https://avaliha.ir

اولی ها اخبار حوادثکلیپ تجاوز به دختر ایرانی عاقبت دوستی با پسر
شناسه خبر :24316
چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵
824 بازدید
پ

کلیپ تجاوز به دختر  ایرانی عاقبت دوستی با پسر تجاوز به دختر عاقبت دوستی با پسر و اعتماد تجاوز به دختر توسط پسر مورد اعتمادش که با وی دوستی برقرار کرده بود و همچنین گرفتن فیلم تجاوز به دختر ایرانی و تهدید وی به انتشار کلیپ تجاوز به دختر برای تجاوز دوستان پسر به دختر یک داستان […]


کلیپ تجاوز به دختر  ایرانی عاقبت دوستی با پسر تجاوز به دختر عاقبت دوستی با پسر و اعتماد

کلیپ تجاوز به دختر ایرانی عاقبت دوستی با پسر
کلیپ تجاوز به دختر ایرانی عاقبت دوستی با پسر

تجاوز به دختر توسط پسر مورد اعتمادش که با وی دوستی برقرار کرده بود و همچنین گرفتن فیلم تجاوز به دختر ایرانی و تهدید وی به انتشار کلیپ تجاوز به دختر برای تجاوز دوستان پسر به دختر یک داستان واقعیست .

داستانی تلخ که زندگی دختر نوجوان را به تباهی کشاند و دختر را به فکر خودکشی انداخت تا از بی آبرو شدن از انتشار فیلم تجاوز به دختر در اینترنت و همچنین تجاوز های مکرر پسران متعدد به دختر بیچاره نجات یابد .

آن روزها بیشتر از همیشه احساس تنهایی می کردم و دنبال دوستی بودم تا برای او درددل کنم. این وضعیت ادامه داشت تا این که از طریق یکی از دوستانم با پسری به نام فرشاد آشنا شدم.

مدتی دور از چشم همه با او رابطه دوستانه داشتم تا این که وقتی به خودم آمدم فهمیدم شیفته و دلبسته اش شده ام. آن زمان اگر یک روز صدای فرشاد را نمی شنیدم حال و روز خوشی نداشتم. یک روز در حالی که مثل همیشه با فرشاد صحبت می کردم او من را به باغ پدرش دعوت کرد.

من هم خیلی سریع دعوتش را قبول کردم و چند روز بعد سوار بر خودرواش به باغ رفتیم. وقتی وارد شدیم، هیچ کس آنجا نبود. چند دقیقه در آنجا قدم زدیم اما بعد من را به طرف اتاقی که در گوشه باغ بود برد. چند دقیقه بعد فرشاد به من نوشیدنی تعارف کرد اما با خوردن آن از خود بی خود شدم. دیگر متوجه هیچ چیز نشدم اما چند ساعت بعد وقتی به خودم آمدم فهمیدم فرشاد من را مورد آزار و اذیت قرار داده و از این صحنه ها فیلم تهیه کرده است.

کلیپ تجاوز به دختر ایرانی عاقبت دوستی با پسر
کلیپ تجاوز به دختر ایرانی عاقبت دوستی با پسر

این ماجرای شوم را باور نداشتم اما وقتی او فیلم ها را نشانم داد فهمیدم چه بلایی بر سرم آمده است. بعد از آن بود که فرشاد گفت باید هر روز به او زنگ بزنم و هر وقت هم خواست همراهش به باغ بروم والا فیلم آزار و اذیتم را در اینترنت منتشر می کند. از آن روز به بعد دیگر خواب و خوراک نداشتم نمی دانستم باید چه کار کنم.

بیشتر از همه نگران بودم که مبادا مادرم از این ماجرا بو ببرد. این شرایط باعث شد اشتباه بزرگ تری را مرتکب شوم. مجبور بودم خواسته های فرشاد را عملی کنم. او من را در اختیار دوستانش می گذاشت و با کارهایش روزگارم را سیاه کرده بود.

آن روزها تلخ ترین روزهای عمرم بود. چند مرتبه به اجبار به باغ پدری فرشاد رفتم اما بالاخره از خودم و زندگی ام سیر شدم. می خواستم خودکشی کنم اما جراتش را نداشتم. به همین دلیل دلم را به دریا زدم و همه چیز را برای مادرم تعریف کردم. هرچند او از حرف هایم شوکه شده بود اما من را در آغوش گرفت و دلداری ام داد. حالا هم به دادسرا آمده ام تا از او و کارهای کثیفش شکایت کنم تا به جزای اعمالش برسد.

پ
نظرات و تجربیات شما
نام:
ایمیل:
سایت شما:
* نظری شما:

قوانین ارسال نظر
قوانین ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت < <دیوار خبر>>مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.