نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار » اجتماعی » سرنوشت مادر و دختر ایزدی اسیر داعش
سرنوشت مادر و دختر ایزدی اسیر داعش

سرنوشت مادر و دختر ایزدی اسیر داعش

سرنوشت مادر و دختر ایزدی اسیر داعش مادر و دختر ایزدی که در چنگال داعشی ها اسیر شده بودند به عنوان برده جنسی و همچنین بمب ساز مورد استفاده قرار میگرفتند

بی شک داستان غم انگیز زندگی زنان و دخترانی که در چنگال اعضای گروهک تروریستی داعش اسیر شده اند را بارها و بارها خوانده یا شنیده اید .

داستان تلخی از برده جنسی مردانی هوسران که زن را در رابطه جنسی میبینند و از کوچکترین فرصتی برای تجاوز به زنان و دختران اسیر کوتاهی نمیکنند و فقط به سن دختران کم سن و سال توجه میکنند که به محض رسیدن به سن قانونی اولین نفر باشند که دختر بیچاره را مورد تجاوز قرار میدهند .

زنان ایزدی اسیر در دست داعش

زنان ایزدی اسیر

در زیر داستان مادر و دختری را میخوانید که در دست اعضای گروهک تروریستی داعش به اسارت درآمدند و مادر را به عنوان برده جنسی و دختر 6 ساله را به عنوان یک بمب ساز مورد استفاده قرار داده بودند .

درحالی عایشه به آرامی با موهای بافته شده خود در لابلای انگشت هایش بازی می کند؛ تلاش می کنیم که با او گفت وگو کنیم…

وقتی این دختر خردسال ایزدی از سوی داعش ربوده شد، عناصر این گروه از او خواسته بودند که مواد اولیه ساخت بمب را با هم ترکیب کند.

مادرش “دیلین” در حالی که پسر شیرخواره اش را در بغل گرفته است، می گوید دخترم می تواند حرف بزند اما الان از غریبه ها می ترسد.

دیلین مادر عایشه می گوید: «کارگاه ساخت بمب ها در انباری ساختمانی بود که ما در آن زندگی می کردیم. دخترم را از ساعت پنج عصر تا یک بامداد برای این کار می بردند».

عایشه آن موقع فقط شش سال داشت و داعشی ها تهدید می کرد که اگر خواست های آنها را اجرا نکند، او را خواهند کشت.

در نهایت عایشه زبان باز می کند و گوید: «جایی بودیم که لباس سیاه به تن ما می کردند. یک ماده سفید رنگ و شکر و چند پودر بود. ما آن ها را باترازو وزن و سپس گرم می کردیم و بعد از آن بمب را آماده می کردیم”.

به گفته دیلین، آخری باری که همسرش را دیده است، وقتی بود که دستش را تکان می داد و از آنها دور می شد.

دیلین بیعت کرد و هدف تجاوز مداوم قرار گرفت. او به خاطر زندگی فرزندانش هم که شده بود، مقاومت کرد.

اما دیلین می دانست که باید قبل از اینکه عایشه به سن قانونی برسد و داعش او را مناسب ازدواج تشخیص دهد، از دست این گروه فرار کند.

در نهایت امر، فرد داعشی که مسئول آنها بود، برای اجرای عملیات می رود و همین امر فرصتی به دیلین می دهد تا با یکی از نزدیکانش که ربوده شدگان ایزدی را از مناطق تحت کنترل داعش به بیرون قاچاق می کند، تماس بگیرد.

دیلین می گوید: از عبدالله خواهش کردم که سریع باشد و ما را قبل از اینکه دخترم به سن هشت سالگی برسد، نجات دهد.

وی گفت: امیدوار است که عایشه فراموش کند که روزی از سوی داعش به بردگی برده شده بود و معنای خوشبختی را بار دیگر بچشد… اما درخصوص خودم کار از کار گذشته است.

دیلین در پایان می گوید: همیشه به همسرم فکر می کنم. درک می کنم که همواره پیش من نیست لذا نمی تونم آنچه به سرمان آمد را فراموش کنم.

اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter