به اولی ها خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
خانه » بیوگرافی » بازیگران » شبنم قلی خانی بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا + عکس
شبنم قلی خانی بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا + عکس

شبنم قلی خانی بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا + عکس

شبنم قلی خانی بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا زندگینامه شبنم قلی خانی Shabnam Gholikhani بازیگر توانمند ایران و همسرش رضا به همراه عکس های شبنم قلی خانی و همسرش .

شبنم قلی خانی بازیگر زن ویکی از بهترین بازیگران تلویزیون و سینمای ایران می باشد وی در سریال و فیلمهای زیادی ایفای نقش کرده است .

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

بیوگرافی شبنم قلی خانی بازیگر زن ایرانی توانمند و معروف ایران و همسرش رضا را از سایت اولی ها مشاهده بفرمایید .

زندگینامه شبنم قلی خانی بازیگر معروف را در زیر مشاهده بفرمایید .

  • تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در نوزدهم آبان سال 1356 در تهران به دنیا آمد.

پدر: –
مادر:-
برادر: شهرام
خواهر: شیدا
همسر: رضا
فرزندان : شانا

  • مشخصات فردی:

وب گاه رسمی: http://gholikhani.com
باید گفت او یکی از محبوب ترین بازیگران سریال های تلویزیونی است.
آدم های مختلف را در زندگی به راحتی می تواند تحمل کند و به قول معروف زود از کوره در نمی رود، اما ناگفته نماند که گاهی اوقات محیط کار و زندگی خسته اش می کند، با اینکه در قبال اطرافیان تحمل دارد، اما در رابطه با خودش این گونه نیست. وی از حاشیه به دور است.
خودش می گوید: من به خاطر تربیت خانوادگی ماخوذ به حیا هستم، اما خجالتی بودن را قبول ندارم. شاید به خاطر نقش هایی که بازی کرده ام این تصور وجود دارد که من آدم خجالتی هستم، اما در زندگی شخصی هیچ وقت خجالتی نبوده ام و جایی که حس کنم دارند حقم را پایمال می کنند، محکم می ایستم و حقم را مطالبه می کنم.

  • عادات و علائق شخصی:

کار با کمال تبریزی را دوست دارد.

  • دوران زندگی:

شبنم که فرزند سوم خانواده قلی خانیست، در سال 82 پدرش را از دست داد .یک برادر به نام شهرام و یک خواهر بزرگ تر از خود به نام شیدا دارد. شهرام دندانسازی خوانده و پس از فارغ‌التحصیلی در این رشته فعالیت دارد. او ساکن سیدنی استرالیاست.

  • تحصیل در دانشگاه:

شبنم که دارای دیپلم ریاضی فیزیک است، در دانشگاه در رشتهٔ تئاتر قبول‌ شد و گرایش طراحی صحنه را برگزید. چندی پس از آن، در کنکور کارشناسی ارشد در گرایش کارگردانی تئاتر مشغول به تحصیل شد.

رضا همسر شبنم قلی خانی :

شبنم قلی خانی ازدواج کرده و همسرش شخصی به نام رضا می باشد که از ستارگان و هنرمندان نیست .

رضا همسر شبنم قلی خانی بسیار در دل همسرش قرار دارد و شبنم قلی خانی علاقه بسیاری به رضا دارد .

شبنم قلی خانی و همسرش رضا یک فرزند به نام شانا دارند که خانواده خوبی را تشکیل داده اند .

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

  • بازیگری:

فعالیت بازیگری را در سال ۱۳۷۶ با بازی در تئاتر آنتیگونه آغاز نمود.

وی برای اجرای آنتیگونه در تئاتر شهر تهران روی صحنه رفت و مورد توجه شهریار بحرانی قرار گرفت .

  • عطش:

در سال ۱۳۸۱، در فیلم عطش در نقش ندا ایفای نقش کرد و با بازیگرانی چون بهرام رادان، فریبرز عرب‌نیا و شهرام حقیقت‌دوست هم‌بازی ‌شد.

  • مریم مقدس:

شهریار بحرانی از او در فیلم سینمایی مریم مقدس استفاده ‌کرد. قلی‌خانی در این فیلم سینمایی نقش مریم، مادر حضرت عیسی مسیح را ایفا کرد. داستان این فیلم مربوط به بارداری مریم و سوء ظن مردم نسبت به اوست.

  • اولین شب آرامش :

شبنم در سال 1384 و در نخستین مجموعهٔ تلویزیونی خود به نام اولین شب آرامش به کارگردانی احمد امینی درخشید.

  • اظهارات قلی خانی درخصوص سریال اولین شب آرامش:

نقش آذر را دوست داشتم و از اینکه این نقش را بازی کردم راضی ام، آذر بر پایه احساساتش فکر نمی کرد و از روی منطق عمل می کرد، همان طور که در مجموعه دیدیم که او در روز ازدواج از «سفره عقد» بلند می شود و می رود، به نظرم آذر تصمیم درستی گرفت، او به حرف دلش گوش کرد. علاقه او به «فرزاد» باعث می شود که وارد زندگی علیرضا نشود تا او را بدبخت کند، او می خواست مجبور نباشد تا یک عمر به طرف مقابل دروغ بگوید و وانمود کند که دوستش دارد، اما خودش کس دیگری را در دل، دوست داشته باشد. گرچه در آخرین لحظات به این فکر افتاد، اما تصمیم درست و منطقی همین بود.

  • کارگردانی حقیقت یک دست ‌فروش :

وی همچنین نویسندگی و کارگردانی چندین فیلم کوتاه و مستند را هم بر عهده داشته ‌است.
در سال 84، نخستین اثر خود به نام حقیقت یک دست ‌فروش را که یک فیلم مستند بود، کارگردانی ‌کرد و وارد عرصهٔ کارگردانی شد.

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

  • سال‌های برف و بنفشه :

در سال 85 در مجموعهٔ سال‌های برف و بنفشه به همراه سام درخشانی، لاله اسکندری، امیر آقایی و اسماعیل شنگله درخشید. این مجموعه از کانال‌های اروپا، آمریکا و آسیا نیز پخش ‌شد.

  • نردبام آسمان:

در سال 1387 برای بازی در مجموعهٔ تلویزیونی نردبام آسمان به کارگردانی محمدحسین لطیفی جلوی دوربین رفت. بخش‌هایی از این مجموعه در شهر سمرقند و بخارا در افغانستان تصویربرداری ‌شد.

  • خاطره:

در سال ۱۳۸۷، برای بازی در فیلم خاطره جلوی دوربین رفت و با بازیگرانی از جمله مهناز افشار، پژمان بازغی، لادن طباطبایی، پوریا پورسرخ و الیزابت امینی هم‌بازی ‌شد.

  • آشنایی با علیرضا افخمی:

بعد از آن با علیرضا افخمی آشنا شد و در دو مجموعهٔ تلویزیونی به نامهای پنجمین خورشید در نقش هما و پنج کیلومتر تا بهشت به کارگردانی وی درخشید.

  • قلی‌خانی دربارهٔ ایفای نقش هما در مجموعه پنجمین خورشید گفت:

می‌پندارم مهم‌ترین دلیلی که موجب ‌شد این نقش را با تفاوت‌های بسیار آن با نقش‌های پیشین خود بازی‌کنم، کمک‌های آقای افخمی و سخت‌گیری‌های به‌ جای ایشان بود.

  • سرزمین کهن:

در سال 90 به فاز دوم مجموعهٔ تلویزیونی سرزمین کهن به کارگردانی کمال تبریزی پیوست و در این مجموعه نیز ایفای نقش کرد.

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

  • شبنم و ایقای نقش در سرزمین کهن:

من در فاز دوم این مجموعه نقش همسر رهی را بازی کرده‌ام. این فرد از خانواده‌ای سنتی آمده است و در سن پایین ازدواج کرده. به نظرم نقشی که در این سریال بازی کردم معصومیتی خاص دارد و به نظرم نقش بکری می آمد. رابطه عاشقانه رهی و همسرش به طور مختصر در داستان مطرح می شود. اما اساس داستان بر ماجرای زندگی رهی استوار است که در واقع نماد و سمبل اتفاقات تاریخی ایران در دوره معاصر محسوب می شود. اما این میان تلنگری هم به روابط احساسی این زوج زده می شود.

  • پنج‌شنبهٔ آخر ماه :

پنج‌شنبهٔ آخر ماه واپسین کار شبنم قلی‌خانی در ایران است که در سال ۱۳۹۰ ساخته ‌شد (چون بعد از آن به استرالیا رفت). این فیلم در سال ۱۳۹۰ به کارگردانی ماشاءالله شاه‌ مرادی‌زاده ساخته ‌شد. این فیلم محتوای اجتماعی– مذهبی دارد و دربارهٔ چند جوان است که پارتی برگزار می‌کنند و روحانی وارد این خانه می‌شود.

  • فیلم کوتاه:

از فیلم‌های کوتاهش می‌توان به فیلم کوتاه زندگی اشاره‌ کرد که وی نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشت. داستان این فیلم کوتاه ۱۰ دقیقه‌ای مربوط به یک زندگی و مرگ ساده است.

  • تدریس:

او که دارای چندین جایزه و تقدیرنامه از جشنواره‌های مختلف است، از سال ۲۰۰۴ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ایران بوده و به آموزش بازیگری و تئاتر پرداخته است. وی هم‌چنین سابقه تدریس بازیگری به کودکان برای چندین سال در یک مؤسسهٔ فرهنگی را دارد. همچنین استاد کارگردانی تئاتر در دانشگاه آزاد اسلامی تهران است .

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

  • اظهارات وی درخصوص آشنایی با همسرش:

خواهر رضا و خواهر من که هر دو از ما بزرگتر هم هستند، دوستان صمیمی یکدیگر بودند. زمانی که در دانشگاه قبول شدم، برای درس ماکت سازی احتیاج داشتم یک نفر به من کمک کند. خواهرم گفت برادر دوستم در رشته معماری تحصیل می کند و می تواند به تو کمک کند. آشنایی ما از ساخت این ماکت آغاز شد و در نهایت خواهرهای ما برایمان این نقشه را کشیدند و در نهایت سال 86 با هم ازدواج کردیم. رضا شرطی در مورد ماجرای بازیگری مطرح نکرد و من هم، چنین صحبتی را عنوان نکردم که یادت باشد کار من بازیگری است و تا آخر عمر، کارم را ادامه خواهم داد، چون رضا را می شناختم و می دانستم آدم منطقی است و راجع به حرف ها و کارهایش فکر می کند و تصمیمات سطحی نمی گیرد. از طرفی رضا با هنر، مخصوصا سینما بیگانه نیست. خواهران رضا عکاس هستند، یکی از پسرعمه هایش فیلمساز است و یکی دیگر از پسرعمه هایش هم (فرهاد توحیدی) فیلمنامه نویس است.

  • تعریفش از خانواده خوشبخت :

فکر می کنم آرامش روانی، نشاط و سلامتی اصلی ترین و کافی ترین شروط خوشبختی است. خیلی ها هستند که قدر سلامتی شان را نمی دانند و به دنبال یک چیز بالاتر می گردند. همین که انسان در یک خانواده سالم و سلامت زندگی می کند به نظرم کافی است. آرزوهای بزرگ در زندگی، گاهی تبدیل به حباب می شود که قطعا یک روز می ترکد و اثرات بدی روی زندگی انسان می گذارد.

  • شبنم و همسرش در استرالیا:

او به علت کار شخصی همسرش و ادامه تحصیل در مقطع دکترای رشته کارگردانی تئاتر از ابتدای سال 92 به استرالیا نقل مکان کرده است.

  • خانم بازیگر از زندگی در استرالیا گفت:

به خاطر وضعیت شغلی همسرم و همچنین ادامه تحصیل در رشته کارگردانی فیلم به کشور استرالیا سفر کرده ام. چند ماه اولی که به اینجا آمده بودیم بیشتر وقتم را به یادگیری زبان انگلیسی اختصاص دادم …
من پیش از این در رشته کارگردانی تئاتر تحصیل کرده بودم و حتی مدت هفت سال در دانشگاه هم مشغول تدریس بودم ،اما در مورد کارگردانی فیلم، این رشته را به صورت تجربی دنبال می کردم و با ساخت هشت فیلم کوتاه مبانی ابتدایی آن را تجربه کرده بودم. اما حس کردم این تجربیات برای ورود به حیطه ساخت فیلم های بلند کافی نیست و دوست داشتم یک مقدار اصولی تر و حرفه ای تر با این مقوله آشنا شوم. احتیاج داشتم یک مقدار مسائلی که طی این ۱۷ سال سر صحنه آموخته بودم را به صورت آکادمیک و به روزتر دنبال کنم. الان حس می کنم این تصمیم، درست بوده؛ چون ما در سینمایی کار می کنیم که خیلی از مسائل ابتدایی هم در آن رعایت نمی شود و قطعاً زمانی که به عنوان کارگردان وارد سینمای ایران شوم، این موارد را رعایت خواهم کرد.
یکی از مسائلی که اینجا خیلی بر آن تاکید می شود این است که صحنه فیلمبرداری باید برای همه عوامل، امن و بی خطر باشد. این موضوع یکی از اولین مباحثی است که در دانشگاه به آن پرداخته می شود که سر صحنه فیلمبرداری چه مقدماتی را آماده کنیم تا نیازهای افراد حاضر در گروه تامین شود تا سلامت افراد به خطر نیفتد. اگر این مسائل در سینمای ایران هم به خوبی رعایت شود خیلی از اتفاقات تلخی که برای عوامل زحمتکش سینمای ایران افتاده است، تکرار نخواهد شد. خیلی وقت ها خود من با خوردن آب ناسالم سر صحنه بیمار شده ام، این کوچکترین مسئله را بگیرید و به مرگ پیمان ابدی یا آسیب دیدگی شدید آقای اصغر شاهوردی برسید!

  • بازگشت با دست پر:

فکر می کنم اینکه انسان برود و با دست پر باز گردد، خیلی بهتر از آن است که مدام در معرض دید باشد و خودش را تکرار کند. فکر می کنم بد نیست گاهی انسان به خودش این فرصت را بدهد تا به روزتر شود و در نهایت با تجربه و آگاهی بیشتر به چرخه فعالیت باز گردد.
از طرفی در طول این سال ها بازیگران زیادی بوده اند که مدت زیادی از بازیگری فاصله گرفتند و وقتی قصد بازگشت دوباره به این حرفه را داشتند، نه تنها فراموش نشده اند، بلکه با آغوش باز مخاطب مواجه شده اند. مثلاً وقتی با خانم گلچین در این مورد صحبت می کردم، ایشان می گفتند ۹ سال هیچ فعالیتی در زمینه بازیگری نداشتم و بدون هیچ مشکلی دوباره به این حرفه بازگشتم، یا خانم رزیتا غفاری که سه سال در خارج از کشور زندگی می کردند، در این مورد می گفتند دقیقاً سه روز بعد از اینکه به ایران بازگشتم، با من تماس گرفتند و قرارداد کار جدیدم را امضا کردم.
بخشی از اتفاقات زندگی به تصمیم خود انسان بستگی ندارد و گاهی مجبوری که از یک سری مسائل فاصله بگیری! من اصلاً دوست نداشتم ایران را ترک کنم، اما خب به دلیل شغل همسرم این اتفاق افتاد و من هم از این فرصت استفاده کردم و به تحصیل در رشته مورد علاقه ام پرداختم تا انشاءالله با دستی پر به کشورم باز گردم.
خواهر و مادرم در ایران هستند و دلم پیش آنهاست و مدام از طریق اینترنت و تلفن با آنها صحبت می کنم. اخبار فرهنگی و سینمایی ایران را دنبال می کنم و در جریان اتفاقات کشور هستم. زندگی در استرالیا را به چشم یک تجربه نگاه می کنم، تجربه ای که در آینده به من قطعاً کمک خواهد کرد.
در این مدت فیلمنامه های زیادی برایم فرستاده شد، اما متاسفانه هیچ کدام باب میل من نبود و سوژه های تکراری را دستمایه خود قرار داده بودند که برایم جذابیت نداشت. بدون شک اگر کاری پیشنهاد شود که من را وسوسه کند، قطعاً به ایران باز می گردم و بعد از اتمام پروژه دوباره به استرالیا می روم تا درسم را ادامه دهم.
تصمیم دارم بلافاصله بعد از اتمام تحصیلم، به ایران بازگردم و در کنار مردم خوب و مهربان کشورم زندگی کنم.

بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

  • رد پیشنهاد بازی در استرالیا:

شبنم با وجود پیشنهادهایی برای بازی در استرالیا هیچ یک از این نقش ها را نپذیرفت، چرا که می‌بایست در تمامی این نقش ها،به شکل بی حجاب به بازی می پرداخت.
وی می گوید:طبق قوانین ایران نمی‌توانم در اینجا بازیگری را دنبال کنم. در اینجا نقشی وجود ندارد که من بخواهم آن را با حجاب بازی کنم و اصولاً دوست ندارم بدون حجاب جلوی دوربین بازی کنم.

  • شبنم قلی خانی: در سینما بازیگر نباید تنها به فکر نقش و دیده شدن بازی‌اش باشد:

در یک سکانس ممکن است چند بازیگر سرشناس کنار هم حضور داشته باشند و در عین حال بازی همه شان هم دیده می شود. بدون این که حس کنیم یکی از دیگری برتر است. در سینما بازیگر نباید تنها به فکر نقش و دیده شدن بازی‌اش باشد. متاسفانه گاهی بعضی بازیگران تمام تلاش خود را صرف می‌کنند تا با بعضی حرکات اضافه یا اغراق‌آمیز، تمرکز بیننده را از بازی بازیگر مقابل گرفته و به خودشان معطوف کنند. در حالی که این اصل دیگر منسوخ است. بیننده امروز بسیار فهیم است و همه این ریزه کاری ها را درک می‌کند.

  • مختصات یک فیلم خوب:

یک فیلم یا مجموعه ابتدا به فیلمنامه قوی بر می گردد، اگر چیزی غیر از آن باشد، اثر خوب در نمی آید…

  • خانم قلی خانی:اصلا صفحه‌ای در فیس بوک نداشتم،اما…:

چند سال پیش یکی از دوستانم را در تئاتر شهر دیدم و او گفت مرسی که در فیسبوک مرا ادد کردی! من در جواب گفتم اصلاً صفحه‌ای در این شبکه اجتماعی ندارم که بخواهم تو را به لیست دوستانم اضافه کرده باشم. وقتی به خانه رفتم و در فیسبوک جستجو کردم، دیدم 8-7 صفحه به نام من ایجاد شده و توسط افراد دیگری اداره می‌شود. در هر صورت تصمیم گرفتم برای اینکه مشکلی پیش نیاید، صفحه‌ای در فیسبوک ایجاد کنم. این موضوع مصادف بود با ایامی که من آماده سفر به استرالیا می‌شدم و در نهایت از این صفحه برای ارتباط با خانواده و دوستانم که در ایران بودند استفاده کردم. البته یک fan page هم به نام من وجود دارد که توسط ادمین اداره می‌شود، اما مطالب آن زیر نظر خودم به روز می‌شود.

  • قلی خانی از استفاده درست از شبکه های اجتماعی گفت:

شبکه‌های اجتماعی وجود دارند و روز به روز هم در حال افزایش هستند و انواع مختلف آن خیلی راحت در دسترس است، پس نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. فکر می‌کنم به جای پاک کردن صورت مساله باید فرهنگ استفاده از پدیده را در جامعه جا انداخت. چند سالی هست که در بین قشر جوان دسترسی به شبکه‌های اجتماعی رشد داشته، اما آیا در این مورد فرهنگسازی هم انجام شده است؟ به نظر من این فرهنگسازی وجود نداشته و ما فقط گفته‌ایم خوب نیست و نباید از آن استفاده کرد. این در حالی است که انسان، مخصوصاً جوان‌ها از هرکاری که منع می‌شود نسبت به آن حریص‌تر می‌شود.
در مدتی که از ایران دور بودم فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، غربت را برای من به حداقل رساند و توانستم با استفاده از آن با دوستان و خانواده‌ام مدام در ارتباط باشم.
فیس بوک در خارج از کشور کم کم دارد جای ایمیل را می‌گیرد. در دانشگاه، سر هر کلاسی یک صفحه گروهی ایجاد می‌شد و همه چیز روی این صفحه آپلود می‌شد و همه در این صفحه با هم تعامل داشتند.
فکر می‌کنم می‌توانیم از شبکه‌های اجتماعی در جهت درست استفاده کنیم، همانطور که از سینما که آن هم محصولی از دنیای غرب است، توانستیم استفاده کنیم و حرف‌های خودمان را بزنیم. از طرف دیگر معتقدم خانواده‌ها در این فرهنگ سازی نقش بسیار پررنگی دارند. خانواده‌ها باید استفاده از شبکه‌های اجتماعی را مدیریت کنند، البته نه به این شکل که به طور کلی محدودیت ایجاد کنند.
متاسفانه در مراسمی عکسی گرفته شده، توسط فتوشاپ کراپ شده و روی صفحات فیس بوک منتشر شده بود که زیر آن نوشته بودند: شبنم قلی خانی و همسرش! این در حالی است که تا امروز هیچ عکسی از من و همسرم منتشر یا چاپ نشده و این اتفاق واقعاً من را ناراحت کرد.

  • تحصیلات و مدارک علمی:

لیسانس طراحی صحنه از دانشگاه آزاد اسلامی تهران
کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر

 بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

  • مسئولیت و مقام ها:

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ایران
تدریس بازیگری به کودکان
استاد کارگردانی تئاتر در دانشگاه آزاد اسلامی تهران

  • افتخارات:

تشکر و قدردانی انجمن اسلامی هنرمندان برای بازی در نقش مریم مقدس
تشکر و قدردانی شبکهٔ جهانی جام جم به عنوان بازیگر زن برجسته برای بازی در نقش مریم مقدس
تشکر و قدردانی مدیر عامل صدا و سیمای ایران برای بازی در نقش مریم مقدس
نامزد جایزهٔ بهترین بازیگر زن از تماشاگران شبکهٔ جام جم در ژانویه ۲۰۰۴
جایزهٔ بهترین بازیگر زن از پلت ‌فرم طلایی (جشنواره‌ای در روسیه) در سال ۲۰۰۵
قدردانی هیئت داوران جشنوارهٔ فیلم دانشجویان ایرانی برای ساخت فیلم کوتاه تنهایی من در آوریل ۲۰۰۶
گواهینامهٔ موفقیت و دستاورد از نخستین جشنوارهٔ فیلم بهینه‌سازی مصرف گاز ایرانی در نوامبر ۲۰۱۰
گواهینامهٔ موفقیت و دستاورد از دومین جشنوارهٔ فیلم ایرانی کانادا در سپتامبر ۲۰۱۰
تشکر و قدردانی هیئت مدیرهٔ کارگردانان صدا و سیما برای بازی در مجموعهٔ تلویزیونی نردبام آسمان
تشکر و قدردانی سومین هیئت مدیرهٔ کارگردانان صدا و سیما برای بازی در مجموعهٔ تلویزیونی پنج کیلومتر تا بهشت

  • آثار :
    فیلم سینمایی:

مریم مقدس
یک الف ناقابل
جوجه اردک من
عطش
سفرنامه‌ خواب
وعده دیدار
ستاره سهیل
به خاطر خواهرم
خاطره
پریناز
بچه‌ تهران
شور شیرین
فرزند خوانده
درخشش پنهان
بزرگ‌مرد کوچک
پنجشنبه آخر ماه

  • تلویزیون:

اولین شب آرامش
ما چند نفر
سال‌های برف و بنفشه
نردبام آسمان
پنجمین خورشید
پنج کیلومتر تا بهشت
سرزمین کهن

  • آثار دیگر:

آنتیگونه
آیه‌های زمینی
آبگینه
کا

  • کارگردانی:

حقیقت یک دست ‌فروش
من تنها
خونه
فارسی ناآشنا
زندگی
روز
امروز سه‌شنبه‌ ست
دست

 بیوگرافی شبنم قلی خانی و همسرش رضا

شبنم قلی خانی

  • نقل قول و خاطرات:

شبنم قلی خانی در پیامی ،بهار 1393را تبریک گفت:
بوی عیدی بوی غربت
از پشت شیشه بخار گرفته بیرون را نگاه میکنم و نخها را بهم میبافم،بافتن شال گردن هنوز یادم مانده است!
نخ قرمز را بر میدارم،یکی زیر یکی رو، می بافم و می بافم.
سیبم که تمام شد نوبت نخ سفید است، سیر را شروع میکنم، حالا نخ سبز برای سبزه ام…
پنجره اتاقم هنوز بخار گرفته است، طبق عادت کودکی با انگشت روی شیشه را نقاشی میکشم، سفره ای با هفت بشقاب رویش، وقتم کم است، باید هر چه زودتر شالم را تمام کنم.
نخ زرد را بر میدارم، میخواهم سکه ام از طلا باشد!
نخ بعدی قهوای …
انگار بلندترین و عریض ترین شال گردن عمرم را میبافم، دلم می خواهد نخها تمام نشود و من همینطور پشت شیشه بخار گرفته بنشینم و سفره ام را ببافم!
شب کم کم نزدیک میشود و شال من آماده است.
سیب را کنار سیر و سبزه بافتم و بالای آن ها سماق و سرکه و سنجد و سمنو!
سکه اما نزدیک تنگ کوچک ماهی قرمز است.
شال را دور گردنم می پیچم، باد و باران پائیزی شروع شده، بهار آنجا پائیزِ اینجاست، خبری از سفره ای که روی بخار شیشه کشیده بودم نیست، باز انگشتم را روی شیشه حرکت میدهم:
عیدت مبارک ای وطن

برای خندیدن و شاد بودن کلیک کنید

loading...

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است