خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
خانه » اخبار » اجتماعی » بزرگترین کلاهبرداران تاریخ کشور ایران + عکس
بزرگترین کلاهبرداران تاریخ کشور ایران + عکس

بزرگترین کلاهبرداران تاریخ کشور ایران + عکس

بزرگترین کلاهبرداران تاریخ کشور ایران مهدی بلیغ معروف به آرسن لوپن و حجت که بزرگترین کلاهبرداران تاریخ ایران نام گرفتند .
کلاهبرداری اقدام یا مجموعه اقدامات فردی است که موجب به فریب دادن شخص دیگری می شود. کلاه برداری در تمامی کشور های جهان جرم محسوب مشود اما میزان مجازات های آن ها با هم تفاوت دارد.
بزرگترین کلاهبرداران تاریخ ایران

آرسن لوپن

طی سال های اخیر کلاهبرداری ها به دو دسته بزرگ اینترنتی و غیر اینترنتی تقسیم می شوند. بررسی این پرونده ها نشان می دهد، کلاهبرداران های اینترنتی اغلب جوان و نوجوان بوده و میانگین سنی آنها بین 17 تا 35 سال است. در مقابل کلاهبرداران غیر اینترنتی اغلب بیش از 30 سال سن دارند.
برخی کلاهبرداران با انتخاب روش های عجیب اقدام به کلاهبرداری های بزرگ در کشور کردند که روش های متقلبانه آنها و مقدار پولی که از این راه ها به دست آوردند باعث شده نامشان در لیست بزرگترین کلاهبرداران تاریخ کشور ایران قرار بگیرد. در این گزارش به بررسی افراد حاضر در این لیست و روش های کلاهبراری آنها پرداخته می شود.
 
 
مهدی بلیغ / فروش کاخ دادگستری و گرفتن لقب آرسن لوپن
 
مرد مو قهوه ای زمانی که وارد ساختمان کاخ دادگستری شد، چهره‌اش تغییر کرد، ابتدا کمی تعجب کرد اما وقتی به اتاق‌ها سر می‌زد چهره‌اش بیشتر در هم فرو می‌رفت. او که دیگر کاملا عصبانی شده بود وارد اتاق‌ها شد و با خشم و زبانی که فارسی را به سختی صحبت می‌کرد، می‌گفت: “چرا بیرون نرفته‌اید! از اینجا بروید، اینجا متعلق به من است!” این خارجی درمانده کسی نبود جز یک تاجر پولدار که 10 روز پیش کاخ دادگستری را برای ساخت مرکزی تجاری در ایران ، به مبلغ 500 هزار تومان خریداری کرده بود.
 
فروشنده و فردی که این جرأت را به خرج داده تا کاخ دادگستری در خیابان خیام را به کل بفروشد کسی جز آرسن‌لوپن ایران نبود.
 
مردی باهوش و مسلط به زبان عربی و انگلیسی. مهدی بلیغ یکی از کلاهبرداران سرشناس ایران است و اگرچه بیشتر عمر خود را در فرار و یا زندگی در زندان سپری کرده اما در تمام این سال‌ها مردم همیشه پیگیر خبرها و شنیدن کلاهبرداری تازه و جذابی از این مرد چشم سبز بودند و با وجود اعدامش در سال 1360 و بعد از انقلاب هنوزنام  او در رسانه‌ها جای دارد و از او به عنوان یکی از باهوشترین کلاهبرداران ایران یاد می‌شود. آنقدر که مسعود کیمیایی کارگردان سینمای ایران تصمیم گرفته از داستان زندگی او فیلمی بسازد. این مرد هیچ‌گاه دست از کلاهبرداری برنداشت و از هر نوع کلاهبرداری کوچک تا بزرگ، از فروختن کاخ دادگستری به مرد خارجی تا فروش یک تلوزیون زندان به مبلغ 100 هزار تومان به یک زندانی را در پرونده خود دارد.
 
او روز محاکمه خود به اتهام قتل همدستش برای اولین بار از دست مأموران فرار کرد. بلیغ قبل ازاینکه به جلسه محاکمه در دادگستری وارد شود، از مأمور همراهش اجازه رفتن به دستشویی را گرفت. مأموران بدون آنکه از نیت واقعی وی اطلاعی داشته باشند با درخواست وی موافقت می کنند. مهدی بلیغ وارد دستشویی می شود و مأموران محافظ وی پشت در دستشویی انتظار بیرون آمدن او را می کشند ولی پس از آنکه این انتظار طولانی می شود آنان چندبار در می زنند و متوجه می شوند در دستشویی از داخل بسته شده است. وقتی در دستشویی باز شد تنها صحنه روبه روی مأموران پنجره شکسته دستشویی بود. بلیغ فرار کرده بود.
 
با وجود آنکه جست‌وجو برای پیدا کردن بلیغ شروع می‌شود او از کشور خارج شده و زندگی جدید را شروع می‌کند. هیچ کس از او خبر ندارد تا آنکه ردپای او را در عراق پیدا می‌کنند. بلیغ در مدت این مدت با یک دختر عراقی ازدواج می‌کند و صاحب فرزندی نیز می‌شود. اما زندگی خوب و آرام او دیری نمی‌پاید و با هماهنگی‌های پلیس بین الملل ایران با پلیس بین الملل عراق دستگیر می‌شود.
 
بلیغ به همراه چند مأمور با قایق به سمت ایران فرستاده می‌شوند. اما او در همان زمان دومین فرار بزرگ خود را رقم می‌زند. او از یک لحظه غفلت پلیس استفاده کرد و خود را در آب انداخت. شلیک های متعدد مأموران بی نتیجه می ماند و بلیغ شناکنان ازمیان رگبار گلوله ها جان سالم به در برد. این متهم فراری مدت زیادی را روی آب شناور می ماند تا اینکه یک ماهیگیر او را از آب می گیرد. او بلیغ را درحالی که بی حال شده است به خانه اش می برد. بلیغ اینبار بعد از بهبودی به کویت رفت واز آنجا نیز به لبنان گریخت. اما بعد از مدتی در لبنان نیز شناسایی شد و پس از دستگیری در خردادماه سال 1337 با 12 مورد اتهام در شعبه دوم دیوان عالی محاکمه شد. او حتی زمانی که در زندان بود تلویزیون زندان را به یک زندانی فروخت. زندانی نگون بخت هم موقع آزادی قصد بردن تلویزیون را به خانه اش داشت که تازه فهمید چه کلاهی سرش رفته است.
 
فرارها و دستگیری‌های مهدی بلیغ در تمام این سال‌هها ادامه داشت اما در نهایت زندگی برای او تلخ تمام شد. مردی که می‌گویند به دلیل گذراندن زندان‌ها طولانی به قانون تسلط زیادی داشت و برای زندانیان کم درآمد نامه در درخواست‌های حقوقی می‌نوشت، در نهایت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  به اتهام حمل موارد مخدر دستگیر شد و یکسال بعد یعنی در سال 1360 و در سن 63 سالگی اعدام شد. او در سال‌های آخر عمر در فقر و اعتیاد به سر می‌برد.
حجت / از معرفی خود به عنوان خواهرزاده شاه تا کلاهبرداری با عنوان خیریه
 
شاید کلاهبردار به دنیا نیامده است اما از زمانی که او را شناختند یک کلاهبردار حرفه‌ای بود. در آن سال‌های جوانی خود را پسر وزیر جا می‌زد و حالا که سن و سالی را گذرانده به عنوان پدری مهربان و خیر ، خودش را معرفی می‌کند. برای همین به او لقب “مرد هزارچهره” داده‌اند.
 
“حجت ” 58 ساله، ایرانی الاصل و متولد تالش است. هنوز نمی‌دانند او درحال حاضر دقیقا در کجاست، آخرین بار رد او را در سوئد گرفته‌اند و پلیس اینترپل همچنان به جست‌وجوی او در این کشور است. اطلاعات به دست آمده از پرونده مرد هزارچهره نشان می‌دهد او یک چهره ورزشکار نیز دارد و تاکنون در بیش از 102 مسابقه ماراتن و نیمه ماراتن در خارج از کشور شرکت کرده و حتی در این مسابقات 22 مدال طلا، نقره و برنز وپنج جام قهرمانی نیز برده است.
 
اما داستان اخاذی و کلاهبرداری‌های او به سال‌های دور باز می‌گردد، به حدود سال‌های 50 و وقتی چهره جوانتری داشت. شروع فعالیت‌هایش به طور دقیق مشخص نیست اما 1351 اولین پرونده او با عنوان اخاذی در ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت در دوران پهلوی) ثبت شد. او خود را درکرمان مسموم کرده بود و در بیمارستان، فرزند “حمیدرضا خلعت‌بری” وزیر امور خارجه وقت، معرفی کرد. با وجود آنکه به دام افتاد اما باز روش خود را ادامه داد و در شهرهای دیگر خود را گاه فرزند وزیرامور خارجه وقت، فرزند استاندار خراسان یا فرزند وزیر راه و ترابری جا می‌زد. حتی تا آنجا پیش رفت که یکبار خود را خواهرزاده محمدرضا پهلوی (شاه مخلوع) معرفی کرد.
 
بازی کردن در نقش‌های دیگری و استفاده از نام اشخاص به عنوان شیوه و روش کار مرد هزارچهره باقی ماند و او حتی در دوران بعد از انقلاب نیز با همین روش اقدام به کلاهبرداری کرد. او در پرونده خود شاکیان فریب خورده زیادی در بین کارکنان مراکز مختلفی مانند ادارات کل تربیت بدنی و مراکز ورزشی، شهرداری‌ها و شوراهای اسلامی شهرها، مراکز درمانی و بیمارستان‌ها، مراکز آموزشی و دانشگاهی، مراکزفرهنگی و هنری، دادگستری‌ها و حتی اشخاص از مراکز غیردولتی دارد. آخرین پرونده کلاهبردای او در ایران نیز مربوط به سال 1370 است. حجت قصد داشت با جعل اسناد، ملک مسکونی تیمسار فراری “عباس تقدس” که از سوی بنیاد مستضعفان مصادره شده بود را بفروش برساند اما با طرح شکایتی از سوی خریدار دستگیرشد. او در مراحل رسیدگی به این پرونده نیز باز خود را به چهره دیگری درآورد و به صورت غیرمجاز از ایران فرار کرد و به کشور سوئد رفت .
 
حجت در همه این 21 سال متهم فراری است که هنوز ردی از او یافت نشده و به کلاهبرداری‌های خود ادامه می‌دهد و با همان شیوه استفاده از چهره‌های مختلف خود را با نام های مستعار گوناگون مانند خلعت بری، امبد، مدنی، آگاه، جوادی، سمیعی و… به عنوان مدیرعامل ثروتمند کارخانجات ماشین‌سازی و کاغذسازی اسکاندیناوی، یا مدیر بنیاد خیریه و… معرفی می‌کند. خود را ایرانی ثروتمندی که سال ها از وطنش دور بوده، معرفی می کند. او با عنوان اینکه یک ایرانی دور از وطن است و حس وطن دوستانه‌اش اجازه نمی‌دهد محرومیت‌های کشورش را ببیند مدعی می‌شود می‌خواهد با اهدای ماشین‌آلات خود به مردم و مراکز خیریه کمک کند. او در تماس زیرکانه خود با این مراکز توضیح می‌دهد که به دلیل حضور نداشتن در ایران، تنها عوارض گمرکی این ماشین‌ها که قیمت بسیار زیادی دارد را به حسابی در ایران پرداخت کنند و بقیه ماجرا دیگر با اوست. ازآنجا که مبلغ تعیین شده از سوی سوژه در مقابل ارزش ماشین‌ها ناچیز است، مدیر این مراکز گرفتار تصمیم عجولانه شده و وجه را به حساب صرافانی که از سوی او انتخاب شده بودند واریز می‌کردند.

شارژ همراه اول رایگان

 

شارژ ایرانسل رایگان

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی و مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است