش.گوکانومیبرن بیمارستان.گونی سوگل رومیبره یه جاتایه لباس انتخاب کنه بعدش سوگل ناراحت میشه ازاینکارگونی وبهش میگه برویکی مثل خودت روانتخاب کن.نازان که پلاک ماشینش کنده شده خودش باماشین میزنه تودیوارتاکسی شک نکنه.سوگل برمیگرده موسسه وبه ساغرمیگه من مطمینم زینوبه کمال پیام داده چون تلفنودستش دیدم.پلیس میادبه امینه خبر تصادفو میده . دختراهم وقتی میفهمن میرن بیمارستان‌.

کمال میره پیش پلیس و پیامو نشونشون میده اوناهم میگن بایدکسی که پیاموفرستاده بیاداینجا.کمال میره ازنازان میخادتاباهم برن پیش ایلول ووقتی میرن دم موسسه ایلولومیبینن ایلول هم میگه من اون پیاموندادم.وباهم دعواشون میشه کمال میخاددست بلندکنه روایلول که مسعوده دستشومیگیره ومیگه حق نداری روبچم دست بلندکنی!کمال هم میگه طلاقت میدما!مسعوده هم میگه اگه مردی بیاطلاق بده.امینه وجمره خیلی بی تابی میکنن.نازان ودافنه هم میرن بیمارستان.مامان زینومیادموسسه یه سری چیزواسش میاره زینوهم زیادمحلش نمیزاره ومیره ولی بعدش گریه میکنه.سحرومارال خونه جدیدو دارن اماده میکنن.سوگل هم گیرداده به زینوکه بایداعتراف کنی وقتی گوکان خوب بشه ولت نمیکنیم.

کمال هم باخودش فکرمیکنه اگه ازمسعوده طلاق بگیره دیگه کسی بهش رسیدگی نمیکنه و بچه ها رو نمیبینه بیشتر منظورش ایلوله!پس میره تا با مسعوده اشتی کنه.کمال میادخونه میبینه قفل عوض شده.مسعوده هم محلش نمیزاره.

فریده هم که ازتصادف گوکان ترسیده از توپراک میخاد سوار موتور نشه دیگه.حال گوکان بدمیشه ودکترا هم کاری نمیتونن کنن و میمیره جمره وامینه خیلی بیقراری میکنن وحالشون بده.سحرتوکابارس که مارال زنگ میزنه میگه گوکان مرده بیاپیشمون.سحرهم صاحب کارش اجازه نمیده.نجمی هم توبیمارستانه که بامردن گوکان اونم شوکه میشه حالش بده(به درک)امینه هم میپره بهش که توباعث شدی.کمال همونجاجلوی خونه توماشین خوابش برده!که مسعوده یه چای واسش میبره.

  • قسمت 100 صد و 101 صد و یک غنچه های زخمی :

ساغرکه پالتو و کفششو فروخته دخترامسخرش میکنن سوگل هم باهاشون دعوامیکنه.سوگل که پالتوشوداده ساغرگونی بهش میگه بیایکی بخریم اونم مخالفت میکنه بعد گونی کتشو درمیاره میگه پس منم باید یخ کنم.

کمال فیلم مسعوده گذاشته اینترنت بچه هاتومدرسه میبینن ودافنه هم ایلولو مسخره میکنه.سرکان هم ایلول میخاد به مهمونی بیاد.سوگل اخر راضی میشه بره یه کت بخره باگونی به عنوان هدیه ولی وقتی میرن میبینه همش گرونه منصرف میشه.گونی هم اعصابش خوردمیشه که توخیلی مغروری!وقهرمیکنه.

ایلول میره سراغ مسعوده ومیگه کمال چکارکرده مسعوده هم میگه من اشتباه کردم.مارال وسحر هم دارن خونشون رو رنگ میکنن.سرکان به گوکان میگه این بلاهایی که سرایلول میادهمش به خاطرتوودافنه هست!اونم میگه درستش میکنم.کمال میادخونه تاشارژرموبایلشوبگیره میبینه مسعوده دیگه بهش نمیچسبه وتحویلش نمیگیره اونم بهش برمیخوره.

جمره وایلول دارن باهم حرف میزنن که جمره میگه کاش یه جوری بگیم به کمال که دافنه طلادزدیده تاتورو ول کنه.که این حرفوزینب هم میشنوه وبعدمیادبه بهونه ای گوشی ایلولومیگیره به کمال پیام میده دافنه طلاهارودزدیده!کمال میره خونه نازان وپیام ایلول رونشونشون میده ومیگه ازتون شکایت میکنم که ابروموبردین الکی!دافنه هم استرس گرفته.

گوکان میاد در موسسه ومیگه به جمره میخام خودموبه پلیس معرفی کنم.اونم هرچی التماس وگریه فایده نداره.ساغربه سوگل میگه برومهمونی وگرنه دختراباگونی میرقصن.نازان به سرکان زنگ میزنه ومیگه ایلول چکارکرده!ایلولم میگه این گوشیمه من پیامی ندادم که سرکان پیامو میبینه وهر دو شوکه میشن ایلول هم هرچی میگه دیگه سرکان باورش نمیشه وایلولوبیرون میکنه.سوگل هم که اومده اونجا نگهبان فکرمیکنه گارسونه سوگل هم ناراحت میشه داخل نمیره وایلولومیبینه وباهم میرن موسسه.گوکان میادخونه نازان ومیگه میخام برم پیش پلیس نازان هم میگه تونمیخادکاری کنی خودم درستش میکنم وقتی گوکان میادبره برمیگرده میشنوه دافنه داره درموردارث جمره به نازان میگه.میادداخل ومیگه شماارث جمره رودزدیدین!!وبعدهم میره تابهش بگه نازان هم باماشین دنبالش!که یه جاتومسیرگوکان باموتورش ایستاده ونازان حواسش نیست میزنه بهش وگوکان نقش زمین میشه.نازان میترسه ومیره ولی برمیگرده ببینه چه بلایی سرس اومده میبینه گوکان نیست.گوکانونشون میده که گیج ولنگان داره میره ویه جامیفته بیهوش میشه دونفرم میان بالاسرش.هدیه هم یه پالتووکفش میده به ساغر.جمره هم نگران گوکانه زنگ میزنه به دافنه.

  • قسمت 99 نود و نهم سریال غنچه های زخمی :

خانواده گونی یه مراسم دارن که گونی هم از سوگل میخادبیادتاباخانوادش اشناش کنه.ساغرازاونجایی که کارت تلفنش اعتبارنداره میخادبه مادرش توالمان زنگ بزنه پالتووکفششومیفروشه تومغازه دست دوم فروشی وبه مادرش میگه مارال مادرشوپیداکرده وچقدرخوشحاله هرچقدربه مادرش التماس که چیزی بگه اون عوضی هم حرفی نمیزنه وواکنشی نشون نمیده.

مسعوده باز از کمال میخاد برگرده ولی اون نمیخادمسعوده هم میگه خودموازبالای اون ساختمون میندازم کمال هم میگه اگه جرئت داری بنداز.مسعوده هم میره بالابعدکمال یواشکی ازش فیلم میگیره.یه سری زن هم پایینن به مسعوده میگن مگه توبچه نداری!همش فکرشوهرتی اوناچه گناهی ندارن مسعوده هم پشیمون میادپایین.

سحر و مارال میرن خونه میبینن که سحرمیگه من الان یکم وضع مالیم خوب نیست شبا نمیتونم پیشت باشم یکم دیگه موسسه بمون که مارالم ازکوره درمیره که با هم بحث میکنن و مارال میگه تو منو نمیخای.مارال میگه چرادنبالم نگشتی چرا نخاستی جسدموببینی اگه بهت گفتن مردم!سحرهم میگه اونایه قبرو نشونم دادن گفتن دفنت کردیم.بعدهم مارالو میبره سراون قبرو مارال خیلی گریه میکنه وسحرهم ارومش میکنه میگه باشه هرچی توبگی.گوکان وجمره میرن میگردن تویه مغازه کلی لباس پرو میکنن وعکس میگیرن بعدهم گوکان ازجمره خواستگاری میکنه اونم میگه اول درسمون رومیخونیم بعدکار بعدازدواج.

دافنه ازایلول وسرکان میخاد اونو لو ندن که طلاهارودزدیده.ایلولم توخونه نازان مسعوده رومیبینه وازش میخادبه بشرابیشتررسیدگی کنه اون که گناهی نداره.زینوهم به رابطه سرکان وایلول حسادت میکنه.

  • قسمت 97 نود و هفتم و 98 نود و هشتم غنچه های زخمی :

نریمان که شب سال نوتنهامونده میره خونه فریده واونم که باتوپراک جشن دوتایی گرفتن ضدحال میخورن.گونی وسرکانم واسه سوگل وایلول هدیه میبرن دم موسسه. ساغرکه میبینه مارال تنها و غمگین نشسته میگه سحرمادرته.واونم شوکه میشه وبه یادلحظه هایی میفته که باسحربد رفتاری میکرد.سحرکه موقع رفتن از کاباره میخاد جلوی دعوای دو نفرو بگیره باشیشه میزنن توسرش،ومیفته زمین.

صبح مارال باهمون پتوی همیشگیش میره توحیاط منتظر سحر میمونه ولی اون نمیاد.کمال به ایلول زنگ میزنه واست سورپرایزدارم.مارال شماره سحرو از نریمان میگیره وزنگ میزنه یه نفرگوشیو جواب میده میگه بیمارستانه و مارالم میره اونجا.

نجمی باامینه بحث میکنه میخادبزنتش که گوکان میرسه ومیگه زودگمشوبروبیرون.گوکان وسایلاش جمع میکنه که پولارو میبینه ومیگه ایناچیه توکه پولی نداشتی بعدمیگه پس بگوواسه من دام درست کردی!ومیخادبزنتش که امینه نمیزاره وخودش میزنه توگوشش.بعدهم بیرونش میکنن.مارال میادبیمارستان ومادرشومیبینه وبغلش میکنه.مادرزینو دستشومیگیره میبرتش یتیم خونه!میگه حالاکه خودت میخای پس برو.

کمال یه سنگ قبر واسه ایلول میفرسته روش نوشته سرکان.سوگل زنگ میزنه به سرکان ومیفهمه خوبه ایلولم بهش میگه فعلا از خونه بیرون نرو.فریده میره سراغ کمال توتاکسیرانی وسنگ قبرومیزنه توشیشه ماشینش.بعدهم دوتامیزنه توگوشش‌.کمال میره ازش شکایت میکنه وتوپراک میره فریده روازادمیکنه ازبازداشت.زینوهم ازغذای یتیم خونه خوشش نمیاد.سحربازازصاحب کارش پول قرض میگیره ومیگه اگه میشه من یه جادیگه کارکنم پولتوپس بدم اونم عصبانی میشه که اینجاطویله نیست هرروقت بخای بری!کمال دوباره زنگ میزنه به ایلول وتهدیدش میکنه.

  • قسمت 95 نود و پنجم و 96 نود و ششم غنچه های زخمی :

توپراک قرعه کشی میکنه تاهرکدوم ازبچه هاواسه هم هدیه سال نوبگیرن!اسم سرکان واسه ایلول درمیاد.دافنه وسوگل واسه همدیگه.جنک واسه ساغر.گونی ازدافنه میخاداسماشون جابه جاکنن ولی دافنه قبول نمیکنه.زینومیاد پیش فریده خانم وبهش میگه من توخونه اوضاع خوبی ندارم میخام بیام اینجا.فریده هم میگه نمیشه تومادرداری یه خونه داری.کمال اومده درمدرسه ودافنه رومیبینه سوارش میکنه وبعدکه دافنه میبینه کماله میخادپیاده بشه نمیزاره.کمال بهش میگه چرایهونازان ازشکایتش برگشت نکنه سرکان وایلول باهمدستی خواستن منوبندازن زندان.دافنه هم میگه کارسرکان که نبوده ولی فکرکنم ایلول ازاتاق مامانم اومدبیرون دزدی کاراون بوده!کمال بعدامیاددرخونه نازان وبه سرکان میگه ازتون انتقام میگیرم‌.سحرمیره پیش صاحب کارش وازش میخادپول قرض کنه واسه بورس مارال وصاحب کارش هم واسه اطمینان ازش امضامیگیره‌.مسعوده میره ارایشگاه میگه موهامودرست کنین مانیکورهم میخام باارایش.

سحر پولو میبره میده نریمان میگه یه ارث داشتم سهم منودادن.اینوخودتون بدین مدرسش تااخراجش نکنن.توپراک میبینه فریده داره هی صرفه جویی میکنه بهش میگع تومشکل مالی داری؟اونم میگه وام گرفتم واسه شوفاژای موسسه که خاموششون نکنن.نمیتونستم ببینم بچه هاازسرمامیلرزن‌.دافنه باگوکان درباره کمال حرف میزنه جمره هم میاددافنه بهش میگه اگه کمال حرفی زدتوحتمامیندازی همشوسرمن وسرکانونجات میدی چون عشقت بوده یه زمانی!گوکان هم که اینومیفهمه ناراحت میشه‌.میره باسرکان دعواکه هروقت کمال اومدسراغت بسپارش به من تولازم نکرده کاری کنی‌.نریمان میره پول بورس مارالومیده مدرسش.ومیگه فعلابه مارال حرفی نزنین وگرنه درس نمیخونه.مسعوده عمداازارایشگاه واسه کمال زنگ میزنه که یعنی مشتریه بره دنبالش.کمال هم وقتی مسعوده روبااون سروشکل میبینه میگه خیرباشه میری عروسی!اونم میگه نه ازاین به بعدمیخام به خودم برسم.کمال به مسعوده میگه من برنمیگردم دیگه.تاوقتی دخترت دست ازسرم برنداره.جمره میره بیمارستان اطلاعات نجمی رو بگیره میفهمه نجمی اصلااونجااسمی نداره ومریض نیست.سوگل وساغربالباس بابانوئل رفتن بادکنک فروشی.همین اثنا ریش بابانویلی ساغرمیفته وگونی وجنک هم که اون اطرافن همینطور شوکه اونارومیبینن‌ وازخنده میرن.سحریه هدیه واسه مارال میفرسته موسسه اونم کلی خوشحال میشه.جمره میره خونه خاله امینه وجریان نجمی که مریض نیستوبه گوکان اینامیگه وگوکانم اونوبیرون میکنه.نجمی ازگوکان میخادیکی دوروزی صبرکنه تاجایی پیداکنه.زینوچندتاشیشه مشروب خالیومیاره خونه قایم میکنه تابگه مامانم مسته

زینوتوخونه اتیش راه میندازه بعدهم به مامورا میگه مامانم همیشه مسته واصلاحواس نداره تازه دست بزن هم داره.مامانش هم بیچاره مونده چی بگه.مامورهم میگه اکه لازم باشه دولت ازتون بچه رومیگیره.نوبت هدیه هاست که جنک واسه ساغرگرفته وایلولم واسه سرکان شال بافته.سوگل هم یه جاکلیدی. مارمیده به دافنه میگه هروقت اینونگاه کردی یادت بیفته به خودت.بچه هاهم میخندن به دافنه.سوگل میگه تونداده میدونم چی واسم اوردی یکی ازلباس کهنه هاتو.دافنه هم زورش میگیره به جنک میگه کثافتاشماهمتون عین همیدحتماپول بورس مارالوهم تودادی!مارالم شاخش درمیادکه چی!ودوان دوان میره موسسه وباتوپ پربه نریمان میگه کی اینکاروواسه من کرده.نریمان عصبانی میشه وبیرونش میکنه.مارالم میره هدیه هاروازپنجره میندازه پایین‌.نریمانم منتظردخترشه تاازکانادا بیادوشب سال نوکنارش باشه ولی دخترش زنگ میزنه ومیگه نمیاد.

  • قسمت 93 نود و سوم سریال غنچه های زخمی :

فریده طاقت نمیاره به توپراک میگه بیابرگه های هموبخونیم بعدنوبت برگه فریده که میشه توپراک میگه ایناچیه بهم حیله زدی!فریده برگه رومیبینه میگه وای اینوقراربوده بدم نریمان خانوم اشتباه دادم!!فریده خیلی عصبانیه میگهدحالاچکارکنم چیزای بدی نوشتم!توپراکم میگه چیانوشتی؟میگه نوشتم انگشت یکی ازپاهام درازترازاون یکیهحالااین هیچی نوشتم وقتی به قیافه نریمان نگاهدمیکنم دلم میخادسرشوبکوبم به دیوارموهاشوبکنمتوپراکم ازخنده رفته.بچه هادوربینوازاتاق نریمان میارن ووقتی نگاش میکنن میبینن خبری ازبخاری نیست ولی یکم بعدش نریمان پامیشه میرقصه اونم چه رقصی.

سحرکه پول کافی درنمیاره مجبورمیشه برگرده توکاباره.امروزتولدایلوله وبچه هامیخان بیرون ازموسسه براش جشن بگیرن وسورپرایزش کنن.سحرتوکاباره مشغول خوندنه که نجمی هم اونجاهست.نجمی سرحرفوباهاش بازمیکنه سحرهم وقتی میفهمه این یه فکرایی توسرشه باهاش خوب حرف نمیزنه ونجمی هم ضدحال میخوره میگه بابااینوعوض کنید.فریده میادموسسه نریمانو میبینه فکرمیکنه نامه روخونده عذرخواهی میکنه ولی نریمان میگه ازچی حرف میزنی اونم میگه چیزه من دیروزیه کاغذ اشتباهی بهتون دادم نریمانم ازکیفش درمیاره میده بهش.بعدهم بهش میگه ازاین بعدخواستی سرموبکوبی به دیوارارومتربکوب من فشارم میره بالا.دوستای ایلول ازموسسه میزنن بیرون فقط مارال بایدایلولوتوموسسه نگه داره.ساغرم میره دنبال بشرا.مسعوده هم ازساغرادرس اونجایی که جشن هستومیگیره.فریده خانوم هم یه هدیه واسه ایلول میگیره بهش میده.جمره زینوروهم میاره زینووقتی سرکانومیبینه ازش خوشش میادبه جمره میگه واسم جورش کن جمره هم میگه چرت نگواین دوست ایلوله.

کمال به مسعوده میگه بایدیه چیزی بهت بگم.نجمی بورک هاروکهدامینه درست کرده میاره موسسه واونجاسحرومیبینه که جارومیکنه.مارال ایلولومیاره جای مورد نظر و همه یهو میان بیرون و تولدشوتبریک میگن ایلول هم کلی خوشحال میشه.میخادشمعاروفوت کنه که مسعوده ازراه میرسه ومیگه ارزوت قبول شد!

  • قسمت 92 نود و دوم سریال غنچه های زخمی :

مسعوده میره کمالومیاره خونه.مروه میره تواتاق توپراک ونامه بچه هارو برمیداره میاره جلوهمه میخونه سوگل وجمره وبقیه هم میریزن رواون دوتاودرگیری میشه بین همه بچه ها.تاناظم میادوقضیه خاتمه پیدامیکنه وسوگل هم میگه اینامشکلات مارومسخره میکنن.توپراک به فریده هم میگه بیانقطه ضعفامونو بنویسیم بعد از پنج سال بخونیمشون‌.

نریمان که طبق معمول شوفاژو شباوصبحاروشن نمیکنه باعث شده بچه هاسردشون بشه سوگل میره باهاش حرف بزنه که نریمانم میگه نمیشه انرژی کمه بایدصرف جویی کنیم واسه ایندگانمونسحریه موبایل میخره میده به نریمان میگه اینوبدین مارال یجوری‌.نریمانم گوشی رومیده به مارال میگهداینویه خیرفرستاده واست.نمره های بچه هااومده وهمشون قبول شدن به جزمارال که نمره هاش پایینه‌.مارالم خیلی ناراحت میشه.مسعوده میادتومدرسه به ایلول میگه بیابریم محله قدیمیمون.

بچه هاقصدمیکنن تواتاق نریمان دوربین بزارن ببینن خودش بخاری داره!یانه.سحربه سوگل وساغرمیگه یه خونه کوچیک گرفتم الان برم به مارال واقعیتوبگم اوناهم میگن اره حتما.جمره میاداتاق نریمان وبه بهانه سوسک توحموم اونوبیرون میکنه ازاتاقش ودوربینومیزاره کار.سحرمیادپیش مارال مارالم واسه نمره هاش ناراحته وگریه میکنه سحرهم هیچی نمیگه فعلا‌.مسعوده خانم ایلول رومیاره محل قدیمشون وازمغازه داروخونه هاسوال میکنه که بابای ایلول بامن چجوری رفتارمیکردهمشونم بدمیگن.بعدهم مسعوده به ایلول میگه بابات ظالم بودهیچی ازمحبت حالیش نبود ایلولم میگه کمالم تورومیزنه مسعوده هم میگه اره ولی ازبابات خیلی بهتربود.ایلولم عصبانی میشه میگه اره بابام بدبود اماچرامنوشکنجه میدی؟!مسعوده به ایلول میگه اگه یه ذره به کمال اسیب برسه میکشمت.

  • قسمت 90 نود و 91 نود و یکم غنچه های زخمی :

ایلول به کمال میگه اگه میتونی ازاینجابهم تجاوزکن!به خاطرتواشغال سالهانتونستم توخونه خودم بخابم‌.یکی ازهم سلولیای کمال هم کنارش ملاقاتی داره .وحرفای ایلول رومیفهمه.مارال بعدازتیپ زدن بااون وضع میره بیرون وسحرهم میره دنبالش.مارال میرسه درخونه جنک وبهش میگه حالابرو دوستاتوخبرکن .بعدهم ازاونجامیره ویه ماشین جلوش وایمیسته ومارالم سوارمیشه.مسعوده ازایلول میخادازسرکان خواهش کنه واسه پس گرفتن شکایت که اونم میگه همیشه منتظربودم اونوتوزندان ببینم الانم خیلی خوشحالم.مسعوده دست ایلولومیگیره میگه گمشوبرو بیرون تودیگه دخترم نیستی.ایلولم میره بیرون.بعدمسعوده تمام عکسای ایلولوازپنجره میندازه بیرون.مارال وسط راه میبینه مرده داره اونوبه یه راه دیگه میبره میخادپیاده بشه امادرقفل میشه.گوشی مارالم ازش میگیره.همسلولیای کمال که میفهمن قصدتجاوزبه دختر ناتنیشو داشته باچاقو میزننش .

نازان میره دنبال گوکان که نجمی میاددروبازمیکنه وبابت پول ازش تشکرمیکنه ونازانم میگه چه پولی!بعدمیره سراغ دافنه میگه توطلاهارددزدیدی؟!ودعواش میکنه.که من کمالوبی گناه انداختم زندان‌.مارال کلی خواهش والتماس میکنه که بزاره بره اون مرده هم میگه دخترتوبااین سر و وضع چراسوارهرماشینی میشی بعدهم دروبراش بازمیکنه ولی شمارش هم میده.سحرمیره پیش پلیس داستانومیگه.بعدهم میره موسسه جنک ومادرشومیبینه اونجاوبه جنک هم میگه دعاکن بلایی سرش نیاد‌.مارال وسط جنگل رهاشده یه پیرمردوپیرزن اونوسوارماشینشون میکنن ومیبرن تادرموسسه.سحرهم اونومیبینه وبغلش میکنه مارال هم که ترسیده گریه میکنه.به مسعوده خبرمیدن کمال بیمارستانه.نریمانم مارالوکلی دعوامیکنه.مسعوده به ایلول زنگ میزنه ومیگه کمالوزدن الان دلت خنک شد؟خوشحالی؟

سحرتولباسای مارال کارت اون مردکه دزدیده بودشومیبینه ومارالم میگه همشوبندازدور.ایلول که نگرانه نکنه کمال بمیره وباعث مرگش شده باشه ازگوکان میخادواسشون خبربگیره.کمال عمل میشه ومسعوده میره پیشش وکمال بهش میگه تقصیردخترت شداین بلاسرم اومداومدتوزندان ابروموبرد!گوکان به ایلول میگه حال کمال خوبه واوناهم خیالشون راحت میشه‌.سحرشب میره یه جایی رونظافت میکنه بعدکمرش دردمیگیره میشینه وخوابش میبره توخواب میبینه به مارال گفته مادرشه ومارالم میره تواون کاباره ومامانشوبااون وضع لباس وارایش میبینه وسحرهمش دادمیزنه نه من اینکارونمیکنم من اینجانیستم وبیدارمیشه وگریه میکنه ودوباره مشغول کارمیشه.

نریمان شب وصبح شوفاژو خاموش میکنه بچه هاهم ازسرمایخ زدن.نریمانم بهشون میگه خب لباس بیشتربپوشین . سحرمیره مغازه اون یاروکه به مارال شماره داد و بیداد میکنه و میزنه شیشه مغازشومیاره پایین وباهم دست به یقه میشن ومردم دورشون جمع وخلاصه ادبش میکنه ومیره.مسعوده میرخ خونه نازان والتماس که اون بی شرف زخمی شده به خاطربچم رضایت بده نازان هم میگه قبول.بچه هاسرکلاس ورزشن باتوپراک که جنک بازم ازمارال عذرمیخاد،مارالم میگه وای بخشیدمت!!ولی سرراهم دیگه نیا.استادمیگه خب بچه هاانگارقیافه هاتون درهمه مشکلی هست اوناهم میگن نه.استادهم میگه مشکل همینجاست که ماایرادهای خودمونونمیبینیم وانتظارزیادی ازبقیه داریم!وازبچه هامیخادتوی یه نامه نقطه ضعفاشونوبنویسن وبعدازفارغ التحصیلی این نامه هابهشون برگشته تاببینن چقدرعوض شدن!!مسعوده هم میره خبرازادی کمال توبیمارستان بهش میده.

  • قسمت 88 هشتاد و هشتم و 89 هشتاد و نهم غنچه های زخمی :

جنک به مارال میگه بیاخونمون.اونم قبول میکنه.جنک به دوستاش میگه مارال قراره بیادخونمون بامامانم اشناش کنم دوستاشم مسخرش میکنن که اره اونم میاد!!بهش میگن بزاربیایم خونتون تاباچشم خودمون ببینیم.دوستای ایلول میان خونشون ودارن درباره کمال حرف میزنن که مسعوده سرمیرسه ومیگهدازکی حرف میزنین.اوناهم میگن درباره بوراک یکی ازدوستامون حرف میزدیم که حقشه زندان باشه‌ اخه باعث تصادف شد‌.توپراک که یکم به فریده شک کرده صبح میره تعقیبش میکنه وبعدطاقت نمیارهذمیره جلوی فریده بهش میگه توباکسی هستی؟فریده هم میگی شوخی میکنی؟!نه بابا.من باکسی نیستم.زینومیاددنبال جمره باهم برن بگردن.گونی وسوگل هم رفتن وسایل بفروشن.ساغرتنهاموندهدوغمگین میشه.یه زنی همونجاکه سوگل وسایل میفروشه اومده وبهدسوگل میگه برویه جادیگه اونم میگه من همیشه اینجابودم توبرو!اون زنه هم به پلیس خبرمیده پنهونی تابیان وسایل سوگلوببرن.مارال میادخونه جنک دوستای جنک هم یه جاقایم شدن.جنک میره پیششون و میگه خب حالا برین دیدین که اومد ، که یه باره مارال میادودم دراونارومیبینه واون پسراهم چندتاتیکه بارمارال میکنن ومارال هم گریون میره.زینو به جمره میگه بیا خونتون نشونم بده.وقتی میرن صاحب اونجاکه میره بیرون زینومیبینه پنجره بازه ومیره داخل جمره هم هرچی میگه نروگوش نمیده.اون زنه ازپیش سوگل میره یکم بعدپلیس میادوهمه وسایل سوگلومیبره وسوگل هم خیلی ناراحت میشه گونی هم بهش دلداری میده که اشکال نداره منم کمکت میکنم بازم درست میکنیم.مارال گریون میادتوموسسه که سحرم اونومیبینه ومیادپیشش مارال گریون میگه هیچکس ماروحساب نمیکنه همه مسخرمون میکنن بعدهم پامیشه میگه مامان هیچوقت نمیبخشمت توباعث همه ایناشدی!سحرم بعدش گریه میکنه.جمره توخونه یادصحنه مرگ پدرومادرش میفته وبه زینومیگه بیابریم.زینوهم میگه اون بابای منم بودمیخام بدونم چجوری مرد.

زینب گیرداده به جمره که بابام چجوری خودشوکشت!که جمره هم داره میگه حالش خیلی بدمیشه وزینب اونوازخونه میبره بیرون.مارال هنوزناراحته دخترابهش دلداری میدن که بابابیخیال پسراهمشون عقب موندن فریده میبینه توپراک داره گیتارمیزنه میره پیشش وبهش میگه نریمان خانم همش منودست مینداخت منم ازطرف توگل فرستادم توپراکم میگه یعنی کسی توزندگیت نیست وهمدیگروبغل میکنن واشتی میکنن.نریمان که مجبورمیشه به سحربابت کارکردن پول بده بهش میگه بایدنصف حقوقتوبدی من!هرچی باشه من خطرکردم.جنک میخادازمارال معذرت بخادولی سوگل میادوبه جنک بدوبیراه میگه.

توپراک یه ماشین پرازگل میفرسته واسه فریده واونم کلی ذوق میکنه ونریمان هم گلارومیبینه ومیگه توبه توبه تومدرسه پسرابه مارال تیکه میندازن بعدهم دافنه میگه اینابی پدرومادرن واسه همین هرغلطی بخان میکنن که سوگل وبقیه بلندمیشن ودعواراه میندازن وگیس وگیس کشی‌.کمال به مسعوده میگه من دیگه اینجانمیتونم تحمل کنم بروازایلول بخاه راضیشون کنه.گوکان به ایلول میگه اون مرددرسته بی شرفه ولی اون طلاهاروکه ندزدیده وجدانم نمیزاره اونجاباشه.ایلولم میگه تومیدونی اون چه کاراباهام کردوچقدرکثافته بزاریه مدت ازش راحت باشیم.نجمی میره پیش اون طلبکاراونصف پول طلاهارومیگیره‌.ایلول به سرکان میگه من میرم زندان تاخودم کمالوببینم پشت میله ها.مارال یادش به حرفای دافنه میفته که گفت اینابی صاحبن .

  • قسمت هشتاد و ششم 86 و 87 هشتاد و هفتم غنچه های زخمی :

نریمان دم درموسسه توپراکومیبینه که اومده دنبال فریده وازگل هامیپرسه که مثلاواسه فریده فرستاده.که توپراکم اظهاربی اطلاعی میکنه ونریمان میگه برم که ضایع کردم.نازان میبینه طلاهاش نیست میادبه مسعوده گیرمیده که کارتوهست اونم کیفشونشون میده که کارمن نیست بعدنازان یادش به روزی میفته که کمالوتوخونه دیدومیگه کارخودشه وپلیس میره کمالودستگیرمیکنه.مسعوده هم به دنبال کمال گریه میکنه.زینومیاددیدن جمره توموسسه ومیگه برام ازبابابگوکه چجورادمی بود.جمره هم براش تعریف میکنه.جمره زینوروبه دوستاش معرفی میکنه.بعدهم زینومیگه بیابریم خونمون تابامامانم بیشتراشنابشی.میان خونه نازان وانگشت نگاری میکنن که دافنه هم حسابی هم ترسیده‌.نجمی به گوکان میگه حالاچجوری اون همه پولوپس میدی!گوکانم میگه مگه خودت نگفتی باهم کارمیکنیم پس میدیم که نجمی هم میزنه زیرش که من مریضم نمیتونم گوکانم عصبی میشه وخودشوکنترل میکنه.نجمی زنگ میزنه به طلبکاراکه چی شدطلاهارو فروختین!ونصفشوبیارین بدین من.جمره میادخونه زینوومادرزینوهم میگه من منشی بابات بودم یه روزواسه کاررفتیم انتالیاوتوهتل موندیم که جمره هم میزنه گریه که نمیخادادامشوبگی‌.مامان زینوهم میگه بابات گفت اززنم جدانمیشم بچه دارم.بعدهم جمره میگه اگه مامانم خیانت باباموفهمیده بودازش جدامیشدحتما.

امینه هم میادخونه که طبق معمول نجمی خان لم داده رومبل ومیگه به امینه یه چیزی درست کن گشنمه!!(بزاربرسه بدبخت)امینه هم میبینه چهره گوکان توهمه به نجمی میگه اگه پسرموناراحت کنی نگاه نمیکنم مریضی میکشمت.

ازکمال اثرانگشت میگیرن وبازجویی.کمال ازمسعوده میخادبه ایلول بگه باسرکان حرف بزنه.دخترابه جمره میگن کمالوبازداشت کردن.سوگل به جمره میگه توگفتی دافنه پول زیادی به گوکان دادن نکنه دزدی کاراون بوده؟توپراک وفریده رفتن رستوران توپراک یادش میادبه نریمان که گفت دسته گل واسه فریده اومده وبه فریده میگه ببینم تونامزدسابقتومیبینی؟فریده هم میگه نه.فقط چندبارزنگ زدمنم جواب ندادم.مسعوده به ایلول میگه باسرکان حرف بزن مامتنشوراضی کنه ایلول هم میگه من واسه اون ادم کاری نمیکنم.اگه منونمیخای تاازاینجابرم.سوگل به ساغرمیگه سحرمامان ماراله.پلیساکمالومیبرن زندان چون اثرانگشتش پیداشده رووسایل.نریمان سحرواخراج میکنه سوگل وبقیه نمیخان بزارن ولی مارال خوشحاله.سحرکه خیلی ناراحته به فریده میگه بانریمان حرف بزن بزاره بمونم.مسعوده میادپیش نازان والتماسش میکنه رضایت بده ولی نازان میگه نه.جمره قضیه کمالوبه گوکان میگه واونم میفهمه دزدی کاردافنه بوده واعصابش خوردمیشه.

فریده از نریمان خواهش میکنه سحر پا خراج نکنه یه مدت.اونم موافقت میکنه.گوکان به دافنه میگه چرا اینکارو کردی من همه چیزو اعتراف میکنم!دافنه هم میگه خواهش میکنم نگووگرنه خیلی بدمیشه من به خاطرتواینکاروکردم اگه مامانم بفهمه منوازاین مدرسه میبره‌.گوکان به دوستاش میگه مم بایدخودم اعتراف کنم سوگل هم میگه خودت میفتی زندان.تازه اون ادم کثافتیه بهتره همونجابمونه.کمال توزندانه که هم سلولیاش بدجورنگاهش میکنه واونم خیلی ترسیده یکیشون باچاقومیادنزدیک کمال اونم میگه بخدااون دخترمثل بچه منه من کاری باهاش نکردم که اون ادمه میزنه چاقورو به طرفی که بالای تخت کمال خوابیده.

  • قسمت هشتاد و پنجم 85 غنچه های زخمی :

سوگل تواتاق نریمانه که جواب دی ان ای رومیبینه رومیز.استادبه بچه هامیگه جواب امتحانتون اومده ومارال ودوتای دیگه پایین شدن.مارالم ساغرومقصرمیدونه.جنک به مارال میگه اون زنه که تواشپزخونس بهم گیردادکه کاری باتونداشته باشم.مارالم عصبانی میره پیش نریمان وازش شکایت میکنه‌.نریمانم به سحرمیگه اینجوری فایده نداره بهتره اینجادیگه کارنکنی که سوگلم پشت دره وهمه حرفارومیشنوه ومیفهمه سحرمادرماراله!فریده هم یه دسته گل سفارش میده تابه اسم توپراک بیارن واسش سرکارش تانریمانم ببینه وجبران اون روزکه ضایع شدبشه.طلبکارای نجمی میرن سراغش واسلحه میگیرن بالاسرش واونم زنگ میزنه به گوکان که خونه نیاواینجوری شده.طلبکاراهم به گوکان میگن بایداینقدرپول بدی تاولش کنیم.گوکان که نمیدونه چکارکنه باجمره میرن چندجاتاپول قرض کنن ولی گیرشون نمیادوجمره میگه ازدافنه بگیر.گوگان قبول نمیکنه ولی بعدمجبورمیشه.مسعوده داره کمداتاق نازانوتمییزمیکنه که درکمدمیفته ومسعوده هم به کمال میگه بیادرستش کن.کمالم میادودرستش میکنه وموقع بیرون رفتن نازان میبینتش ودعواش میکنه ولی مسعوده نمیزاره بفهمه واسه چی اومده.دافنه میره طلاهای مامانشوبرمیداره میده به گوکان والکی به گوکان میگه مامانم ازاین موضوع باخبره وگفته هروقت تونستی پس بده.گوکان طلاهارومیبره میده طلبکاراواوناهم نجمی روول میکنن.سوگل میادبامارال دعوامیکنه که چرابااین زن اینطوری رفتارمیکنی وخلاصه میگه اون مادرته که سحرهم میادوهردومات ومبهوت میشن ومارالم میگه بگوالکیه دروغ میگی وعصبانیه که سحرمیادنزدیک ومیگه منظورسوگل این بود که مثل مادرتم.ومارال هم خیالش راحت میشه ومیره.سوگل هم به سحرمیگه چرابهش واقعیتونمیگی؟مارالم میگه بایدبه وضعم سروسامون بدم اینجوری نمیتونم.

  • قسمت هشتاد و چهارم 84 غنچه های زخمی

نازان گوکانومیرسونه خونه وبهش میگه تاوقتی دافنه خوب بشه بهش رسیدگی کن بهت پول میدم که گوکانم ناراحت میشه ومیگه لازم نیست دافنه دوست منه.نجمی هم ازپشت شیشه میبینه میگه پسره احمق چراپولونگرفتی؟ساغربافریده خانوم دردودل میکنه ومیگه هیچکس منودوست نداره.نریمان وفریده توبازارن که فریده توپراکوتوکتابفروشی میبینه وبه نریمانم میگه ماخیلی باهم خوبیم وبزاربهش زنگ بزنم.بعدکه زنگ میزنه میبینه توپراک زنگ گوشیوقطع میکنه فریده هم حالش گرفته میشه ونریمان میخنده.زینومیادبیرون میبینهدجمره هنوزاونجاس بعدهم باهم میرن شهربازی زینوقفل شهربازیوبازمیکنه وباهم میرن داخل.بعدش زینوبه جمره میگه پنج سال پیش فهمیدم اونی که همیشه بابام میدونستم بابام نبوده.بابای واقعیم مامانموول میکنه ومیره بایکی دیگه ازدواج میکنه.بابامم وقتی میفهمه من دخترش نیستم منومامانموبیرون میکنه.بعدهم جمره روسوارچرخ وفلک میکنه ووقتی به بالامیره اونونگه میداره جمره هم میگه منوپایین بیاروحسابی ترسیده.زینوبه جمره میگه فکرمیکنی من احمقم من تورومیشناسم همون موقع که فهمیدم بابام کیه اومدم درمدرسه تورودیدم بالباس شیک سوارماشین گرون شدی!منم بایدمثل تومیشدم ولی ازشانسم بابام همون موقع کشته شدالان کهدفقیرشدی اومدی سراغم..ومیزاره میره.نجمی به گوکان میگه نکنه بین توواون دختره پولداره چیزیه اگه اینطوره بریم خواستگاری!گوکانم میگه نه امینه هم به گوکان میگه پسرم دافنه روامیدوارنکن الکی اینطوری جمره هم ناراحت میکنی.سحرمیبینه جنک بامارال میادموسسه میره دنبالش سوگل هم میره دنبال سحر.سحربه جنک میگه نبینم مارالواذیت کنی یارابطه ای باهاش داشته باشی وگرنه میکشمت‌.سوگل هممیادوسط ومیگه این همکلاسی ماست.بعدهم به سحرمیگه رابطه توبامارال چیه؟اونم چیزی نمیگه میگه فقط نمیخام اسیبی بهتون برسه‌.گوکان میره درخونه زینودنبال جمره که زینواونومیبره شهربازی وجمره رومیارن پایین.بعدهم گوکان میخادبازینودعواکنه که جمره نمیزاره ومیگه بابت اشتباه بابام ازت معذرت میخام.ساغربه مارال میگه ازجنک سواستفاده نکن.فریده هم باتوپراک قهره ومیگه من دیدمت صدای زنگ منوخاموش کردی!والکی گفتی نشنیدم.توپراکم میگه من دستم پرکتاب بودنشدجواب بدم.ولی فریده میخادیکم نازشوبکشه که توپراکم دیگه پامیشه میره میگه هرجورراحتی

  • قسمت هشتاد و سوم 83 غنچه های زخمی

جمره شب هرجورشده میخادبره ازخاله امینه درباره پدرش بپرسه که هدیه میگه تنهانمیشه بری وخودش همراش میره.سحرتوکاباره داره ارایش میکنه تااماده بشه که یادش به حرفای نریمان میفته که گفته بوددخترت همش دورارایش کردن وپسراس واونم گریه میکنه ازاینکه دخترش هم روزی مثل خودش بشه.جمره باگریه ودادوبیدادمیادخونه امینه وبهش میگه بابام به مامانم خیانت کرده راستشوبگو!سحرارایششوپاک میکنه وبه صاحب کاباره میگه دیگه اینجاکارنمیکنم.ازاین کارخجالت میکشم. وازاونجامیره.امینه به جمره میگه بابات مامانتودوس داشت شایداشتباهی شده بایه پیام قضاوت نکن.خاله فهیمه اومده خونه مسعوده اینابهش میگه نوه من ازسربازی میادبهتره اونوباایلول نامزدکنیم تا۱۸ سالش بشه‌.کمال هم ازکوره درمیره که یعنی چی واون هنوزبچس!وبامسعوده فهیمه روبیرون میکنن.نجمی گیرمیده به امینه که بیابزن توگوشم انتقامتوبگیر.امینه هم میگه من مثل تونیستم ونجمی دستشوبه زورگرفته تابزن توگوشش امینه هم که نمیتونه ازش خلاص بشه میزنه توگوشش.بچه هابه جمره دلداری میدن که سمت خوب قضیه روببین که یه خواهرداری.دافنه به نازان میگه من فیزیوتراپی نمیرم.ایلول به اون شماره جمره زنگ میزنه وبابهانه ای ادرسشومیگیرن.ایلول وجمره باهم میرن به اون خونه.نازان زنگ میزنه به گوکان واسه سفارش پیتزا.سحرمیادپیش مارال تاباهاش بحرفه ومارالم عصبانی میشه میزنه لیوانومیشکونه میگه حالااینوحمع کن به منم کارنداشته باش.گونی به سوگل زنگ میزنه که هموببینیم.جنک هم میگه به ساغربگوقولش یادش نره‌ منظورش مارال‌.گوکان پیتزارومیاره ونازان میگه بیاداخل باهم حرف بزنیم ودرباره دافنه میگه که اگه میشه زودزودبیااینجاواسه روحیه دافنه خوبه.نازان گوکانومیبره پیش دافنه واونم خوشحال میشه.سحربه فریده میگه برام یه کارپیداکن.ساغربه مارال میگه جنک ازتوخوشش میادواونم باسوگل وساغرمیره پیش جنک وگونی ومیگه جنک ازهیچی بهتره.جمره باایلول میرن درخونه طرف ویه زن دروبازمیکنه والکی چندتاسوال میکنن وچون حال جمره خوب نیست زنو اونارومیبره داخل.جمره بهش میگه تنهاهستین اونم میگه یه دختردارم زینو!وعکسشونشون میده وجمره هم بهت زده وناراحت بهش خیره میشه‌.بعدکه میخان برن زینومیادوبه مامانش میگه همه چیوگفتی؟که شوهرت ازخونه بیرونت کردودخترت باباش کیه!جمره هم هاج و واج نگاش میکنه وایلول میگه مادیگه بریم.جمره بیرون وامیسته به ایلول میگه توبرومن میخام بازینوحرف بزنم.اماجنک که مارالومیبینه گل ازگلش شکفت وهرکاری میگه انجام میده وساغرم باحسرت نگاشون میکنه ومیره.مارالم هی ادا و اصول درمیاره.

  • قسمت هشتاد و دوم 82 غنچه های زخمی

نریمان برگه دی ان ای رومیبینه ومیگه به سحردرسته مارال دخترته!حالامیخای بهش بگیم؟اونم میگه نه فعلابزارین یکم بهم عادت کنه بعدا!سوگل تاگونی رومیبینه تومدرسه اون کش موی خرگوشی رومیزنه به موهاش!وگونی هم یه کلاه بچگونه سفیدخریده میزاره سرسوگل!ومیگه چقدرقشنگ شدی!چندتاازبچه هاهم بهش تیکه میندازن.سوگل هم به گونی میگه بیااین بازی مسخره تموم کنیم عین دلقکاشدیم!چندنفرمیان درخونه ونجمی روتهدیدمیکنن.ساغرکه میبینه سوگل بهش محل نمیزاره میره یه نامه مینویسه واسه استادکه ماجوابارودزدیدیم.استادهم وقتی واردکلاس میشه سوالاروعوض میکنه.مارال ومروه هم حسابی عصبانی میشن.مروه به ساغرمیگه حسابتومیرسم.نجمی که طلبکاراپیداش کردن میره تواتاق امینه دنبال پول میگرده یه مقدارهم پیدامیکنه ولی میزاره سرجاش‌.مارال باساغردعوامیکنه وکتک کاری میکنه.جمره وگوکان باهم دست دردست ازمدرسه خارج میشن ودافنه هم توماشین اونارومیبینه باحسرت وگریه میکنه.مسعوده واسه بشرایه تولددیگه میگیره وایلول هم میاد.کمال بی شرف هم وقتی مسعوده میره واسه بشقاب به ایلول گیر میده و میگه تند تندبیا اینجا دلم برات تنگ میشه ایلول هم میخادبزنه توصورتش که مسعوده میاد و کاری نمیکنه.

مارال باز میخاد شب ازموسسه بره بیرون که سحر میبینه وبه نریمان خبرمیده و نریمانم مچ مارالومیگیره.مارالم عصبانی میره سراغ ساغرکه کارتوبوده و موهاشو میکشه ومیزنتش وبقیه ساغرونجات میدن.مارال وقتی میفهمه ساغرنگفته یادش به سحرمیفته چه ووقع رفتن دیده اونو!ومیره سراغ سحروباهاش درگیرمیشه که چراهمش دنبالمی وچی میخای ازجونم وهلش میده ومیفته زمین سحر.جمره ازجیب کت پدرش یه سیمکارت پیدامیکنه ومیره میزاره توگوشی ایلول ویه پیامک میبینه که ازش میفهمه ظاهرایه خواهر داره

  • قسمت هفتاد و هشتم 78 غنچه های زخمی

مارال میادپیش نریمان خانوم ومیگه من ازاین زنه میترسم میخاست موهاموبچینه.گوکان به ایلول زنگ میزنه وازش میخادواسش کاری کنه.ایلول به جمره میگه من سرم دردمیکنه بروبرام چای گیاهی بخر.مسعوده ازکمال میخادلامپ اتاقوعوض کنه اونم میره بالابعدبشراکلیدلامپومیزنه لامپاتودست کمال روشن میشه میترسه میفته پایین.

بشرامیخادیه کاری کنه مثلا کمالو عصبانی کنه ازخونه بره.جمره میره درمغازه صاحب مغازه یه کاغذبهش میده که نوشته بیاپیش یه درخت.بعدجمره میره همونجایه کاغذدیگه میبینه که میفهمه ازطرف گوکانه ومیگه بیاشهربازی.سوگل هم هنوزواسه دزدیدن جواب امتحان به ساغرومارال گیرمیده که کارتون اشتباهه.گونی واسه سوگل یه کش مومیخره میده بهش میگه بزن به موهات که دوتاگوش داره ومیخنده به سوگل درتلافی اون پاپیون که براش خریده سحرمادرمارال توحیاط وقتی مارال حواسش نیست یه اسکناس میندازه نزدیکش بعدهم مارال پولومیبینه وبرمیداره وخوشحال میشه ساغرم بهش میگه اول صدابزن شایدمال کسی باشه.جمره میره شهربازی وگوکانومیبینه گوکان بهش یه دفترمیده میگه هرچی بدی دارم اینجابنویس تاهمشوازبین ببرم.بعدهم به جمره میگه توهنوزنفهمیدی؟جمره میگه چیو!گوکانم میگه اینکه چقدردوستت دارم وخیلی عاشقتم وهمدیگروبغل میکنن.مارال بدون اجازه فریده میره دیدن دوستاش.بشرامیادپیش ایلول وبهش میگه توغذای کمال داروریختم تاازخونمون بره!بشرامیگه من ازتوکمدیه داروی تلخ بودریختم توغذاش.ایلولم وحشت میکنه ومیره درخونشون میبینه امبولانس کمالومیبره.میره بیمارستان.دکتربه مسعوده وایلول میگه مسموم شده ایلولم میگه کارمن بوده!که مسعوده میخادسرایلول دادوبیدادکنه دکترم میگه دخترم مگه توراکی قلابی میفروشی؟اوناهم تعجب میکنن.پس کمال بامشروب خودش مسموم شده.ولی به هرحال مسعوده ازکارای بشراعصبانیه وبه ایلول میگه تقصیرتوهست.ایلولم میگه بابشراحرف میزنم که دیگه باکمال کاری نداشته باشه.سحرتوکافه داره خوانندگی میکنه.بعدمیره بیرون تاهوابخوره که مارالومیبینه ازاونجاردمیشه ودنبالش میره.فریده هم یه روانشناس واسه توپراک اورده البته اولش نمیگه روانشناسه وقتی توپراک میفهمه عصبانی میشه امابعدکه داستانوتعریف میکنه واسه دکتروهمینطورفریده هم گریه میکنه که منم مقصربودم اگه اتفاقی سوگل میفتادچی؟

  • قسمت هفتاد و دوم 72 و هفتاد و سوم 73 غنچه های زخمی

گوکان میره پیش دافنه توبیمارستان ودلداریش میده که زودخوب میشی وتودخترخوشگلی هستی دافنه هم خوشحال میشه.زنی به اسم سحرکه مادرماراله میادپیش نریمان ونشونی های مارالومیده ووقتی میفهمه اوناتصادف کردن اونم میره بیمارستان وازدورمارالومیبینه وقتی دوستاش صداش میکنن میفهمه کدومه.حال سوگندبدمیشه ودکترابهش شوک میدن چندین وچندبارولی به هوش نمیادوسوگل توخواب مامانشومیبینه ومیره پیشش توبغل مامانش ومامانش بهش میگه هنوزواسه توخیلی زوده بایدبرگردی!بعدبیمارستانونشون میده که دختراهمه ازپشت شیشه دارن گریه میکنن ودکتراهم هنوزشوک میدن وقطع امیدکردن که دراخرین لحظه سوگل برمیگرده وازمرگ فرارمیکنه.سوگل وبقیه بچه ها حالشون که خوب میشه برمیگردن موسسه.دافنه هم هنوزنمیتونه راه بره.گونی واسه سوگل یه خرس بزرگ میخره وبراش میاره درموسسه.سوگل هم باخودش میگه اینوچکارکنم من اخه!توپراک که هنوز ازمرگ اون پسرارتان ناراحته وبه فریده میگه من مقصرم ونمیتونم خودموببخشم.سحرمادرمارال هرروزمیاددرموسسه تامارالوازدورببینه.بعدهم نریمان بهش میگه بایدتست دی ان ای بدی!سحرهم میگه فعلاوضعیتم خوب نیست نمیتونم مارالوببرم پیش خودم.یه مدت اینجابهم یه کاربدین پولی هم نمیخام فقط بتونم مارالوببینم.نریمان هم قبول میکنه.بچه هاهم دوباره میرن مدرسه.دافنه هم نمیخادبره باااین وضعیت پاش ومیگه بچه هامسخرم میکنن ولی نازان میگه بایدبری مدرسه.ومجبورش میکنه.

دخترامیان سرکلاس ودافنه هم باعصامیادوایلول میخاددلداریش بده مثلااونم میگه لازم نکرده حرفی بزنین.وقتی امتحان ریاضیوردبشین بورسیتون هم قطع میشه دیگه نمیبینمتون.زنگ تفریح همه بچه هامیرن توحیاط.دافنه نمیره.گوکان دم کلاس جمره رومیبینه ومیگه یه سربه دافنه بزنم میام.میره پیشش میبینه دافنه ناراحته دلداریش میده دافنه هم عصبانی که توهم میخای ترحم کنی!گوکان هم پامیشه میره میگه من فقط واست ناراحت شدم.ساغرومارال میرن جواب امتحان ریاضیومیدزدن استادهم که میبینه این دوتاسرکلاس نیستن به مروه دوست دافنه میگه بروببین ایناکجارفتن!مروه ساغرومارالوپیدامیکنه ومیفهمه واسه چی اومدن میگه میرم به استادمیگم.مارال هم میگه نگوجواباروبه توهم میدیم.سحرمادرمارال هم میادتوقسمت اشپزخونه کارمیکنه.سوگل مارال وساغرودعوامیکنه که چرااینکاروکردین؟اگه کسی شمارومیدیدچی!ایلول هم واسه خواهرش یه هدیه کوچیک میخره میره درخونه بهش میده.جمره وگوکان باهم میرن بیرون قهوه بخورن که گوکان به مستخدم میگه ماقهوه شیری خواستیم وسرش دادوبیدادکه این چیه اوردی!!جمره هم عصبانی میشه ادامه در کامنت

جمره هم عصبانی میشه که چرااینجوری رفتارمیکنی وناراحت میشه میره.سوگل واسه گونی هدیه میخره بهش میده یه پاپیون وبندپیراهن گرفته که گونی هم میگه اینونمیپوشم خنده دارمیشم.سوگلم میگه بایدبپوشی چطورمن به تومیگم اسباب بازی دوست ندارم میری یه خرس اندازه خرمیگیری بعدهم که گونی اونارومیپوشه بهش میخنده.جمره ازجلوی خشکشویی ردمیشه صاحب اونجاصداش میکنه وکت باباشوبهش میده.جمره کت باباشومیپوشه وگریه میکنه وسوگل هم دلداریش میده که ماهمیشه پشت همیم.مسعوده وکمال یه کیک واسه بشراگرفتن که هرکارمیکنن بشرافوت نمیکنه بعدهم میگه کمال بایدازخونمون بره خواهرم برگرده!گوکان به جمره زنگ میزنه ولی جمره جوابشونمیده گوکانم بامادرش دردودل میکنه میگه من چرااینقدرعصبی میشم!وجمره روهمش ناراحت میکنم.مامانش هم میگه جمره تازه خانوادشوازدست داده دل نازک وزودرنج شده بایدخیلی حواست بهش باشه.توپراک هم هنوزتوشوک تصادفه ویاداوریش عذابش میده.سحروقتی مارال تودستشوییه میره یواشکی یکم موهاشومیچینه واسه تست که مارال یهومیترسه زهله ترک میشه میگه دیوونه چراموهاموچیدی سحرم انکارمیکنه میگه من باتوکاری نداشتم! بشرا یه تعدادمهره میبره میریزه پایین تخت کمال ووقتی کمال بلندمیشه سرمیخوره کمرش دردمیگیره

  • قسمت هفتاد 70 و هفتاد و یکم 71 غنچه های زخمی

کمال ومسعوده میان موسسه ودادوهوارکه ایلول کجایی؟مسعوده باپرویی تمام به ایلول میگه چی میخای ازشوهرم!چرااینقدربهش تهمت میزنی؟وکاش توروبه دنیانیاورده بودم وفلان!ایلول بیچاره هم دیگه شروع میکنه به گریه ونمیدونه دیگه بایدچکارکنه.نریمان به فریده میگه قراره بازرس بیادتونروپیک نیک.توپراک وبچه هااماده شدن وسواراتوبوس میشن بوراک هم میادکه بچه هااعتراض میکنن ولی بوراک نمیره.وسط راه اتوبوس میخادبنزین بزنه.بوراک پیاده میشه میره دستشویی پشت سرش دافنه هم میره!ودروروش قفل میکنه ومیگه ببین زندانی شدن یعنی چی!ومیره.جنک به ساغرمیگه مارالوواسم جورکن! طفلک ساغرشوک میشه!جمره میره اب بخره وقتی برمیگرده کیف پولش یادش میره دوباره میره.توپراک هم میره دنبال بوراک وپیداش میکنه.بوراک وقتی سوارمیشه میره یقه راننده رومیگیره ویه تیزی میزاره زیرگلوش بعدهم جمره میادکه بوراک راننده رومیفرسته پایین ودروبه روی جمره وراننده میبنده.ونمیزاره کسی بیادطرفش بعدهم شروع میکنه به حرکت توپراک هم هرچی سعی داره جلوشوبگیره نمیتونه واتوبوس تصادف میکنه.زخمی هاروبه بیمارستان منتقل میکنن وجمره هم به فریده ونریمان خبرمیده.ازبین بچه هاایلول وسوگل وضعیت وخیمی دارن وتحت عملن.ویکی ازپسراهم وضعیتش بحرانیه.بقیه تقریباچیزیشون نشده.ودافنه هم پاش شکسته.گوکان هم که شک داره باباش سرطان داره وقتی مثلانجمی میخادبره شیمی درمانی میره دنبالش یواشکی تابفهمه.به نازان هم خبرمیدن میره بیمارستان.
ایلول رو عمل میکنن وخطرازش میگذره.سوگل اما هنوزخطرتهدیدش میکنه وبیهوشه.سرکان میره پیش دافنه واونجامیفهمه دکتربه دافنه گفته تامدت زیادی نمیتونه راه بره شایدم تااخرعمر!سرکان به مسعوده هم خبرتصادفومیده واونم با کمال که اومده خونه نازان وواسه خودش قهوه میخوره درنبودنازان میرن بیمارستان.گوکان که رفته دنبال باباش تاببینه واقعامریضه!میبینه باباش رفت تواتاق شیمی درمانی وباخودش میگه پس واقعاداری میمیری!بعدهم نجمی یعنی بابای گوکانونشون میده که الکی ازاتاق میادبیرون ومعلوم میشه مریض نیست وفهمیده گوکان دنبالشه.گونی که حسابی به خاطرسوگل ناراحته میره تواتاقی که بوراک بستریه ویکم کتکش میزنه وبهش میگه اگه بلایی سرسوگل بیادمیکشمت وپرستارامیان جداش میکنن.دافنه واسه عمل پاش به خون نیازداره .
سرکان ازبچه هامیپرسه که ازبینشون فقط جمره گروه خونیش میخوره ومیره واسه خون.نازان هم که فهمیده جمره رفته رضایت داده بوراک اززندان ازادبشه وقتی میبینتش،کلی حرف بارش میکنه ووقتی میفهمه میخادخون بده دیگه ازخجالتش هیچی نمیگه ومیره.گوکان هم قضیه تصادفومیفهمه ومیادبیمارستان.ارتان یکی ازپسرایی که حالش وخیم بودمیمیره وجمره هم خیلی گریه میکنه که اگه اون رضایت نمیداداینجوری نمیشد.بوراک ازبیمارستان فرارمیکنه وگوکان میبینتش ومیزاره دنبالش توراه بوراک یه سنگ ازپشت میزنه به گوکان تانتونه پیداش کنه امابابای گوکان توراه اونوگیرمیندازه ومیاره پیش گوکان.وبقیه بچه هاهم میریزن روسربوراک ومیزننش که پلیس میادوبوراکومیبره.ایلول به هوش میادومسعوده میره. پیشش.

  • قسمت شصت و هشتم 68 و شصت و نهم 69 غنچه های زخمی

ساغرکه بارفتن مادرش حال وروز خوبی نداره معلوم نیست کجارفته وهمه دخترادارن دنبالش ,میگردن ولی پیداش نمیکنن.بعدنشون میده جنک پیش همون هتلی که بانورفته بودقبلاوایساده وهرچی منتظره ساغره نمیاد‌.ساغرم که همش به مادرش فکرمیکنه واینکه اونوپس میزنه واون لحظه هامیادجلوچشمش بعدچندتاقرص،درمیاره ودیگه چیزی نشون نمیده تااینکه جنک بعدبه صاحب هتل میگه این چرانمیادومیره بالا.ومیبینه ساغرروتخت درارکشیده وهرچی صداش میکنه جواب نمیده.بعدنشون میده دوستای ساغروفریده هم رسیدن درهتل وامبولانس اومده میخادساغروببره وهمه دارن گریه میکنن مخصوصاسوگل که خیلی بیتابه.روح ساغرم داره همه این اتفاقاتومیبینه.بعدمثلاخاکسپاری ساغرونشون میده وروح ساغرم میبینه حتی مامانش واسه بدرقه اخرشم نیومده وباخودش میگه ببین من چه احمقم واسه کی خودموکشتم.ومیخان خاک بریزن روش که ساغرخیلی میترسه ودایم هی میگه نه من میترسم اینکارونکنید ویهوازخواب بیدارمیشه وجنک هم صداش میزنه.وساغرمیزنه زیرگریه که این چه خوابی بودومن ازمرگ میترسم.بعدهم باهم میرن موسسه.ودختراهم که نگران ساغرن وقتی اونومیبینن خیالشون راحت میشه.بابای گوکان هم که اومده بااونازندگی میکنه ازغذاوفلان ایرادمیگیره وگوکان هم بهش هشدارمیده که بفهمم یکم مادرمواذیت کردی میندازمت بیرون.سوگل هم میگه نکنه ساغرو جنک باهم دوست شدن واز گونی میپرسه جنک چطورادمیه!میشه بهش اعتمادکرد.مسعوده چون خودش میره سرکاروهمینطورکمال هم رفته تاکسی ازاونجایی که متین تب کرده ومیترسه زنگ میزنه به ایلول که یکم بیاپیش متین کمال هم میره بیرون که البته کمال صحبتارومیشنوه ومیفهمه ایلول قراره بیاد.بوراک هم که اززندان ازادشده توپراک بهش میگه فعلابیااینجاتابری یه مدرسه دیگه.ولی همه بچه هاازبرگشتن بوراک ناراضین.ایلول میادپیش متین تامراقبش باشه.ازاون ورکمال هم نمیره مسافرکشی ومیخادبیادخونه.
استادتوپراک بوراکومیاره سرکلاس،و هیشکی محلش نمیزاره وبوراک هرجامیخادبشینه نمیزارن.دافنه هم بایه چیزی میزنه توصورتش.اماایلول که رفته خونه تامراقب برادرش باشه میره واسه خودش ساندویج درست میکنه یه ابمیوه هم میزاره کنارش،که یهوصدای زنگ میادوایلول هم فکرمیکنه مامانشه میره میبینه کماله!کمال هم میگه چیه دخترنترس اومدم اب بخورم وبرم!بعدهم میره تواشپزخونه ومیبینه اب میوه رو وداخلش دوتاقرص خواباورمیندازه.بعدهم میره بیرون ازخونه.بوراک داره میادتوسالن مدرسه که دافنه عمدامیزنه بهش تاچای که دستشه بریزه رودستش بعدهم دادوبیدادمیکنه دافنه که این منوتهدیدکردوفلان سرکان هم میادبابوراک بحثش میشه!بعدهم دافنه زودترازاین مدرسه گمشوبروهرجاهم بری میام ابروتومیبرم.مسعوده میخادزودتربره خونه ولی نازان بهش گیرمیده بعدهم ایلول زنگ میزنه که مامان کجایی من خیلی خوابم گرفته!!مسعوده هم مجبوره به کارایی نازان عمل کنه.ایلول شدیداخوابش گرفته که کمال بی شرف ازراه میرسه وایلول هم درحالت نیمه بیهوشی میگه نزدیک نشو!کمال میخادبهش نزدیک بشه که تلفنش زنگ میخوره وبه حرف میگیرنش تواین فاصله ایلول که هنوزگیجه سعی میکنه پامیشه وهرجوریه ازخونه میره بیرون وفعلادورمیشه.کمالم وقتی میادمیبینه نیستومیره دنبالش.توراه ایلول دیگه توانایی نداره ومیفته روزمین وبیهوش میشه.مردوزنی هم میان بالاسرش وهمین موقع گوکان داره به ایلول زنگ میزنه درباره جمره بپرسه که اون زنه گوشیوجواب میده وجریانومیگه به گوکان.نجمی امینه رومیبره بیرون تاباهم ماهی بخورن بعدهم بهش میگه باباهم عقدکنیم دوباره.امینه هم عصبانی میشه که مگه من کتکایی کهدبهم زدی وکمروشکوندی وفراموش میکنم درثانی بدی هایی که درحق بچت کردی!نجمی هم ازکوره درمیره تهدیدش میکنه وامینه هم میگه ازخونم میری بیرون!که دیگه نجمی خودشوبه موش مردگی میزنه که مریضه وامینه هم هیچی نمیگه.گوکان ایلول رومیبره بیمارستان وایلول یادش میادچی به سرش اومدوگریه میکنه بعدهم به گوکان میگه به سرکان حرفی نزن وگرنه باکمال درگیرمیشه بلایی سرش میاد.دخترامیرن ازفریده اجازه میگیرن تابابچه های مدرسه برن پیک نیک.ایلول میادموسسه پیش دوستاش وگریش میگیره وجریانومیگه.گوکان میره درخونه کمال وکتکش میزنه.

مسعوده وکمال میان درخونه گوکان وگوکان هم جلومسعوده میگه شوهرت بایلول میخاسته چکارکنه کمال هم مثل همیشه میگه ایناتهمته.مسعوده هم یکم میره توهم وچیزی نمیگه ومیزاره میره کمال هم دنبالش.دختراهم دارن واسه پیک نیک غذااماده میکنن.

  • قسمت شصت و هفتم 67 غنچه های زخمی

خاله امینه وقتی به گوکان میگه بابات سرطان داره بزاربیاریمش خونه گوکان خیلی مخالفت میکنه ومیزاره میره.گوکان میره درموسسه تاجمره روببینه ویکم اروم بشه.جمره میاد درموسسه البته هدیه هم همراش میادونمیخادبزاره باهم حرف بزنن ولی جمره ازگوکان میپرسه جریانواونم بهش میگه.جمره هم میگه شایدبابات به خاطرمریضیش عوض شده باشه.گوکان میره خونه وبه مادرش میگه بیاداینجا ولی اگه کوچکترین اذیتت کنه میکشمش.ایلول به سرکان زنگ میزنه وادرس گونی رومیگیره تاسوگل روسورپرایزکنن.توپراک هم خودشومیزنه به اون راه ومیگه پام پیچ خورده دیگه کلاس رقصم نمیتونیم بریم دخترا سوگل رومیبرن درخونه گونی ووگونی روصدامیزنن بعدهم میرن قایم میشن تاسوگل تنهابشه.گونی ازپنجره سوگل رومیبینه بعدهم بچه هاهی به سوگل میگن بگوفلان وعشقم معذرت میخام.سوگل هم اولش میگه ولی برمیگرده به همون طرزحرف زدن خودش(اینجاخیلی بامزه بود)واخرش هم میگه دوستت دارم گونی پشیمونم.گونی هم که ذوق زده شده میادپایین وسوگل روبغل میکنه واشتی میشن.ساغرمیره دیدن مادرش وبانوهم ازش معذرت میخادبعدهم به ساغرمیگه بروپیش صدات ودرین روبیارتوپارک میخام ببینمش.ساغرهم میره خونه صدات وصدات بهش میگه یه مدت میریم خارج.ساغرهم میگه پس بزارین من درینوببرم پارک یه هواهم میخوریم باهم خداحافظی میکنیم.صدات هم بااکراه قبول میکنه.ساغردرین رومیبره پارک وبانوهم میادوساغروواسه خریدن چیزی میفرسته ودرینوباخودش میبره.ساغرم وقتی میادهول میشه که درینوکجابردی!؟وگریون پیش صدات وماجرارومیگه.صدات هم عصبانی میشه وزنگ میزنه پلیس.فریده توراه توپراک رومیبینه که خیلی قشنگ داره راه میره ومیفهمه دروغ گفته. وپشت سرش میره توخونه وبعدهم توپراک دوباره الکی خودشوبه لنگی میزنه فریده هم میگه دیدمت مثل چی راه میرفتی،توپراکم میگه خب نمیخام بیام کلاس رقص،توبلدنیستی!بعدهم فیلم رقصشونو نشون فریده میده فریده هم میگه ای وای چه بدمیرقصم.نازان میخادجریان ارث جمره روبه سرکان بگه که عمه جمره بعدازاینکه جمره بهش میگه میخادموسسه بمونه میادخونه نازان تارشوه روقبول کنه ونازان هم دیگه چیزی به سرکان نمیگه.بانووقتی میبینه درینونمیتونه جایب ببره اونوبرمیگردونه خونه ودرین به صدات میگه بابالطفابزارمامانم هم پیشمون بمونه. بانو میره موسسه پیش ساغروازش معذرت میخادومیگه دارم باصدات میرم المان.ساغرهم خیلی ناراحت میشه .

  • قسمت و شصت و ششم 66 غنچه های زخمی

مسعوده وکمال میرن اداره پلیس وکمال نمیتونه جلوی مسعوده روبگیره واونم اون زن رومیبینه ومیفهمه کمال دروغ گفته مرد بوده.بعدهم میفهمه ماشین مال خودکمال بوده وباکمال قهرودعوامیکنه که توچراازم قایم کردی.(ماشین هم تصادف کرده وداغون شده البته)مسعوده هم میپره به اون زنه وهمدیگرومیزنن.دافنه سرکلاس چندتاتیکه به ساغرمیپرونه وسوگل هم جوابشومیده.ساغرهم به سوکل میگه خودم میتونم دفاع کنم نیازبه تونیست.بعدسوگل ودافنه میپرن بهم وهمه دختراتوکلاس موهای همومیکنن وازخجالت هم درمیان.جمره باگوکان حرف نمیزنه ویه عکس میکشه که دونفرهموبوس میکنن واونوبه گوکان میده بعدهم میره ودافنه میادپیش گوکان وگوکان بهش میگه ببین جمره فکرمیکنه مااون روزهموبوسیدیم.دافنه هم میگه به اون چه ربطی داره اخه اون گفت هیچی بین مانیست.یه زن به اسم امل میاد دیدن نازان که عمه جمره هست وبه نازان میگه قضیه ارث جمره رومیدونم ومیخام جمره روببرم پیش خودم.ایلول به امینه میگه اون روزتورادیولوژی چکارداشتین گوکان هم میادمیشنوه.امینه هم یجوری اززیرش درمیره که اشتباه اونجارفتم.گوکان هم شک میکنه.گونی وسرکان منتظرایلول وسوگلن.ایلول میادوباسرکان خوش وبش میکنه ولی وقتی سوگل میادچون باساغرقهره محل گونی نمیزاره وگونی سنگ رویخ میشه وقهرمیکنه میره.فریده هم شک کرده که چراموقع خودکشی بانوبه نریمان زنگ زدن.صدات درینومیاره پیش بانووبعدبهش میگه فکرنکن ازطلاق منصرف شدم وفقط اخرهفته هامیتونی دخترتو ببینی.بانوهم ازتخت بلندمیشه میره دنبالشون ولی بی فایدس وساغرمیادارومش کنه ودوباره بانومیپره به ساغرکه همش تقصیرتوهست.واون دوست قاتلت که ساغرهم ازکوره درمیره که حق نداری به سوگل حرفی بزنی مادری که تودرحقم نکردی واون کردو..عمه جمره میره توموسسه پیشش ومیگه میخام ببرمت پیش خودم ومیخادقضیه ارث هم بگه که نازان اجل ازراه میرسه ونمیزاره وبه عمه میگه چقدرمیخای؟اونم میگه فکرکردی من جمره وارثشوباخودم میبرم.سوگل وساغرم اشتی میکنن.گوکان ازمایشوپیدامیکنه وبه مامانش میگه راستشوبگوتومریضی؟اونم مجبورمیشه میگه این ازمایش پدرته سرطان داره.فریده وتوپراک هم میرن تمرین رقص تانگو وفریده خیلی خوشس اومده ولی توپراک خوشش نیومد.

  • قسمت شصت و پنجم 65 غنچه های زخمی :

سرکان و جنک و گونی از مدرسه واسه یه مدت اخراج میکنن به خاطرکاری که بادختراکرده بودن،گونی به خاطرحرفای سوگل ازش ناراحته،کمال میخادماشینش و بفروشه یه خانم خوشگل میادمیخادبخره کمال هم میخادمخش و بزنه باهم برن بیرون زنه ماشین و برمیداره بره تست کنه ولی دیگه برنمیگرده،سوگل میخادبره دیدن گونی مارال میگه باید یه کم دخترونه رفتارکنی میگه چه جوری اونم بهش یادمیده دفنه به نازان میگه امینه خانم کمرش درد میکنه بهش مرخصی بده میگه حتمابه خاطرپسرشه میگه اره اگه قبول نکنی منم فرارمیکنم اونم میگه باشه،جمره میره دیدن امینه میبینه دفنه هم اونجاست امینه میگه دفنه ازمادرش خواسته مرخصی بهم بدن،گوکان میگه من میرم بیرون دفنه میگه منم باهات میام دم دردفنه و گوکان باهم حرف میزنن جمره ازپنجره میبینه دفنه که متوجه جمره میشه بعدخداحافظی گوکان و میبوسه،جمره خیلی ناراحت میشه به امینه میگه میخام برم،دفنه دم دروایساده به جمره میگه توبه خاطرگوکان میای مادرشوبهونه کردی جمره:من خاله امینه رودوست دارم ولی توعمدااومدی خودت و نشون بدی،دفنه میگه تواصلاعوض نشدی اگه ارث بهت برسه مثل قبل میشی ارث به من میرسع گوکان هم مال من میشه،سوگل بایه قیافه جدیدلباس کوتاه باکلی ارایش میره دیدن گونی و کلی ادا درمیاره گونی تعجب میکنه،سوگل میره دستشویی توآینه نگاه میکنه ازخودش بدش میاددوباره خودشوشکل قبل میکنه،گونی میگه من اینجوری تورو بیشتر دوست دارم بعد سوگل از باباش براش میگه،ساغرو از کار بیرون میکنن چون گفته بود هجده سالشه وصاحب کارش فهمید که شونزده سال داره .

  • قسمت شصت و چهارم 64 سریال غنچه های زخمی :

نازان میره درخونه رومیزنه دروبازمیکنن همشون میترسن نازان خیلی عادی رفتارمیکنه به سرکان میگه من دیگه بهتون گیرنمیدم بافریده هم صحبت میکنم که ایلول برگردونه شماهم برگردید خونه،نازان بافریده صحبت میکنه اونم قبول میکنه ایلول برمیگردونه،سوگل تا دم در زندان میره اما نمیتونه بره داخل برمیگرده،کمال بامسعوده دعوامیکنه میگه بایدایلول ببری معاینه مسعوده عصبانی میشه میگه ایلول همچین کاری نمیکنه،ساغرشب رفته توخیابون پارچه های اضافی جمع کنه بفروشه که یه دخترمیازمیگه اینجامنطقه منه ساغرحلش میده دختره میگه من پدرومادرندارم،اونم تمام پارچه هاروبهش میده،بچه هاهمه نگران ساغرشدن که ساغریواشکی داره میادهدیه میبینتش میگه کجابودی میگه پیش مامانم و بعدواسه سوگل میگه رفته سرکار،فریده توپراک و دعوامیکنه که قضیه ایلول و سرکان و بهش نگفته،گونی و سوگل دارن تئاتر بازی میکنن و غیرمستقیم به هم حرفاشون میزنن سوگل میگه ازنظرتوعشق فقط بوسیدن و دست هم گرفتنه گونی هم میگه تو خیلی مغرور و متکبری ماهیچوقت نمیتونیم باهم این نقش و بازی کنیم.

  • قسمت شصت و سوم 63 غنچه های زخمی :

صدات با ساغرحرف میزنه میگه دیگه برنمیگردم ولی اون چیزی به بانونمیگه ، فریده خیلی نگرانه به توپراک میگه حتما ایول شب اونجا همش استرس داره ، توپراک چون قول داده نمیگه ایلول کجاست،سوگل به خاطرنامه ناراحته،ساغرمیادپیشش میگه شایدبابات مریض شده سوگل میگه اون منویتیم کرده یه نفروکشته رفته زندان تقصیرمن چیه؟

نازان همه جاداره زنگ میزنه سراغ سرکان میگیره میخادبره خونه ایلول که مسعوده و کمال میان میگن دخترمون کجاست نازان میگه منم دنبالشون میگردم میرن پیش پلیس عکس ایلول میدن میگن فرارکرده،نریمان به فریده میگه ایلول فرارکرده مادرش دنبالش بوده،فریده خیلی نگران میشه،نازان و دفنه میان مدرسه پیش دخترامیگن شمامیدونید سرکان و ایلول کجان؟میگن نمیدونیم به جمره میگه اگه یه کم حق درگردنت دارم فقط بگو حالش خوبه یانه،جمره میگه اره خوبه،اوناهم میرن،سوگل بالاخره نامه باباشوبازمیکنه نوشته میخام ببینمت وقتی بچه بودی دیدمت فقط بیاحرف هم نزن،ساغرمیگه بروبعدپشیمون میشی سوگل:میرم باهاش حرف میزنم،فریده میادمدرسه مارال و میبینه میگه ایلول کجاست اونم مجبورمیشه میگه،فریده میگه منوببرپیششون باهم میرن نازان هم پشت سرشون میره،فریده و مارال میرن تو خونه نازان هم میبینه،ساغریه کارپیدامیکنه میره سرکار،چندنفرمیان دم درخونه گوکان میگن ازبابات طلب داریم گوکان میگه نمیدونم کجاست،دعواشون میشه بهش میزنن فرارمیکنن

  • قسمت شصت و دوم 62 غنچه های زخمی :

مسعوده رفته درمدرسه دنبال ایلول پیداش نمیکنه میره موسسه به نریمان میگه ایلول نیست،میگه مسئولیتش باخودته دیگه،گوکان واسه ایلول و سرکان یه خونه کوچیک میگیره دختراهم مخفیانه واسشون پتو وسایل میبرن،امینه هم یه کارتن ظرف میده گوکان میبره گوکان میگه دوستام هستن امامعرفی نمیکنه،سوگل به ساغرمیگه تونیااستراحت کن،فریده به توپراک میگه باموسسه صحبت کردم گفته سخته ایلول برگردونی اما میشه،گونی میگه من کارت اعتباری دارم واسشون خریدکنیم،سوگل میگه لازم نیست خودم حلش میکنم،یه کاناپه داخل خیابون گذاشتن سوگل میگه برداریم واسشون ببریم، دوتاشون میگیرن میبرن، تو راه خسته میشن یع کم میشینن،توپراک باموتورداره ردمیشه میبینتشون،سوگل مارال و مامورکرده مواظب ساغر باشه اما ساغر باز فرار میکنه میره هتلی که بانو اونجاست ، بانو بغلش میکنه بهش میگه دخترم،میگه درین هم قراره مثل توبی مادربزرگ بشه،ساغرکه اینومیشنوه پیام میده به صدات میگه بایدباهات حرف بزنم همون لحظه صدات زنگ میزنه ساغرمیگه من و درین خواهرنیستیم بانومادرمن نیست گوشی میده بانو،بانومیگه من به جزدرین دختردیگه ای ندارم واصلابه ساغرتوجه نمیکنه ساغرهم گریه میکنه میره،مارال میره بیمارستان عیادت سلما،سلماازش معذرت خواهی میکنه،بچه هادارن خونه سرکان و ایلول روتمیزمیکنن که درمیزنن میبینن توپراک اومده،میگه دارین چیکارمیکنین خونه کیه اینجا؟سرکان میگه خونه من و ایلول،توپراک میگه بایدبرگردین اوناقبول نمیکنن میگه چس جایی نریدتافریده یه کاری واستون بکنه،یه نامه واسه سوگل میادازطرف باباشه میره حیاط پشتی موسسه میشینه گریه میکنه نامه روهم نمیخونه .

  • قسمت شصت و یکم 61 غنچه های زخمی :

فریده و توپراک میرن دنبال ایلول ولی مسعوده نمیزاره ببرنش میگه من مادرتم ایلول میگه مادرمن نیستی زن کمالی،شب ایلول خوابش نمیبره ازترس، کمال بلندمیشه میره بیرون مسعوده هم دنبالش میره تواتاق ایلول ،ایلول ارترس دادمیزنه مسعوده میگه منم نترس کمال میخادبیادتواتاق ایلول میبینه مسعوده پیششه،صدات به بانوزنگ میزنه میگه حال درین خوبه امابانوهرچی زنگ میزنه جواب نمیده،بانوچندتاقرص پشت سرهم میخوره حالش بدمیشه میوفته،نریمان میادبلندش میکنه،میگه بایدحقیقت و قبول کنی ساغروقتی بچه بودگفتیم قبول کن مادرنداری اونم قبول کرده بود،بانومیگه بدون درین میمرم،مارال توروزنامه دنبال عکسش میگرده میگه حتماازاون اتفاق عکس منم گذاشتن،ولی فقط عکس سلماتوروزنامه چاپ کردن،ساغرمیگه چقدردلش واسه بچش تنگ شده بودچرامامان من دلش واسم تنگ نمیشه،نازان میخادمدرسه سرکان و عوض کنه،سرکان میگه هرجاباشم علاقم به ایلول کم نمیشه،ایلول تومدرسه نشسته سرکان میره پیشش میگه مادرم میخاد منواراینجاببره ایلول میگه مادرمنم میخادمنوببره مدرسه قبلی،تصمیم میگیرن فرارکنن ولی چون هجده سال ندارن واسه خونه گرفتن به جمره میگن باگوکان صحبت کنه چون بزرگتره کمکشون کنه،جمره باهاش حرف میزنه گوکان هم قبول میکنه که خونه واسشون بگیره،گونی اومده به ساغریه پسری معرفی کنه که دوست بشن ولی سوگل دعواش میکنه نمیزاره .

  • قسمت شصتم 60 سریال غنچه های زخمی :

سرکان و آزادمیکنن،میگن خونش تمیزبوده و اثرانگشتش هم رو بسته نبوده،سرکان دست ایلول میگیره بره نازان گریه میکنه ایلول میگه توبروپیش مادرت بعدهمدیگه رومیبینیم،فریده و دخترامیرن توساختمون صدای مارال و میشنون،هرچی درمیزنن دروبازنمیکنه،سلمامیره یه اسلحه میاره به مارال میگه بروبشین اونم میترسه میره داخل،شوهرسلمامیادمیگه من کلیددارم دروبازمیکنه میرن داخل میبینن سلمارومارال اسلحه کشیده،شوهرش میگه دخترمامرده چون توخیلی حالت بدبودجسدش و نشونت ندادیم پلیس میاددرمیزنه،شوهرش سعی میکنه اسلحه روبگیره شلیک میکنه گلوله میخوره به سلما،مسعوده اومده موسسه دنبال ایلول که ببرتش،ولی ایلول میگه تااون مردهست من نمیام،مسعوده:بایدبیای جلوچشمم باشی ازکنترل خارج شدی،ایلول میره بیرون میخادازموسسه فرارکنه که کمال جلوشومیگیره،به زورمیبرنش،جمره وقتی سلماروخونی میبینه یادپدرمادرخودش میوفته ازحال میره،امبولانس میادسلمارومیبره،سرکان زنگ میزنه موسسه باایلول حرف بزنه،نازان میادگوشیشوبرمیداره میگه دیگه حق ندارید ازگوشی و اینترنت استفاده کنید،فریده وقتی میشنوه ایلول بردن باتوپراک میره دم درخونشون،میگه اومدم ایلول ببرم،درست نیست اینجاباشه،کمال و توپراک درگیرمیشن،ایلول میادبیرون مسعوده به زور میبرتش داخل درو میبنده .

  • قسمت پنجاه و نهم 59 غنچه های زخمی :

سوگل و گونی توپارک نشستن سوگل میگه واسه چی همش میگی تنهاباشیم،گونی بوسش میکنه میگه بخاطراین،بچه هادارن فوتبال بازی میکنن سوگل میگه بریم مسابقه بدیم میرن باهم بازی میکنن،پلیس ازسرکان میپرسه ایناتوجیب توچیکارمیکنه سرکان میگه مال من نیست بعدکمال یادش میادمیگه ناپدری دوست دخترم اومدباهم کتک کاری کردیم حتما کاراونه،ایلول ومسعوده هم میان،پلیس ازایلول میپرسه ناپدریت باشماچیکارداره؟ایلول میخادهمه چیوبگه ولی مسعوده نمیزاره میگه ساکت باش تهمت نزن اونم میگه نمیدونم،سلما(خانمی که گفت مادرمارالم)داره البوم عکسارونشون مارال میده،میگه بیااتاقتونشونت بدم،مارال میگه بایدبرگردم نگرانم میشن،سلمامیگه زنگ بزن خبربده،زنگ میزنه به نریمان میگه من مادرم و پیداکردم نریمان تعحب میکنه میگه گوشیوبهش بده،سلمامیگه اون پیش من میمونه نریمان:مگه الکیه بایدبیای اینجاتست بدی،سلماگوشی قطع میکنه به مارال میگه قبول کرد،بعدمیبرتش اتاق نشونش میده نریمان به فریده میگه اونم زنگ میزنه به گوشی مارال ولی سلماخاموشش میکنه،کمال و میارن کلانتری میگه من ایلول و سرکان درحال فروش مواددیدم رفتم گزارش دادم،سلمامیگه زنگ میزنم بابات بیادزنگ میزنه میگه دخترمون پیداکردم میگه گوشی بهش بده به مارال میگه دخترمون مرده توهم سریع ازاونجابرو،مارال میگه شمازودبیاین اینجا،بچه ها میگن مارال گم شده کسی ازش خبرنداره همون دختری که ادرس بهش داده بودمیگه یه خانم اومدیه ادرس بهم دادمنم بهش دادم،فقط اسم کوچش یادم مونده،سوگل و ساغروجمره بافریده میرن اون اطراف میگردن،ازهمه میپرسن،سلمامیگه ماست دوست داری بخرم مارال میگه من میرم میخرم میگه نه دوباره میدزدنت دروقفل میکنه مارال میترسه میگه گوشیم کجاست میخام به دوستام زنگ بزنم بگم مادرم پیداکردم،گوشی میده زنگ میزنه فریده میگه کمکم کنیدکه سلمامیادگوشی برمیداره ازپنجره پرت میکنه پایین میوفته جلو فریده و دختراکه پایینن برمیدارن میرن توساختمون .

  • قسمت پنجاه و هشتم 58 غنچه های زخمی :

نریمان به بانومیگه آه ساغرگرفتت،اونم بلندمیشه میره موسسه،گونی اومده باسوگل تنهاباشه،میبینه ساغرهم باهاشه،یواشکی به ساغرمیگه ماتازه باهم دوست شدیم بایدتنهاباشیم اونم میره،سوگل میفهمه دعواش میکنه،سرکان و ایلول توپارک نشستن دارن توروزنامه دنبال کارمیگردن،کمال میادمیگه ایلول مال منه باسرکان درگیرمیشن کمال یه بسته موادمیزاره توجیب سرکان و میره پلیس خبرمیکنه پلیسا میان اون بسته رو توجیب سرکان پیدامیکنن میبرنش،مارال تنهاتوحیاط نشسته یه خانم میادبهش میگه من مادرتم تورو ازم دزدیدن اسمت هم مارال نیست،ییلدیز اسمته،مارال فرارمیکنه میره داخل اونم آدرسش و میده به یه دخترمیگه بهش بده،اونم بهش میده،گوکان واسه دفنه پیتزاآورده بهش میگه بیابشین،میگه رفتم پیش جمره فقط من بهش وفادارموندم،گوکان میگه اون خیلی سختی کشیده،دفنه:جمره قبلاخیلی متکبربود بااون دوستای یتیم خونش خیلی بدبود،گوکان:الان عوض شده دفنه:شایداگه ارثی بهش برسه بازم مثل قبل بشه،جمره میگفت چون توپسرخدمتکارشون بودی باهات بازی نمیکرده،گوکان میگه پس عوض نشده،ساغرمیادمیبینه بانواونجاست،میگه چی شده؟بانومیگه توعمدادعوا راه انداختی،صدات درین و ازم گرفت،ساغرمیگه منم دخترتم میگه نیستی،فقط توروبه دنیاآوردم،نریمان میادمیگه ولش کن مقصرهمه چی خودتی،جمره رفته به امینه کمک کنه فلفل خشک کنن گوکان میادبهش میگه تویه روزی منوکوچیک میدیدی باهام بازی نمیکردی جمره میگه اینجوری نیست میگه به دفنه گفتی جمره هم عصبانی میشع میگه من خیلی بیشترازتوزجرکشیدم ومیره،ایلول میره دنبال نازان میگه سرکان و بردن،مارال پتوصورتی وآدرس برمیداره میره،زنگ خونه رو میزنه همون زن دروبارمیکنه میبرتش داخل مارال میگه چرا منوگذاشتی مسجد،میگه من نزاشتم بهم گفتن مردی،یک هفته داشتی مریض بودی بردیمت بیمارستان گفتن مردی جسدت هم نشونمون ندادن،ازروی پتوی صورتی فهمیدم دخترمی .

  • قسمت پنجاه و هفتم 57 غنچه های زخمی :

جمره به گوکان میگه رفتم دیدن بوراک رضایت دادم،گوکان عصبانی میشه میگه چرااینکاروکردی جمره میگه بادفنه رابطت خوبه؟میگه اره دخترخوبیه،جنک و گونی از دانش اموزی که روویلیچربودمعذرت خواهی میکنن،خبرنگارا ازمارال عکس میگیرن میگن تویتیم خونه زندگی میکنی؟میگه اره بچه که بودن منوتومسجد گذاشتن،مسعوده دم درمدرسه منتظره سرکان که میادبهش میگه منوببرپیش مادرت،اونم میبرتش،مسعوده به نازان میگه بابت پولی که به ایلول دادی ممنون ولی درعوضش اگه خواستی ازپسرت جدابشه اینکارونکن،سرکان اونجامیفهمه چراایلول جداشده،میگه خدالعنتت کنه،مسعوده میگه لازم باشه خدمتکارتون میشم اون پول پس میدم،سرکان زنگ میزنه گوشی مارال ولی ایلول صحبت نمیکنه اونم میادموسسه به زورمیره داخل هدیه و نریمان هم دنبالش میرن،ایلول و صدامیزنه بهش میگه فهمیدم چراجداشدی تو ازم خسته نشدی، خیلی دوست دارم،نریمان بیرونش میکنه،ایلول زنگ میزنه به مسعوده میگه ماآشتی کردیم دوتامون کارمیکنیم قرضمون میدیم،مارال صبح زودمیره روزنامه بخره میبینه نوشتن صدایی که ازیتیم خونه مادرشوصدامیزنه،ناراحت میشه گریه میکنه،فریده میگه توباعث شدی بقیه هم انگیزشون بره بالاتقصیرتونیست که یتیمی،مارال یه کم آروم میشه،مسعوده صبح زودمیره خونه نازان کارکنه سرکان میگه لازم نیست،مسعوده میگه توباایلول خوش باش،دفنه میادموسسه پیش جمره میشینن صحبت میکنن دفنه درموردگوکان میپرسه جمره میگه ازبچگی میشناسمش،زیاد باهم بازی نمیکردیم

  • قسمت پنجاه و ششم 56 سریال غنچه های زخمی :

سرکان به گوشی مارال زنگ میزنه ایلول میگه بگوخوابیده،سوگل میگه چرا اینجوری گفتی،میگه مابه هم نمیخوریم،مارال شلوارش یه کم پاره میکنه میگه مدشده،هدیه برمیداره فکرمیکنه پاره شده میدوزه صبح بلندمیشه جیغ میزنه میگه کی اینواینجوری کرده هدیه میگه کارمنه همه خندشون میگیره،مدیرمدرسه به گوکان میگه به خاطرکتک بوراک باید تنبیه بشی امینه خواهش میکنه میگه ببخشین گوکان عصبانی میشه میگه التماس نکن،ایلول و جمره بچه هاروبرمیدارن میرن بانک پول میدن دم درزندان منتظرمیمونن تامسعوده میاد،ایلول میگه نمیتونستم بشراروباکمال تنهابزارم،مسعوده دعواش میکنه جمره میگه ایلول به خاطرشماچه کارایی که نکرده حالااینجوری جوابش میدی،یه دانش اموز جدیدمیادرو ویلچر نشسته،جنک و گونی بهش تیکه میپرونن توپراک میگه شماهم دوست دارید رو ویلچربشینید؟ایلول به بچه ها میگه ازنازان پول گرفته،سرکان جدامیشینه،دفنه میگه ازدوست دخترت جداشدی میگه دوست دخترندارم به گونی میگه توحق داشتی بایدمسخرشون کنی بعدبندازی یه گوشه،چندتاخبرنگار اومدن میخان ازدانش اموزای خواننده عکس بگیرن،مارال خیلی ذوق میکنه،بانومیادبیمارستان میبینه تخت درین خالیه،پرستارمیگه باباش بردتش کلینیک خارج،صدات و درین دارن میرن بانومیبینه دنبالشون میدویه،صدات درین و میبره داخل ماشین،به بانومیگه واسه اون دخترت مادری نکردی واسه اینم نمیخادمادری کنی بانومیگه ترسیدم ولم کنی،حلش میده بانومیوفته اوناهم میرن،دفنه میره پیش خبرنگارا میگه معلمادلشون واسه مارال سوخته انتخابش کردن،تویتیم خونه زندگی میکنه،توپراک دوتاویلچرمیاره به گونی و جنک میگه امروزباید روی این بشینیدتابادوستمون همدردی کنید سوگل میگه منم میشینم سه تاشون میشینن خیلی اذیت میشن

  • قسمت پنجاه و پنجم 55 غنچه های زخمی :

جمره وقتی وضعیت بوراک داخل زندان میبینه،میگه رضایت میدم،ایلول پول وازنازان میگیره و میگه از سرکان جدامیشم،پولو میبره بانک بده ولی چنددقیقه دیرمیرسه تعطیل میکنن التماس میکنه ولی بازنمیکنن،سرکان بهش زنگ میزنه میگه توپارک منتظرتم ایلول میگه دیگه منتظرم نباش قطع میکنه و میزنه زیرگریه،ساغروسوگل میرن خونه بانو،ساغرمیره پیش درین میگه تونمیدونی من کی هستم ولی من میدونم خواهرتم هرکاری بتونم واست میکنم،صدات به وکیلش میگه برگه هارو دادم امضاکردمیخام بعدطلاقش هیچی بهش ندم دخترم هم بگیرم،بشراداره میره بیرون ایلول میگه برگرد متین و بیارمیخام ببرمتون،بشرامیره متین و میاره باهم میرن فاطیما میبینتشون میگن داریم میریم پارک،بشراومتین و توحیاط موسسه قایم میکنه میگه شب میبرمتون تواتاق که متین گریه میکنه نریمان صداشو میشنوه،ساغروسوگل و فریده میرن بیمارستان واسه اهدای مغزاستخوان،بعدازتموم شدن عمل ساغرهمش بانوصدامیزنه فریده میره دنبالش میگه بیاپیشش صدات میگه حداقل همین یه کاروواسش بکن،نریمان و هدیه میرن ببینن صدای چیه هدیه بشراومتین میبینه ولی به نریمان نمیگه اونم نمیفهمه،ساغربه هوش میادبانورومیبینه میگه بروچیزی که میخاستی و ازم گرفتی،فاطیمابه کمال میگه بچه هاباایلول بودن اونم شب میادموسسه میگه بچه هامو دزدیده،ایلول به کمال میگه اگه به پلیس بگی منم میگم بهم تجاوزکردی،اونم راهشومیکشه میره،بچه هارو هم میبرن داخل موسسه .

  • قسمت پنجاه و چهارم 54 غنچه های زخمی :

مروه و مادرش اومدن رستوران که گوکان و جمره رومیبینه،به دفنه پیام میده میگه،دفنه هم میره همون رستوران،بانوزنگ میزنه موسسه ساغرقطع میکنه دوباره میزنه سوگل برمیداره میگه به ساغربگودرین داره میمیره فکرکن داری به یه بچه کمک میکنی،گوکان به جمره میگه یه حس غریبی دارم واسه رفتن جمره میگه بهم موتوریادبده،سوارمیشه گازمیده دفنه هم داره میادمیزنه بهش،دفنه میوفته،فریده و توپراک به هم حرفای عاشقانه میزنن میخان همدیگه روببوسن که گوشی فریده زنگ میخوره،دفنه رومیبرن بیمارستان دستش گچ میگیرن،جمره میگه معذرت میخام،دفنه میگه اشکال نداره به پلیس هم چیزی نگفتم میگه توبرومامانم نبینه گوکان میمونه جمره میره،دخترامیگن حتمادفنه یه نقشه ای داره،فریده و توپراک صبح میخان برن سرکارتوپراک یهویی فریده رومیبوسه میخان بازهمدیگهروببوسن که گوکان میاد،پلیس میادمسعوده روبازداشت میکنه،کمال بشراومتین میبره پیش ایلول میگه مادرت بردن زندان بچه هارومیبرن داخل فریده میادکمال ومیبینه باهم بحث میکنن کمال به زوربچه هاروبرمیداره میبره،بچه هامیگن هرجورشده بایدپول جووکنیم،ایلول میگه مادرم یه دایی داره شایداون بده،صدات چندتابرگه میده به بانوامضاکنه میگه واسه اپارتمانهایی که فروختیمه،جمره میره پیش دفنه حالشوبپرسه،دفنه میگه دیشب باگوکان کلی حرف زدیم خیلی باهام خوبه،ازش خوشم میادحتی عاشقشم،گوکان میاددفنه میگه بیاتوهم یه چیزی روگچ دستم بنویس اونم مینویسه جمره ناراحت میشه میره،جمره میره زندان دیدن بوراک،میگه چرااینکاروکردی؟بوراک:نمیخاستم به توآسیب برسونم همش تقصیردفنه بود،ایلول میره پیش نازان میگه اون پولی که به مامانم دادی من میخام درعوض ازسرکان جدامیشم،اونم قبول میکنه،

  • قسمت پنجاه و سوم 53 غنچه های زخمی :

وقتی ساغرمیادپایین ازپشت بوم،میره توبغل سوگل بانومیگه دخترم ساغرمیگه دیگه نمیخوامت،مارال هم میفهمه مادرواقعیشه،امینه یه کارواسه مسعوده پیداکرده ایلول میگه مامانم برگشت پیش شوهرش،سرکان به ایلول یه گوشی میده میگه دوست دارم شباهم صداتوبشنوم،مدیرمدرسه به نازان میگه به خاطراعترافی که گونی و سرکان کردن بایداخراج بشن،نازان میگه به خاطردخترای یتیم خونه؟مدیرمیگه چون داخل یتیم خونه ان نبایدازشون دفاع کنیم؟جنک میادپیش جمره میگه مامانم وکیل بوراک شده بوراک خیلی ناراحته میخادباهات حرف بزنه،ازمسعوده به خاطرسفته های کمال که امضاکرده شکایت شده،به کمال میگه زودترقرضت و بده،صدات به بانومیگه چراساغروناراحت کردی دیگه راضی نمیشه واسمون کاری کنه مسعوده هم باکمال میشنون،گونی به سوگل میگه قبول کن ازفشفشه هاخیلی خوشت اومد اگه من جای توبودم یه کاری میکردم میگه چی؟میادجلومیگه میگفتم دوست دارم بوسش میکنه،نازان میخادسرکان ببینه ایلول میگه توبروسرکان دستای ایلول میگیره میره،کمال ومسعوده خونه بانودارن درموردساغرحرف میزنن که بانومیادمیگه این کیه کمال معرفی میکنه بانومیگه دیگه کسی نیارمسعوده میگه کارداشتم اومدم،چراشوهرم سرزنش میکنی میگه به کسی که به دخترت تجاوز کرده میگی شوهرباهم بحث میکنن که صدات میاد،مسعوده به صدات میگه ساغردختربانو،صدات کمال و اخراج میکنه میگه چرابه زنم تهمت میزنید،دفنه سرخاک باباش درموردجمره داره حرف میزنه که میبینه جمره پشت سرشه فکرمیکنه صداشوشنیده ولی نشنیده بود،گوکان و جمره واسه شام میخان برن بیرون توپراک موتورش و میده،گوکان جمره رو میبره یه رستوران شیک

  • قسمت پنجاه و دوم 52 غنچه های زخمی :

نریمان به فریده میگه من خبرنداشتم تست گرفتن به مادرش خبردادم حتمااون پول داده،میگه همین الان به بانوزنگ بزن،زنگ میزنه همون موقع صدات میادبانوقطع میکنه،صدات میگه تومنواحمق فرض کردی؟چرادعوامیکردین؟بانومیگه فقط دعوامون شنیدی؟میگه اره،بانومیگه بخاطراینکه یواشکی ازش تست گرفتیم عصبانی بود،نریمان میگه میرم بابانوحرف بزنم،میره خونشون،صدات باخودش میگه پس یه بچه داری که ازمن قایم کردی تقاص کارتوپس میدی(همه چیزوفهمیده)،فریده خیلی ناراحته توپراک براش گیتارمیزنه باهم میخونن،شب گونی با جنک میان جلوموسسه میخوادسوگل و سوپرایزکنه،دخترانشستن تواتاقشون میبینن داره صدامیادهمه میرن بیرون میبینن فشفشه های رنگی توهواداره پخش میشه گونی میادرودیوارسوگل و صدامیزنه میگه اینابه خاطرتوئه،شب ساغرهمش خوابای بدمیبینه،صبح که بیدارمیشن میبینن ساغرنیست بانواومده موسسه باهاش حرف بزنه اما پیداش نمیکنن،سوگل داره بابانودعوامیکنه که میبینن ساغررفته پشت بوم موسسه میخادخودشوپرت کنه،همه التماسش میکنن بیادپایین،فریده میخادبره بالاباهاش حرف بزنه بانومیگه من میرم راضیش میکنم،میره بالابه ساغرمیگه من دوست دارم،ولی چون پیشم نبودی نمیشناسمت،ساغرمیگه داری به خاطراون دخترت گریه میکنی،سوگل ازپایین میگه اگه تونباشی منم میمیرم،ساغربه بانومیگه من مثل تومادربدی نمیشم الان فقط به خاطر خواهرم سوگل اینکارونمیکنم و میاد پایین.

  • قسمت پنجاه و یکم 51 غنچه های زخمی :

فریده برمیگرده موسسه میگه میخام استعفام پس بگیرم،ساغربه سوگل و جمره میگه درین مریضه مادرم ازم خواسته مغزاستخوان بهش بدم،سوگل میگه پس به خاطرهمین داره بهت محبت میکنه،ساغرمیگه نه اینجوری نیست،گونی به سوگل پول میده سوگل عصبانی میشه میگه من ازت پول نخواستم،پلیسهامیفهمن بوراک باعث آتشسوزی شده،گوکان تومدرسه حسابی بوراک و میزنه پلیسامیان بوراک میبرن،کمال میادپیش مسعوده ازش معذرت خواهی میکنه،ایلول رفته دنبال کار،یه کارسخت پیدامیکنه ولی میگه میام،میره که به مادرش خبربده میبینه داره باکمال میره خونه،گریه میکنه میره،بچه هاهمه اعتصاب غذاکردن میگن بایدفریده بمونه،نریمان میخادمثل فریده رفتارکنه چندتادختروبغل میکنه ولی بازم دست ازاعتصاب برنمیدارن،بازرس میادچندتاسوال ازفریده میپرسه،فریده میگه من باتلفن صحبت میکردم نریمان شکایت داده ولی اصلایادم نمیادو ازخودش دفاع میکنه،سوگل میادبه فریده میگه میخان ازساغرمغزاستخوان بگیرن،اونم یاد حرفایی که قبلا سوگل گفته بودو بیمارستان میوفته سریع میره به ساغرمیگه بریم بیمارستان،ساغراون پرستارو نشونش میده،فریده میره باهاش حرف میزنه اونم همه چیزومیگه،فریده به ساغرمیگه مادرت قبلش ازت تست گرفته بعدتوروبرده،ساغرگریه میکنه ازاونجامیره پیش مادرش داد میزنه همه چیومیشکنه،صدات میادخونه صداشون میشنوه،ومتوجه میشه ساغردختربانوبوده،فریده میره پیش نریمان میگه توهم تواینکاردست داشتی، .

  • قسمت پنجاهم 50 غنچه های زخمی :

سوگل و گونی باهم رفتن بیرون گونی میگه بریم کناردریا شام رمانتیک بخوریم سوگل میگه دوستم ناراحته نمیتونم من خوش باشم،گونی میگه باتوهمیشه بایدتومسابقه باشی،سوگل:اگه مسابقه بدیم حتماتومیبازی،متین گریه میکنه کمال به خواهرش میگه بیاداونم میگه نمیتونم بیام،گونی تاکسی میگیره واسه سوگل ولی اون نمیره چون پول نداره ازاونجاپیاده میره موسسه،دفنه به نازان میگه چون بابام باپول جمره اون ماشین خریداینجوری شدنازان میگه بروبهش بگواون پولدارمیشه توفقیرمیگه بهش میگم،مسعوده به امینه میگه طلاق گرفتی بعدش چیکارکردی میگه توخونه هاکارمیکردم مسعوده میگه خیلی سخته،دخترامیرن پیش فریده ایلول میگه مادرم قهرکرده من چیکارکنم باورش کنم؟میگه کمکش کن که بعدبگی هرکاری میتونستم کردم،بانوساغرومیبره خونشون شب میاداتاق ساغرمیگه درین مریضه یه کاری واسش میکنی میگه چی؟میگه بایدمغزاستخوان بهش بدی اگه اینکاروکنی من همیشه دوست دارم ساغرقبول میکنه،دفنه پیتزاسفارش داده گوکان میاره دفنه میگه یه کم صحبت کنیم،گوکان میگه بابات یه چیزی میخاست به جمره بگه،دفنه میگه مامانم اونومقصرمیدونه چون داشت دنبال جمره میرفت،میگه واسه چی؟دفنه میگه فقیربودن سخته؟گوکان میگه بایدخیلی قوی باشی،ایلول میره دیدن مامانش،میگه من کارمیکنم خونه میگیرم نگران نباش،کمال ساغرومیرسونه مدرسه بهش میگه مسعوده طلاق بگیره ایلول و میگیرم سوگل ساغرومیبینه میزنه توشیشه میگه دروبازکن باکمال درگیرمیشن ایلول هم میادکمال بهش میگه توآخرش مال منی،بچه هامیان پیش دفنه جزوه درساواسش آماده کردن دفنه میگه لازم نیست دلتون واسه من بسوزه من مادردارم پول دارم،به جمره میگه واسه اینکه بفهمی بابام چی میخاست بگه باهام خوبی،جمره میگه نه ولی میخام بفهمم میگه چیزی نیست میخاست یه کم پول بهت بده همین

  • قسمت چهل و نهم 49 سریال غنچه های زخمی :

سرکان زنگ میزنه به ایلول ازباباش میگه هردوشون گریه میکنن،نازان قضیه ارث جمره به دفنه میگه ولی میگه به کسی نگو،جمره میگه تیفیک میخواست یه چیزی بهم بگه،ساغرمیگه شایدارث برات مونده،سوگل میگه اگه بودجمره میفهمی،مسعوده به کمال میگه اتاق نم زده کمال عصبانی میشه،روزخاکسپاری تیفیک همشون میرن،دور وایمیسن نازان نبینتشون،نازان به سرکان میگه دفنه کجاست؟میگه نمیدونم دنبالش میگردن،جمره میگه من میدونم میره دنبالش دفنه توپارک نشسته،گریه میکنه جمره باهاش حرف میزنه،میبرتش کنارجنازه باباش،کمال به مسعوده میگه توبی وجدانی دخترت گذاشتی یتیم خونه میگه به خاطرتوگذاشتم میرم میارمش کمال دست مسعوده رو میگیره بابشرااز خونه میندازتش بیرون،بانومیاددنبال ساغرمیبرتش خونشون،مسعوده و بشرامیان پیش ایلول میگه میخام طلاق بگیرم ایلول باورنمیکنه میگه بازم آشتی میکنین،مسعوده و بشرامیرن ایلول به جمره میگه برودنبالشون،میره اونارومیبره خونه امینه، گوکهان میگه پدرم هم بامادرم همینکارومیکرد،سوگل و گونی میرن بیرون گونی میخادسوگل دعوت کنه سوگل میگه خودم حساب میکنم،جمره به ایلول میگه مامانت بردم خونه خاله امینه،ایندفعه مصمم به نظرمیرسه

  • قسمت چهل و هشتم 48 غنچه های زخمی :

ایلول به سختی ازکمال معذرت خواهی میکنه،تیفیک و میارن بیمارستان نازان و سرکان و دفنه هم میان،میخان ببرنش اتاق عمل،به دفنه میگه ارث جمره رودزدیدیم بهش بگومنوبااین گناه نفرستین اون دنیا،هدیه استعفافریده میببنه به بچه هامیگه،جمره داره دفنه رودلداری میده،دکترمیادمیگن چی شد میگه هرکاری ازدستمون برمیومدکردیم متاسفم،همشون گریه میکنن،دفنه یادحرف باباش میوفته میخادبه جمره بگه که نازان بادکتردرگیرمیشه،نمیتونه بگه،دختراناراحتن میخان برن بافریده حرف بزنن منصرفش کنن،جمره زنگ میزنه به مارال میگه به ایلول بگوباباسرکان مرده،نازان ازهوش میره بستریش میکنن،ایلول میره بیمارستان پیش سرکان،سوگل و ساغرمیرن خونه فریده ازش بخوان استعفانده فریده خونه نیست دم درمنتظرمیمونن،فریده و توپراک میان،میگن اومدیم خواهش کنیم ولمون نکنی میگه من یه اشتباهی کردم بایدتاوانش و بدم،اونامیگن درعوض ماروهمیشه خوشحال کردی،میگه تصمیمم و گرفتم،توپراک به فریده میگه من مطمئنم تواون شکایت و ندیدی وگرنه رسیدگی میکردی میره پیش نریمان میگه فریده اون پرونده رو نگرفته نریمان میگه منظورت اینه من گذاشتم تواتاقش همینجورتوضیح میده توپراک میگه منظورم شمانیستی چرااینقدتوضیح میدی،نازان به هوش میادبه جمره میگه همش تقصیرتوبودداشت توروتعقیب میکرد .

  • قسمت چهل و هفتم 47 سریال غنچه های زخمی :

بشرامیبینه که خیلی قرص دست مامانشه،سوگل داره باگونی چت میکنه که پیام بشرا میبینه گفته مامانم میخوادیه عالمه قرص بخوره به ایلول خبربده،اونم سریع میره بهش میگه،تیفیک به نازان میگه میخام همه چیزوبه جمره بگم،ایلول گریه میکنه میخادبره پیش مادرش زنگ میزنن فریده و توپراک میان باهم میرن،گوکان بچگیشویادش میادمیره ازجمره معذرت هواهی میکنه،مسعوده درو قفل کرده هرچی درمیزنن بازنمیکنه،توپراک درومیشکنه میرن داخل ایلول قرصارومیریزه نمیزاره بخوره،مسعوده به ایلول میگه ازکمال معذرت خواهی کن بدون اون نمیتونم ایلول میگه به یه شرط باهم بدون کمال یه روز بریم تفریح،فرداش باهم میرن بیرون ایلول میگه امروزهیچ صحبتی ازکمال نکنیم مثل قدیما که نبودباشیم،ایلول و بشراتوپ بازی میکنن مسعوده هم غذادرست میکنه،ایلول میگه ما اینجوری خوشحال نیستیم؟مسعوده میگه شمایه روزازدواج میکنیدمن تنهامیمونم الان بایدبه قولت عمل کنی زنگ میزنه به کمال میگه ایلول میخادازت معذرت خواهی کنه میگه میام خونه، فریده استعفاش و مینویسه میده به نریمان میگه خودمونمیبخشم وسایلشوجمع میکنه میره،تیفیک صبح زودرفته موسسه،جمره با گوکان سوارموتورمیشن که برن تیفیک و نمیبینن دنبالشون میره نازان زنگ میزنه به تیفیک میگه شام دعوتیم اونم میگه دارم میرم همه چیوبگم همون لحظه حواسش پرت میشه ماشین میخوره به دیوار،جمره و گوکان وایمیسن،میبینن تیفیک داخل ماشینه میارنش بیرون،تیفیک بی حال به جمره میگه ماحقتوخوردیم و ازهوش میره.

  • قسمت چهل و ششم 46 غنچه های زخمی :

مروه به دفنه میگه پیتزاسفارش دادم گوکان اوردمیگه آدرس پیتزایی بده،گونی سرکلاس ازمعلمشون اجازه میگیره میره بیرون،توبلندگومدرسه واسه همه میگه که اون شب چه اتفاقی افتاده و به دختراتهمت زدن،همه تعجب میکنن سرکان بلندمیشه میگه منوجنک هم بودیم،مدیرمدرسه میادمیگه شماسه تابایدتنبیه بشید،گونی به سوگل میگه منوبخشیدی میگه اره،جنک میگه ارزش داشت به خاطریه دخترمنوبفروشی سرکلاس کتک کاری میکنن،بانویه اتاق ساده میده به ساغر،بعدباکمال میفرستتش موسسه ساغرمیترسه بانوبه کمال زنگ میزنه میگه دست به ساغربزنی میکشمت،دختری که به فرزندی بردنش باصورت زخمی میارنش میگن کتکش زدن،نریمان میگه پروندشو به دستیارم فریده دادم که رسیدگی کنه فریده میگه به من ندادی میره نگاه میکنه میببنه قاطی پرونده هاست،بازرس میگه پرونده بازجویی برات بازمیشه،سوگل باگونی خوب میشن پیش هم میشینن چای میخورن،امینه دوتاسطل آب دستشه میبره جمره میره کمکش،گوکان میادبرمیداره میده دست مادرش،میگه مامانت خیلی مامانم و اذیت میکرد بهش تهمت دزدی زدازش متنفرم جمره میگه درموردمادرم اینجوری حرف نزن میزنه توگوشش امینه هم تف میندازه توصورتش،بعدامینه میره ازدلش درمیاره،مسعوده میادپیش بشرامیگه غذاروآماده کردم متین و به شمامیسپارم،میپرسه جایی میخای بری،مسعوده میگه اره،میره تواتاقش یه بسته قرص هم دستشه،گوکان واسه دفنه پیتزامیاره تعارف میکنه بیادداخل نازان میگه چرابیاد؟گوکان میگه نمیخواستم بیام پولش هم برنمیداره میره،مسعوده میخادقرص بخوره بشرامیبینه به ایلول پیام میده مامان میخوادیه عالمه قرص بخوره .

  • قسمت چهل و پنجم 45 غنچه های زخمی :

ایلول به سوگل میگه ازمادرم دست کشیدم سوگل میگه منم ازگونی،سوگل باساغرحرف میزنه که منصرفش کنه ولی میگه میخام برم،بانوبه صدات میگه یه نفروپیداکردم مغزاستخوان بده،میگه دختریکی ازاقواممونه ازش یواشکی تست گرفتم،بایدبه فرزندی قبولش کنیم که بهمون مدیون باشه قبول کنه،صدات قبول میکنه.

مسعوده رسید و میبره همون مغازه میگه شوهرم ازاینجاکفش خریده؟فروشنده میگه اره ولی سایزی که میخواست و نداشتیم الان اوردیم کفش بهش میده،بعدش کمال میادپیش فروشنده ازش تشکرمیکنه میگه زندگیم و نجات دادی مجبورشدم این دروغ بگم،گونی میادخونه سرکان میگه میخام درموردسوگل باهات حرف بزنم،من خیلی آدم بدی هستم کاری کردم که اونابرن تست بدن،سرکان میگه همشون تست ندادن فقط سوگل داده،گونی میگه میدونم چیکارکنم که منوببخشه،کمال میادخونه وسایلاشوجمع میکنه بره مسعوده ازش معذرت خواهی میکنه میگه نروکمال میگه بایدایلول معذرت خواهی کنه وگرنه دیگه نمیام،مسعوده میره سرراه ایلول میگه میخام باهات حرف بزنم ایلول میگه بالاخره حرفم و باورکردی میخای ازکمال جداشی میره توبغلش میگه دیگه برمیگردم خونه،مسعوده میگه چرابه کمال تهمت زدی مدرکی داری که کمال کفشوگرفته،بهش میگه بایدبیای ازش معذرت خواهی کنی تابرگرده ایلول میگه اصلااینکارونمیکنم،جمره تومدرسه ازگوکان میپرسه چی شداونشب نیومدی؟میگه پلیسابردنم،دفنه اومدگفت اون شب پیش من بوده خلاص شدم،بانوساغرومیبره خونشون صدات میگه هرچی لازم داشتی برات فراهم میکنیم

  • قسمت چهل و چهارم 44 غنچه های زخمی :

مسعوده خیلی خوشحاله به همسایشون میگه کمال واسم کفش خریده، یه بسته واسه ایلول میاد،بازش میکنه میبینه همون کفشی که باسرکان میخواستن بخرنه،میگه حتماسرکان خریده ایلول کفش و میپوشه میره پیش سرکان ازش تشکرمیکنه سرکان میگه من نخریدم،یادش به کمال میوفته میره دم درخونشون به کمال میگه چرادست ازسرم برنمیزاری کفشارومیندازه اونجابه مسعوده میگه واسم کفش خریده،سوگل میره دستفروشی گونی اونجامیبینه میگه میخام کوفته بفروشم،سوگل داره دادمیزنه میفروشه ولی گونی ساکت وایساده مشتری نداره سوگل میادبهش یادمیده چه جوری صدابزنه چندتامشتری میان میخرن که سوگل میبینه دوتاپلیس دارن میان وسایلاشوجمع میکنه به گونی میگه جمع کن بریم دوتاشون دست همومیگیرن فرارمیکنن پلیس هم دنبالشون،بالاخره پلیس ها گمشون میکنن،بانو میادپیش ساغرمیگه میخام ببرمت،به ساغرمیگه،نبایدکسی بفهمه من مادرتم توروبه فرزندی قبول میکنم،فریده عصبانی میشه میگه دخترخودته چرامیخای به فرزندی بگیری،بانوبه نریمان میگه فقط ساغرمیتونه مغزاستخوان اهداکنه،میگه فریده روچیکارکنیم؟نریمان میگه به زودی واسش پرونده بازمیشه اخراج میشه،کمال به مسعوده میگه ایلول دروغ میگه ولی باورنمیکنه اون رسیدو یادش میاد،یه چاقوبرمیداره بهش بزنه بشرامیاد میترسه کمال فرارمیکنه اونم دنبالش میره همسایه هامسعوده رواروم میکنن،گونی به سوگل میگه حالادیگه به من اعتمادداری دوست عشقی بشیم،سوگل میگه کارایی که باهام کردی و یادم نمیره،تهمت بهمون زدی تست بکارت ازمون گرفتن،نمیتونم دوستت باشم،ایلول پاهاش زخمی میشه سرکان واسش کفش میخره،میارتش موسسه،فریده و دخترا هرچی باساغرصحبت میکنن که منصرفش کنن میگه من راضی ام میرم .

  • قسمت چهل و سوم 43 غنچه های زخمی :

ایلول داره تصویری بابشرا حرف میزنه میگه آتشسوزی شدمسعوده میشنوه نگران میشه کمال میاد،ایلول قطع میکنه،درین به صدات میگه گم شدم داداش کمال منوآورد خونه،میگه کمال کیه بانومیگه پدریکی ازبچه های یتیم خونه واسه کاراومده بوداینجا،صدات میگه بگوبیادبهش کاربدیم،پلیس میاددنبال گوکان به جرم دست داشتن توآتشسوزی میبرنش،به پلیسها میگه من اصلا اونجا نبودم چرا پس رفتم جمره رو نجات دادم ، ولش میکنن میاد خونه به مادرش میگه نتیجه گشتن با پولدارا همینه ، فریده به نریمان میگه هیچ مدرکی از شبی که ساغر داخل بیمارستان بوده نیست یه کاسه ای زیرنیم کاسه است،

کمال میاد خونه بانو صدات کمال و راننده خودش میکنه،مدیرمدرسه به گوکان میگه آتشسوزی کارتوبوده؟میگه نه،میگه اگه کارتوبوده همین الان بگو،دفنه که میشنوه آتشسوزی و انداختن گردن گوکان میره دفتربه مدیرمیگه کاراون نیست اون موقع پیش من بوده،یه خانم اومده پیش نریمان ازیه خانواده که بچه گرفتن شکایت میکنه میگه کتکش میزنن نریمان میادشکایت اون خانم میزاره داخل پرونده های فریده،هدیه میبینه نریمان داخل اتاق فریده است،بچه هامیخوان جمره روسوپرایزکنن گونی میگه منم کمک میکنم سوگل میگه توپول باباتو خرج نکن گونی میگه من خودم کارمیکنم ،جمره مرخص میشه بافریده میرن خونه نازان جمره یه چک میده نازان میگه کارمیکنم قرضم و میدم،ایلول و سرکان رفتن بادکنک بخرن واسه اومدن جمره سوپرایزش کنن، کمال تعقیبشون میکنه ایلول ازیه کفش خوشش میادسرکان میخادواسش بخره کمال میادجلوشون باسرکان درگیرمیشن،کمال میگه خودم کفشومیخوم،یه دخترتازه اومده موسسه گریه میکنه دختراهمه میرن آرومش میکنن،گونی به خدمتکارشون میگه صدتاکوفته درست کن میخوام کنارخیابون بفروشم،مسعوده رسیدکفش توجیب کمال میبینه فکرمیکنه واسه خودش کفش خریده خوشحال میشه

  • قسمت چهل و دوم 42 غنچه های زخمی :

حال جمره بدمیشه دکترسریع میادبالاسرش همه دارن گریه میکنن،دکتربهش شوک میده،جمره توحالت رویاسردوراهی که بره پیش مامان باباش یادوستاش،بالاخره به حالت نرمال برمیگرده،همه خوشحال میشن،فرداش سوگل ازساغرمیپرسه بهتری میگه اره فقط توبیمارستان یه مایعی ازکمرم گرفتن نمیدونم واسه چی،سوگل به فریده میگه اونم میگه رسیدگی میکنم،صدات ازمسافرت برگشته،میگه میرم تست میدم ولی کاش یه خواهریابرادر داشت،فریده به نریمان میگه تست واسه چی بوده نریمان میگه خبرندارم،سوگل و بقیه ازگوکان تشکرمیکنن فریده اسم بیمارستان و ازساغرمیپرسه،بچه هامیخوان صحنه اعتمادوبازی کنن،استاداول ایلول و سرکان انتخاب میکنه ایلول خودشومیندازه ازپشت سرکان میگیرتش نوبت سوگل و گونی میشه ولی سوگل به گونی اعتمادنمیکنه و خودشونمیندازه،بانوصدات رفتن بیمارستان واسه تست فریده رو میبینن میادپیششون میگه ساغرحالش بدشده شوهرش میگه ساغرکیه میگه هیچکی فریده میگه واسه توچیزی نیست واسه من همه چیزه،مروه به دفنه میگه بوراک سراغت گرفت گفتم دستشویی هستی،گوکان میادپیش دفنه ازش تشکرمیکنه به خاطرخرج بیمارستان میگه یکی دردستشویی قفل کرده بوده دفنه یادبوراک میفته،بانوبه نریمان میگه فریده رودیدم اونوازسرراهمون بردار،فریده ازپرستارامیپرسه میگن همچین مریضی نداشتیم،بوراک باخودش فکرمیکنه زنگ میزنه آتشنشانی میگه دیدم کی آتیش زده یکی به اسم گوکان،جمره حالش خوب شده دخترامیرن عیادتش،میگن گوکان نجاتت داده نازان هم خرج بیمارستان و داده،دفنه هم گریه کرده،گوکان و مادرش هم میان عیادت جمره،گوکان میگه به خاطرتواومده بودم جشن .

  • قسمت چهل و یکم 41 غنچه های زخمی :

وقتی بوراک سالن و آتیش میزنه همه فرارمیکنن و جمره داخل گیرافتاده و هرچی صدامیزنه کسی صداش و نمیشنوه فریده میگه جمره کجاست؟میفهمن داخل جامونده همون لحظه گوکان میادوقتی میبینه جمره نیست میره داخل سالن نجاتش بده،جمره ازهوش رفته،در دستشویی میشکنه جمره روبغل میکنه وسط راه یه کپسول میترکه دوتاشون بیهوش میوفتن،توپراک و سرکان هم میرن داخل،کمک میدن میارنشون بیرون،سریع جمره رومیبرن بیمارستان،ساغرنگران میشه زنگ میزنه به فریده بهش میگه جمره زخمی شده،اونم باهدیه میره بیمارستان،دکترمیگه به خاطردودکه وارد ریه هاش شده بردیم مراقبتهای ویژه،نمیتونیم جواب قطعی بدیم که چی میشه،دفنه هم رفته خونه داره واسه جمره گریه میکنه،تیفیک میگه حق جمره به گردنمونه گناه بزرگی کردیم دفنه میگه چه گناهی نازان میفرسته تواتاقش،توپراک میگه یکی عمدااونجاروآتیش زده،گوکان میگه هرکی باشه میکشمش،توپراک و فریده میگن خرج بیمارستان میدیم،سرکان زنگ میزنه به باباش میگه پول لازم داریم واسه بیمارستان تیفیک و خرج بیمارستان و میده،دفنه بامامان باباش میان بیمارستان کلی گریه میکنه میگه تودوست دوران بچگیم هستی،دخترامیان میگن توالان دشمنشی بردی خونتون تمیزکنه نازان میگه خرج بیمارستان مادادیم مادوست زمان سختی هستیم،قلب جمره صاف میزنه دکترمیره پیشش همه گریه میکنن.

  • قسمت چهلم 40 غنچه های زخمی :

دفنه وقتی پیشنهادگونی قبول میکنه بوراک خیلی عصبانی میشه،توپراک به فریده میگه واسه جشن میای میگه اره،بشرابه ایلول میگه مامان میخوادطلاق بگیره،کمال بازم بازبون بازی دل مسعوده روبه دست میاره،ایلول خوشحال میشه میره دم درخونشون مسعوده رومیبینه که باکمال خوبن میگه مادعوامیکنیم بعدهم آشتی میکنیم،دخترا میرت پیش نریمان ازش اجازه بگیرن برن جشن فریده میگه منم باهاشون میرم نریمان بالاخره قبول میکنه،ایلول ناراحته به بچه هامیگه مادرم هیچوقت ازکمال جدانمیشه،دخترا چندتالباس ازبقیه گرفتن هرکدوم یکیشوانتخاب میکنن واسه جشن،بانوزنگ میزنه به نریمان گریه میکنه میگه بایدامشب ساغروبیاری بیمارستان ازش تست بگیرن مال من بهش نخورده،نریمان قبول نمیکنه بانومیگه اگه دخترم چیزیش بشه میکشمت،نریمان داخل آبمیوه یه دارویی میریزه میده به ساغرمیخوره،دخترادارن باذوق آماده میشن ساغردلش دردمیگیره میگه من نمیام شمابرید،جشن شروع شده دفنه باگونی میاد،دختراهم که خیلی خوشگل شدن واردمیشن همه نگاشون میکنن،ایلول هم باسرکان میان،بوراک که دافنه روباگونی میبینه عصبانی میشه دنبال دفنه میره باهاش بحثش میشه سرکان میادمیبینه بابوراک درگیرمیشه،نریمان ساغروبرده بیمارستان بدون اینکه بفهمه ازش تست میگیرن،گونی دست سوگل میگیره به زورمیبره باهاش میرقصه،بوراک آشغالایی که بیرون گذاشته روآتیش میزنه،فکرمیکنه دفنه تودستشویه دردستشویی و قفل میکنه درصورتیکه جمره داخله،وقتی میادداخل دفنه رومیبینه که دیگه خیلی دیرشده،همه فرارمیکنن میرن بیرون جمره داخل دستشویی گیرافتاده،

  • قسمت سی و نهم 39 غنچه های زخمی :

گوکان واسه توپراک پیتزامیاره،میگه شباکارمیکنم،بانوزنگ میزنه به شوهرش میگه درین مریضه بایدزودتربیای،دفنه یه لباس ازمجله دیده به نازان میگه ولسه جشن مثل این بدوزیم،تیفیک میگه جمره سیمیت خشک بخوره ماباپول اون،نازان میگه بابات مسته نمیفهمه چی میگه،تیفیک عذاب وجدان داره،صبح زودبلندمیشه حالت مست میره به جمره همه چیزوبگه،جمره باایلول توحیاطن،تیفیک میادبه جمره میگه بایدیه رازی بهت بگم،من و حلال کن،بابات یه مزایده گذاشته بود،که همون موقع نازان میرسه جلوشومیگیره نمیزاره چیزی بگه،بانواومده موسسه ساغروببینه بغلش میکنه میبوسه میگه بخشیدمت،نریمان میگه به خاطردرین داری اینکارومیکنی،بچه هاتومدرسه دارن درموردجشن حرف میزنن ایلول به سرکان میگه من لباس ندارم بیام سرکان میگه توخودت خوشگلی،گونی میگه یکی درنظردارم نمیدونم باهام میادیانه،دفنه هم داره حسودی میکنه،نازان میره درخونه مسعوده،مسعوده پولاروپرت میکنه توصورتش میگه دخترمن فروشی نیست درمیبنده،جمره به گوکان میگه واسه جشن میای میگه نه،امینه داره مدرسه روتمیزمیکنه گردنبندجمره روپرت میکنه روزمین،مارال پیدامیکنه میده به جمره میگن حتمادزدتومدرسه است،گونی به سوگل پیشنهادمیده باهم برن جشن ولی قبول نمیکنه،ساغربه سوگل میگه قبول کنه سوگل میره که به گونی بگه همون موقع گونی به دفنه پیشنهادمیده،اونم سریع قبول میکنه بوراک هم به دفنه میگه به من قول داده بودی میگه پشیمون شدم،ایلول زنگ میزنه خونشون بشرامیگه مامان میخادازکمال طلاق بگیره اونم خوشحال میشه میره به بچه هامیگه.

  • قسمت سی و هشتم 38 غنچه های زخمی :

بانوهمه جای خونه رومیگرده ولی دیرن پیدانمیکنه،کمال دیرن برده براش یه چیزی بخره دوتازن شک میکنن بهش میرن خبرپلیس میدن کمال فرارمیکنه،گونی به جمره میگه ازسوگل خوشش میادمیگه کجاست،پیداش نمیکنم،جمره هم بهش میگه جمعه هامیره وسایل زینتی میفروشه،گوکان وقتی میگه گردنبندودزدیدم امینه بهش نمیده میگه خودم بهش میدم،گونی میره پیش سوگل،سوگل دعواش میکنه میگه برو،پیشش وایمیسه کمک میکنه که بفروشه،بانوعصبانی میادموسسه پیش ساغرمیگه دخترم و چیکارکردی ساغرمیگه بردمش روکیسه آردا،بعدرفتم نبود،ساغرقضیه روواسه فریده و نریمان تعریف میکنه،ایلول و سرکان ازسینمامیان،سرکان میگه مامانم رفته خونتون پیشنهادپول داده که توروازمدرسه ببرن مامانت پولوبرداشته،فریده میره بابانوحرف میزنه میگه ساغرودرک کن بچه است اونم میگه به ساغر بگو انتقامت گرفتی خوشحال باش،بانودرومیبنده میره داخل درین و کمال داخل خونه نشستن، کمال میگه پیداش کردم اوردمش ، بانو بهش میگه پاداش کارت بهت میدم،ایلول عصبانی میره به مامانش میگه چراپول برداشتی پولوپس بده،بهش میگه اون روز کمال فهمیده داره صداشو ضبط میکنه، فریده به ساغر میگه درین هنوز پیدا نشده بانو به نریمان میگه به ساغر نگو پیدا شده تا براش درس بشه ،مسعوده واسه اولین بار جلو کمال وایمیسه میگه پولو پس بده وگرنه ایلول میارم باهم کار میکنیم به تو هم احتیاج نداریم ، دکتر به بانو میگه باید ازتون تست بگیریم واسه عمل مغز استخوان ، شوهرت هم باید بیاد.

  • قسمت سی و هفتم 37 غنچه های زخمی :

امینه به گوکهان میگه جمره رودیدم میخاست بغلم کنه ولی من نزاشتم،گوکهان میگه یتیم خونه عوضش کرده،امینه تعجب میکنه میگه چراکسی حمایتش نکرده،اونم میگه مگه وقتی تومریض بودی کسی حمایتمون کرد؟کمال به مسعوده میگه اینکارتون تلافی میکنم مسعوده ازش معذرت خواهی میکنه،شب فریده خونه توپراک همش دنبال وسایلایی که دوست دخترقبلی توپراک بهش داده میگرده ولی چیزی پیدانمیکنه،صبح توپراک یه جعبه وسایل میندازه بیرون فریده هم کنجکاومیشه تاکسی میگیره بره ببینه چیه،جعبه روبرمیداره داخلش یه لیوان بایه نامه هست نامه روباخودش میبره،کمال میره خونه بانومیگه یابهم کاربده یاقضیه ساغروبه شوهرت میگم بانومیگه بروبگوولی بعدش ولت نمیکنم حسابتومیرسم،ساغردوباره میادخونه بانوکمال دم درمیبینتش،ساغربه بانوالتماس میکنه که ولش نکنه میگه من دیرن ننداختم توآب،میگه میخان منوبه یه خانواده بدن میرم بانومیگه برو،اونم گریه میکنه میره سرراهش دیرن میبینه باخودش میبره بیرون،فریده نامه روبازمیکنه نوشته توپراک من عاشق یکی دیگه شدم،جمره میره خونه گوکان بهش میگه توزندگی قبلیم کاری کردم که ناراحت بشی میگه نه امینه میادمیبرتش توخونه،ساغردیرن و میبره تویه اتاق پرکیسه آرد درو روش قفل میکنه،دکترزنگ میزنه به بانومیگه دیرن سرطان خون داره بانوهم زنگ میزنه به نریمان میگه ساغرونده به کسی شایدلازممون بشه،ساغرپشیمون میشه میره دیرن و بیرون بیاره میبینه نیست،کمال دیرن برداشته بهش میگه مامانت گفته توروببرم،امینه داره لباساشوجمع میکنه که یه گردنبندشبیه گردنبندجمره میوفته روزمین،سریع برمیداره،جمره که میره گوکان میگه من گردنبندودزدیدم که یه چیزی ازش داشته باشم.

  • قسمت سی و ششم 36 غنچه های زخمی :

امینه به جمره میگه قراره اینجاکارکنم،بوراک به دفنه میگه قولت یادت نره من جمره رواوردم خونتون کارکنه توهم بامن بیاجشن مدرسه،نریمان بااون خونواده که ساغرومیخان صحبت میکنه،میگه بچه قبلی به عنوان خدمتکارازش استفاده کردیدبااین اینکارونکنیداوناهم میگن میخایم ازاین شهربریم جای دیگه زندگی کنیم،گونی توکلاس یه نوشته به سوگل میده اونم پرت میکنه اونور،گونی ازمعلمشون میپرسه ریاضی به درد زندگی عشقیمون هم میخوره؟بعدمیره پای تخته توضیح میده سوگل هم بلندمیشه میره دوتاخط موازی میکشه میگه هیچوقت به هم نمیرسن،دختراهمشون باایلول میرن که ایلول صدای کمالوضبط کنه،ایلول میره داخل خونه سرکان هم میاداونجا،مسعوده هم رفته خونه همسایشون که ایناتنهاباشن،ایلول هرچی میخاداززیرزبون کمال حرف بکشه ولی اون میگه تومثل دخترمی،سرکان طاقت نمیاره میره درمیزنه کمال میگه میدونم داری صداموضبط میکنی،سرکان یه مشت میزنه به کمال مسعوده میادگوشیو برمیداره صداروگوش میده یه سیلی به ایلول میزنه،فریده همه وسایلایی که ودات براش خریده رومیریزه دور،توفیق میادموسسه به جمره میگه اگه یه ارث بزرگی بهت برسه چیکارش میکنی میگه به بچه های اینجاکمک میکنم،اونم چیزی بهش نمیگه،سرکان به نازان میگه چرارفتی خونه ایلول ازت متنفرم،نریمان باساغرحرف میزنه ساغروراضی میکنه که اون خونواده روقبول کنه،ساغربه سوگل میگه واسه اینکه مامانم بیادمنوببره راضی شدم .

  • قسمت سی و پنجم 35 سریال غنچه های زخمی :

چند دقیقه اول این قسمت جاییه که فریده میره پیش بانو که تو خلاصه قسمت قبل نوشتم.کمال به مسعوده میگه برو ایلولو بیار بهش بگو عمو کمالت خونه نیست من میرم هتل میمونم اونم میره تو فکر.ایلول داره لباس اتو میکگه و از سرکان میگه سوگل هم به دافنه فحش میده.بعدم میره ساغر و دلداری میده.فریده هم به توپراک در مورد مامان ساغر میگه اونم ناراحت میشه و یه کتابو میبینه که ودات به فریده داده و اونم ناراحت میشه و میره.جمره تو پارک نشسته و نگهبان اونجا بهش میگه دیر وقته برو اونم میره و یه جای خلوت یه پسره گردنبندشو میدزده و میبره تو موسسه هم همش تو فکره.بعد دو تا بازیگر جدیدو نشون میده گوکهان و مامانش امینه که قبلا مامانش توی خونه جمره اینا کار میکرده و دوباره برگشتن استانبول و دارن وسایلاشونو جابه جا میکنن.فردا صبح مارال داره موهاشو درست میکنه سوگل هم بهش متلک میندازه و با ساغر میرن صبحونه بخورن.فریده هم قضیه مامان ساغر و به نریمان میگه اونم خودشو ناراحت نشون میده.فریده میره پیش بچه ها صبحونه بخوره و با ساغر حرف میزنه که مامانتم مشکل داره و اینا اونم ناراحت میشه مارال میاد و یکم مسخره بازی در میاره دخترا هم میخندن ولی ساغر ناراحته…برای جمره ۱۰ میلیون دلار از باباش پول مونده به توفیق خبر میدن اونم میخواد به موسسه زنگ بزنه که شب جمره بیاد پیششونو بهش پولو بده نازان نمیذاره و میگه جمره بچست و پولو خراب میکنه و اینا که سرکان میاد و قضیه تمیز کاری رو به توفیق میگه دافنه میاد توفیق عصبی میشه نازان هم به دافنه میگه اگه یه بار دیگه جمره رو اذیت کنی میکشمت دافنه میگه خودتم موافق اونکار بودی توفیق میگه با جمره صحبت میکنم و میره.دخترا میخوان برن مدرسه مسعوده میاد ایلول میمونه بقیه میرن مسعوده ایلولو بغل میکنن و دوباره ایلول در مورد کمال میگه اونم حرفشو باور نمیکنه ایلول میگه صداشو ضبط میکنم و بهت ثابت میکنم و اونم میترسه.مسعوده میاد خونه و همش به کمال نگاه میکنه.دخترا میان مدرسه و جمره یه کاری داره گوکهان میاد و دافنه و مروه میبیننش و کلی ازش تعریف میکنن که چقد خوشتیپه بعد میرن امینه میاد و به گوکهان میگه برو مدیر بهت لباس بده اونم میخواد بره که جمره رو میبینه و عاشقونه بهش نگاه میکنه جمره میاد ولی نمیشناستش و اونم خودشو معرفی میکنه جمره کلی خوشحال میشه بعدم گوکهان میره مارال هم میبینتشون.

 

  • قسمت سی و چهارم 34 غنچه های زخمی :

ساغر میاد دم خونه بانو درین میبینتش و میبرتش داخل خونه خدمتکار هم به بانو خبر میده درین عروسکاشو به ساغر نشون میده ساغر یکیشونو برمیداره و میذاره تو کیفش بعد میرن لب استخر ساغر میخواد بره درین میفته تو اب ساغر هم میپره نجاتش میده بانو فکر میکنه ساغر انداختتش و بهش یه سیلی میزنه اونم از اونجا میره.جمره هم برای قبر مامان باباش میگه که قبر درست کنن بعدم در مورد خاله امینه خدمتکار قدیمیشون صحبت میکنه.دافنه اینا میان خونه و میفهمن کار الینا بوده به سرکان خبر داده اونو میبرن تو اشپزخونه و تختم مرغ رو سرش میشکنن شیر و ارد هم میریزه اونم گریه میکنه مروه هم ازش عکس میگیره الینا میره نازان میبینتش به نازان میگه دافنه اینکارو کرده نازان با دافنه حرف میزنه میگه به اعتبارمون فکر کن سرکان میاد و به نازان میگه دافنه با جمره اینا چیکار کرده اونم میخنده و سرکان هم سرشون داد میزنه و میره.نازان هم زنگ میزنه مدرسه و ادرس خونه ایلولو میپرسه.دخترا میان موسسه کمال اونجاست اونام سرش داد میزنن اونم میگه با من کاری نداشته باشید منو با مامان ساغر روبه رو نکنید و میره…ساغر گریه کنان میاد و قضیه رو به دخترا میگه.درین هم به بانو میگه که ساغر اونو تو آب ننداخته اونم به نریمان زنگ میزنه و میگه اونم میگه میام رو در رو حرف بزنیم.ساغر داره گریه میکنه و عروسکو نشونشون میده جمره میگه کاش برنمیداشتی اونم میگه اون همه زندگیمو دزدیده یه عروسک چیزی نیست فریده میاد و ساغر بهش میگه مامانمو پیدا کردم و قضیه رو بهش میگه اونم ادرس مامانشو میپرسه.نازان میاد خونه مسعوده اینا و به مسعوده میگه بهت ۱۰ هزار تا میدم دخترتو از اونجا ببر مسعوده عصبی میشه و بیرونش میکنه کمال میبینتشو با کمال صحبت میکنه اونم قبول میکنه و پولو میگیره نازلن میگه میدونستم با تو به توافق میرسم کمال هم میگه آدم بد آدم بدو خوب میشناسه نازان میره.نریمان میاد خونه بانو و باهاش صحبت میکنه بعد فریده میاد نریمان قایم میشه فریده با بانو حرف میزنه و اونم میگه ساغرو فراموش میکنم فریده میگه حیف من فکر کردم اینجا ادم زندگی میکنه اومدم باهاش حرف بزنم ولی حیف و میره.نریمان میگه فریده فهمیده دیگه کارت تمومه باید ساغرو بدم به یه خانواده وگرنه صدات (شوهر بانو)میفهمه و فوری طلاقت میده بانو هم در نهایت قبول میکنه و میگه بدش به یه خانواده خوب .

 

  • قسمت سی و سوم 33 غنچه های زخمی :

فریده ساک سوگل و میبره موسسه بهش میگه بعدمدرسه بیاموسسه،ساغربه سوگل میگه مامانم منونخواست،دفنه به دوستاش میگه به جمره کمک کنیم،بوراک به جمره میگه یه آشناداریم خونشون بزرگه میری تمیزکاری کنی پول خوبی هم میده جمره هم قبول میکنه،فریده ازنریمان خواهش میکنه بچه هارو بیاره تویه اتاق اونم قبول میکنه،سرکان میفهمه ایلول مریض شده یه سبدپرازمیوه و گل میفرسته واسه ایلول،اولش ایلول قبول نمیکنه بعدجمره میگه من عاشق سرکان نیستم،باهم آشتی میکنن.

مارال یه لباس ازفروشگاه گرفته که بعدچندروزپسش بده،باهمون لباس میاد سالن غذاخوری ساغرپاش لیزمیخوره باظرف غذامیوفته،سوگل خودشومیندازه جلومارال که لباسش کثیف نشه،اماهدیه نمیفهمه ازپشت تیکت لباس و میکنه،ایلول تب کرده و همش مامانش و صدامیزنه فریده میره دنبال مسعوده میارتش موسسه،مسعوده تاصبح پیشش میمونه صبح واسه همشون سوپ درست میکنه و میره.

دختراهمشون باهم میرن کمک جمره واسه تمیزکاری،وقتی درخونه رومیزنن دفنه و دوستاش دروبازمیکنن،جمره میگه به خاطرپدرومادرم میریم واسشون کارمیکنیم،دفنه زنگ میزنه به پسراکه بیان اونجابهشون میگه به سرکان چیزی نگید،دختراهم مشغول شستشومیشن.

دوست دفنه زنگ میزنه به سرکان میگه،گونی زنگ در میزنه سوگل بازمیکنه گونی تعجب میکنه دفنه میگه خدمتکار اوردم،گونی با سوگل حرف میزنه،میگه من خبر نداشتم سوگل بهش میگه تو از اونا بدتری .

 

  • قسمت سی و دوم 32 غنچه های زخمی :

سوگل داره چایی میخوره و میخواد همونجا ریاضی کار کنه.مسعوده میاد پیش کمال اونم عصبی میشه و اینه رو میشکنه بعدم به مسعوده میگه باباش اونو میزده و تو صورتش تف کردم اونم ناراحت میشه و میگه ایلولم با من همینکارو میکنه.

فریده و توپراک دارن تخته بازی میکنن توپراک همش میبره اونم زورش میگیره.دوتا پسر مزاحم سوگل میشن یه زنه میاد نجاتش میده و پیشش میشینه.ایلول میبینه جمره خوابش برده و میره گردنبند درست میکنه براش.صبح جمره میبینه و به ایلول میگه من از تو کمک نمیخوام و میبینه ایلول مریضیه میره براش صبحونه بیاره و پتو میکشه روش به ساغر میگه اونم ناراحت میشه و هدیه هم میفهمه و براش جوشونده درست میکنه و میخوان ببرن بون به ایلول نریمان بهشون متلک میندازه که اینجا یتیم خونست و هتل نیست اونام میگن ایلول مریضه.

فریده دوباره داره با توپراک تخته بازی میکنه و توپراک هم کلافه شده.کمال بیدار میشه و به مسعوده میگه باباها بالاخره اینکارارو میکنن بانو بهش زنگ میزنه و میگه تو ادرس منو به ساغر دادی میکشمت اونم یادش میاد که ایلول شماره رو از تو تلفنش برداشته.سوگل زود میاد مدرسه و میخوابه گونی میاد و کتشو میذاره زیر سرش چمدونش میبینه سوگل بیدار میشه و میگه اونا نخواستن منو یکم با هم حرف میزنن و میرن.دخترا میخوان برن مدرسه مارال یه تبلیغ دیده که لباسا رو بعد ۱۵ روز پس میگیرن از جمره میپرسه اونم میگه راسته اونا میرن فریده میاد و میفهمه ایلول مریضه.مارال هم از دخترا پول میگیره برای خرید لباس.جمره تو مدرسه گردنبندارو میفروشه و به سوگل میگه برای مزار مامان بابامه بوراک میشنوه.

نازان هم میره پیش توپراک و میگه دافنه باهاتون شوخی کرده.الینا میره به دافنه میگه جمره چیز میفروشه اونم به نازان میگه نازان هم با مدیر میاد و مدیر میگه اینجا نمیتونی چیزی بفروشی.بوراک هم به دافنه میگه برای چی میخواسته پول اونم میگه کمکش کنیم.جمره به سرکان میگه ایلول مریضه و اونم نگران میشه.دکتر میاد ایلول رو میبینه و میره فریده میاد صدا بهش زنگ میزنه میگه ایلول از خونه رفته بعدم به توپراک زنگ میزنه میگه نذار از جلو چشمت بره.فریده میاد مدرسه و سوگل و دعوا میکنه که چرا از اونجا میره اونم قضیه رو بهشون میگه فریده هم ناراحت میشه.

 

  • قسمت سی و یکم 31 غنچه های زخمی :

سرکان و ایلول با همن سرکان میگه با جمره حرف میزنم ایلول میگه نه بعد سرکان میگه بیا فرار کنیم با هم من خیلی دوست دارم ایلول هم قبول نمیکنه و میره.بانو با ساغر صحبت میکنه و بهش میگه اون دختره دخترشه اسمش درینه بعد میگه وقتی حامله شدم ۱۹ سالم بود و اینا بعدم ساغر یکم باهاش بحث میکنه میخواد بره بغلش میکنه به بانو میگه منو ببر پیش خودت اونم میگه نمیتونم ساغر هم گریه میکنه میره.

سوگل اومده پیش یکی از دوستاش که براش جا خواب پیدا کنه اونم کمکش نمیکنه و سوگل میره.جمره میاد سر قبر مامان باباش اولش پیدا نمیکنه چون اون چوبی که اسمشدن روش بوده فرو رفته ولی پیدا میکنه و باهاشون درد و دل میکنه بعدم میره بگه که براشون سنگ قبر درست کنن اونم دلش برای جمره میسوزه میگه سیصد لیر میشه اونم میگه پولو براتون میارم.دافنه و سرکان تو خونه دعواشونه نازان میاد سرکان بهش میگه دافنه به توپراک گفته بابام منو میزنه اونم دافنه رو نصیحت میکنه دافنه میگه منم دیگه ادم خوبی میشم بعدم میگه جمره عاشق سرکان شده نازان هم عصبی میشه.تو موسسه ساغر به ایلول محل نمیذاره اونم ناراحته فریده میبینتشون میگه درست میشه.

بانو به نریمان خبر میده که ساغر پیداش کرده اونم دلش میسوزه و میره پیش ساغر که باهاش حرف بزنه ولی اون چیزی نمیگه.مارال میاد به ایلول میگه چی شد پس میخواستی کمکم کنی که از درسا عقب نمونم با هم میرن که درس بخونن جمره هم میبینتشونو با ایلول حرف نمیزنه.مسعوده و کمال میرن توی خانه سالمندان دیدن پدر کمال اونم وانمود میکنه که نمیشناستشون کمال با نفرت نگلش میکنه و در نبود مسعوده دست باباشو میگیره و فشار میده میگه با اینا منو میزدی و تف میکنه تو صورتش بعدم با مسعوده میرن.

دخترا میخوان شام بخورن که باز به ایلول محل نمیذارن.کمال هم مست کرده و همش گریه میکنه و به بوشرا میگه وقتی پیر شدم تو صورتم تف نکنید اونم میره به مسعوده میگه.سوگل میخواد شام بخوره ولی پول زیاد همراهش نیست و پشیمون میشه.ساغر و جمره دارن گردنبند درست میکنن که بفروشن با پولش قبر برای مامان بابای جمره بخرن ایلول هم نگاشون میکنه بعدم ساغر در مورد اتفاقای امروز میگه و با جمره همو بغل میکنن.

 

  • قسمت سی ام 30 غنچه های زخمی :

مارال میره و دم در خونه دافنه اینا همش اشغال میریزه و برمیگرده و هدیه جلوشو میگیره به اونم همه چیزو میگه. مسعوده هم تو خونه گریه میکنه و به کمال میگه تنهام نذار اونم میگه باشه.

صبح دافنه اینا میخوان برن مدرسه دافنه میبینه و سرکان هم سرش داد میزنه میگه به خاطر توهس و میره نازان میاد میبینه به خدمتکارش میگه جمع کن ولی دورش نریز.دخترا به سوگل همه چیزو میگن اونم میخنده بعد گونی میاد بهش میگه میخوایم بریم سینما اون لباسو بپوش اونم بلند میشه که بزنتش دخترا هم میخندن.توپراک دافنه رو میبره پیشش فریده هم هست به دافنه میگه راستشو بگو خودت خودتو زدی اونم شروع میکنه دوباره به دروغ گفتن جنک میاد و فریده رو اونجا میبینه و میره.

نازان میاد و اشغالا رو میریزه تو حیاط موسسه نریمان میاد نازان بهش میگه مارال دیشب ریخته تو خونم نریمان هم از مارال دفاع میکنه و نازان میره هدیه هم میگهمارال دیشب تو موسسه بود نریمان میره هدیه هم مارال و مجبور میکنه که آشغالارو جمع کنه.تو مدرسه گونی فریده و توپراکو میبینه و میره به دافنه اینا میگ هدافنه دوباره داره به بچه ها دروغ میگه که با توپراک دوستم و بعدا حسابشو میرسم که با اون بوده بعد جنک میگه دروغ نگو تو داری دروغ میگی سرکان میگه اره دروغ میگه اونا با هم نیستن دافنه هم عصبی میشه. و به جمره میگه سرکان عاشق ایلوله و همو میبینن جمره هم میره و دخترا هم دنبالش میرن جمره با ایلول دعوا میکنه و تحقیرش میکنه بعدم میگه اونا مامان ساغر و ازش مخفی کردن ساغر هم عصبی میشه و سرشون داد میزنه و شماره هارو میگیره و با جمره میرن.

سرکان میاد پیش توپراک و اونم بهش میگه که بابات دافنه رو میزنه اونم شوکه میشه و به توپراک میگه دروغ گفته بابام تاحالا دستشم بهمون نخورده.جمره و ساغر همه شماره هارو میگیرن و در نهایت مامانشو پیدا میکنن و میگن یه بسته براتون داریم ادرستونو بدید اونم بهشون میده.سوگل میاد خونه و صدا کلی ازش استقبال میکنه بعد علی داره در مورد ارثیه با صدا صحبت میکنه سوگل میشنوه و اونا میرن سوگل هم وسایلایی که از موسسه اورده رو برمیداره و یه نامه هم برای اونا مینویسه و از خونه میره.جمره و ساغر میان دم در خونه بانو ساغر میره بانو میاد اونو میبینه شوکه شده بعد اون دخترش میاد میگه ساغر دختر خدمتکاره ساغر گریه کنان میره بانو هم ناراحته.ساغر همه چیو به جمره میگه میخوان برن که بانو میاد و کلی با ساغر همو بغل میکنن.سوگل هم میخواد بره تو موسسه و پشیمون میشه.

 

  • قسمت بیست و نهم 29 غنچه های زخمی :

سرکان به مامان و باباش میگه دفنه داره دروغ میگه خودش اینکاروکرده،دفنه هم میگه این هنوزداره ایلول و میبینه،سرکان به نازان میگه ایلول میبینم نمیتونیدمانعم بشید،توپراک یه میزعالی میچینه واسه فریده،سوگل زنگ میزنه واسه دخترا همشون باهیجان باهاش حرف میزنن،فریده میره آشپزخونه میبینه همه چی به هم ریخته و کثیف شده یه کم توپراک دعوامیکنه،توپراک هم میگه من بی دست و پام بعدباهم جمعش میکنن،بشرابه ایلول میگه فردانمایش دارم بیا ساغرمیگه برو شماره مادرم و ازگوشی کمال بردار،ایلول اولش میگه نمیرم امابااصرارساغرقبول میکنه،ایلول میره سالن نمایش پشت سرکمال میشینه گوشی کمال و یواش ازجیبش درمیاره یه خانم پشت سرش میبینه،ایلول میره بیرون چندتاشماره داخل گوشی مینویسه کمال داره دنبال گوشیش میگرده ایلول همون موقع گوشی میندازه توجیبش اون خانم میگه ایلول گوشی و برداشته،همه دارن ایلول نگاه میکنن کمال میگه اون دخترمه اشکال نداره،جمره میره خونه قبلیش به صاحبخونه میگه میخوام اینجاکارکنم،صاحبخونه میگه توهنوزبچه ای،درومیبنده جمره هم دادمیزنه میگه من اینجابه دنیااومدم کلی گریه میکنه،صداوسوگل رفتن لباس بخرن که گونی میبینتشون،گونی میگه من همکلاسی سوگلم،شماره سوگل و ازصدامیگیره سوگل هم نمیتونه چیزی بگه،مسعوده ایلول و دعوامیکنه که چراگوشی و برداشته ایلول به کمال میگه میخواسته شماره مادرساغروبرداره کمال بهش میگه مادرساغر اونونمیخاد،سوگل میادپیش بچه ها براشون هدیه خریده بهشون میده،ایلول جریان و واسه سوگل تعریف میکنه سوگل میگه شماره رو نده به ساغرشایدمادرش اونجوری که فکرمیکنه نباشه.

 

  • قسمت بیست و هشتم 28 غنچه های زخمی :

بانو زنگ میزنه موسسه و به ساغر میگه ازت دور میمونم و قطع میکنه اونم گریه میکنه.نریمان هم به فریده میگه میخوام اتاق دخترا رو عوض کنم.ساغر میره خونه صدااینا و سرشون داد میزنه میگه دوستمو مسخره کردین اونام ناراحت میشن.

تو مدرسه سرکان دوباره به ایلول میگه چی شده اونم میگه جمره ازت خوشش میاد اونم میگه ولی من دوسش ندارم جمره میاد سرکان میره و بهش محل نمیذاره.گونی میاد پیش سوگل و درباره خانواده جدیدش ازش میپرسه اونم عصبی میشه و سر گونی داد میزنه و میگه منو نخواستن و با گونی دعوا میکنه ایلول هم میاد و جداشون میکنه.

کمال به مسعوده تیکه میندازه که تو به خودت اصلا نمیرسی بعد بانو بهش زنگ میزنه و میره.بانو بهش میگه دست از سر دخترم بردار و بهش پول میده میگه طلاهاتم برات میارم.

دافنه میاد تو دستشویی و خودشو میزنه جلو مارال و بعدم میندازه گردن مارال اونم شوکه شده مدیر میاد و اونو یه هفته از مدرسه اخراج میکنه.ساغر میاد و به ایلول میگه کمکم کن شماره مامانمو از توی گوشی کمال برام بیار اونم در نهایت قبول میکنه.

بانو میاد موسسه نریمان شوکه میشه بانو میگه طلاهارو بیار اونم اولش میگه کار من نبود بعد میگه پیشه خودمه دخترا میان موسسه کادر بانو رو میبینه ولی نمیدونه مامانشه و میرن تو اتاق مارال به فریده میگه نمیخوام از درسام عقب بیفتم دخترا هم میخندن.

کمال با ماشین جدیدش مسعوده اینا رو میبره بیرون و حسابی براشون خرج میکنه.صدا اینا میان سوگل رو ببرن و بهش میگه چی شده که نتونستن بیان دنبالش اونم میخواد بره و با دخترا همو بغل میکنن و گریه میکنن بعدم میره نریمان هم میاد به دخترا میگه وسایلاتونو جمع کنین اتاقتونو عوض میکنم.صدا اینا یه اتاق بزرگ به سوگل میدن اونم خوشحاله.ساغر تو همون اتاق میمونه مارال و انداختن تو یه اتاق که همشون شلخته هستن جمره و ایلول هم با همن شب با هم حرف میزنن و دخترا هم هی غر میزنن اونام میرن تو حیاط.شب توپراک میاد پیش فریده و میگه برات شام درست میکنم تو هم به کارت برس بعدم فریده قضیه های امروز رو بهش میگه توپراک هم در حالی که میخواد غذا درست کنه همه چیزو بهم میریزه.

 

  • قسمت بیست و هفتم 27 سریال غنچه های زخمی :

فریده و توپراک با هم دوست میشن.دخترا هم اومدن برای مسابقه نازان همش به دافنه میرسه سوگل اینا هم منتظر مارال هستن.ساغر به کمال زنگ میزنه میگه میام نریمان صداشو میشنوه ولی ساغر فرار میکنه اونم به بانو خبر میده.توی جشن گونی میاد پیش سوگل و دوباره بهش دروغ میگه جمره هم سرکان و میبینه و لبخند میزنه ولی دقت که میکنه میبینه ایلول و سرکان دارن به هم نگاه میکنن.

کمال ساغر و میبره یه جای پرت و میخواد اذیتش کنه که مامان ساغر زنگ میزنه و بهش میگه بیا اونم میره و ساغر هم گریه میکنه.جمره داره با سرکان صحبت میکنه بعد سرکان میره پیش ایلول اونم شوکه میشه ایلول میگه تو که مطمعن نبودی دوسم داری نباید بهم پیشنهاد میدادی سرکان هم قضیه رو بهش میگه که به خاطر ماملنشه و میگه دوست دارم بعد جمره میاد پیششون سرکان میره جمره میگه بین و تو و سرکان چیزی هست که ایلول میگه من اون موضوع رو بستم به دوستام خیانت نمیکنم.

بعد سوگل همش داره دافنه و نگاه میکنه میفهمه یه کاری کرده و میره اونجا و مامان بابای گونی هم میان سوگل میفهمه گونی بهش دروغ گفته.بعد نوبت مارال میشه دافنه میگه اون نمیاد من میخونم میره رو صحنه که یه دفعه مارال میاد و دافنه رو میبرن پایین توفیق هم میبرتشون خونه.مارال اهنگشو میخونه که گونی و سوگل همش همو نگاه میکنن بعدم آهنگ تموم میشه و همه تشویقش میکنن.

گونی هم به سوگل میگه من تو زندگیم سختی نکشیدم فقط به خاطر اینکه بهم توجه کنی همچین کاری کردم اونم میره الینا هم به بچه ها میگه دافنه و توپراک با هم دوستن.

مارال تو مسابقه دوم شده علی و صدا هم نیومدن دنبال سوگل اونم ناراحته.صدا و علی رو نشون میده که تو بیمارستان هستن و میفهمن صدا حاملست ادمای بانو کمال رو زخمی میارن میندازن دم خونش مسعوده هم میاد و جیغ میزنه.فردا تو موسسه سوگل حالش خوب نیست و ناراحته و محل هیچکس نمیذاره ساغر هم به دخترا میگه دیروز کمال و دیده چه اتفاقی افتاده اونام سرزنشش میکنن.

مسعوده محل کمال نمیذاره کمال هم به دروغ بهش میگه چن تا داشتن اسم ایلول رو میاوردن منم زدمشون.توپراک و فریده میخوان صبحونه بخورن توپراک همش کثیف بازی در میاره و فریده هم بدشه.

 

  • قسمت بیست و ششم 26 غنچه های زخمی :

یه بسته برای ساغر اومده نریمان از هدیه میره تلفن ساغر داخلشه روشن میکنه به بانو زنگ میزنه میگه هر چی بیشتر بهش زنگ بزنی بیشتر ناراحت میشه اونم میگه دیگه زنگ نمیزنم.صبح ایلول میخواد بره خونشون ساغر هم دنبالش میره.علی و صدا میان سوگل و میبرن بیرون و بهش میگن میخوایم به فرزندی بگیریمت اونم خیلی خوشحال میشه.

ایلول میرسه خونشون به مسعوده میگه براش لباس گرم بیاره بعد به کمال میگه اگه به بوشرا نزدیک بشی میکشمت اونم میگه بذار بزرگ بشه بعدا ایلول هم میزنه تو گوشش و لباسو از مسعوده میگیره و میره.جمره میخواد برای چهل مامان باباش حلوا درست کنه هدیه کمکش میکنه به همه از جمله فریده میده بعد سرکان اومده دم در موسسه جمره میبینتش برای اونم حلوا میبره و با هم میرن سر مزار مامان بابای جمره ایلول هم میبینتشون.

دافنه و الینا اومدن خرید توپراک میاد کتاب بخره دافنه میگه توپراک اومد بعد الینا باورش نمیشه با هم رابطه داشته باشن دافنه میگه اگه تورو ببینه خجالت میکشه دور وایسا بعد میره پیش توپراک و بهش میگه بابام میزنمت ولی به کسی چیزی نگید و میره تو بغل توپراک الینا هم میبینتشون.
سوگل تو پارک نشسته گونی میاد و یکم با هم حرف میزنن گونی دوباره بهش دروغ میگه سوگل هم میگه میخوان به سرپرستی بگیرنم اونم میگه به نظرم قبول کن.کمال از خونه میاد بیرون ساغر میره پیشش میگه بگو مامانم کجاست اونم میگه باهام بیا ساغر نمیره کمال شمارشو بهش میده میگه اگه مامانتو خواستی بهم زنگ بزن.

جمره و سرکان اومدن سر فبر مامان باباش کلی گریه میکنه بعد میرن جمره به سرکان میگه بچه که بودم عاشقت بودم اونم میگه منم همینطور.ساغر میاد تو موسسه شماره رو میندازه تو سطل سوگل میاد به ساغر قضیه سرپرستی رو میگه اونم بهش متلک میندازه سوگل هم به صدا زنگ میزنه و میگه قضیه سرپرستی رو قبول میکنم اونم خوشحال میشه.

کمال به مسعوده پول میده و نیگه برو خرید کن اونم خوشحال میشه.شب تو موسسه جمره به ایلول میگه فکر کنم عاشق سرکان شدم بعدم ساغر قضیه سرپرستی رو به اونا میگه اونام خوشحال میشن.توپراک برای فریده رمان خریده فریده میره یه قسمت رمانو میخونه بعد توپراک گیتار میزنه فریده هم میاد بیرونو با هم آهنگ میخونن بعدم اشتی میکنن.

 

  • قسمت بیست و پنجم 25 غنچه های زخمی :

کمال میادبه مسعوده میگه من به خاطرتواومدم بهم تهمت زدن،بچه هامیرن مدرسه دفنه رومیبینن جمره میگه خودم حسابش ومیرسم دنبال دفنه میره یه جایی گیرش میندازه بهش میگه تواعتمادبه نفس نداری،حسودی، جمره داره میزنه به دفنه که توپراک میادمیبینه،توپراک بادفنه صحبت میکنه میگه تودخترخاصی هستی دفنه هم کلی ذوق میکنه،یاووز اعترافش و پس میگیره کمال و آزادمیکنن،کمال میاد پیش مسعوده و ایلول،ایلول و بغل میکنه بهش میگه به جون ساغردعاکنید به خاطراون شماخلاص شدیدکمال میگه ایلول هم برگرده خونه ایلول میگه تاتوهستی من نمیام مسعوده عصبانی میشه ایلول میگه اگه من راست بگم چی چجوری راحت میخابی؟سوگل تنهاداخل حیاط مدرسه نشسته گونی میادپیشش میگه خیلی ناراحتم بابام الکلیه مادرم خونه روترک کرده،سوگل اول باورنمیکنه بعددلداریش میده،ایلول به بچه هامیگه کمال گفته به خاطرساغرخلاص شدین ساغرخوشحال میشه میگه مادرم نجاتمون داده،ایلول سرکان و میبینه میره پیشش بهش میگه مادرم آزادشده ولی سرکان چون دفنه داره میببنه سردجوابش میده،دفنه به مارال پول میده میگه ازمسابقه بکش کنارمارال قبول میکنه

 

  • خلاصه قسمت بیست و چهارم 24 غنچه های زخمی :

مسعوده میگه من کمال و کشتم.دخترا رو ازاد میکنن سرکان هم میاد فکر میکنن فهمیدن کمال زندست بعد مسعوده و دستبند به دست ایلول میبینه و میفهمن چی شده مسعوده رو میبرن تو بازداشتگاه ایلول کلی گریه میکنه.نازان و توفیق میان کلانتری نازان میخواد به ایلول حمله کنه جلوشو میگیرن.بعدم سرکان رو با خودشون میبرن.فریده و ایلول هم میرن دنبال بوشرا.دخترا میرن یتیم خونه دخترای دیگه مسخرشون میکنن نریمان میبرتشون تو اتاقش و دعواشون میکنه به سوگل میگه دیگه اونا به فرزندی قبولت نمیکنن و یکم متلک بهشون میگه اونام میرن تو اتاقشون مارال میگه اسم من هم‌در کنار شما لکه دار شد وقتی مشهور بشم درباره گذشتم تحقیق میکنن و همه چی و میفهمن و میره .

دافنه تو خونه از سرکان معذرت میخواد سرکان میگه ایلولو دوست دارم نازان میگه اگه دوسش داری ازش دور بمون وگرنه بدبختش میکنم.بوشرا دم در نشسته و فریده و ایلول میان به خواهر کمال خبر میدن که بیاد بوشرا و متین و ببره اونم میاد و به نسعوده فحش میده که کمالو کشته بوشرا هم میفهمه بعد فریده بهش میگه کمال زندست و بچه ها رو ببر اونم میگه فقط متین و میبرم بوشرا هم با ایلول اینا میره.

بانو یه تلفن برای ساغر میفرسته اونم بهش زنگ میزنه و بانو میگه بیا تو مرکز خرید ببینمت ساغر میره بانو خودشو بهش نشون نمیده ساغر هم تلفن و میشکنه و میره.

فریده میره خونه همش تو فکر اتفاقای امروزه که افتاده توپراک براش چای میاره و میگه همه چیزو از اول شروع کنیم اونم میگه باشه و ولی یکو میخوام که باهاش درد و دل کنم.سوگل که میبینه حال بوشرا و ایلول خوب نیست با دخترا یه رقص و تمرین میکنن اونا میان داخل و براشون میرقصن اونام میخندن بعدم همشون با هم میرقصن.

تو بازداشتگاه سه تا زن پیش مسعوده هستن اونم میگه دخترمو گذاشتم یتیم خونه و شوهرم کاری نکرده باهاش اونام کتکش میزنن و میگن حرف دخترتو نه حرف شوهرتو باور کردی.فردا صبح مسعوده رو میخوان ببرن ایلول و بوشرا هم میان کلی گریه میکنن بعد به مسعوده میگن متین کجاست اونم میگه حواستون بهش باشه و سوار ماشینش میکنن که یه دفعه کمال میاد و میگه من زندم زنم باهام کاری نکرده.

 

  • قسمت بیست و سوم 23 غنچه های زخمی :

فریده میره خونش و توپراک هم نمیتونه جلوشو بگیره.سوگل اینا غذاشونو خوردن و صدا و علی میرن سوگل یکم گوشت میذاره لای نون و برمیداره اونام میبینن و میگن نریم تا بچه خجالت نکشه.توی موسسه ساغر به جای خالی سوگل نگاه میکنه مارال هم متلک بهش میگه سوگل میاد خوشحاله ساغر میگه اونا خوانوادت نیست اونم حالش گرفتع میشه ساغر میره از دلش در میاره و سوگل هم ساندویچو بهش میده.فریده میخواد از دست توپراک فرار کنه نمیتونه توپراک میگه من ازت خوشم میاد اونم میگه به خاطر اینکه غرورم نشکنه اینو میگی و میره.

تو بوفه سوگل میاد میخواد چیز بگیره گونی میگه من برات بگیرم که میگه پول تو از گلوم پایین نمیره بعد گونی میگه معذرت میخوام به خاطر کارایی که کردم بعد دافنه میاد میگه از این معذرت میخوای و میخواد دعواشون بشه که سوگل قبول میکنه دیگه با هم دعوا نکنن با گونی دافنه هم میره.بوراک دنبتلش میره میگه من ازت خوشم میاد دافنه هم میگه تو در حد من نیستی و اونم میره بعد دافنه میگه از استاد توپراک خوشم و میاد سرکان میشنوه.صدا میاد یتیم خونه و به فریده میگه میخوایم سوگل و به فرزند خوندگی بگیریم اونم خوشحال میشه.

دافنه میره تو دستشویی به مارال میگه مطمعنی خون دیدی اونم میگه اره.صدا خوشحال میخواد بره که پلیس میاد و میگه دخترا اینکارو کردن دخترام از مدرسه میان پلیس دستگیرشون میکنه و میبرتشون اونام همش میگن کار ما نبوده.فریده به نریمان میگه چی شده و میره اونم به بانو خبر میده.دافنه تو کلانتری همه چیزو گفته و میخواد بره دخترا میبیننش سوگل میگه دعا کن از اینجا بیرون نیام وگرنه میکشمت اونم میره.

فریده میاد اداره پلیس و کاری نمیتونه بکنه.دافنه میاد خونه و به سرکان میگه از دخترا شکایت کرده نازان میاد قضیه رو میفهمه و سرکان و تو اتاق زندانی میکنه دافنه هم میفهمه که سرکان بوده و پشیمون میشه.نازان هم به توفیق خبر میده میگه بیا.به مسعوده خبر میدن اونم میاد و میره پیش ایلول میگه تو کشتیش اونم میگه نه زندست و تو حرف منو باور نکردی و مسعوده میره.

سرکان همش میگه میخوام برم پیش پلیس توفیق میاد میگه یه طوری اسم تورو پاک میکنیم و سرکان هم از پنجره فرار میکنه و میره.فریده به مسعوده میگه بهت گفتم حرف دخترتو باور کن اونم متینو میده به فریده و میره که به پلیس بگه اون کمالو کشته.ایلول به دخترا میگه همش تقصیر من بود و میگه همه چیو اعتراف میکنم و به مامور میگه.وکیل نازان اینا میاد اونام میفهمن سرکان فرار کرده.مسعوده هم میره پیش مامور و میگه من کمال و کشتم.

 

  • قسمت بیست و دوم 22 غنچه های زخمی :

سرکان به نازان میگه میخوام برم بیرون دافنه هم همه چیزو به نازان که که دخترا چیکار کردن.ساغر همش کارایی میکنه که به پلیس تحویل بدنش ولی کسی اینکارو نمیکنه.(چون میخواد مامانش بیاد و از دردسر نجاتش بده اونم مامانشو ببینه.)ایلول یه سری خوراکی برای مسعوده میگیره اونم فکر میکنه کاره کماله.

ایلول به مارال میگه بیا کمکم کن اماده بشم.جمره هم با فریده خانوم میره خرید کنه برای امشب فریده.سرکان اماده میشه میخواد بره دافنه بهش میگه زیاد به ایلول دل نبند اون قاتله منم به مامان گفتم اونم الان داره به پلیس میگه سرکان فوری به نازان زنگ میزنه و میگه منم بودم اون روزی که پیرهنم خونی بود رو یادته؟من اونو انداختم تو دریا نازان هم شوکه میشه و قطع میکنه و قضیه رو میپیچونه و میاد بیرون گریه میکنه و به سرکان میگه چطور همچین کاری کردی؟.

ساغر رو میارن موسسه نریمان سرش داد میزنه میگه اینکارا چیه میکنی اونم میگه برای اینکه مامانمو پیدا کنم.جمره یکی از دوستای قدیمیشو میبینه بهش نمیگه مامانش اینا مردن و میگه همه چیز روبه راهه.

صدا و علی میان و سوگل رو برای شام میبرن مارال هم هر چی التماس سوگل میکنه که ببرتشش نمیبرتش و میره.نازان میره پیش تیفیک و اونجا دوست دخترشو میبینه که یه زن همسن خودشه و بهش متلک میندازه و قضیه رو بهش میگه بعد میگه باید بیای خونه من از پس بچه ها بر نمیام.سرکان و ایلول اومدن سینما سرکان حالش خوب نیست ولی به ایلول قضیه رو نمیگه فیلم شروع میشه فیلمه ترسناکه ایلول میترسه همش سرکان میخواد دستشو بگیره فیلم تموم میشه بیرون ایلول میگه خیلی ترسیدم سرکان میگه میدونم همش تو رو نگاه میکردم و بعدم به ایلول پیشنهاد دوستی میده اونم فوری قبول میکنه.سوگل پیش صدا و علی خیلی خوشحاله بعد میگه شما چرا بچه ندارید اونام میگن بچه دار نمیشیم و ناراحت میشه.

تو موسسه ایلول میخواد به دخترا بگه که جمره از اتفاقای امروزش میگه اونم چیزی نمیگه.تیفیک و نازان به سرکان میگن چرا اینکارو کردی اونم میگه یارو زندست و من ایلولو دوست دارم.بعد دافنه میاد نازان میگه همچین اتفاقی نیفتاده تو هم دیگه در موردش چیزی نگو اونم شک میکنه.فریده و توپراک میرن بیرون تو رستوران کلی از هم تعریف میکنن بعد یه کیک اشتباهی میارن که روش حلقست فریده میگه باهات ازدواج میکنم توپراک هم مونده چی بگه بعد گارسون میاد و کیک و میبره فریده هم ضد حال میخوره و فوری میره.

 

  • قسمت بیست و یکم 21 غنچه های زخمی :

ایلول و جمره میرسن اونجا ایلول به جمره میگه تو نیا من میرم ولی جمره دنبالش میره و کمال نیست ساغر و نجات میدن.میرن موسسه بانو زنگ میزنه به ساغر میگه دیگه کمال تو و دوستاتو اذیت نمیکنه اونم به دخترا میگه ولی حرفشو باور نمیکنن میرن دنبال سوگل که اونجا خیلی حالش خوبه و صدا و علی خیلی ازش خوششون اومده اونام ازشون معذرت خواهی میکنن و طلاهارو بهشون میدن و میرن.دافنه تو خونه به نازان میگه ابروی منو تو کل مدرسه بردی الان همه منو مسخره میکنن و میره تو اتاقش سرکان هم نازانو دلداری میده.توپراک میاد پیش فریده و بعد کلی مقدمه چینی بهش میگه فرداشب بیا بریم بیرون اونم قبول میکنه دوست فریده اونجاست و به فریده میگه تو عاشق شدی اونم همش میخنده بعدم قرار میذارن که برن لباس بخرن.نازان میاد پیش دافنه و بهش میگه با هم اون دخترا رو میندازیم بیرون میشم همون نازان خانوم و برمیگردم مدرسه اما دافنه بهش محل نمیده.ساغر همش از خانوادش میگه دخترام حرفشو باور نمیکنن اونم ناراحت میشه و میره.مسعوده میخواد کار کنه چون پول نداره.شب مارال به ساغر زنگ میزنه و میگه مادرتم ساغر میفهمه میره و بامارال دعواش میشه دخترا میان اونام قضیه رو میفهمن سوگل میخاد مارالو بزنه ولی جلوشو میگیرن مارال هم میره.بچه ها تو مدرسه برای نمایش دارن اماده میشن که اول برای نقش مقابل گونی دافنه نیره ولی نمیتونه احساسی حرف بزنه سوگل رو میبرن اونم همش به گونی فحش میده استاد میگه شما با هم رو این نقشها کار کنین که مشکل بینتون هم حل بشه گونی خوشحال میشه سوگل هم در نهایت قبول میکنه.صدا میاد موسسه به نریمان میگه میخوایم با سوگل بیشتر وقت بگذرونیم اونم در موردش بد میگه صدا هم پشیمون میشه هدیه صداشونو میشنوه میره به فریده میگه صدا که میخواد بره فریده بهش میگه سوگل دختره خوبیه اونم خوشحال میشه.تو مدرسه سرکان میگه شاید واقعا ساغر خانواده داشته باشه بعدم به ایلول میگه بیا بعد مدرسه بریم سینما اونم میگه باشه ولی اول باید برم دیدن خواهرم.تو دستشویی ساغر و سوگل دارن در باره کارایی که کردن حرف میزنن دافنه هم تو دستشوییه صداشونو میشنوه و شوکه میشه.ایلول میاد پیش بوشرا و بهش پولو میده و میگه به مامان نگو اومدم دیدنت بعد بوشرا میگه مامان‌تو خونه کار میکنه بعد میره خونه و ایلول هم میره.

 

  • قسمت بیستم 20 سریال غنچه های زخمی :

فریده میاد خونه میبینه شیر درسته و شماره لوله کار رو میبینه و میفهمه بعدم خندش میگیره میره از توپراک تشکر میکنه ولی بروش نمیاره که خبر داره.سوگل و ایلول برای جمره کیک درست میکنن ولی شمع ندارن اونم کلی خوشحال میشه و همو بغل میکنن.مارال به نریمان میگه اتاقمو عوض کن اونم مسخرش میکنه و میگه اتاق کنار دریا میخوای مارال میگه اره بعد نریمان میگه برو با سوگل بزنید تو سر و کله همدیگه اتاق نداریم.خترا میخوان برن مدرسه ساغر نمیره میگه مامانم زنگ میزنه سوگل هم عصبی میشه و میره.تو مدرسه گونی دوباره سر به سر سوگل میذاره و جلوی همه میگه دوست دخترمه سوگل هم میزنه تو گوشش و میره همه بهش میخندن.بانو زنگ میزنه موسسه با ساغر حرف میزنه اونم میگه یکی به اسم کمال اذیتمون میکنه میخواد بکشتمون اونم میگه درستش میکنم و قطع میکنه ساغر هم میره اماده بشه که بره مدرسه.جمره از سرکان به خاطر گردنبند تشکر میکنه ایلول میبینتشون بعد جمره میره ایلول هم میگه بیشتر با جمره حرف بزن.مسابقه شروع میشه دافنه میخونه همه کلی تشویقش میکنن.سوگل هم میگه ما هم بریم مارالو تشویق کنیم ما مثه یه خونواده ایم و با دخترا میرن.یه پیرزن هم از ساغر ادرس میپرسه و به ساغر میگه بهش نشون بده اونم میگه باشه و میرن ولی پیره زنه ادم کمال بوده و کمال ساغر و میگیره.مارال هم میره ترانه بخونه بچه ها مسخرش میکنن سوگل اینا میان سوگل میگه برو بخون تا همه بفهمن صدای خوب چیه اونم میخونه که صداش خیلی عالیه همه هم تعجب کردن.دافنه هم داره میترکه.کمال به ساغر میگه طلاهارو بهم بدید اونم میگه گم شده بعد کمال میگه زنگ بزن به ایلول.کمال زنگ میزنه رو گوشی مارال و بهشون میگه ساغر و دزدیده اونام میرن دزدی بکنن.فاطیما به مسعوده پول میده که برای متین شیر خشک بخره اونم ناراحته.دافنه به نازان خبر میده که میخوان یکی از دخترای یتیم خونه رو انتخاب کنن اونم میره که اماده بشه.جمره میارتشون خونه یکی از همشایه هاشون به اسم های صدا و علی و میرن دزدی میکنن در اخر اونا میان جمره و ایلول فرار میکنن ولی سوگل میخوره زمینو و بیهوش میشه و صدا میبینتش.نازان خیلی مسخره میاد مدرسه که دکمههای پیرهشنو بالا پایین بسته دمپایی هم پوشیده همه مسخرش میکنن میگه نمیتونید اون دخترو انتخاب کنید اونام مارالو انتخاب میکنن دافنه هم به نازان میگه باعث خجالتم شدی و میره.کمال ساغرو تو اتاق زندانی کرده و یکی میاد اونم تعجب میکنه ولی نشون نمیده کیه.سوگل بهوش میاد بهشون میگه بذارید اول دوستمو نجات بدم بعد بدینم دست پلیس.

 

  • قسمت نوزدهم 19 سریال غنچه های زخمی :

بانو زنگ میزنه و به ساغر میگه مامانتم اونم گریه میکنه و میگه چرا نمیای پیشم اونم میگه نمیتونم خیلی دوست دارم و قطع میکنه ساغر هم گریه میکنه.بوشرا تصویری با ایلول چت میکنه قضیه نمایش رو بهش میگه اونم میگه پولو برات میارم سوگل میگه میریم دستبند میفروشیم پولو جور میکنیم بعد یکی از دخترا میاد به سوگل میگه ساغر داره گریه میکنه اونم میره.سرکان عصبیه که چرا مامان باباش بهش پول نمیدن میره تو اتاقش توفیق میره دافنه به نازان میگه فکر کنم پولو برا ایلول میخواد.سوگل نیاد پیش ساغر اونم قضیه رو بهش میگه سوگل باور نمیکنه ساغر پای تلفن میشینه اونم میشینه.صبح هدیه میاد میبینه اونجا خوابیدن بیدارشون میکنه نریمان هم میاد سوگل میگه کار تو هس زنگش میزنی میگی مامانتم اونم میگه نه و سوگل و ساغر میرن.نریمان هم به بانو زنگ میزنه و میگه دیگه بهش زنگ نزن.تولد جمره هست سرکان به دافنه میگه اونم قضیه گردنبندو بهش میگه سرکان میره اون کافه و قضیه رو بهشون میگه و پولو میده گردنبندو میگیره.فریده شیر اب خونش خراب شده به توپراک میگه و میره سر کار اونم بلد نیست زنگ میزنه لوله کار بیاد.نازان میاد موسسه و سر ایلول داد میزنه فریده میاد نازان قضیه رو میگه ایلول میگه خبر ندارم نازان میره فریده میگه چیزی رو که مخفی نمیکیند؟اونام میگن نه و میرن.دخترا دارن دستبند میفروشن سرکان میاد ایلول بهش میگه مامانت اومد سرم داد زد و میگه من از تو پول نمیخوام و میره جمره میاد قضیه رو بهش میگه بعد سرکان تولدشو تبریک میگه جمره میگه خنده های مامان بابامو یادم نیست همش اونا رو غرق در خون میبینم.کمال زنگ میزنه موسسه ساغر جواب میده بهش میگه طلاهارو به ایلول بگو بیاره ساختمون پشت بیمارستان و قطع میکنه دخترا میان ساغر بهشون میگه اونا میترسن سوگل میگه همه با هم بریم بهش بگیم گم شده فریده هم حرفاشونو میشنوه.بعد ایلول یواشکی میره فریده هم به توپراک زنگ میزنه و پشت سرش میرن.ایلول میره اونجا و به کمال قضیه رو میگه کمال هم میخواد خفش کنه فریده و توپراک میرسن و کمال با توپراک درگیر میشه بعدم فرار میکنه ایلول هم همه چیزو بهشون میگه.سرکان گردنبند جمره و عکس تولد پارسال جمره رو به عنوان کادو میده به مارال میگه بده جمره و اونم میدتش و جمره هم کلی خوشحال میشه.فریده میگه باید ازش شکایت کنی ایلول میگه خجالت میکشم و میره توپراک میگه باید راضیش کنیم.شب فریده و توپراک میرن به مسعوده میگن باز حرفشونو باور نمیکنه.سوگل هم تو موسسه ایلول رو سرزنش میکنه که چرا تنها رفته پیش کمال.

 

  • قسمت هجدهم 18 غنچه های زخمی :

دخترا میخوان برن مدرسه هدیه به ایلول میگه نریمان کارت داره اونم میره میبینه کمال اونجاس میترسه.فریده میاد میبینه دخترا نرفتن اونام میگن منتظر ایلول هستیم هدیه میگه باباش اومده دخترا میترسن ایلول گریه میکنه میاد میگه بالاست بعد ساغر میگه به جرم دزدی تحت تعقیبه فریده به پلیس زنگ میزنه ولی کمال فرار میکنه بعدم قضیه رو به نریمان میگه بعدم دخترا رو میبره مدرسه.جنک سوگل رو مسخره میکنه گونی جلوشو میگیره.یه خدمتکار برای دافنه اینا اومده دافنه باهاش بدرفتاری میکنه سرکان میگه چرا اینکارو میکنی اونم میگه عادت دارم.تو مدرسه سرکان و ایلول با هم حرف میزنن سرکان میگه من دوس دارم باهات باشم ایلول هم میخنده با هم میرن سر کلاس.تو کلاس دافنه به مارال پول میده میگه زنگ که خورد برامون چایی بخر.ایلول و سرکان میان بعد دوباره جنک متلک میندازه و سوگل صدا میده دافنه هم حرصش میگیره که چرا گونی از سوگل دفاع میکنه.برای مدرسه بوشرا پول لازمه مسعوده پول نداره صاحب خونه هم میگه اجارمو بدید اونم سکه هایی که کمال بهش داده بود رو برمیداره که بفروشه.توپراک اومده دنبال فریده نریمان فک کنم منتظر دخترای موسسه هست میگه اینا دست من امانتن فریده میاد قضیه رو میفهمه توپراک و فریده میرن.تو بوفه دافنه به مارال میگه مسابقه خوانندگیه مارال میگه شرکت کنم بعد میگه نمیخوان رقیب تو بشم که دافنه میگه اشکالی نداره برو شرکت کن اونم میره فرمشو پر کنه.مسعوده بوشرا رو میذاره تو موسسه و میره پیش کمال و بهش پول میده اونم دوباره از ایلول بد میگه.سرکان میاد پیشش باباش میگه پول میخوام ۱۰۰ هزار تا ولی نپرس برای کی اونم میگه خبرت میدم.جمره اومده سر قبر مامان باباش و از ساغر براشون میگه بعد میگه من همش شماهارو غرق در خون میبینم و کلی گریه .مسعوده تو حیاط موسسه هست سوگل میگه حرف دخترتو باور کن اونم محل نمیده و میره.توفیق میاد خونه و به نازان میگه اونام فکر میکنن سرکان مواد مصرف میکنه و اتاقشو نیگردن دافنه میاد بهش میگن اگه مصرف میکنه بگو اونم میگه چرت نگید سرکان خلافش اینه که با دخترای یتیم خونه میگرده اونام میرن تو فکر.فریده به توپراک قضیه رو میگه بعدم توپراک نریمان و رو مسخره میکنه و فریده میگه الان فکر میکنه بین ما رابطه ای هست و اینجا دوتاشون کلی دیوونه بازی در میارن.مارال داره تکلیفهای دافنه رو حل میکنه سوگل مسخرش میکنه.مسعوده هم تو خونه غذا نداره درست کنه بوشرا هم ناراحته.بانو به ساغر زنگ میزنه و میگه من مامانتم.

 

  • قسمت هفدهم 17 غنچه های زخمی :

کمال به مسعوده کلی دروغ در مورد ایلول میگه.میگه همش ایلول بهم‌نزدیک میشد بهم چاقو زد با سنگ زد تو سرم.بعد فریده و توپراک میان خونه مسعوده اونم اول نمیخواد راهشون بده ولی بالاخره راهشون میده اونام در مورد ایلول و کمال صحبت میکنن مسعوده میگه همچین چیزی نیست اونام میخوان برن که تومراک عکس کمال رو میبینه و میفهمه همونیه که دیشب دیده به فریده هم میگه اونام میفهمن که کمال به ایلول تجاوز میکنه.سوگل میره تو استخر ساغر و جمره نیستن گونی میاد میفهمه نقشه بوده بعد گونی رو میندازه توی استخر اونم ادای مرده ها رو در میاره سوگل میترسه میکشتش بیرون بهش تنفس مصنوعی میده دافنه هم فیلمشونو میگیره بعد گونی یهو لب سوگل رو میبوسه اونم عصبی میشه و میره.دافنه فیلمو رو گوشی همه بچه ها میفرسته بعد سوگل میاد بهش میگه سوگل هم با دافنه دعواش میشه گوشی دافنه هم میشکونه به مارال هم میگه حساب تو هم میرسم و میره.ساغر نمیتونه خانوادشو پیدا کنه مثل دیوونه ها به هر کس تو خیابون میبینه میگه تو مامان بابای منی جمره هم نمیتونه جلوشو بگیره.کمال میفهمه بوشرا به ایلول گفته و فرار میکنه پلیس میاد ولی کمال رفته.ایلول همش مضطربه میگه یعنی پلیس دستگیرش کرده یا نه که فریده باهاش کار داره میره پیشش فریده میگه میخوام بهت کمک کنم اونم میخواد همه چیو بگه که کمال زنگ میزنه بهش میگه فردا طلاهارو میاری جایی که میگم اونم گریه میکنه فریده میاد دیگه به فریده هم چیزی نمیگه و میره.جمره و ساغر برمردن موسسه ساغر گریه میکنه سوگل بغلش میکنه و با هم اشتی میکنن.سوگل میره به نریمان میگه ساغر رفته دنبال خانوادش اگه واقعا میدونید بهش بگید جاشونو اونم میگه نمیدونم و سوگل میگه بس بهش امید الکی نده و میره نریمان هم زنگ میزنه به مامان ساغر و میگه دخترت دنبالته.دختره میفهمن طلاها نیست و به همدیگه میگن طلاهارو تو برداشتی و دعواشون میشه در نهایت اشتی میکنن.مارال میترسه بره تو اتاق ولی میره بعدم سوگل قضیه رو به دخترا میگه.فریده به توپراک میگه ایلول میخواست همه چیزو بهم بگه ولی منصرف شد اونم مه با هم از ایلول مراقبت میکنیم.دخترا از هم معذرت خواهی میکنن مارال هم همش میترسه سوگل بلایی سرش بیاره.

 

  • قسمت شانزدهم 16 سریال غنچه های زخمی :

سرکان و دافنه میان خونه سرکان به نازان از اینکه توفیق عاشق شده نمیگه و میگه تو هتل تنها میمونه.اونم خوشحال میشه دافنه هم عصبی میشه.

توپراک و فریده میان بشتنی بخرن توپراک میگه به خاطر شغلت تحسینت میکنم فریده هم یکم از دخترا میگه بعدم با توپراک میرن.

ایلول خواب میبینه کمال اومده اونجا و میترسه از خواب میپره دوباره میخوابه ومال میخواد ایلولم کلی ترسیده کمال میگه طلاهامو بده اونم جیغ میزنه فریده و توپراک صداشو میشنون و با عجله میان داخل کمال فرار میکنه توپراک میره دنبالش و میبینتش ایلول بهشون چیزی نمیگه توپراک میگه به نظرم داره دروغ میگه.

صبح ایلول تو موسسه به دخترا میگه سوگل میگه وقتی خواستیم طلاهارو بهش بدیم پلیس هم خبر میکنیم.بعدم با ایلول میرن جمره و ساغر نمیرن.صبح از کلانتری به مسعوده زنگ میزنن بهش میگن رو چاقو اثر انگشت نبوده اونم به بوشرا میگه بمون پیش برادرت خودشم میره پیش ایلول.

جمره و ساغر میان از زیر زبون هدیه حرف میکشن و ادرس نونوایی که ساغرو اونجا گذاشتن میفهمن و میرن.دافنه و مروه و الینا با مارال سلفی میگیرن.بعد دافنه به مارال میگه تو گردنبند مامانمو دزدیدی اینم مدرکش مارال ترسیده دافنه میگه باید یه چیزی پیدا کنی تا اونا رو از اینجا بندازم بیرون اونم قضیه خون رو میگه دافنه هم میگه یعنی به سرکانم ربط داره.

ایلول و سوگل به سرکان میگن بعد مسعوده میاد ایلول رو کشون کشون میبره میگه میخوام بدمت دست پلیس همه بچه ها هم میبینن‌.سوگل و سرکان نمیتونن جلوشو بگیرن ایلول میگه میخواستم بکشمش چون بهم تجاوز کرد مسعوده بهش سیلی میزنه ایلول میگه کمال زندست دیشب اومد مسعوده باز عصبانی میشه.

توپراک میاد میگه چخبره مسعوده میره توپراک هم ایلولو میبره موسسه بعدم به فریده میگه اونم میگه باید بریم خونشون.جمره و ساغر نونوایی رو پیدا میکنن ساغر چن تا کیسه ارد میبینه و تصور میکنه خودش اونجا بوده و اشک تو چشمش جمع میشه.مارال تو مدرسه به سوگل میگه ساغر و جمره رفتن استخر اونم میره.بعد مارال به سرکان میگه واقعا ایلولو دوس داری اونم میگه اره.

دافنه به گونی میگه سوگل دوتامونو اذیت کرد بیا انتقام بگیریم.مسعوده میاد خونه کمال اومده به کمال سیلی میزنه میگه پلی دنبالته بعدم میگه تو به ایلول تجاوز کردی؟ایلول زنگ میزنه خونه بوشرا بهش میگه کمال اومده اونم میگه به کسی نگو با من حرف زدی و قطع میکنه و زنگ میزنه کلانتری میگه میخواستم گزارش دزدی بدم.

 

  • قسمت پانزدهم 15 سریال غنچه های زخمی :

ساغر تو حیاط نشسته دخترا میان ایلول بهش میگه بیا بریم مدرسه سوگل میگه باهاش حرف نزن بعد ساغر میگه من میدونم خانواده دارم سوگل هم عصبانی میشه میگه هیچکس مارو نخواست بعدم همشون گریه میکنن فریده میاد ولی به اون چیزی نمیگن و میرن.هدیه میره به فریده قضیه رو میگه اونم میره که به نریمان بگه دیگه رو بچه ها دست بلند نکنه میفهمه که نریمان میخواد سوگل رو بفرسته یه موسسه دیگه به نریمان میگه اگه همچین کاری بکنی منم میرم میگم رو بچه ها دست بلند میکنی اونوقت به جای سوگل تورو میفرستن اونم عصبی میشه.

تو مدرسه دخترا به سرکان قضیه رو میگن اونم میگه اگه زنده باشه فقطمامانت میدونه بهش زنگ بزن ایلول زنگ میزنه فاطیما جواب میده بهش قضیه رو میگه بعدم ایلول و سرکان میرن پزشکی قانونی.

مارال میره پیش دافنه بهش محل نمیده میگه هر وقت فهمیدی بین سوگل و گونی چی هست باهات دوست میشم اونم میره پیش سوگل میگه من گونی رو میدم به تو برای خودت سوگل میره به گونی میگه تو ازم خدشت اومده مارال رو میفرستی اونم میگه چرند نگو بعد سوگل جلوی همه به گونی میگه که دافنه عاشقته گونی هم میگه دافنه هنوز بچست دافنه هم عصبی میشه و میره.

مسعوده میاد پزشکی قانونی جسد و میبینه ولی نشون نمیده که چیزی بگه ایلول و سرکان هم میرسن مسعوده میاد بیرون ایلول میبینتش میره پیشش میگه خاله فاطیما بهم گفت مسعوده هم میگه کمال نبود.دافنه تو سالن ورزش داره گریه میکنه گونی میاد به دافنه میگه تو مثل خواهرمی دافنه هم میگه من از مردای بالغ مثل اقا توپراک خوشم میاد و میره.ساغر میاد موسسه و ناراحته.

دافنه به مارال میگه از دستت عصبانی نیستم و بیا بعد مدرسه بریم خونمون اونم قبول میکنه.سرکان و ایلول مسعوده رو میارن خونه بعد ایلول میره داخل درو میبنده.وقتی میخواد بره میبینه سرکان منتظرش وایساده بعد با هم میرن.مارال و دافنه میرن خونه دافنه مارال همش از خونه تعریف میکنه نازان میاد میگه این کیه دافنه میگه هم کلاسیمه بعد با مارال میرن تو اتاقش و مارال شوکه شده که چقد دافنه لباس و وسایل داره بعد مارال از یه گردنبند خوشش میاد دافنه میگه بر دار مال خودت.

شب ساغر برای شام نیومده سوگل همش نگرانشه..جمره هم ساندویچو میده به ساغر اونم میخوره ساغر میگه فردا میخوام برم دنبال خانوادم جمره میگه منم باهات میام.ایلول تو حیاطه که فریوه میاد و میبینتش و با خودش میبرتش خونش.سوگل میفهمه ایلول نیست میترسه هدیه بهش میگه با فریده رفته.توپراک به فریده میگه بیا بریم بستنی بخوریم اونم میگه ایلول هست نمیشه ایلول میگه شما برید من راحتم اونام میرن

 

  • قسمت چهاردهم 14 سریال غنچه های زخمی :

یاووز توی زندان اعتراف میکنه که با کمال بوده.ودات میاد دنبال فریده میبینه با توپراکه بهش میگه با بابات صحبت کردم از این تونه میریم فریده هم عصبی میشه میره به باباش میگه از ودات جدا شدم بهم خیانت کرده اونم وداتو بیرون میکنه.

پلیسا میان تو دم خونه و به مسعوده میگن کمال دزدی کرده طلا دزدیده بعدم خونه رو میگردن اونم یادش میاد که کمال قبل رقتنش بهش طلا داده.نازان اعصابش خورده و داره خونه رو تمیز میکنه سرکان میاد به سرکان میگه شماهام میرید یش باباتون من تنها میمونم اونم میگه همچین چیزی نیست و ارومش میکنه.

صبح دخترا دارن میرن مدرسه مارال میبینه یه نامه برای ایلول اومده بهش میده بعدم سوگل مارال و دک میکنه که بره بعدم پاکتو باز میکنن دستبند ایلول داخلشه اونم میگه پای رودخونه گمش کردم بعد یه نوشتم داخلشه که نوشته دلت برای عمو کمالت تنگ شده؟.اونم به دخترا میگه کمال زندست همشون شوکه میشن.

ساغر میره پیش نریمان و بهش میگه بهتدن میگم اونشب چرا این اتفاق افتاد ولی پاکتو بهم بدید اونم میگه باشه بعد میگه اونشب سوگل از عمد اعتراض راه انداخت بعد نشون نمیده که چی میگه.جمره میگه کارمون تمومه میاد و میکشتمون بعد سوگل متوجه میشه که ساغر نیست هدیه میاد بهشون میگه نریمان کارتون داره زود بیاید.

توپراک داره ورزش میکنه سرو صدا میکنه فریده بیدار میشه میره بهش میگه یواشتر نمیذاری بخوابم.بعد وزنه رو میبینه میگه یعنی اینقد زورت زیاده که اینو بلند میکنی.بعدم میفهمه دیرش شده و سریع میره.دخترا میرن ساغر از تو اتاق نریمان بیرون میاد پاکت دستشه میره بیرون.کاغذ توی پاکتو میخونه و گریه میکنه.

ایلول میخواد همه چیرو به نریمان بگه که ساغر میاد و میگه بهم دروغ گفتی نریمان لیست غذاهارو داده به ساغر بعد ساغر میگه منم بهت دروغ گفتم اونشب رفتن بار همه تو موسسه بودن که نریمان میخواد بهش سیلی بزنه سوگل دستشو میگیره و میگه نمیذارم اونم عصبی میشه و بیرونشون میکنه.هدیه به دخترا میگه نباید اینکارو میکردین.

ایلول میگه میرم به پلیس همه چیو میگم سوگل میگه دیونه نشو.سرکان و دافنه برای نازان ساندویچ درست میکنن ولی اون نمیخوره.به مسعوده زنگ میزنن میگن یه جسد تو اب پیدا شده برای شناسایی بیا اونم شوکه میشه.

 

  • قسمت سیزدهم 13 سریال غنچه های زخمی :

فاطیما میاد تو اتاق پیش مسعوده اون زنی که اونجاست بهش میگه که ایلول دسته چاقو رو پاک کرده.دافنه تو مدرسه با زرنگی به مارال نزدیک میشه و میگه با هم دوست بشیم و اینا تو مثل اونا نیستی اونم قبول میکنه.

ایلول به دخترا میگه مامانم گفته تا وقتی کمال برگرده بیا خونه جمره میگه اون که دیگه برنمیگرده سوگل میگه باید همه چیو فراموش کنیم سرکان میاد سوگل به سرکان میگه مارال خونو دیده بعدم همشون به ایلول میگن ما همیشه کنارتیم نگران نباش.توفیق میاد خونه و به نازان میگه باید جدا شیم اونم شوکه میشه.

ایلول داره وسایلشو جمع میکنه جمره بهش میگه برو دیگه هم اینجا نیا.بعدم ایلول میره که به نریمان بگه میخوام برم.فریده هر چی منتظر تاکسی وایمیسه هیچکی نیست مجبور میشه با توپراک بره چون باباش داره میاد.

نریمان به ایلول میگه فعلا برات مرخصی رد میکنم مامانت که حالش خوب شد بیاد برگه هارو امضا کنه ببرتت اونم میگه باشه.فریده یه جایی دورتر از خونه پیاده میشه باباش اومده و میرن با هم میرن داخل.نریمان به ساغر میگه بیا پیشم میخواد از زیر زبونش حرف بکشه بهش یه پرونده نشون میده میگه ادرس خانوادت داخل اینه بهم بگو قضیه چی بوده تا بهت بگم ولی اون چیزی نمیگه نریمان میگه روش فکر کن.

فاطیما تو خونه قضیه چاقو رو به مسعوده میگه اونم میره تو فکر.ساغر از اتاق نریمان میاد بیرون میگه میخواست از زیر زبونم حرف بکشه ولی چیزی بهش نگفتم بعدم با سوگل و ایلول میرن که ایلولو بدرقه کننایلول میاد خونه مسعوده قضیه رو بهش میگه اونم میگه من کاری نکردم و اینا بعد میخواد بگه شوهرت بهم تجاوز کرد که مسعوده بهش سیلی میزنه و میگه کمالم نمیکنه همچین کاری.ایلول هم میگه تو فقط برای من مادری نکن و با گریه از خونه میره.

توفیق یه برگه به نازان میده میگه امضا کن اونم پارش میکنه بعدم دافنه و سرکان میان قضیه رو به اونا هم میگه توفیقو هم از خونه بیرون میکنه.ایلول همش گریه میکنه مارال هم در مورد مسعوده بد میگه سوگل میبرتشون بیرون ساغر میگه دوستا بهتر از خانواده هستن سوگل هم میگه خودم خانوادتو برات پیدا میکنم.

شب دافنه به نازان میگه الکی که از هم جدا نمیشید نازان هم میگه دیگه شما پدری ندارید.مسعوده میره پتو رو بکشه رو بوشرا اون نمیذاره و میگه منم مثل خواهرم بفرست یتیم خونه.

ودات اومده پیش فریده و پدرش و میگه کارای عروسی رو بکنیم.فریده همش باهاش سرده باباش هم میفهمه.فریده میره بیرون توپراک میاد فریده هم میگه ودات داره سوء استفاده میکنه توپراک هم میخنده.

 

  • قسمت دوازدهم 12 سریال غنچه های زخمی :

بچه مسعوده رو میارن اونم همش نگرانه کماله ایلول هم ترسیده دخترا تو موسسه حالشون بده جمره میگه همش تقصیر منه هر جا میرم بدشگونی میبرم باعث میشم همه بمیرن و میره بیرون.

شب سرکان حالش خوب نیست توفیق میگه چی شده اونم چیزی نمیگه و دافنه میگه دیشب تا صبح با گونی بوده و نازان هم به توفیق متلک میندازه.

مسعوده میخواد چاقو رو بده به پلیس ایلول به سرکان زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم بهش میگه چاقو رو پاک کن.

توپراک میره خونه گیلاس خریده میخواد به فریده هم بده درشو میزنه فریده میاد بعدم ودات میاد فریده میره ظرف بیاره ودات به توپراک میگه خوب ادای همسایه هارو درمیارید توپراک میره.

پلیس میاد مسعوده به ایلول میگه چاقو رو بیار اونم پاکش میکنه که اون زنی که تو اتاقه میبینه.فریده به ودات میگه فقط چن روز باید نقش بازی کنیم حال بابام خوب نیست بعدم بهش میگه بره اونم میره توپراک هم از تو بالکن میبینتش و خوشحال میشه بعدم گیتار میزنه و میخونه فریده میره بهش میگه ما با هم اشتی نکردیم به خاطر بابام که قلبش درد میکنه مجبوریم نقش بازی کنیم توپراک هم میگه به من ربطی نداره و میگه خوابم میاد فعلا فریده هم میره.

سرکان تو حیاط تو فکره دافنه میاد پیشش میگه میدونم دیشب با گونی نبودی اونم میگه درسته با ایلول بودم دافنه در مورد ایلول بد میگه سرکان میگه اینطوری نگو چرا تقلبو انداختی تو کیفش که دافنه میگه با مامان تقلبی کردیم اون نگهبانی داد من تقلبو نوشتم.

مارال تو حیاط موسسه خون میبینه میره به دخترا میگه یه قتل تو حیاط پشتی انجام شده اونام میترسن میرن پاک کنن نمیشه روش نوشابه و ابمیوه میریزن مارال هم با دخترا میان و همه با مارال میخندن و میرن.

صبح فاطما میاد پیش مسعوده و ایلول هم میاد که بره مدرسه.نریمان داره حیاط و نگاه میکنه و ابمیوه رو میبینه به هدیه میگه بهشون بگو بیان جمع کنن.مارال تو مدرسه میخواد از زیر زبون ایلول حرف بکشه اونم بهش میگه بهم حمله کرد که یه دفعه سوگل اینا میرسن و ایلول میگه قضیه رو بهش گفتی اونم میگه دروغ میگه جمره میگه من با ایلول دعوام شد. مارال میگه پس کی رو میخواستید پیدا کنید جمره میگه یکی تو دفترم فحش نوشته بود اونو میخواستیم پیدا کنیم.مارال میره جمره هم به دخترا میگه نباید به کسی چیزی بگیم.

 

  • قسمت یازدهم 11 سریال غنچه های زخمی :

سرکان میخواد بره خدمتکارشون میاد میگه چرا پیرهنت خونیه نازان هم میگه چی شده سرکان میگه با گونی بودیم یکی به سگ زده بود منم بردمش کنار خیابون نازان هم به گونی زنگ میزنه اونم میگه اره ولی شک میکنه.

سوگل و جمره اینا نوشته رو پاک میکنن بعد مارال دوباره متلک میندازه سوگل سرش داد میزنه اونم قهر میکنه بعد سوگل به مارال پول میده و به ایلول زنگ میزنه و قضیه رو میگه اونم میترسه بوشرا و فاطما هم میان بیمارستان.

فریده برمیگرده ماشین کمالو پیدا میکنن سوگل تو مدرسه به سرکان میگه تو نوشتی اونو اونم میگه نه.گونی از سرکان میپرسه دیشب چی شده اونم میگه همون که مامانم گفت گونی میگه منو نمیتونی گول بزنی اگه بهم نگی میرم به مامانت میگم اونم میگه پس منم میگم که به دخترا افترا زدیم و میره.

سوگل سر کلاس توی کیف گونی اسپری رنگ میبینه فکر میکنه کاره اونه میخواد بره باهاش دعوا کنه ساغر جلوشو میگیره میگه درست ازش بپرس.

بچه مسعوده به دنیا میاد پسره و هر چی دنبال کمال میگردن پیداش نمیکنن به یاووز هم زنگ میزنن ولی پلیس اونو دستگیر کرده و به پلیس میگه تنها بودم کسی دیگه باهام نبود.

جمره تو دستشوییه دافنه و الینا و مروه میرن و مسخرش میکنن اونم میگه ممنونم که یه کاری کردین یادگار مامانمو بدم و جمره قدیمی رو اونجا خاک کنم و میره.

سوگل میاد پیش گونی و ازش در مورد اون نوشته میپرسه اونم میگه چه نوشته ای من نمیدونم و میره.مامان فریده بهش زنگ میزنه و میگه بابات میخواد بیاد که با ودات صحبت کنه اونم نمیدونه که چی بگه.

سرکان اومده بسکتبال بازی کنه ولی فکرش مشغوله توپراک میاد میگه بهم بگو چی شده اونم چیزی نمیگه و میره.شب همه شون ترسیدم سوگل میگه تا الان اتفاقی نیافتاده اون منظورش ما نبودیم.

راننده تاکسی میاد و چاقویی که تو ماشین بوده میده به مسعوده و میگه دیگه شوهرت دم در خونه من نیاد و میره ایلول هم ترسیده چون اون چاقوییه که به کمال زده مسعوده هم پلیس خبر میکنه که بده به پلیس.

شب دافنه سر میز دوباره صحبتو میکشونه به سرکان نازان میگه جلو بابات نکن.بعدم به توفیق متلک میندازه که دستیارتو هم با خودت بردی جلسه.

 

  • قسمت دهم 10 سریال غنچه های زخمی :

ایلول میاد پیش کمال اونم میخواد بهش نزدیک بشه ساغر و سوگل میان جلوشو بگیرن اونا رو میزنه ایلول هم یه سنگ میزنه تو سر کمال و میفته سوگل میگه مرده(در اصل کمال نمرده)بعدم ایلول قضیه رو تعریف میکنه براشون.سوگل میگه باید جنازه رو ببریم و ایلول میگه سرکان کمکم میکنه و میره بهش بگه سوگل یه اعتراض راه میندازه دخترا میگن غذای خوب میخوام و باید توالت ها تعمیر بشه دیگه هم کشیده بهمون نزنی.نریمان هم از پسشون بر نمیاد به فریده خبر میده.

ایلول از توی فیسبوک به سرکان پیام میده اونم میاد بعد میخوان جنازه رو ببرن جمره میاد که ساغر میگه اینو هم بکشیم؟سوگل میگه چرت نگو بعدم قضیه رو به جمره میگن اونم میگه به کسی نمیگن همشون میرن که کمال رو بندازن تو رودخونه.فریده بچه ها رو اروم میکنه.دخترا کمال و میندازن تو رودخونه و میرن ماشینو پاک کنن طلاها رو میبینن سرکان میگه خوبه اینا رو بر میداریم که فکر کنن دزدی کردیم بعدم همشون قسم میخورن که چیزی به کسی نگن.سرکان میاد خونه نازان میگه تا صبح کجا بودی اونم چیزی نمیگه و میره تو اتاقش‌.

نریمان قانونا رو عوض میکنه مارال به سوگل میگه دیشب اعتراض راه انداختی بعدش غیبتون زد کجا بودید اونم میگه همین دور و برا بودیم.دخترا تو اتاق نگرانن که فریده میاد به ایلول میگه حال مامانت بد شده و بردنش بیمارستان اونا میرن.

سوگل و ساغر میرن طلاهارو چال میکنن.تو بیمارستان مسعوده به ایلول میگه به کمال خبر بده تا اونم بیاد.دخترا میخوان برن مدرسه میان تو حیاط یکی با رنگ توی حیاط نوشته میدونم دیشب چیکار کردین.اونام شوکه میشن.بعد ساغر میگه کار جمره هست اونم میگه من نکردم بعد مارال میاد میبینه میگه خوب حالا بگین دیشب چه غلطی کردین که سوگل میگه منظورش همون اعتراض دیشب بوده و میره رنگ میاره بزنه روش.

فریده به ایلول میگه نمیدونی کمال کجاست به تلفنش زنگ میزنم جواب نمیده اونم میگه نمیخوام راجب اون ادم چیزی بشنوم و میره.نازان و دافنه و سرکان دارن صبحونه میخورن دافنه غر میزنه میگه من اگه دیر بیام مامان باهام چیکار که نمیکنه ولی تو تا صبح بیرون باش کاریت ندارن.نازان به سرکان میگه دیشب کجا بودی میگه با بچه ها یکم گشتیم و بعدم بلند میشه که بره.

 

  • قسمت نهم 9 سریال غنچه های زخمی :

بچه ها امتحانشونو میدن دافنه تقلبشو میندازه تو کیف ایلول سرکان میبینه بعد دافنه به معلمشون میگه ایلول تقلبی کرد من دیدم.بعد سرکان میگه من تقلبو انداختم تو کیفش.ایلول میخواد بره پیش بوشرا کمال دم در مدرسه وایساده.

دافنه میره به جمره میگه ما دوستای قدیمی هستیم بیا بعد مدرسه بریم یکم بگردیم اونم قبول میکنه و باهاش میره ساغر میگه ببین دو دقیقه ای ما رو فروخت مارال هم میگه اگه منم یه دوست پولدار داشتم همین کارو میکردم.

سوگل میره دم در ایلولو کمالو میبینه بعد کمال میره ایلولم دوباره حرف نمیزنه و میره.

یه اشپز جدید اومده تو موسسه غذاهایی که درست میکنه خیلی بده هدیه میره به فریده میگه اونم میره به نریمان میگه ولی نریمان به حرفش محل نمیده.

سرکان میاد خونه نازان میگه چرا تقلبی کردی اونم میگه دافنه کرد انداخت تو کیف ایلول نازان هم میگه دافنه نمیکنه.دافنه و جمره و آلینا و مروه اومدن بیرون بعد هی به جمره متلک میندازن.

فریده میره خونه میبینه ایرم همه جارو بهم ریخته.پلیس میاد پیش کمالو ادرس یاووز دوستش که با هم دزدی کردن و ازش میپرسه اونم میگه نمیدونم.فریده دیگه کلافه شده میره به توپراک میگه بیا نجاتم بده اونم میگه باشه.

دخترا توی یتیم خونه غذاهارو نمیخورن و اعتراض میکنن میگن ما غذای خوب میخوایم نریمان هم میاد سرشون داد میزنه.جمره اینا میرن غذا بخورن که اون هیچی نمیخوره دافنه اینا به بهانه مختل میرن اونم مجبور میشه به جای پول گردنبندی که مامانش بهش داده رو بده.

شب ساغردوباره میگه خانواده دارم و اینا سوگل هم بهش میگه بیا بریم تو اتاق نریمان رو بگردیم و میرن هدیه میاد اونام فرار میکنن هدیه هم برای نریمان زنگ میزنه.

کمال وسایلاشو جمع کرده میخواد بره میگه برادر یکی از دوستام مرده چن تا سکه هم میده به مسعوده میگه برای خرج زایمانت خریدم.فریده و توپراک جلوی ایرم طوری رفتار میکنن انگار دوست دختر و دوست پسر هستن اونم یه کشیده به توپراک میزنه و میره.

کمال زنگ میزنه موسسه به ایلول میگه بیا حیاط پشتی وگرنه پلیس میگم بیاد اونم میره.سوگل هم مشکوک شده.

 

  • قسمت هشتم 8 سریال غنچه های زخمی :

دوست فریده اومده پیشش و میگه ودات پشیمونه بعد ودات پیام میده میگه سهممو که برای اجاره خونه دادم بهم پس بده.

ساغر میاد به سوگل میگه جمره رفته دستشویی بیرونم نمیاد اونم میترسه و میره مرال تو دستشوییه بعد جمره میاد سوگل میگه ترسیدم دوباره خودتو بکشی ساغر هم صداشونو میشنوه.میره به نریمان میگه اونم ادرسو بهش نمیده.

مسعوده به کمال میگه دیگه نمیخواد به کسی کمک کنی ایلول زنگ میزنه خونه مسعوده بهش میگه کمال میگه خوبه چاقو رو دارم اونم شوکه میشه نریمان میره سر جمره داد میزنه اونم میره به سوگل میگه بعد میفهمن کار ساغر بوده میخوان بزننش فریده میاد جداشون میکنه و قضیه خودکشی و میفهمه میگه منم نامزدم بهم‌ خیانت کرده پس بیاین با هم خودکشی کنیم.

کمال میره ماشینو بده به دوستش اونم میگه یه پیرزنه هست تنهاست خیلی پول داره بریم بدزدیم کمالم قبول میکنه.شب دخترا ریاضی بلد نیست جمره بهشون یاد میده ساغر هم ازش معذرتخواهی میکنه.

دافنه ماسک زده و ترانه میخونه نازان میاد میگه ریاضی خوندی اونم میگه اره نازان بهش میگه اگه نمرت از اون دخترای یتیم خونه کمتر شد من میدونم و تو.بعدم میره پیش سرکان و میبینه داره برای ایلول پیام میده از دست اونم عصبانی میشه.

کمال و دوستش میرن دزدی میکنن و یکی صورت دوستشو میبینه اونم بهش یه مقدار پول میده و میگه از اینجا یه مدت برو طلاهارم خودش برمیداره.شب ساغر به سوگل میگه نریمان بهم گفت جای پدرو مادرمو بهم میگه که منم گفتم.یه نفر اومده پیش توپراک همش بهش میگه دوست دارم بعد فریده میاد اونو میبره پیش خودش و اونم همش حرف میزنه فریده هم میره بخوابه.

فردا صبح فریده میره سر کار ولی ایرم هنوز اونجاست.توپراکو میبینه بهش میگه همتون مثه همید و میره.تو مدرسه دافنه میفهمه جمره به دخترا ریاضی یاد داده میگه حسابشو ازش میپرسم.سرکان هم به ایلول میگه برو خودتو معرفی کن گونی میاد ولی ایلول بهش محل نمیده و میره.

دافنه میره که جوابای ریاضی رو برداره نازان میاد اول بهش میگه بذارش سر جاش ولی بعد بهش میگه جوابارو بنویس اونم مینویسه و میره.

 

  • قسمت هفتم 7 سریال غنچه های زخمی :

جمره میره خونشون ولی املاکی قفل رو کلا عوض کرده و داد میزنه که چرا در باز نمیشه
ایلول قضیه دزدی رو به سوگل میگه مارال با پول دزدی برا خودش لوازم ارایش خریده . ایلول و سوگل و ساغر توی دستشویی به مارال به خاطر دزدی که کرده یه درس حسابی میدن .سوگل از بچه های پرورشگاه میخواد که ۱۰۰ لیر بهش بدن .

فریده میره رستوران وقتی با دوستش از رستوران میاد بیرون بابا سرکانو به یه زن میبینن. کمال ایلولو دوباره تهدید میکنه . ایلول با سرکان چت میکنه و بهش میگه فردا اونی که میخوامو‌ میکشم .

سوگل میره دستشویی میفهمه جمره توی دستشوییه ولی جمره هیچ صدایی ازش در نمیاد نگران میشه جمره میخواد با یه شیشه رگ دستشو بزنه و خودکشی کنه اما سوگل میاد داخل و نجاتش میده.

نریمان با پول و چایی و کیک ساغرو میخواد گول بزنه که خانوادش کین و کجان تا بفهمه کی لباسا رو اتیش زده و اون پانسمان خونی برا کیه

ایلول به کمال زنگ میزنه باهاش قرار میزاره ایلول تو مدرسه نصف پول سرکانو میده و میگه بعدا بقیشو میدم ک میره سر قرار  .

سرکان یاد چت هاشون میفته و ایلولو تعقیب میکنه توی راه ایلول یه چاقو میخره . توفیق پدر سرکان کامپیوتر ها رو تهیه کرده . ایلول سر قرار میاد کمال سعی میکنه بهش نزدیک بشه ایلول با چاقو میزنتش . سرکان میبینه و سریع میاد با کمال درگیر میشه سرکان و ایلول فرار میکنن و یادشون میره چاقو رو بردارن کمال چاقو رو به عنوان مدرک برمیداره سرکان به اورژانس زنگ میزنه و جای کمالو میگه که زخمی شده اما از ایلول چیزی نمیگه ایلول به سرکان همه چیزو میگه که ناپدریمه و میخواست تجاوز کنه بهم ایلول هم میفهمه اون شخص ناشناس تو فیسبوک سرکانه .

 

  • قسمت ششم 6 سریال غنچه های زخمی :

سرکان با یه اکانت ناشناس به ایلول پیام میده و بهش میگه که منم مثل تو ناراحتم ایلول : تو کی هستی ؟سرکان : یه نفر که نخواستی اونو بشناسی دستشو نگرفتی ولی با تو کلی تفاهم داره ایلول : مطمئن نیستم تو تا حالا خواستی کسی رو بکشی سرکان اینو میبینه تعجب میکنه و میگه : کشتن اون نفر خوشحالت میکنه ایلول دیگه جوابشو نمیده .

جمره خواب پدر و مادرش رو میبینه و بلند میشه میره تو حیاط تمام وسایل و لباساشو اتیش میزنه و داد میزنه و گریه میکنه و میگه بدبختیام به خاطر پول و لباساست ایلول صدا فریادشو میشنوه بیدار میشه میره پایین تو حیاط میگیرتش و دلداریش میده جمره میگه : اگه لباس و این وسایلا رو از بابام نمیخواستم هیچ وقت خودشو نمیکشت و گریه میکنه تو بغل ایلول .

نریمان داد و بیداد میکنه که کی لباسارو اتیش زده بچه ها میفهمن که کار جمرست و به هم قول میدن که به کسی نگن. ایلول به خونه زنگ میزنه اول کمال برمیداره قطع میکنه بعد بشرا برمیداره و میگه مامان افتاده لبش زخمی شده ایلول ناراحت میشه و سریع میگه گوشی رو بده مامان مسعوده . مسعوده خوشحال میشه ولی به روی خودش نمیاره .

فریده فهمید کار جمرست و بهش میگه که میدونم کار توعه اگه مادر پدرت زنده بودن دوست داشتن تو همیشه خوشحال باشی جمره : یه سوال میپرسم تو پدرت مادرت رو کشته و بعد خودش رو ؟ نه دیگه به من امید نده
دفنه میره مدرسه و به بچه ها میگه من همه چی رو میدونم و از جنک سواستفاده میکنه و بهش دستور میده میگه جنک جون بند کفشمو ببند جنک از ترس بندشو میبنده همه بچه ها مسخرش میکنن .

توفیق میاد پرورشگاه از همه معذرت خواهی میکنه و میگه نازان برا بچش این کارو کرده و میخواد به پرورشگاه کمک مالی کنه فریده : ما صدقه نمیخوایم از شما توفیق: من هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم فریده : که اینطور پس بچه ها به رایانه نیاز دارن اینجا سیستم انچنانی نداره توفیق: اون با من حلش میکنم ?

بچه ها به غذای بقیه دانش اموزا نگاه میکنن و پولاشونو میزارن رو هم تا یه چیز درست حسابی بخرن مارال میره بخره بوراک هم جلوشه که ۱۰۰ لیر از جیب بوراک میفته و مارال برا خودش برمیداره سرکان اون لحظه رو میبینه
بوراک میگه پولم نیس یکی دزدید زنگ بزنید پلیس مارالم نمیخواد قبول کنه پولو برداشته ‌و سرکان ۱۰۰ لیر خودشو میندازه همونجا میگه بیا بوراک پولت رو زمینه ایلول میبینه و میفهمه قضیه رو .

 

  • قسمت 5 پنجم سریال غنچه های زخمی :

جمره میره به خونشون که حالا دولت برا فروش گزاشتش و خاطراتشو یادش میاد .

کمال مسعوده رو تعقیب میکنه تا بفهمه ایلولو کدوم موسسه گزاشته . بچه ها توی مدرسه کلاس شنا دارن اما بلد نیستن شنا کنن . گونی و سوگل میان استخر . گونی به همه میگه که سوگل ازم معدرت خواهی کرد . ایلول و ساغر و مارال تعجب میکنن از کارش .

معلم شنای بچه ها میاد که کسی نیست جز توپراک و از همه میخواد جمع بشن و برن توی اب . چون گونی و سوگل دیر اومدن و مایو تنشون نیس از توپراک اجازه میگیرن تا برن رختکن لباساشونو عوض کنن .

املاکی یه زوج میاره خونه جمره اینا تا شاید خونه رو بخرن و جمره داخل خونست وقتی اینا رو میبینه شروع به فریاد زدن میکنه و میگه از این خونه برید اینجا کلی خون ریخته شده پدر و مادرم مردن پدرم مادرمو کشت و اونا رو از خریدن خونه منصرف میکنه .

ایلول شنا بلد نیست که بقیه مسخرشون میکنن . سوگل میره رختکن پسرا گونی داره لباساشو عوص میکنه که سوگلو میبینه و تعجب میکنه میگه برا چی اومدی اینجا سوگل میگه ببخشید چون اینجا ها رو بلد نیستم اشتباهی اومدم بعد سوگل به بدن گونی نگاه میکنه میگه اونقدم بد نیستی به بدنت دارم نگاه میکنم گونی خوشحال میشه میگه باشگاه میرم دیگه سوگل : بیا یه روز با هم بریم باشگاه اصن امروز بریم باشگاه گونی : سوگل زحمت نکش همینجا لباساتو عوض کن سوگل میگه باشه و گونی بهش نزدیک میشه و سوگل با پاش میزنه جای حساسش و گونی ناخود اگاه پخش زمین میشه و سوگل لباساشو میندازه توالت و میره .

سوگل میاد و توپراک بهش میگه برو شنا کن و اونم ماشالااا شناش حرفه ایه بچه ها ازش میپرسن چطوری بلدی اونم میگه منم ۵ سال یه خانواده داشتم از اونا یاد گرفتم .
توپراک یکی از بچه ها رو میفرسته دنبال گونی چون نیومده هنوز .
سوگل تو حیاط قضیه رو براشون تعریف میکنه و میگه چه بلایی سر گونی اومده گونی با لباسای مسخره سریع مدرسه رو ترک میکنه همه بهش میخندن .

شب شده سرکان همه چی رو برا پدرش میگه که ما تقصیر داشتیم و اونا بی گناهن و توفیق وقتی اینو میفهمه سر نازان داد میزنه . سرکان میره پیش دافنه میگه گونی یه کثافته از دخترا سو استفاده میکنه دافنه میگه شاید من از این کثافتا خوشم بیاد .
مسعوده و بشرا میاد موسسه و کمال جاشونو پیدا میکنه ایلول بشرا رو میبره پیش خودش و اصن اهمیتی به مسعوده نمیده .

فریده تو این مدت یکم با مسعوده حرف میزنه که بشرا میاد و باهم میرن وقتی اینا میرن کمال میره پیش ایلول و بهش میگه اگه باهام نباشی همه چی رو سر خواهرت و مادرت در میارم ایلول : تو رو خدا نکن دو نفر میان و ایلول سریع فرار میکنه و میره .

شب شده هدیه خانوم‌لباسای جمره رو میاره ساعر و مارال میخوان به لباساش دست بزنن که اون جمره سرشون داد میزنه مارال به جمره میگه : دختر دیگه دورت تموم شد پرنسس نیستی سوگل میره جمره رو اروم میکنه

بشرا تو خونه از ایلول میگه و کمال قاطی میکنه و داد میزنه و به مسعوده سیلی میزنه

شب ایلول پست میزاره سرکان میخواد بهش پیام بده پشیمون میشه

 

  • قسمت 4 چهارم سریال غنچه های زخمی :

سوگل یه کت انتخاب میکنه همون مال جمرست .فریده هر مدرسه ای زنگ میزنه دخترا رو قبول نمیکنن نریمان هم غر میزنه . بعد فریده میره تو مدرسه و به نازان میگه باید به بچه ها بورسیه بدی وگرنه منم ابروی پسرا رو میبرم اونم در نهایت قبول میکنه . فریده با دخترا میاد مدرسه و دافنه و جمره و دخترا مسخرشون میکنن سرکان خوشحاله . سر کلاس دافنه و جمره عکس دخترا رو برا همه میفرستن و مسخرشون میکنن. جمره کتشو تو تن سوگل میبینه و بهش میگه تو کهنه منو پوشیدی لیاقتت همینه اونم در میاره و میندازه جلوش ولی ساغر برش میداره و میره میگه لازممون میشه . سرکان میره از ایلول معذرت خواهی میکنه اونم یه سیلی بهش میزنه و میره . شب سینان‌ بابای جمره حالش خوب نیس . ایلول میگه ما باید تلاشمونو بکنیم تا بورسیمون قطع نشه ساغر هم میگه حق داره .شب توفیق میگه از کار شما زنا سر در نمیارم چطوری قبولشون کردی اونم میگه گناه داشتن . سینان میخواد خودکشی کنه ملک مامان جمره میاد میگه نکن اونم میگه ما تموم شدیم بعد میخواد شلیک کنه که ملک میخواد جلوشو بگیره میخوره تو قلب ملک و میمیره و جمره هم میاد شوکه میشه که سینان هم خودشو میکشه اونم همش جیغ میزنه . روز بعد مامان باباشو خاک میکنن اونم همش گریه میکنه و هیچ کدوم از فامیلاشون جمره رو قبولش نمیکنن اونم به یتیم خونه نگاه میکنه روز بعدش جمره با یه چمدون میره به یتیم‌خونه و دخترا هم تو حیاطن کتشو تو تن ساغر میبینه و میخنده و گریه میکنه .
نازان به جمره در مورد باباش بد میگه اونم باهاش دعوا میکنه نازان بهش میگه از این به بعد باید بهم نازان خانوم بگی(زنیکه کثافت اشغال) جمره میره هیچکی بهش محل نمیزاره مروه و الینا و دافنه دارن در مورد جمره صحبت میکنن جمره میاد دافنه نمیزاره پیشش بشینه جمره میره تکو حیاط سرکان میره پیشش ولی میره.گونی تو کلاس ایلولو مسخره میکنه سوگل به گونی حمله میکنه و دوتاشونو میبرن پیش مدیر. ایلول به سرکان میگه دست از سر جمره بردار .مسعوده بورک‌درست کرده برای ایلول ولی کمال ادرس اونجا رو نمیده و میخواد خودش بره . سوگل پبش مدیر از گونی معذرت خواهی میکنه چون میخواد خودش حال گونی رو بگیره گونی هم خودشو بالا میگیره و باهم میرن از دفتر 

 

  • قسمت 3 سوم سریال غنچه های زخمی :

سوگل و ساغر میان و اونجا با پسرا دعواشون میشه پلیس میاد و سوگل میگه شکایت داریم گونی هم میگه ما هم شکایت داریم در قبال پول بهمون پیشنهاد رابطه دادن و پلیس میبرتشون کلانتری . توپراک برای فریده چای میاره هدیه به فریده زنگ میزنه و قضیه رو میگه . دافنه با نازان میگه جمره اینا از ما پولدار ترن بعد از کلانتری زنگ میزنن و نازان هم‌میره کلانتری پسرا رو ازاد میکنن ولی دخترا رو میخوان برای معاینه بکارت بفرستن اونا هم همش گریه میکنن . سرکان میگه من همه چیزو میگم گونی میگه تو از ایلول خوشت اومده اگه بگی میگم همه چی تقصیر تو بوده. سرکان به نازان میگه وکیلشون میگه فردا برو به موسسه و با مدیرشون حرف بزن و بگو دلمون سوخته و شکایتمونو پس گرفتیم شما هم منصرف بشید اونم میگه باشه . دخترا رو میبرن برا معاینه یه خبرنگار ازشون عکس میگیره . فریده از باباش کمک میخواد . نازان میره موسسه و با نریمان صحبت میکنه اونم میگه باش شکایتمونو پس میگیریم . سوگل و اول میبرن معاینه بعد میخوان ساغر و ببرن که زنگ میزنن میگن شکایتشونو پس گرفتن سوگلم میگه همه چی همیشه سر من خراب میشه . تو مدرسه گونی به سرکان محل نمیزاره . جمره میگه چشونه دافنه میگه یه قضیه دیگست حالا نگاه کن . دخترا میان موسسه نریمان دعواشون میکنه و میگه حرف شما ها رو باور نمیکنم‌ایلول میگه همش تقصیر مارال بود بعد نریمان به مارال میگه بالاخره یه بچه نامشرول مثل خودتو میاری فریده میگه بسه دیگه .

فریده میاد تو اتاقش و ناراحته ودات بهش زنگ میزنه جوابشو نمیده . سوگل داره گریه میکنه ایلول براش شام میاره و ازش تشکر میکنه . شب ودات میاد در خونه فریده و اونم‌ راش نمیده و باهاش بحث میکنه به توپراک هم قضیه رو میگه . صبح ایلول میره مدرسه و خبرو میبینه و سریع برمیگرده مسعوده هم داره گریه میکنه کمال هم‌میگه دیگه اون دخترو تو خونم راه نمیدم (کثافت) . دافنه و جمره و مروه و الینا هم خبرو میبینن دافنه شک میکنه . سرکان میاد و به گونی نشون میده خبرو . ایلول میاد موسسه و میبینه دخترا هم اونجا نشستن بعد هدیه یه سری لباس میاره میگه اینا همش نو هست فقط به شما نشون دادم .

 

  • قسمت 2 دوم سریال غنچه های زخمی :

ساغر و سوگل میان توی اتاق به ایلول میگن چرا برا شام نیومدی اونم میگه میل نداشتم بعدشم سوگل ساغر و مارال رو به ایلول معرفی میکنه . مارال میگه اگه کسی هست بهش زنگ بزنی بیا تلفنم رو بگیر ایلولم میخواد به بشرا زنگ بزنه زنگ میزنه ولی مسعوده جواب میده قطع میکنه . فریده برای ودات نامزدش درباره اتفاقات یتیم خونه میگه و اونم توجه نمیکنه . فردا صبح دافنه و جمره و الینا و مروه دم در موسسه وایسادن دخترا میخوان برن مدرسه مسخرشون میکنن سوگل جوابشونو میده ولی ساغر میبرتش مارال با گونی صحبت میکنه و یه مشت‌دروغ بهش میگه اونم میگه شب بیا پیشمون اونم میگه باشه . سرکان میاد ایلول هم میاد به هم میخورن کتابای ایلول میریزه اونم کمکش میکنه تا جمعش کنه . ایلول میره دیدن بشرا تو مدرسه و بهش میگع به مامان نگو اومدم اونم میگه‌باش . مسعوده وسایلای ایلولو جمع میکنه و گریه میکنه.

جانسو دوست ایلول میگه به مامانت گفتی اونو بیرون کرد ایلول هم میگه اره . نریمان به فریده میگه کامپیوتر خراب شده بیا درستش کن اونم میگه باشه . تو مدرسه جنک و گونی میخوان سرکان رو راضی کنن تا شب باهاشون بیاد دافته و جمره میان بهش میگن با دخترا قرار داریم .فریده اومده خونه کرایه کنه طبقه بالاشم توپراکه میاد و صاحب خونه فوری میره .ایلول میاد موسسه هدیه بهش میگه مامانت وسایلاتو اورده مسعوده توی یه کاغذ نوشته منو ببخش که ایلول پادش میکنه . فریده میاد خونه میبینه وادات نامزدش با یه دخترس گریه میکنه و حلقه رو بهش پس میده و میره . سینان بابای جمره داره ورشکست میشه و چیزایی که جمره میخواد رو نمیتونه بخره جمره هم عصبانی میشه .مارال کلی التماس ایلول میکنه تا شب باهاش بره تو پارک ساغر هم نگاشون میکنه و مارال میگه داره حسودی میکنه .
جنک و گونی اومدن دنبال سرکان به نازان میگن میخوایم بریم سینما دافنه هم میخنده بعد سرکان میاد و میرن تو پارک مارال و ایلول هم میان ایلول اونا رو میبینه میگه میخوام برگردم سرکان هم همش نگاهش به اونه فریده تو خونه ای که گرفته دارا گریه میکنه توپراک میاد صداشو میشنوه بعد بهش میگه اگه چیزی احتیاج داشتید بگید اونم میگه باشه. ساغر میگه من میخوام درس بخونم به جایی برسم سوگل مسخرش میکنه بعد ساغر بهش میگه مارال و ایلول رفتن بیرون اونم میگه ما هم بریم دنبالشون . توی پارک ایلول همش میگه بریم جنک بهش تزدیک میشه ایلول میرنه تو گوشش جنک میخواد بهش حمله کنه سرکان جلوشو میگیره . ساغر و سوگلولم میرسن .

 

  • قسمت 1 اول سریال غنچه های زخمی :

ایلول رو نشون میده که داره صبحونه اماده میکنه و ترانه میخونه بعد کمال میاد ایلول میترسخ کمال بهش نزدیک میشه و میگه باهام راه بیا همه فک میکنن ما زن و شوهریم نه من و مامانت ایلول التماسش میکنه که ولش کن
یهو مسعوده میاد ایلول میره بالا بشرا رو از خواب بیدار میکنه و میره مدرسه تو راه گریه میکنه یکی از همسایه ها میبینتش . تو خونه کمال به مسعوده میگه اصلا از قیافه گرفتن دخترت خوشم نمیاد و اون داره به برادرش که میخواد به دنیا بیاد حسودی میکنه . تو مدرسه ایلول حالش خوب نیس . دوستش ازش میپرسه چی شده اونم قضیه رو بهش میگه دوستش میگه به مامانت بگو اون درکت میکنه اونم میگه باشه . همون همسایشون اومده خونه مسعوده اینا بهش میگه حواست به دخترت باشه الان حامله ای و شوهرتم نیاز داره که مسعوده میگه همچین چیزی نیس و میره تو اشپز خونه و فکر میکنه .شب کمال میره بخوابه ایلول میره به مسعوده میگه داداش کمال اذیتم میکنه و اینا مسعوده بهش میگه برو بخواب خودم حلش میکنم مسعوده تمام شب رو فک میکنه بعد فردا صبح به ایلول میگه امروز مدرسه نرو باهم میریم یه جایی و میرن ایلول فک میکنه میخوان برن پیش پلیس و میگه من خجالت میکشم و اینا و منتطر اتوبوس وایمیستن .
سوگل که از موسسه فرار کرده و پلیس پیداش میکنه و با ایلول همو میبینن . ایلول و مسعوده میلن موسسه ایلول میبینه و میگه اینجا چیکار میکنیم . جمره داره از تو پنجره اتاقش میبینتشون . بعد دارن با مامانش لباسای اضافیشو جمع میکنن که بدن به یتیم خونه . مسعوده میگه ایلول از این به بعد دست دولت امانت باشه اونم گریه میکنه فریده هر کاری میکنه نمیتونه مسعوده رو راضی کنه . نریمان هم برگه ها رو میده مسعوده تا امضا کنه که ایلول هم میره بیرون و گریه میکنه
ایلول داره گریه میکنه سوگل میاد هدیه بهش میگه چرا فرار کردی اونم میگه ازادم اونجا و ایلولو میبینه و بهش میگه تو هم‌افتادی اینجا اونم گریه میکنه و میره . مسعوده میاد تو حیاط و به ایلول میگه مجبور بودم اونم میگه برو مسعوده میره ایلول میره دنبالش میگه کار میکنم و از خواهر برادرم نگه داری میکنه ولی مسعوده میره.
شب کادر و سوگل میان سوگل ایلولو میبره پیش پنجره و میگه اینجا بالا شهره همه سرجاهاشونن به غیر از ما . بعد نشون میده که خانواده سرکان و جمره اینا پیش هم هستن و راجع به یتیم خونه صحبت میکنن نازان میگه نباید این کارو میکردن .
شب بشرا ناارومی میکنه مسعوده میگه برو تو اتاقت اونم میره کمال میخواد حرف بزنه مسعوده بهش میگه دخترمو به خاطر تو فدا کردم پس حرف نزن . ایلول نرفته شام بخوره سوگل و کادر میان و سوگل و مرال و کادر رو به ایلول معرفی میکنه . 

9 دیدگاه

  1. شما از کجا دانلود کردین

  2. من از قسمت اولش دارم نگاه میکنم واقعاااا خوشگله و تنها فیلمی هستش ک تا آخر نگاش کردم

  3. اخه چرا باید سوگل بمیره

  4. ینی خانواده دارما اما انگار ندارم حالم از خودم به هم میخوره

  5. واقعا خیلی قشنگ بازی میکنن یاد بی کسی خودم میفتم

  6. سلام من نازنین کریم زادگان نیا هستم من واقعا خوشحالم که این سریال ساخته شد من خودم روزی هزار دفعه تکرارش رو نگاه میکنم من عاشق ۲نفر تو این فیلم هستم گونی و سوگل هستم واقعا قشنگ بازی میکنن

  7. سلام اون اهنگ ترکی که جمره داره میمیره رو پخش میکنن رو میخوام اگه میشه حتما حتما بفرستید

  8. اگه ما بخوایم با جم پیش بریم 3 سالی طول بکشه پس دانلود کنیم به نفمونهه من خودم تا قسمت 20 اورجینال دیدیم ینی قسمت 40 جم چون اورجینالش 2 سا عته
    تازهههههههههههههههه چون فیلمش تو هر قسمتش کلس لتفاق هیجان انگیز میوفته ادم نمیتونه با جم پیش برهههههه
    پس به این نتیجه میرسیمممم که خودمون دان کنیم و ببینیم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*