هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
خانه » گفت و گو » گفت و گو با علیرضا خمسه بازیگر محبوب ایران
گفت و گو با علیرضا خمسه بازیگر محبوب ایران

گفت و گو با علیرضا خمسه بازیگر محبوب ایران

گفت و گو با علیرضا خمسه بازیگر محبوب ایران بازیگر مرد طناز در نقش بابا پنجعلی در فیلم پایتخت پاسخگوی برخی سوالات میشود

علیرضا خمسه

علیرضا خمسه

به گزارش اولی ها علیرضا خمسه این روزها یکی از خبرسازهای تلویزیون است. از یک طرف «میکائیل» را روی آنتن دارد، مسابقه «ثانیه ها» با اجرای او روی آنتن شبکه دو می رود و از طرف دیگر مشغول بازی در «پایتخت 4» است و مثل قبل در «خندوانه» هم حضوری فعال دارد. او سال گذشته در مجموعه پرحاشیه «عشق تعطیل نیست» هم بازی داشت و برخلاف سایر بازیگران، از حضورش در این سریال لذت برده.

بهانه ما برای گفتگو با خمسه، تمام کارهای اخیر او در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی است اما بیشتر از همه قصد داشتیم تا روی ابعاد مختلف بازی او در «میکائیل» متمرکز شویم.

او بعد از اینکه چند سال قبل به خاطر بازی جدی اش در فیلم «بیست» عبدالرضا کاهانی برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد تا همین حالا در نقش جدی دیگری بازی نکرده بود. با اینکه انتظار می رفت موفقیتش در آن نقش جدی، او را بیشتر برای رفتن سراغ این نقش ها ترغیب کند اما چنین کاری نکرد و در تمام این سال ها تمام تمرکزش را روی فعالیت های کمدی گذاشت. حالا بعد از چند سال با نقش «آقاخان» در سریال «میکائیل» یک جورهایی بازی در سریالی پلیسی را تجربه کرده. گفتگوی خمسه را درخصوص تمام فعالیت های اخیرش بخوانید.

 

تجربه ای متفاوت با مقدم

بعد از تجربه بازی در «پایتخت» و محبوبیت زیادی که در نقش «باباپنجعلی» در سه فصل به دست آوردید حالا نقشی کاملا متفاوت را در «میکائیل» دارید؛ نقشی جدی و به شدت پر دیالوگ. تجربه همکاری با سیروس مقدم در کارهای قبلی و شیوه تعاملی که با او داشتید، چقدر در شکل گیری نقش آقاخان به کمک تان آمد؟

– سعید نعمت الله، نویسنده سریال «میکائیل» گفته بود که از ابتدا ضد قهرمان را برای من نوشته و موقع نگارش متن، مدام به بازی من فکر می کرده. بعد با آقای مقدم صحبت می کند و او هم موافقت می کند. موقعی که آماده شد من سر کار دیگری بودم و گفتم شاید نرسم بیایم. وقتی قصه را خواندم آنقدر کشش داشت که نتوانستم قبول نکنم.

الان هم که می بینم می فهمم واقعا کشش دارد. بارزترین ویژگی سیروس مقدم این است که اصولا انتخاب های درستی انجام می دهد. وقتی انتخاب اول درست باشد دیگر دست او که انتخاب کرده باز است تا مانورهای شخصی هم بدهد. یکی از اتفاق های مهم این است که نعمت الله معمولا مثل بقیه نویسنده ها نیست که متن را تحویل دهد و برود؛ تا پایان کار همیشه حضور دارد و لحظه به لحظه کنار بازیگران بود. حتی یک بار نزدیک بود در دریا غرق شود.

 

آقاخان یک جورهایی پدرخوانده 60 کیلومتر است؛ باند دارد و همه تحت سیطره او فعالیت می کنند. شما در «مرد هزار چهره» مهران مدیری هم چنین نقشی را داشتید منتها در آن سریال به دلیل فضای کمدی که وجود داشت این حجم از اغراق منطقی به نظر می رسید. اینجا اما قضیه متفاوت است. داستان در فضایی رئال پیش می رود اما شخصیت آقاخان به همان اندازه اغراق شده است. فکر می کنید مخاطب می تواندآقاخان را باور کند؟

– آقاخان با پدرخوانده ای که در «مرد هزار چهره» کار کردم خیلی متفاوت بود. اینجا نه شخصیت کمیک است و نه بازی ها شبیه هم. به لحاظ حسی من اصلا احساس نمی کردم دارم شبیه آن بازی می کنم. آنجا بیشترین تلاشمان را می کردیم که ماحصل کار مردم را بخنداند و اینجا بیشترین تلاش را می کنیم برای ایجاد رعب.

 

الان فکر می کنید شخصیت آقاخان برای مردم قابل باور است؟ یعنی در دهه نود می شود پذیرفت فردی چنین قدرتی داشته باشد، با این لحن صحبت کند و نوچه داشته باشد؟

– در میان شخصیت های واقعی، شما کمتر کسی را پیدا می کنید که به این میزان خباثت و تنفر درونش وجود داشته باشد. به همین دلیل هم هست که شاید به نظر برسد شخصیت، نمایشی یا غلوآمیز است. غلوآمیز بودن شخصیت آقاخان، مربوط به خودش نیست. مربوط به رفتارهای پنهان اوست.

خود آقاخان، پیرمردی است که حتی یک بار هم سکته کرده و شل می زند. بخشی از بدنش اکتیو و پویا نیست. یک شخصیت کاملا معمولی است. منتها رفتارهایش که باعث می شود مردم و پلیس از او بترسند یک مقدار اگزجره و غلوآمیز است. ولی خود شخصیت را اگر بین جمعیتی که در جنوب کشور رفت و آمد می کنند ول کنید، اصلا ترسناک به نظر نمی رسد.

 

جدا از رفتار پنهان، لحن صحبت کردن و دیالوگ های طولانی مختلفی که به صورت خطابه توسط او بیان می شوند باعث شده تا شخصیت غلوآمیزتر به نظر برسد.

– به نظرم بهترین مرجع پاسخگویی به این سوال خود سعید نعمت الله است چون ما یعنی مجموعه بازیگران و حتی آقای مقدم به نوعی گوش می کردیم به اینکه آقای نعمت الله چه چیزی در ذهن دارد. مثلا درباره روایت، همه چیز طبق فیلمنامه جلو رفته. الان من اگر بخواهم پاسخی بدهم می شود پاسخ خمسه به عنوان مخاطب. ترجیح می دهم که این سوال را به همین شکل خود نویسنده جواب بدهد. این کار دقیقا سلیقه آقای نعمت الله است. هم نگارش، هم شیوه بازی ها و هم انتخاب بازیگران و …

 

شما سالیان سال است که دارید به عنوان بازیگر فعالیت می کنید و در این مدت با کارگردان های مختلفی کار کرده اید. به طور کلی زمانی که مقابل دوربین قرار می گیرد چقدر برای درآمدن نقش، از ایده های خودتان استفاده می کنید؟ یعنی صرفا خودتان را به کارگردان و متن نوشته شده می سپارید یا اگر خلاف میل تان باشد، مخالفت می کنید؟

– بستگی به کارهای مختلف دارد. مثلا در پایتخت به معنای واقعی، یک تیم ورک بودیم. از تنابنده و مهرانفر و رامین فر گرفته تا مهران احمدی و … همگی در تحریر موقعیت های سریال شرکت می کردیم و نهایتا گروه بهترین نیتجه را می گرفت. کمتر اتفاق می افتاد که مثلا تنابنده بگوید نه، شماها همگی اشتباه می کنید و آنچه من می گویم درست است. در نهایت اگر کل کل هم می کردیم متقاعد می شدیم. در «میکائیل» هم وضعیت تا حدی همینطوری بود. پیشنهادهای مان را به نعمت الله می دادیم و او هم با مقدم در میان می گذاشت و در نهایت چیزی که به نظر درست تر می آمد اجرا می شد.

 

پس برای نقش آقاخان هم پیشنهادهایی داشته اید؟ یعنی ویژگی خاصی در کاراکتر آقاخان وجود دارد که شما پیشنهادش را داده باشید؟

– بله، مثلا در موقعیتی که کله پاچه می آورند امیر برمی گردد می گوید سرد است. آقاخان می گوید: «سرده داغش می کنم، قهره نازش می کنم و …» این پیشنهاد من بود که آقای نعمت الله هم خوشش آمد. گاهی این اتفاق ها می افتاد اما اکثرا طراحی ها و اجرای شخصیت ها همان چیزی بود که نویسنده می خواست.

 

کاراکتر باباپنجعلی در پایتخت

 

گفتید در «پایتخت» یک وضعیت تیم ورکی وجود داشت و می توانستید نظرات مختلفی راجع به شخصیت ها داشته باشید. پس طبیعتا از ابتدا برای نقش باباپنجعلی هم پیشنهادهای زیادی داشتید؟

– زمانی که برای اولین بار به دفتر سیروس مقدم رفتم تا برای نقش باباپنجعلی با آنها صحبت کنم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این نقش چرا اینقدر کمرنگ است. نقش پدر خانواده که ساکت و فراموشکار است و هر از چندگاهی یک تک مضرابی می زند. یکی از تخصص هایم بازی در سکوت است. قبلا در تئاتر این تجربه را داشتم. آخرین تجربه من در تئاتر کاری بود به کارگردانی آتیلا پسیانی که رضا کیانیان هم در آن بازی داشت. تئاتر درباره مبارزه مردم آمریکای جنوبی با استعمار پرتغالی ها بود و من نقش یک رهبر شورشی آمریکای لاتین را بازی می کردم.

این رهبر سیاسی، به جای مبارزه های دیگر، مبارزه اش را با سکوت پی می گرفت. علت اینکه آقای پسیانی من را انتخاب کرده بود همین بود که می گفت تو بازی با سکوت را بلدی. وقتی نقش پنجعلی پیشنهاد شد دیدم برای پدر خانواده ای که نقشی ندارد، اکتی ندارد و دیالوگی نمی گوید فقط یک راه نجات وجود دارد و آن هم استفاده از شگرد بازی در سکوت است. جالب این است که هیچ کدام از بچه هایی که با هم همبازی بودند و خود آقای مقدم فکرش را هم نمی کردند که این شخصیت حاشیه ای ممکن است در آینده تا این حد محبوب شود.

طوری شده بود که وقتی «پایتخت 1» پخش می شد همه راجع به پیرمردی حرف می زدند که با کمترین اکت و کمترین دیالوگ، بیشترین تاثیر را داشت. این شد که در قسمت دو هم تصمیم گرفتند باشد و تا همین الان ادامه پیدا کرد.

 

پس شکل گیری کاراکتر دست خود علیرضا خمسه بود تا تیم نویسندگان؛ یعنی شما خودتان این شخصیت را به این شیوه خلق کردید.

– در ابتدا نمی دانستند که این شخصیت می تواند تا این حد رنگ پیدا کند و بُعد داشته باشد اما نهایتا تیم ما در جریان «پایتخت 1» به این نتیجه رسید که با این شخصیت می شود بیشتر کار کرد و بیشتر تاثیر گرفت و در موقعیت های مختلف قرارش داد.

 

به هر حال این شخصیت با همان ویژگی های بازی در سکوتی که راجع بهش صحبت کردید و تکیه کلام ها در همان فصل اول تمام جذابیتش را خرج کرده بود و شاید اگر با همین دست فرمان می خواستید به فصل دوم و سوم بروید بیم این وجود داشت که کاراکتر بابا پنجعلی تکراری شود اما چنین اتفاقی نیفتاد و تا آخر فصل سوم همچنان جذابیتش را حفظ کرد. این مسئله چطور اتفاق افتاد؟

– خود نویسنده ها بخصوص خشایار الوند می گفتند ببخشید ما برای باباپنجعلی نمی دانیم باید چه بنویسیم. خودتان خلاقیت به خرج دهید تا نقش دربیاید. اغلب یک موقعیت کلی را برای بابا پنجعلی ترسیم می کردند اما جزییاتش با خود من بود که چه کار کنم. معمولا بازیگران عادت دارند صفحات فیلمنامه را ورق بزنند ببینند کجا دیالوگ دارند اما من هر وقت ورق می زدم و می دیدم باباپنجعلی دیالوگ دارد همان را هم خط می زدم چون فکر می کردم نیازی نیست. او با همان سکوت، حرکات صورت و تکیه کلام ها کاری که باید را انجام می دهد و نیازی به حرف ندارد. بله این تغییرات مدام وجود داشت. مثلا در قسمت سوم تخیلات و توهماتش بیشتر شده بود، مدام لیلا را کنار خودش می دید.

 

سال گذشته بعد از پایان «پایتخت 3» خیلی از بازیگران و از جمله خود آقای مقدم معتقد بود ادامه پیدا کردن این مجموعه به صلاح نیست و شاید هم جذابیتش را از دست بدهد. شما هم اینطور فکر می کنید؟

– اگر موقعیت تازه ای نداشته باشد شاید به این سمت و سو برود اما تا الان که چنین اتفاقی نیفتاده. فکر نمی کنم پایتخت 4 هم کار غیرجذابی از آب دربیاید.

 

مسابقه ثانیه ها

 

شما امسال علاوه بر بازی در پروژه های مختلف، در مسابقه «ثانیه ها» هم به عنوان مجری حضور پیدا کردید. مهمترین ویژگی مسابقه این بود که از ابتدا اعلام شد دارد در حال و هوای مسابقه هفته شکل می گیرد؛ بنابراین خیلی ها پیش بینی می کردند که شاید علیرضا خمسه قصد دارد به شیوه زنده یاد منوچهر نوذری اجرا کند.

– من بازیگری هستم که عاشق کارهای نوروزی ام. یعنی اگر یازده ماه بیکار باشم اشکالی ندارد اما باید در نوروز حتما یک کار روی آنتن داشته باشم. امسال هم ابتدا قرار بود با آقای مقدم یک کار نوروزی داشته باشیم اما متاسفانه میکائیل تا آخر بهمن طول کشید و رسما من بدون برنامه نوروزی ماندم و خیلی ناراحت بودم از اینکه در تلویزیون نیستم. شانس آوردم از شبکه دو تماس گرفتند و گفتند یک مسابقه نوروزی داریم که ضبط آن هم از اول فروردین شروع می شود.

به من گفته بودند این مسابقه برگرفته از مسابقه ای است که زنده یاد نوذری آن را اجرا کرده. من کلا آدم تلویزیونی نیستم. بیشتر اخبار نگاه می کنم. نه مسابقه می بینم نه سریال. باورم این است که یا باید تولید کنی یا مصرف. برای همین هم «مسابقه هفته» را ندیده بودم. شاید گهگاه بخش هایی از آن را در جاهایی دیده باشم اما مخاطب دائمی آن نبودم. اصلا بحث این نبود که بخواهم از روی آن برنامه الگوبرداری کنم. خیلی ها این چند وقت نوشته اند که «ثانیه ها» کپی دست چندم یا مقلدانه از «مسابقه هفته» است اما اصلا اینطور نبود.

 

به هر حال این پیشداوری وجود داشته. خودتان تلاش می کردید به شیوه ای اجرا کنید که صرفا برای خودتان باشد؟

– بله. مثلا ایشان یک تکیه کلام داشت «از کی بپرسم» من حتی از این هم استفاده نمی کنم. می گویم خب بروم سراغ کی؟ برای اینکه دوست ندارم کاری را که کسی کرده تکرار کنم. منتها این واقعیت است که ساختار مسابقه همان است. الان کاری که دارم می کنم این است که سر به سر شرکت کننده ها می گذارم و حتی از زبان بدن هم استفاده می کنم.

 

با توجه به شناختی که از نوع بازی شما وجود دارد و مخصوصا بعد از اینکه در «خندوانه» حضور پیدا کردید و اجرای جالبی از خودتان به نمایش گذاشتید، خیلی ها منتظر بودند در «ثانیه ها» هم چنین روشی را ادامه دهید. یعنی منتظر اجرایی بسیار شادتر و پرهیجان تر از این بودند.

– خب آن را گذاشته ام برای «خندوانه». در سری جدید این برنامه، باز هم با همان شور و هیجان حاضر شدم. نمی توانم مهارتی که در یک جا کسب می کنم، جاهای دیگر هم تکرار کنم.

 

شاید هم فکر می کردید برای مسابقه چنین فضایی لازم نیست؟

– در مسابقه ثانیه ها یا هر مسابقه دیگری بهتر این است که سوال ها درست پرسیده شود تا اینکه مجری بخواهد معلق بزند. البته من سعی می کنم در همین حوزه هم اجرای شادی داشته باشم اما اجرا به شیوه «خندوانه» را صرفا برای آن برنامه گذاشته ام. خودم را تقسیم کرده ام؛ سکوتم را گذاشته ام برای باباپنجعلی، خباثتم را گذاشته ام برای آقاخان، خنده ها و شیطنت هایم را گذاشته ام برای «خندوانه» و اطلاعاتی هم اگر دارم گذاشته ام برای «ثانیه ها».

 

تنها غیرمعترض به «عشق تعطیل نیست»

 

زمان توزیع مجموعه «عشق تعطیل نیست» در شبکه نمایش خانگی بازتاب های مختلفی نسبت به آن وجود داشت. علاوه بر اعتراض فراوان مخاطبان، بحث کپی برداری از فرندز و خلاصه انواع و اقسام حواشی مختلف.

از یک جایی به بعد بازیگران هم به میدان آمدند و اعتراض هایشان را مطرح کردند. از مهرانه مهین ترابی که سابقه همکاری با بیژن بیرنگ را داشته گرفته تا مهناز افشار و شهرام حقیقت دوست و بهرام شاه محمدلو.

شرایط به گونه ای پیش رفت که نهایتا بیرنگ بعد از ساخت پنج قسمت، تصمیم گرفت فاتحه ساخت ادامه آن با تیم اولیه را بخواند. علیرضا خمسه یکی از بازیگران این مجموعه بود که تا آخرین قسمت، صدای اعتراضی از او شنیده نشد. او در بخشی از گفتگو راجع به وضعیت این پروژه در زمان تولید و این گله و شکایت ها توضیحات جالبی داشت.

 

ضرر نکردم

 

مردم بارها و بارها علیرضا خمسه را در نقش های کمدی مختلف دیده اند. با کارگردان های مختلفی کار کمدی کرده اما حضورش در پروژه «عشق تعطیل نیست» یک مقدار عجیب به نظر می رسید. خیلی ها معتقد بودند خمسه نباید بازی در چنین پروژه ای را قبول می کرد یا وارد بازی در چنین جنس کمدی می شد اما او با این حرف ها مخالف است: «مجموعه عشق تعطیل نیست» برندی پشت سرش داشت به اسم بیژن بیرنگ. او سال ها و سال ها با همکارش زنده یاد مسعود رسام، کارهای ماندگاری تولید کرده بود. برای من هیچ وقت پیش نیامده بود با آقای بیرنگ کار کنم.

وقتی من را دعوت کرد خوشحال شدم که می توانم یک بار بازی در فضای آثار او را تجربه کنم. فکر می کنم ضرر هم نکردم. برای من تجربه خوبی بود کار کردن با بیرنگ و بازیگرانی مثل مهرانه مهین ترابی، گلزار، افشار و … ما تیم خوبی بودیم. تنها مشکلی که داشتیم این بود که بیژن بیرنگ بدون مسعود رسام انگار کشش مجموعه های بلند را ندارد.»

 

«عشق تعطیل نیست» اصلا کمدی نبود

 

یکی از مهمترین اعتراض ها به «عشق تعطیل نیست» این بود که بیرنگ آن را از یک سریال بسیار مطرح کپی برداری کرده و تلاش داشته تا عینا و مو به مو از آن تقلید کند اما نتوانسته بود نهایتا کمدی جذابی از آن بیرون بیاورد. با اینحال اما خمسه حتی از این مسئله هم نارضایتی ندارد و در پاسخ به اینه سوال که «از جنس کمدی «عشق تعطیل نیست» راضی بودید؟» می گوید: «مسئله اینجاست که «عشق تعطیل نیست» اصلا کمدی نبود.

کارهای بیرنگ یک فضای ملو یا رقیقی دارد که احساسات انسان را برمی انگیزد. شما وقتی «خانه سبز» را می بینید شاید اصلا خنده تان نگیرد اما با فضایش دمخور می شوید. احساس می کنید دوستش دارید. یک جور آرامش خاصی در کارهایش دارد. برای همین هم می گویم اصلا قرار نبود کمدی کار کنیم.»

 

خوشم آمد چون فرندز را ندیده بودم

 

در شرایط عادی شاید حرف خمسه درست باشد و بشود اسم کارهای بیرنگ را کمدی نگذاشت اما افکت های خنده ای که روی کار گذاشته بودند مانع از این می شد که چنین فضایی ایجاد شود. وقتی چنین افکتی روی یک کار قرار می گیرد یعنی کارگردان انتظار دارد کسانی که اثرش را می بینند بخندند و خب چنین اتفاقی هم نمی افتاد.

او می گوید: «علت استفاده از این افکت ها این بود که بیرنگ الگویی داشت به اسم «فرندز» و می خواست آن را در ایران پیاده کند. منظورش این نبود که سریال خیلی خنده دار است. منظور این بود که ببینند الگوی فرندز در ایران چگونه جواب می دهد. اتفاقا چند قسمتی که به همراه خانواده می دیدم برایم جالب بود که همه ارتباط می گرفتند. شاید هم ما چون فرندز را ندیده بودیم خوشمان آمد.»

 

شوخی های بیرنگ همینطوری است

 

خمسه می گوید که از اول سر همه چیز با بیرنگ، شرط و شروطش را بسته و در نهایت هم تمام مطالباتش برآورده شده و دیگر مشکلی نبوده که بخواهد به خاطر آن ناراحتی برایش ایجاد شود. مشکل بقیه هم این بوده که از اول گربه هایشان را دم حجله نکشته اند: «آخر کار هر کسی یک چیزی می گفت و به یک نکته ای معترض بود اما من معتقدم وقتی آدم تکلیفش با خودش روشن باشد، تکلیفش با دیگران هم روشن می شود.

آنها آدم هایی بودند که تکلیفشان را با خودشان مشخص نکرده بودند اما من می دانستم دارم چه کار می کنم و هیچ وقت هم از گروه طلبکار نبودم. در حالی که آنها قرارداد نداشتند و یکسری از مطالبات شان برآورده نشده بود. من سناریو را کاملا خوانده بودم. به لحاظ مالی هم قرارداد بسته بودم. اینطور نبودکه بروم وسط کار ببینم سناریو چیزی نیست که دوستش داشته باشم یا چقدر لوس است. شما وقتی همه چیز را برآورد می کنی دیگر به مشکلی برنمی خوری. من جنس شوخی های بیرنگ را می شناختم. می دانستم اگر خنده دار نیست اما نکات دیگری دارد.»

 

از او می پرسیم که آیا برای قسمت های بعدی «عشق تعطیل نیست» هم دعوت به همکاری شده؛ می گوید: «نه، هنوز صحبت خاصی در این زمینه نشده.»

 

اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter