• گلچینی از کتاب طوبای محبت مرحوم میرزا اسماعیل دولابی

    گلچینی از کتاب طوبای محبت مرحوم میرزا اسماعیل دولابی به گزارش اولی ها: مرحوم محمداسماعیل دولابی معروف به میرزا اسماعیل دولابی، عارف سالکی است که روز به روز بر تعداد ...

    تاریخ انتشار : شهریور ۲۸, ۱۳۹۷

  • واسه آدمی که دلخوشی نداره روزهای هفته چه فرقی میکنه؟ | داستان کوتاه

    واسه آدمی که دلخوشی نداره روزهای هفته چه فرقی میکنه؟ | داستان کوتاه خواندن کتاب و داستان ما را از هوش و ذکاوت بیشتری برخوردار می کند و معلومات زیادی ...

    تاریخ انتشار : شهریور ۱۹, ۱۳۹۷

  • خانه اجاره ای | داستان کوتاه

    خانه اجاره ای | داستان کوتاه خواندن کتاب و داستان ما را از هوش و ذکاوت بیشتری برخوردار می کند و معلومات زیادی از داستان خواندن یاد می گیریم که ...

    تاریخ انتشار : شهریور ۲, ۱۳۹۷

  • تصمیم های جدی را بگذار برای ساعت ۲ شب | داستان کوتاه

    تصمیم های جدی را بگذار برای ساعت ۲ شب | داستان کوتاه خواندن کتاب و داستان ما را از هوش و ذکاوت بیشتری برخوردار می کند و معلومات زیادی از ...

    تاریخ انتشار : مرداد ۲۵, ۱۳۹۷

  • داستان کوتاه بازگشت

    داستان کوتاه بازگشت [caption id="attachment_54359" align="aligncenter" width="620"] داستان کوتاه بازگشت[/caption] در سال ۱۹۶۱ ۲۳ ساله بودم و برای این که معلم مدرسه زبان و ادبیات شوم درس می خواندم. فصل بهار بود ...

    تاریخ انتشار : آذر ۲۳, ۱۳۹۶

  • داستان کوتاه آقای سبیل

    داستان کوتاه آقای سبیل [caption id="attachment_52433" align="aligncenter" width="400"] داستان کوتاه آقای سبیل[/caption] آقای اسپاتز در حالی که سرش را تکان می داد نگاهی متفکرانه به ساعتش انداخت. خودکار را از جیب پیراهنش ...

    تاریخ انتشار : آذر ۱۰, ۱۳۹۶

  • راپانا، کتابخانه خیابانی در بلغارستان

    راپانا، کتابخانه خیابانی در بلغارستان راپانا نخستین کتابخانه خیابانی در وارنا بلغارستان است که توسط گروهی از طراحان و معماران ساخته شده است. نسل امروزی بیشتر درگیر فضای دیجیتال هستند و ...

    تاریخ انتشار : آبان ۳۰, ۱۳۹۶

  • داستان کوتاه پشیمانی

    داستان کوتاه پشیمانی مامزل اورلی هیکلی قوی، گونه های گلگون، موهای قهوه ای مایل به خاکستری و چشم های خاصی داشت. او هنگام کشاورزی کلاه مردانه، هنگام سرما اوورکت ارتشی آبی ...

    تاریخ انتشار : آبان ۲۵, ۱۳۹۶

  • داستان کوتاه مرد نابینا

    داستان کوتاه مرد نابینا مردی با یک جعبه کوچک قرمز به آرامی از خیابان رد می شد. کلاه حصیری قدیمی و لباس های مندرس او نشان می داد که گویی چندی ...

    تاریخ انتشار : آبان ۲۲, ۱۳۹۶

  • داستان کوتاه بازگشت به بهشت

    داستان کوتاه بازگشت به بهشت لیزا به دریای کارائیب خیره شده بود و نسیم خنکی را روی گونه هایش احساس می کرد. چشم هایش را بسته بود و گرمای شن های ...

    تاریخ انتشار : آبان ۱۸, ۱۳۹۶