سلامت پوست
آموزش انواع غذاها غذاهای رژیمی
آهنگ پیشواز ایرانسل آهنگ پیشواز رایتل آهنگ پیشواز همراه اول
اخبار پزشکی اخبار تکنولوژی اخبار جامعه اخبار حوادث اخبار سیاسی اخبار فرهنگی و هنری اخبار گوناگون اخبار ورزشی تیتر روزنامه
اس ام اس خنده دار اس ام اس عاشقانه اس ام اس مناسبتي
مهارت های زندگی
بازیگران بزرگان و مشاهیر خوانندگان ورزشکاران
روانشناسی
ترول خنده دار
بارداری و زایمان
دنیای بازیگران
اخبار پزشکی
سوپر استارها عکس اجتماعی عکس بازیگران عکس حوادث عکس حیوانات عکس خوانندگان عکس طنز عکس عاشقانه عکس ورزشی
اخبار علمی
فال روزانه
اخبار فرهنگی و هنری دانلود آهنگ جدید سریال شعر و ترانه فیلم
اخبار ورزشی
کلیپ اجتماعی کلیپ حوادث کلیپ حیوانات کلیپ خنده دار کلیپ سرگرمی کلیپ عاشقانه کلیپ هنرمندان

اعترافات دردناک زن حامله فراری از دست داعش

اعترافات دردناک زن حامله فراری از دست داعشReviewed by Admin on Dec 23Rating:

ام رهین زن ۱۹ ساله ایزدی که ۲۱ روز را در اسارت داعشی ها به سر برده بود حرف های دردناکی از تجاوز های مکرر برای گفتن داشت

 

اعترافات دردناک زن ۱۹ ساله ایزدی

اعترافات دردناک زن ۱۹ ساله ایزدی

داستان، ماجرای آواره کردن گروهی از ایزدی‌ها توسط داعش نیست، مردمانی که آواره اردوگاه‌ها شده‌اند؛ بلکه تجربه زن 19 ساله ایزدی به نام ام رهین است که ۲۱ روز در اسارت داعش بود. او صورت خود را در برابر دوربین پوشاند و صدایش را برای رسیدن به جهانیان بلند کرد.

او گفت: «زنان را متفرق کردند، همسرم را روبروی چشمانم کشتند، همه مردان خانواده من را کشتند، زنان را به عنوان برده به منطقه شیخ خضیر که تحت تصرف داعش قرار دارد بردند و پس از آن به موصل منتقل کردند.»

او ادامه داد: «زنان را به طرفی بردند، همسرم را روبروی چشمانم بر روی شکم خواباندند و به او گلوله شلیک کردند. زنان را مجبور کردند تا همراه آن‌ها بروند. به زور ما را به عقد مردان داعش در آوردند. ۲۱ روز با داعش بودم، شیری برای کودکم نداشتم، غذا به اندازه کافی نبود و به شکل پراکنده به ما تجاوز کردند».

این دختر ایزدی می‌گوید: «اگر می‌توانستم آن‌ها را می‌کشتم، اگر باردار نبودم به جنگ با آن‌ها می‌رفتم تا انتقام همسرم را بگیرم. من اکنون حالم خوب است، اما آنچه برایم پیش آمد را در هیچ لحظه‌ای از زندگی‌ام فراموش نمی‌کنم. فراموش کردن آن بسیار سخت است. در هر دقیقه از زندگی‌ام آنچه که پیش آمده است را روبروی چشمانم می‌بینم.»

 

روز نو