به اولی ها خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
خانه » مذهبی » دلیل قیام امام حسین و نتیجه قیام او چه بود؟
دلیل قیام امام حسین و نتیجه قیام او چه بود؟

دلیل قیام امام حسین و نتیجه قیام او چه بود؟

دلیل قیام امام حسین و نتیجه قیام او چه بود؟

هر سال با آغاز ماه محرم ، ما ایرانیان به همراه همه شیعیان جهان رخت عزا بر تن کرده و در شهادت سرور و سالار شهیدان به سوگواری میپردازیم. شهادت امام حسین (ع) و یاران وفادارش، چنان تاثیری عمیقی دارد که همه ساله افراد بیشتری با اندیشه های این امام بزرگوار آشنا شده و در مراسم عزای حسینی شرکت میکنند. اما یک سوال مهم در مورد شهادت امام حسین (ع) وجود دارد که شاید برای شما نیز مطرح شده باشد و آن دلیل قیام عاشورا است.

دلیل قیام امام حسین (ع)

از همان دوران کودکی با امام حسین (ع) و اتفاقات عاشورا آشنا شده ایم و با آغاز محرم ، در هیئت ها و دسته جات مذهبی به عزاداری پرداخته و محبت و ارادت خود به خاندان پیامبر بزرگوار اسلام (ص) نشان میدهیم . اما آیا امام حسین در همین عزاداری ها و گریه ها خلاصه شده است ؟ هر وقت که نام امام حسین (ع) بیاید گریه کنیم ؟ پس جایگاه افکار و اندیشه های امام حسین (ع) که باعث شد در مقابل یزید قیام کند کجاست ؟ اما آیا تا بحال به این فکر کرده ایم که چرا امام حسین (ع) قیام کرد ، مگر پدر بزرگوارش حضرت امیرالمومنین (ع) سالها در مقابل خلفای نا حق صبر نکرد ، مگر برادرش امام حسن (ع) با معاویه صلح نکرد ؟ پس چه دلیل داشت که امام حسین (ع) قیام کرد ؟ چقدر خوب میشود اگر کمی از وقتمان را برای مطالعه در مورد امام حسین (ع) و اندیشه ناب او که مایه سعادت بشر است کنار بگذاریم در اینصورت است که واقعه عاشورا را بهتر درک کرده و عزادار حقیقی خواهیم بود .در ادامه مطلب ، اشاره کوتاهی به دلیل قیام حضرت خواهیم داشت .

حرکت حضرت امام حسین (ع) از آن روزی آغاز شد که از مدینه خارج شد و به طرف مکه آمد ، و بعد از خروج از مکه به سمت کوفه ، در کربلا به شهادت رسید . بهترین منبع برای پاسخ به اینکه هدف آن حضرت چه بوده است ، استفاده از کلام خود ایشان در منابع معتبر تاریخی است . حضرت امام حسین (ع) هنگام خروج از مدینه ، به برادرش محمد بن حنفیه ، چیزی را به عنوان وصیّت نوشت . امام حسین (ع) در این نوشته میفرماید : من از روى سرمستى و گستاخى و تبهکارى و ستمگرى از مدینه خارج نشدم ; بلکه براى طلب اصلاح در امت جدم خارج شده ام . مى خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم على بن ابى طالب(ع) عمل کنم .  (ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص ۲۱ / خوارزمى، مقتل الحسین، ج۱، ص ۲۷۳) . یعنی اوّلاً می‌خواهیم قیام کنیم و این قیام ما هم برای اصلاح است ؛ نه برای این است که حتماً باید به حکومت برسیم ، نه برای این است که حتماً باید شهید شویم بلکه می‌خواهیم اصلاح کنیم . ثانیا این اصلاح ، مصداق امر به معروف و نهی از منکر است .

همچنین  حضرت در مکه، دو نامه نوشته است که : یکی به رؤسای بصره و یکی به رؤسای کوفه است . در نامه‌ی حضرت به رؤسای بصره، این‌طور آمده است : من می‌خواهم بدعت را از بین ببرم و سنّت را احیا کنم ؛ زیرا سنت را میرانده‌اند (از بین برده اند) و بدعت را زنده کرده‌اند! اگر سخنم را بشنوید و فرمانم را اطاعت کنید شما را به راه راست هدایت خواهم کرد . (تاریخ‏الطبری،ج‏۵،ص:۳۵۷ / أنساب‏الأشراف للبلاذری،ج‏۲،ص:۷۸ / الکامل لابن اثیر،ج‏۴،ص:۲۳) . سپس در نامه به اهل کوفه فرمود :

امام و پیشوا و رئیس جامعه‌ی اسلامی نمی‌تواند کسی باشد که اهل فسق و فجور و خیانت و فساد و دوری از خداست . باید کسی باشد که به کتاب خدا عمل کند . یعنی عمل به کتاب را در جامعه زنده کند ، به دادگسترى و عدالت بپاخیزد و حق را قانون جامعه قرار دهد . آیین و قانون و مقررات جامعه را حق قرار بدهد و باطل راکنار بگذارد …..( الإرشاد ، ج‏۲، ص: ۳۹/ تاریخ الطبری ،ج‏۵،ص:۳۵۳ / الکامل ابن الأثیر ،ج‏۴،ص:۲۱ /روضه الواعظین ، فتال نیشابوری (ط – القدیمه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۷۳ / مقتل الحسین(ع)، الخوارزمی ،ج‏۱،ص:۲۸۴)

با جمع بندی این منابع می توان گفت : بنظر هدف اصلی ایشان اصلاح و مقابله با انحطاط جامعه اسلامی بوده است . ایشان با این عملشان درصدد عمل به تکلیف خود و تذکر و آموزش به امت برای پیروی از ایشان در صحنه کل تاریخ بوده اند .

برخی از نکات مهم در صحبت های امام حسین (ع)

امام حسین (ع) از زمانی که از مکه خارج شد در بین راه در هر کدام از منازل ، صحبتی با لحن های مختلف دارد . در منزلی به نام «بیضه»، در حالی که حرّبن‌یزید هم در کنار حضرت است ، حضرت ایستاد و خطاب به لشکر دشمن ، این‌گونه فرمود :
اگر کسی ببیند حاکمی در جامعه، بر سرِ کار است که ظلم می‌کند، حرام خدا را حلال می‌شمارد ، حلال خدا را حرام می‌شمارد ، حکم الهی را کنار می‌زند – عمل نمی‌کند – و دیگران را به عمل وادار نمی‌کند ؛ یعنی در میان مردم، با گناه، با دشمنی و با ظلم عمل می‌کند – حاکمِ فاسدِ ظالمِ جائر ، که مصداق کاملش یزید بود – و با زبان و عمل، علیه او اقدام نکند، خدای متعال در قیامت، این ساکتِ بی‌تفاوتِ بی‌عمل را هم به همان سرنوشتی دچار می‌کند که آن ظالم را دچار کرده است ؛ یعنی با او در یک صف و در یک جناح قرار می‌گیرد . ( تاریخ طبری ، ج ۴ص ۳۰۴ / الکامل ،ابن اثیر ج ۴ ص ۴۸ / ابن اعثم، فتوح، ج۵، ص ۸۱ ـ ۸۲ / خوارزمى، مقتل الحسین، ج۱، ص ۳۳۵)

در منزل « عذیب الهجانات » که چهار نفر به حضرت ملحق شدند ، بیان دیگری از امام حسین علیه‌السّلام هست . حضرت فرمود : من امیدم این است که خدای متعال، آن چیزی که برای ما در نظر گرفته است، خیر ماست ؛ چه کشته بشویم، چه به پیروزی برسیم. (تاریخ‏الطبری،ج‏۵،ص:۴۰۵) یعنی فرقی نمی‌کند ؛ ما داریم تکلیفمان را انجام می‌دهیم .

درمنزل ذوحُسُم در توضیح حرکت خویش چنین فرمودند : آیا نمى بینید که به حق عمل نمى شود و از باطل باز داشته نمى شود؟ (در چنین شرایطى) باید مؤمن، بحق ، خواهان دیدار خدا باشد . من چنین مرگى را جز شهادت و زندگى با ظالمان را جز ننگ و خوارى نمى بینم . (تاریخ ‏الطبری ، ج۴، ص ۳۰۵ / خوارزمى، همان، ج۲، ص ۷ / تحف العقول ؛ النص ؛ ص۲۴۵ / اللهوف سید ابن طاوس، ترجمه فهرى، النص، ص: ۷۹)

نتیجه گیری

بنظر این‌طور می‌رسد کسانی که گفته‌اند «هدف، حکومت بود»، یا «هدف، شهادت بود»، میان هدف و نتیجه، خلط کرده‌اند . نخیر ؛ هدف، اینها نبود . امام حسین علیه‌السّلام، هدف دیگری داشت؛ هدف ایشان برگرداندن جامعه ی منحرف به خط اصلی و صحیح آن بود و هست . منتها رسیدن به این هدف ، حرکتی را می‌طلبید که این حرکت، یکی از دو نتیجه را داشت : «حکومت،» یا «شهادت» . البته حضرت برای هر دو هم آمادگی داشت . هم مقدّمات حکومت را آماده کرد و می‌کرد ؛ هم مقدّمات شهادت را آماده کرد و می‌کرد . هرکدام هم می‌شد، درست بود و ایرادی نداشت؛ اما هیچ کدام هدف نبود،بلکه دو نتیجه بود .

برای خندیدن و شاد بودن کلیک کنید


 
loading...
loading...
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است