خانه » اخبار ستارگان » ماجرای پوریا تابان مجری تلویزیون و تهمت زنندگان به وی + فیلم

ماجرای پوریا تابان مجری تلویزیون و تهمت زنندگان به وی + فیلم

ماجرای پوریا تابان مجری تلویزیون و تهمت زنندگان به وی پوریا تابان مجری تلویزیون ایران از تهمت زنندگان به وی گلایه کرد و پستی دردناک گذاشت .

پوریا تابان مجری جوان برنامه های اجتماعی و ورزشی این روزها حال و روز خوشی ندارد و به قول خود به غار تنهایی میرود .

پوریا تابان

پوریا تابان

داستان پوریا تابان در یکی دو هفته اخیر بخاطر اقدام بسیار زیبایش که مورد هجوم برخی از افراد قرار گرفت و این روزها دل او را شکسته است شروع شد .

شاید همه کلیپ بچه ای که بخاطر نداشتن زمین بازی و ریختن آشغال در منطقه بازی اش گریه میکرد و به این اقدام اعتراض داشت را دیده ایم .

کلیپ پسری که توانست عزم ملی در تمام اقشار جامعه ایجاد کند که در یک اقدام درست همه دست به دست هم دهیم تا این کودک را خوشحال کنیم .

پوریا تابان مجری جوان ایرانی که خود در زندگی اش و کودکی و نوجوانیش مشکلات فراوانی داشته و گریه های بسیار کرده است با دیدن فیلم گریه کودک طاقت نیاورده و به سراغ وی رفت .

پوریا تابان به محض پیدا کردن این کودکان برای اینکه از کودکی خود لذتی نبرده بود قصد کرد تا گریه این کودکان را به خنده تبدیل کند و به انجام بازی با انها مشغول شد .

پوریا تابان که از این اقدام زیبای خود عکس و فیلم هایی منتشر کرد مورد هجوم برخی قرار گرفت که وی را متهم به جذب فالوور و سواستفاده از احساسات کودکی پسران برای شهرت خود کردند .

تهمتی که به راحتی این روزها میان ما به هر کار نیک و خیری و به هر خیری زده میشود .

پوریا تابان که از فشار این تهمت ها قلبش به درد آمده بود در اقدامی خداحافظی خود را اعلام کرد و صحبت های بسیار جالبی را بیان نمود .

پوریا تابان

پوریا تابان و حسن و حسین

پوریا تابان اول با انتشار عکس خود در کنار حسن و حسین در دفاع از اقدامش نوشت :

من “پوریا تابان” بچه طلاق بودم و درد و رنج
از این لحظه خداى یکتا جواب تهمتها را بدهد
من بچه ى درد و تنهایى بودم.
بچه ى بى کسى و خیابونهاى سرد و تاریک وحشتناک در شب.
پنج پست اول همین اینستاگرامم را که یکسال و نیم پیش نوشته ام بخوانید اگر مى خواهید بدانید چرا رفتم دنبال حسین؟
چرا بغلش کردم و با تمام وجود بوسیدمش؟
چرا جگرم آتیش مى گیره وقتى اشکهاى بچه ها رو مى بینم؟
من با ٣٩ سال سن هنوز هم از دسته “مگس کش” بخاطر کتک هایى که در کودکى وقتى پدرم مى رفت سرکار و خونه نبود مى خوردم مثل سگ مى ترسم.
داستان زندگى “پوریا تابان” مجرى شبکه دو صدا و سیما پر بوده از درد و زجر.
تمام کودکى و نوجوانى من به ترتیب زیر دست سه همسر پدر مختلف (زن بابا) گذشت.
برخى و تهمتهاشون زیر فیلمهاى “حسین” دلم را شدید شکسته است.
لعنت خدا بر تویى که مرا با کس دیگرى مقایسه مى کنى.
یا نام فرد دیگرى را بر روى من مى گذارى.
لعنت خدا بر تویى که مرا سواستفاده گر خواندى براى جلب فالوور اینستاگرام.
لعنت بر تویى که ندانسته مى گویى من این فیلمها را منتشر کردم که مشهور شوم.
من قهرمان ورزش ایران بودم در سال ١٣٧۵.
من بیش از هزار ساعت مجرى برنامه هاى زنده تلویزیون ایران بودم.
من نیاز به فالوور دارم در اینستاگرام؟
من از ١٩ سالگى خبرنگار و روزنامه نگار بودم تو این مملکت.
طرف صحبتم با مردم شریف ایران نیست.
طرف صحبتم با آن دسته از هموطنان بسیار بسیار محدود و اندک نانجیب است که ندانسته قضاوت مى کنند و تهمت مى زنند.
روى صحبتم با تویى ست که کامنت بى ادبانه مى گذارى.
مگر نعوذبالله اعوذبالله خدایى که از نیت من خبر دارى؟
از دو سالگى بى مادر بزرگ شدم.
بى مادر در حالیکه مادرم زنده است و در قید حیات.
من طعم مادر را نچشیدم و مزه محبتش را درک نمى کنم.
مادر من سادات است و در این دنیا یک فرزند دارد به نام “پوریا تابان” و بس.
حرمت زندگى برایم پدر و مادرم هستند که پدر دو سال است از دنیا رخت بر بسته و مادر عمرش جاودان انشالله.
با تویى هستم که نوشتى رو اینستاگرامت براى جذب فالوور رفتم با بچه ها تو زمین خاکى فوتبال بازى کردم.
با تو و امثال تو.
با تویى که مى نویسى بدون اجازه خانواده “حسین” چرا بوسیدمش یا ازش فیلم گرفتم.
در تمام این فیلمهایى که منتشر کردم بلااستثنا پدر و مادر حسین و حسن، کنار دوربین موبایل ایستاده بودند.
خداى احد و واحد خدا نیست اگر جواب شما خزعبل نویسان را ندهد.
بخاطر دلى که از من شکسته اید در این چند روز واگذارید به خداوند متعال.
دیدارمان سر پل صراط و محکمه ى عدل الهى.
پوریا تابان شامگاه دهم آذر ١٣٩۵


پوریا تابان در پست بعد اینستاگرام خود با انتشار فیلمی ضمن خداحافظی از اصل ماجرای پیگیری حسن و حسین گفت .

فیلم دفاعیات پوریا تابان را مشاهده میفرمایید :

بیشتر بخوانید :  تلاش های جاستین بیبر برای برگرداندن سلنا گومز

دانلود کلیپ دفاعیات پوریا تابان

پوریا تابان در پیام اینستاگرامی بعد خود با انتشار فیلم بالا نوشت :

آخرین پست، هموطنان عزیزم فعلا خداحافظ
دایرکت نخواهم خواند اما هستم اینجا و تمام کامنتها را مى خوانم.
دلم شکسته است و در دل آرزوى مرگ دارم.
خدانگهدار تا بعد، به استراحت نیاز دارم.
مرا با کسى مقایسه کردند که…
مرا متهم کردند به…
صداى گرفته ام در برنامه شبکه یک معلوم است چقدر شب تا صبح بخاطر تهمتها گریسته ام.
آنقدر که صدایم در نمى آید.
من شرافتم را به راحتى بدست نیاورده ام و بى غیرت نیستم.
من نمى گذرم از کسانى که با آبرویم بازى کردند و مى کنند.
این یکبار را در زندگى ام نخواهم گذشت.
خدا بزرگ است.
نگرانم نشید.
استاد، جان جانان من، “پرویز پرستویى”، آقاى من، خاک زیر پاهایتان هستم.
دیروز نگذاشتید پایتان را ببوسم، نگذاشتید دستتان را ببوسم.
من حسین را به دستور شما یافتم.
شما در شبکه یک فرمودید خودتان و من حقیر حسین دیگرى بوده ایم تا شاید نامردان روزگار بفهمن چرا او را یافتیم.
خاک زیر پاى همه شما هموطنانم هستم که به من لطف دارید و محبت.
پشتم به خدا گرم است و همه ى شما.
از همه ى مردم و هنرمندان که برایم پست گذاشتند، کارم را ستودند و حمایت کردند ممنونم و خاک زیر پاهایشان.
“بهنوش خاتون بختیارى” سپاسگزارم از مهرت.
“علیرام نورایى” عاشقتم تا همیشه و تشکر.
“سردار آزمون” رفیق جان ممنونم.
ممنونم “کیاداود اسفندیارى”.
“مهسا خاتون حیدرى” سپاسگزارم از دل دریایى و کارهاى خیرت.
مردم مهربان ایران عاشقانه دوستتان دارم.
خسته ام و دلشکسته.
تا مدتى نامعلوم به غار تنهایى خود نیاز دارم و در اینستاگرامم پست یا کپشن نمى گذارم.
اما تمام کامنتهایتان را مى خوانم.
بلا استثنا و در مدتى هم که نخواهم بود کامنتها را خواهم خواند.
بر مى گردم، قول مى دهم.
تمام حرفهایم در این ویدئو هست.
پارک بچه ها در دهه فجر کلنگش توسط مسوولین به زمین خواهد خورد.
پانزده هزار متر فضاى سبز و بازى با امکانات در خور براى آن منطقه.
ایمان دارم که آن پارک را مى سازیم و خواهیم ساخت.
کارهاى ساخت پارک را پیگیر هستیم.
دیدارم با تهمت زنندگان سر پل صراط و محکمه ى عدل الهى.
پوریا تابان یازدهم آذر ١٣٩۵

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*