به اولی ها خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
خانه » بیوگرافی » بازیگران » طناز طباطبایی بیوگرافی و عکس طناز طباطبایی
طناز طباطبایی بیوگرافی و عکس طناز طباطبایی

طناز طباطبایی بیوگرافی و عکس طناز طباطبایی

طناز طباطبایی بیوگرافی و عکس طناز طباطبایی زندگینامه طناز طباطبایی Tannaz Tabatabaei به همراه عکس های زیبا و دیده نشده طناز طباطبایی .

طناز طباطبایی بازیگر زن جوان یکی از بهترین بازیگران تلویزیون و سینمای ایران می باشد وی در سریال و فیلم های زیادی ایفای نقش کرده است.

بیوگرافی طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

بیوگرافی طناز طباطبایی Tannaz Tabatabaei بازیگر زن ایرانی محبوب ایران را می توانید از سایت اولی ها مشاهده بفر مایید .

زندگینامه طناز طباطبایی را در زیر مشاهده بفرمایید .

  • تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در بیستم اردیبهشت سال 1362 در تهران به دنیا آمد.

پدر: –
مادر:-
برادر: –
خواهر: لیلا
همسر:-
فرزندان:-

  • مشخصات فردی:

بسیار اهل خانه و خانواده است. از تکرار و سکوت و پیری میترسد . دوست دارد جوان بماند و حرفی از پیری نمی زند . از خداوند میخواهد تازگی را از او نگیرد. اهل غرور و کلاس گذاشتن نیست ، دوستان اندک و گزیده ای دارد. انسان جسور و آینده نگریست.

طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

  • عادات و علائق شخصی:

به شهرت علاقه ای ندارد.
وی از جمله ۱۴۰ هنرمند ایرانی بود که با امضاء طوماری در مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲، همراه با سایر اصلاح طلبان و اعتدال گرایان، ضمن قدردانی انصراف عارف به نفع روحانی، از نامزدی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ حمایت علنی کرد.
مادرش را بسیار دوست داشته و شدیدا به او وابسته است.
به روانشناسی عشق می ورزد و از زندگی عادی تنفر دارد .
به رمان هایی با شکل مدرن و نگاه فلسفی علاقه دارد ، نویسنده مورد علاقه اش پل استر آمریکایی است . سه رمان از وی که به سه گانه نیویورک مشهور است را خوانده :«شهر شیشه ای» ، «ارواح» و «اتاق در بسته». این سه رمان هر کدام داستان جنایی و شخصیت های مجزایی دارند . طناز طباطبایی به طرفدارانش کتاب «اختراع انزوا» را پیشنهاد می دهد .
فیلمهای مورد علاقه وی «خاطرات یک گیشا» و «بادبادک باز» است. سبک های مختلف موسیقی را گوش می دهد، اما به سبک جاز و بلوز علاقه بیشتری دارد .همینطور آلبوم های رضا یزدانی را نیز می پسندد .
از میان بازیگران زن ایرانی ، بازی فاطمه معتمد آریا و هدیه تهرانی را دوست دارد . از میان هالیوودی ها به بازی مریل استریپ علاقه دارد .
در اوقات فراغت به گالری های عکس و نقاشی می رود، همینطور فیلم تماشا می کند و کتاب می خواند .

  • دوران زندگی:

پدرش در عرصه تجارت بسیار موفق است. یک خواهر به نام لیلا دارد که بزرگتر از اوست و مترجم زبان است.

  • جوانی طناز طباطبایی

هنگامی که ۱۸ ساله بود در کلاس های آزاد بازیگری شرکت کرد، هنوز یک ماه نگذشته بود که برای بازی در مجموعه جوانی به کارگردانی سعید سهیلی انتخاب شد . بعد از آن به بازیگری بسیار علاقه مند شد. خانواده اش برای ورود او به عرصه بازیگری مخالفتی نکردند و بیشتر همراهش بودند. پدرش به او گفته بود : من دوست ندارم تو از کوچه و بازار بازیگر شوی. دوست دارم تحصیلات آکادمیک داشته باشی. طناز هم تصمیم گرفت در دانشگاه کارگردانی نمایش و تئاتر بخواند .
وی همچنین با موسیقی آشناست و گیتار می زند . گاهی هم نقاشی می کند. علاوه بر بازیگری نزد پدرش کار بازرگانی را نیز دنبال میکند .

بیوگرافی طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

  • تلویزیون

میوه ممنوعه اولین کار تصویری و سریالش محسوب می شود. با مجموعه تلویزیونی «میوه ممنوعه» مطرح شد و توانایی های بالقوه خود را به نمایش نهاد.

  • طناز طباطبایی و میوه ی ممنوعه

یک سکانس در میوه ممنوعه بود که حتی در تمرینها ناخوداگاه اشکم را در آورد و آن زمانی بود که من بعد از ازدواج در خانه شوهرم بودم و پدرم آمد که مرا به خانه برگرداند، اما من نرفتم و ایشان مرا نفرین کرد و گفت: بدون دعای شب برای تو روزم روز نمی شد … تو خیر نمی بینی بابا … .
برای دو مجموعه ترانه مادری و دلنوازان انتخاب شد،اما قبول نکرد .

  • سینما

اولین بار در سال 83 برای فیلم “دیشب باباتو دیدم آیدا” به کارگردانی رسول صدرعاملی در سینما مقابل دوربین قرار گرفت.

  • پسر تهرونی

در سینما نقش های کوتاهی را در فیلم های مختلف بازی کرد، اما هیچ کدام کمکی به مطرح شدن نام او نکرد تا این که با انتخاب هوشمندانه ی فیلم «پسر تهرونی» سکوی پرتابش در سینما مهیا شد . این فیلم با استقبال عمومی و فروش خوب در گیشه روبرو شد . پس از آن در انتخاب فیلم هایش حساسیت بیشتری به خرج داد .

  • بیست و هفتمین جشنواره فجر

او در بیست و هفتمین جشنواره فجر به عنوان پدیده آن سال سینما انتخاب و برای فیلم صداها کاندید سیمرغ شد ، سال بعد منتقدان به او جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل سینمای ایران را دادند و او این جایزه را به مادرش تقدیم کرد .

  • تئاتر

با اینکه دانش آموخته کارگردانی تئاتر است ،اما تا حضور در نمایش “درس” به کارگردانی داریوش مهرجویی هیچ تجربه تئاتری نداشت.

بیوگرافی طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

  • مرهم

در مرهم داوودنژاد یکی دیگر از بهترین بازی هایش را انجام داد و در مدت فیلمبرداری با عزیز مرهم ارتباط عاطفی زیادی برقرار کرد. بازی بی نظیر و جذاب او تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخت . قبل از جشنواره بیست و نهم یکی از شانس های اصلی سیمرغ بود، اما با بد سلیقگی داوران ، مرهم در بخش مسابقه قرار نگرفت تا او از رقابت با بقیه بازیگران در آن جشنواره محروم شود ، البته باز هم سال بعد منتقدان از او به خاطر بازی فوق العاده اش در این فیلم تقدیر کردند و دیپلم افتخار به او دادند. او برای بازی در این فیلم پول زیادی نگرفت. حتی خودش را با لوازم آرایش شخصی خود گریم می کرد . شرایط کار در این فیلم طوری بود که بعد از فیلمبرداری سه ماهی استراحت کرد و تا افسردگی به خاطر فشار زیاد در این کار پیش رفت . داوودنژاد در دبی به خبرنگاران خارجی گفت که سخت ترین کار را طناز طباطبائی انجام داده است.

  • نارنجی پوش

بازی در «نارنجی پوش» را به واسطه حضور آقای مهرجویی پذیرفت. سر تمرین های «درس»، آقای مهرجویی درباره «نارنجی پوش» با او صحبت کرد و او نیز قبول کرد.

  • اظهارات طناز طباطبائی درخصوص بازی در نارنجی پوش

احساس من در آن 5، 4 ماهی که با ایشان کار کردم این بود که باید از هر لحظه ای که با این انسان با ارزش کار می کنم و در کنارش هستم استفاده کنم، حتی اگر یک پلان سر صحنه کارش باشم و پشت دوربینش را ببینم، دیالوگ هایش با بازیگرانش را بشنوم، هندل کردن و دکوپاژ سر صحنه اش را ببینم، خیلی بهتر از این است که نبینم و بگویم نقش برای من مهمتر است. در نتیجه ترجیح دادم حضور داشته باشیم و آن بخش را هم از نزدیک ببینم، حتی اگر که فیلم خیلی مورد علاقه ام نباشد. البته «نارنجی پوش» به نظر من فیلم بدی نبود و نگاه متفاوتی داشت، هر چند برخی منتقدان آن را دوست نداشتند و روی خوشی به کار نشان ندادند. نقش برای من چیز ویژه ای نداشت و خود آقای مهرجویی هم این را می گفتند. به اضافه اینکه آقای مهرجویی هم احتیاج داشت با من فیلم کار کند ،چون ما قرار بود «مرد اسباب بازی فروش» را با هم کار کنیم؛ فیلمی که قرار بود من و حامد بهداد نقش های اصلی آن باشیم، اما آن فیلم به خاطر هزینه های بالایی که داشت ساخته نشد و من سر تئاتر ایشان رفتم ،ولی واقعا احتیاج داشتم که یک فیلم با ایشان کار کنم، هر چند نقشم عادی و کوتاه باشد.

 

  • هیس دخترها فریاد نمی زنند!

طباطبائی با کارنامه کاری درخشان و قابل دفاعی که ارائه داده است ثابت کرده از شیفتگان تجربه های متفاوت است. او در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر با فیلم جنجالی و بحث برانگیز «هیس دخترها فریاد نمی زنند!» در نقش دختری که مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار گرفته حاضر شد. نقشی که نادیده گرفته شدن آن از سوی هیئت داوران بحث برانگیز شد.

بیوگرافی طناز طباطبایی

بیوگرافی طناز طباطبایی

  • طناز طباطبائی و حضور در هیس دخترها فریاد نمی زنند!

خانم درخشنده در ابتدا اصلا تصمیمشان این بوده که برای این نقش بازیگر آشنا و شناخته شده نگذارند و به اصطلاح از نابازیگر استفاده کنند. گویا از 800 نفر هم تست می گیرندتا اینکه یک روزی روزنامه بانی فیلم عکس من را در «نارنجی پوش» چاپ می کند و خانم درخشنده عکس را که می بینند از اطرافیانشان پرس و جو می کنند که این خانم کیست و می گویند طناز طباطبائی.
البته «مرهم» را قبلا از من دیده بودند، ولی در عکس نمی شناسند که من همانی هستم که در «مرهم» بازی کرده ام. بعدها به من گفتند اتفاقا هم آن فیلم و هم بازی من را خیلی دوست داشتند. بعد که دستیارهایشان می گویند که این فلانی است می گوید که زنگ بزنید بیاید دفتر. به من زنگ زدند و من به دفترشان رفتم. یک درگیری هم من آن موقع داشتم که مجبور شدم عذرخواهی کنم و نتوانستم بپذیرم. یک هفته ای گذشت و مشکلات من از یک طرف حل شد و از طرف دیگر هم خانم درخشنده دوباره پی گیری کردند و بالاخره دست سرنوشت و تقدیر باعث شد که این کار را انجام دهم.ایشان بعد از اینکه من را انتخاب کردند ترجیح دادند بازیگر پسر فیلم را ناآشنا بگذارند، به اضافه اینکه با خانمی هم صحبت کرده بودند، ولی به این نتیجه رسیده بود که نقش آن دختر نقش خیلی سختی است و بهتر است به یک بازیگر حرفه ای آن را بسپارد. چون باید خیلی تجربه بازیگری به کمک بازیگر بیاید و هر کسی نمی توانست آن را بازی کند. فکر می کنم این نقش می توانست ضربه های روحی و عاطفی و حسی شدیدی به یک نابازیگر بزند که از سینما و بازیگری زده می شد و همینطور برای خود فیلم هم ریسک بزرگی محسوب می شد. چون هیچ تضمینی وجود نداشت که بشود این نقش را با یک نابازیگر درآورد.

  • حرکت روی لب مرز

من در این کار صرفا به تعریف های خانم درخشنده اکتفا کردم و هیچ زنی را که این ماجرا را تجربه کرده باشد از نزدیک ندیدم. چون حتی خواندن فیلمنامه هم برایم دردناک، سخت و بغرنج بود و اصلا نمی توانستم تصور روبرو شدن با آدمی را داشته باشم که این عذاب را از سر گذرانده است. حتی ما در اعترافات بازپرسی نمی توانستیم همه اعترافات را بگوییم، در فیلم هم نگفتیم و موسیقی روی برخی صحنه ها می آید. سخت ترین فیلمی است که من تا امروز کار کردم و به خاطر سوژه آن، تجاوز، شیوه طرح آن خیلی مهم بود و ما باید لب مرز حرکت می کردیم تا اصلا بتوان این موضوع را مطرح کرد. اگر هر فیلمساز دیگری جز خانم درخشنده این فیلم را می ساخت ممکن بود از پس کار برنیاید یا کار توقیف شود. هوشمندی خانم درخشنده همین حرکت ظریف او روی لبه تیغ بود، متن خوبی هم داشت و من تصورم بر این بود که فیلم خوبی می شود.

  • نقد فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند در نشریه ورایتی آمریکا (variety)

«این فیلم بخشی از اتفاقات وحشتناک جامعه را نشان می دهد که در آن قربانی به خاطر ارتکاب یک جرم محاکمه می شود. این فیلم که سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در جشنواره فجر و جایزه هفته فیلم ایران در لندن را دریافت کرده با روایتی جنایی شروع می شود. پوران درخشنده این فیلم را با مشتی بسته و به سختی ساخته و تمام فیلم خاکستری است. اتفاقات فیلم بیشتر در فضای ساختمان رخ می دهد و رویدادهای کودکی شیرین به خوبی نشان داده شده است. احساسات طناز طباطبائی در نقش جوانی و همینطور بازیگر کودک در نقش کودکی های شیرین واقعی است و باعث می شود تماشاگر به سختی عواطف خود را کنترل کند».

بیوگرافی طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

  • تن‌تن و راز قصر مونداس

در این تئاتر در نقش میلو به عنوان یک سگ به روی صحنه رفت.
طباطبائی از حضور در تن‌تن و راز قصر مونداس گفت

به نظرم طبیعی است که هر بازیگری دوست داشته باشد نقش های متفاوت بازی کند و نقش یک حیوان هم اصولا به خاطر سختی های خاص خودش و تفاوتی که دارد برای هر بازیگری احتمالا تجربه جذابی است. «میلو» کاراکتری است که آن هوشمندی لازم برای جلو بردن قصه های «تن تن» را بیشتر از اندازه یک سگ دارد و در واقع یک جورهایی دستیار «تن تن» است برای جلو بردن این قصه ها. بیشتر از هر چیزی هم برای من این تفاوت او و نقش یک حیوان را روی صحنه بازی کردن جذاب بود و هست.
آقای دشت آرای از ابتدا که تصمیم به ساخت این متن می گیرند به آقای چرمشیر می گویند می خواهم طناز طباطبایی این نقش را بازی کند. بعد به من پیشنهاد دادند و پرسیدند دوست دارم آن را بازی کنم که من هم خیلی استقبال کردم، چون همانطور که گفتم دوست داشتم نقش متفاوتی را بازی کنم. تاکید همیشگی من بر این بوده که کارگردان از هر چیزی در انتخاب های من مهمتر است. هر چند که در تئاتر مشغول تجربه کردن هستم، اما حضور متفاوت در نقش های متفاوتی که در کارهای آقای دشت آرای بازی کردم را مدیون انتخاب درست و جسورانه او هستم و اساسا آقای دشت آرای به عنوان یک کارگردان جوان، خوشفکر و خوش ایده به من جرات تجربه نقش های متفاوت را داده است. از نظر من کارهای این کارگردان جوان از خاص ترین و ویژه ترین اجراهایی بوده که من افتخار حضور در آنها را داشتم. اول که اصلا نمی دانستم باید چه کار کنم.

  • نزدیک شدن به نقش میلو

«تن تن» را من در بچگی خوانده بودم و چیز خاصی در ذهنم نبود. بعد از این ماجراها دوباره شروع کردم، کتاب های «تن تن» را از اول خواندم و فیلم هایش را دیدم و با دیدن، خواندن، پیگیری و پیدا کردن ژست ها، عادت ها و مدل «میلو»، به نقش نزدیک شدم. اصولا «میلو» خیلی سگ متفاوتی با سگ های دیگری که در قصه ها و تصویر و ادبیات نمایشی داریم است؛ او روشنفکری غرغرو است که به نظر من باهوش ترین و جذاب ترین کاراکتر قصه های «تن تن» هم است. آن وجه سگ بودن میلو همیشه در خدمت هوشیاری او بوده و فقط اشکال او کمی غرغرو و تنبل بودنش است. مجموع همه اینها «میلو» را بامزه و خواستنی کرده. من همیشه چون فقط به آن نقشی که اجرا می کنم فکر می کنم دچار هیچ حس خاصی نبودم. من همیشه به نقش فکر می کنم تا اینکه فکر کنم من الان در چه پوزیشن و موقعیتی هستم. من اصلا به این فکر نمی کنم که این طناز طباطبائی است که روی صحنه دارد چهار دست و پا حرکت می کند و پارس می کند و … من در اجرای هر نقشی، به این فکر می کنم که الان طناز طباطبائی نیستم، آن کاراکتری هستم که دارم اجرا می کنم، حالا اگر این کاراکتر می خواهد سگ باشد یا یک بچه کوچک یا معتاد یا هر شخصیت دیگری به هر حال از یک جایی به بعد خودم را فراموش می کنم و فکر می کنم الان روی صحنه کی هستم و باید چه کسی را به مخاطب القاء کنم و به باور تماشاچی بخورانم.

زندگینامه طناز طباطبایی

زندگینامه طناز طباطبایی

  • طناز طباطبائی: با ازدواج یک مرحله عقب می روم

حرفی که الان می خواهم بگویم خیلی حرف رادیکالی است، شاید خیلی ها با من مخالف باشند و البته خیلی مسئله شخصی است، ولی تصورم این است که با ازدواج و بچه دار شدن و با هر چیزی که از این دست به من اضافه می شود انگار که من یک مرحله عقب می روم و این حس کهنگی به من دست خواهد داد که حالا دیگر الان تمام شدم و بچه ام از من مهمتر است. الان خودت نباید غذا بخوری و اول باید بچه ات را سیر کنی. الان جیب خودت ممکن است خالی باشد، اما جیب بچه ات باید پر باشد. خودت نباید فلان کار را کنی که شوهرت بتواند فلان کار را کند. الان مجبوری کار نکنی چون بچه کوچک داری و … راستش را بخواهید من یک ذره خودخواهم، نه خیلی خودخواهم. این خیلی خودخواه بودن و ترس از کهنه شدن باعث می شود که محتاط باشم. عشق مادر و فرزندی و عشق به خانواده، عشقی طبیعی و در نهاد بشر است، ولی چیزی که من می گویم کمی متفاوت است. نمی دانم شاید من یک مقدار کمی خودشیفتگی بازیگری دارم و این چیزی است که به نظرم همه بازیگران دارند و اگر نداشته باشند اصلا نمی توانند بازیگر شوند. آن خودشیفتگی هم این است که من خودم را از هر چیزی در جهان بیشتر دوست دارم و فکر می کنم حتی اگر روزی بچه دار شوم باز هم خودم را بیشتر از او دوست خواهم داشت. آنقدر خودم را دوست دارم که حاضر نمی شوم این همه سختی به خودم بدهم که عشق دیگری را تجربه کنم. آن عشق را خودم به خودم دارم.

  • یک نکته:

طناز طباطبایی با هیچ کدام از خانم ها و آقایان طباطبائی در سینما و تلویزیون کشور نسبت فامیلی ندارد.

  • تحصیلات و مدارک علمی:

کارشناسی کارگردانی تئاتر

بیوگرافی طناز طباطبایی

طناز طباطبایی

  • افتخارات:

بهترین بازیگر زن کمدی تلویزیونی در سال ۱۳۸۸
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سومین جشن منتقدان برای بازی در فیلم صداها (۱۳۸۸)
برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن از پنجمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران برای بازی در فیلم مرهم (۱۳۹۰)
جایزه بهترین بازیگر زن در کرمان و سنندج برای فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند
کاندیدای بهترین بازیگر زن در کرمانشاه برای فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند

  • آثار :
    فیلم سینمایی

دیشب باباتو دیدم آیدا
چهارانگشتی
دماغ
جعبه موسیقی
شب زده
میزاک
پسر تهرانی
صداها
طهران تهران
مرهم
سرسپرده
پریناز
گزارش یک جشن
نارنجی پوش
هفتم
هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند
ساکن طبقه وسط
پنجاه قدم آخر
آرایش غلیظ

  • مجموعه تلویزیونی

گریه
در چشم باد
میوه ممنوعه
پرانتز باز
کلاه قرمزی ۹۲

سریال شبکه ی خانگی

قلب یخی
شاهگوش

  • تئاتر:

درس
کمی بالاتر
باغبان مرگ
تن‌تن و راز قصر مونداس

عکس های طناز طباطبایی

عکس های طناز طباطبایی

  • نقل قول و خاطرات:

طناز طباطبائی:
برای من بازیگری زندگی است. بازیگری خلاقیت است، یعنی تصویر و تجسم است. روزی که من از خواب بیدار شوم و تصور و تجسمی در ذهن نداشته باشم و احساس کنم من موجودی فرسوده و به دردنخورم و هیچ ایده خلاقی نداشته باشم، آن روز باید بمیرم. بازیگری برایم بهانه ای است برای جذاب تر زندگی کردن، چون اگر یک روز زندگی عادی و بدون هیچ خلاقیتی داشته باشم، دیوانه می شوم.
من به یک اصلی همیشه معتقد هستم ؛ آن هم کم دیده شدن، ولی خوب دیده شدن است. ممکن است مخاطب من در تئاتر، مخاطب چندان قابل مقایسه ای با سینما و تلویزیون نباشد، ولی این اجازه را به من می دهد که متفاوت دیده شوم، حتی اگر تماشاچی من 10 نفر باشد، همان 10 نفر برای من کافی هستند که بگویند یک کار متفاوت از طناز طباطبائی دیدیم. معضلی که به نظر من الان 99 درصد بازیگرها یا حداقل جوان ها با آن درگیر هستند، این عدم تفاوت است. به خاطر اینکه ما در سینما در نقطه ای قرار داریم که هیچ فیلم متفاوتی ساخته نمی شود. هیچ فیلمنامه خوبی نیست و اصلا کار خوب کلید نمی خورد. یعنی ما هیچ وقت نمی توانیم در سینما «تن تن …» داشته باشیم، هیچ وقت من نمی توانم در سینما نقش یک سگ را بازی کنم؛ پس وقتی این موقعیت متفاوت را می توانم یک جای دیگر، که تئاتر باشد، تجربه کنم آن را از دست نمی دهم. فکر می کنم مخاطبی هم که من را دنبال می کند و پیگیر کارهایم است در تئاتر هم دنبال من می آید، کما اینکه آمده و خیلی از تماشاگرانی که شب ها بعد از کار می آیند و با هم صحبت می کنیم و گپ و گفتی داریم از سینما و تلویزیون پیگیر کارهای من بوده اند. برای من هم تجربه نقش های متفاوت لازم است. برای اینکه خودم را محک بزنم. اگر بتوانم این تفاوت ها را در خودم ایجاد کنم و خودم باور کنم که می توانم اینقدر متفاوت باشم، این باور در انتخاب های سینمایی ام هم تاثیر می گذارد و انگار با تجربه این نقش های متفاوت رشد پیدا می کنم. من به کمتر دیده شدن اعتقاد دارم و فکر می کنم اگر من سالی یک یا دو فیلم کار کنم، حالا دو تا تئاتر هم کنار اینها کار کنم، بهتر از این است سالی 5 تا فیلم کار کنم که هیچکدام فرقی با آن یکی ندارد. ترجیح می دهم در سینما سالی یک فیلم کار کنم، اما آن یک فیلم کار متفاوتی باشد و همینطور در تئاتر هم در کاری حاضر شوم که تئاتر متفاوتی باشد. من همیشه مطمئنا سراغ کارهای متفاوت می روم و کارهای تکراری انجام نخواهم داد.
بازیگری مرا خیلی اذیت می کند. برای همین من کم کار می کنم، چون هر روز از هر کاری چندین تار موی من را سفید می کند و در پروسه فیلمبرداری یک دفعه به خودم می آیم و می بینم که بخشی از موهایم کاملا سفید شده،ولی با همه این فشارها با خودم فکر می کنم مگر من چند سال زنده ام و می توانم کار کنم. من اگر عمر متوسط خودم را 60 سال تصور کنم و از این زمان 40 سال آن را توانایی کار کردن داشته باشم، ترجیح می دهم کم کار کنم و به روزی که خداوند برایم مقدر کرده است راضی باشم و در همین فرصت کم حداقل 6، 5 تا نقش ماندگار و خوب از خودم بر جای بگذارم.
بازیگری کار پیچیده و گسترده ای است و فقط به درست نگاه کردن و رویاپرداز و خلاق بودن ختم نمی شود. برای خوب بازی کردن باید چیزهای زیادی به خودت اضافه کنی. مثلا من همراه دوستانم هر جمعه برنامه ای داریم؛ آن هم رفتن به گالری های شهر و گالری گردی است. هر جمعه تمام نمایشگاه های جدید را می روم و می بینم. یکی ازتصویرهایی که سر فیلم «هیس …» در لحظه فیلمبرداری سراغ من آمد، از دل همین گالری گردی ها بیرون آمد. در صحنه ای از این فیلم مامور زندان، پنجره سلول من را باز می کند و می گوید که وصیتت را بنویس. من فکر کردم آن لحظه هیچ میمیکی نمی تواند پاسخگوی احساسات درونی آدمی باشد که الان باید وصیتش را بنویسد و ساعتی بعد هم قرار است بمیرد چه کار باید بکند. زجه بزند؟ خودش را بزند؟
من فکر کردم این صورتی است که سیاه می شود و فرو می ریزد، بنابراین تنها کاری که کردم چادرم را روی سرم کشیدم که به سرعت کات دادند. من گفتم چرا؟ گفتند اصلا هیچی از صورتت دیده نمی شود، گفتم مخصوصا این کار را کردم، چون نمی خواهم صورتم دیده شود. خانم درخشنده یک نگاهی کردند که چرا و من گفتم واقعا من الان باید چه عکس العمل و واکنشی نشان دهم که حق مطلب را ادا کرده باشم و این حجم از بار غم را برساند. این تصویر از دیدن عکس، مجسمه، نقاشی و هنرهای دیگر می آید. من بازیگر باید بتوانم از ذهن آدم های دیگر هم استفاده کنم، من از خلاقیت یک نقاش یا مجسمه ساز و … هم می توانم در کار خودم استفاده کنم. علاوه بر اینها سعی می کنم هر روز یک کار تکراری انجام ندهم و یکی از چیزهایی که در تئاتر، کمی من را اذیت می کند همین است که هر شب باید کار تکراری انجام دهم. البته تکراری بودن آن تا قبل از زمان اجراست. موقعی که روی صحنه می روم درست است که یک قراردادهایی را باید هر شب اجرا کنم، ولی می تواند حس کاملا متفاوتی از شب قبل داشته باشد.

برای خندیدن و شاد بودن کلیک کنید


loading...
loading...
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است
free counter statistics