عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
خانه » فرهنگ و هنر » سریال » داستان سی قسمت اول سریال عشق
داستان سی قسمت اول سریال عشق

داستان سی قسمت اول سریال عشق

41715729994597979731 خلاصه سریال ترکی جدید عشق

 کرم و ازرا 5 سال هست که با هم دوستن و میخوان با هم ازدواج کنن کرم با موتورش با شبنم با تصادف می کند و اینطوری میشه که شبنم از همان اول از کرم خوشش می اید . ازرا کرم را به کلوپ ورزشی که در ان کار می کند می برد و کرم مربی شنا می شود. و خود ازرا هم مربی تنیس هست . ازرا می رود کارهای کرم را انجام دهد و کرم می رود چیزی بخورد که باز شبنم را می بیند. شبنم از اب به شدت می ترسد زیرا وقتی بچه بوده از روی کشتی به دریا سقوط کرده اما می پذیرد که کرم مربی شنای او باشد با هم به درون اب می روند و کرم او را می گیرد که نترسد و وارد اب شود که ازرا می بیند و حسودی اش می شود.مادر شبنم زنی است که طراح مد است و بسیار موفق است قرار است به دلیل اینکه شبنم تازه خوب شده یک جشن تولد بزرگ برای شبنم بگیرد و شبنم هم ازرا که مربی تنیس اوست وهم کرم را دعوت می کند.ازرا خرج مادر و خواهرش را می دهد مادرش از رابطه او و کرم راضی نیست و ازرا و کرم برای ملاقات یکدیگر به خانه دوستشان می روند. مادر ازرا به دروغ همش بهانه می اورد و از ازرا پول می گیرد و پنهانی جمع می کند. ازرا از رویاهایش که یک خانه بزرگ ویلایی کنار دریا است می گوید کرم می گوید این طوری باید بری یک شوهر پولدار کنی که ازرا می گوید من با تو می خواهم پولدار بشوم. روز مهمانی می رسد و برادر شبنم هم وارد می شود که اسمش جان است بابای کرم خودکشی می کنه و یک نامه به جا می گذارد که از خانواده اش عذر خواهی کرده است یک گروه به سراغ کرم می ایند و او را پیش رییسشان می برند رییسشان كه اسمش اورهان هست می گوید که پدر کرم 500 هزار لیر به او بدهکار است و کرم باید این قرض را پرداخت کند. ازرا از بانک 30 هزار لیر قرض می گیرد و این پول را به افراد خلافکار می دهند گویا بابای کرم که در بازار بوده نتوانسته جنس هایش را به موقع بفروشد و نزول پول بالا رفته است و به این مبلغ رسیده ان افراد کرم را کتک می زند و ازرا می رسد یک سری سفته می دهد که هم ازرا و هم کرم امضا کنند تا انها را خلاص کند. درتمرین شبنم حالش بد می شود و با ازرا به بیمارستان می رود شبنم از ازرا می خواهد که دکترش را خبر کند و ازرا می فهمد که شبنم بیماری سرطان داشته سه سال پیش و الان بیماری برگشته است. شبنم که خیلی ناراحت است نمی خواهد این شش ماه در بیمارستان باشد پس به جزیره می رود ازرا به جزیره و دیدن شبنم می رود و صحبت دکتر و شبنم را می شنود و می فهمد شبنم نمی خواهد از بیماری اش چیزی بگوید و شش ماه زنده است. ازرا نزد شبنم می ماند و شبنم با او درد دل می کند و می گوید سه سال پیش این بیماری را گرفته ولی خوب شده و ان موقع نامزدش هاکان او را ترک کرده بود. شبنم می گوید که عاشق مربی شنام شدم و به این خاطر حاضر شدم شنا یاد بگیرم ازرا به فکر فرو می رود. به کرم می گوید به جزیره بیاید و می گوید ما هیچ پولی نداریم من یک فکری دارم تو با شبنم ازدواج کن و بعد از مرگش ثروتمند می شی و بعد با من عروسی می کنی قرض را هم می دهیم کرم عصبی می شود و می رود ازرا در استخر کرم و شبنم را نزدیک هم می بیند و کرم همچنان در این تصمیم گیری مردد است. برادر شبنم هم خیلی از ازرا خوشش امده و با او یک کلاس تنیس برداشته ازرا عصبی می شود و می گوید شما خیلی ماهر هستید و به کلاس احتیاج ندارید اما جان اصرار می کند و ازرا قبول می کند ان گروه خلافکار به خانه کرم می روند و مادر کرم را تهدید می کنند کرم مادرش را به یک شهر دیگر نزد خاله اش می فرستد و خودش برای مسابقه شنا به جزیره می رود. ازرا به شبنم پیشنهاد می کند که برای بهبود روحیه اش به جزیره برود او از ازرا می خواهد که همراهش برود در انجا به تماشای مسابقه کرم می روند کرم با دیدن انها عصبی می شود شبنم او را به شام در خانه اش دعوت می کند و کرم ناچارا می پذیرد. ازرا به خواهرش پول می دهد که برای مهمانی دوستانش لباس بگیرد اما خواهرش می گوید این پول کم است و بدون خرید لباس برمی گردد شب در ویلای شبنم هر دوی کرم و ازرا می مانند شب ازرا به اتاق کرم می روند و با هم درباره شبنم دعوا می کنند که شبنم از اتاقش می اید و به سراغ ازرا می رود ازرا سریع می رود و می گوید رفته بودم اب بخورم.به ازرا خبر می دهند که خواهرش از مغازه لباسی را دزدیده ازرا که با جان تمرین دارد به همراه او راهی مغازه می شود خواهر ازرا سمیرا دزدیاب را از لباس جدا کرده بود و یکم از لباس هم پاره شده بود جان هماهنگ می کند صاحب مغازه از جان عذرخواهی می کند و جان لباس را به سمیرا می دهد و می گوید دیگه این کار را نکن. کرم در مسابقات اول می شود و شبنم کلی او را تشویق می کند شبنم با کرم به گردش در جزیره می روند اورهان که کرم از ان شکایت کرده بود به دلیل نداشتن مدرک ازاد می شه و ازرا را گروگان می گیرند و به کرم زنگ می زنند کرم می اید ولی انها بدهی را زیاد می کنند که مبلغش به 750 هزار لیره میرسه و به انها دو ماه وقت میدهند که پول ها را پس بدهند کرم پولی که برنده شده رو هم بهشون میده .کرم ازرا را دلداری می دهد و می گوید حق با تو بود ما چاره ای نداریم من با شبنم ازدواج می کنم. چشمان ازرا پراز اشک می شود اما این پیشنهادی بود که خودش داده بود حال شبنم در ویلا بد می شود و مستخدم به مادر او زنگ می زند و شبنم به بیمارستان برده می شود مادر شبنم به بیمارستان می رود و با اصرار به دکتر می فهمد که بیماری شبنم برگشته است. خیلی ناراحت می شود ولی دکتر می گوید که شبنم دوست ندارد درمان کند کرم و ازرا هم برای نزدیکی به شبنم برنامه ریزی می کنند. ازرا می فهمد که شبنم بیمارستان بوده کرم با یک دسته گل به دیدن او میرود کرم به شبنم می گوید که خیلی از او خوشش می اید و شبنم را به بیرون دعوت می کند مادر شبنم گفتگوی انها را می شنود و می فهمد که شبنم یک حسی به این پسر کرم دارد. کرم با ازرا حرف می زند و می گوید که شبنم را بوسیده ازرا شوکه می شود اما چیزی نمی گوید ازرا و کرم کنار هم شب هستند و ازرا می گوید بیا تصور کن توی مهمانی هستیم من یک لباس گیپور سفید پوشیده ام تو به سمتم می ای بعد شبنم با لباس عروس می اید و تو را با خود می برد این تصور برای ازرا واقعا دردناک است. ازرا به مادرش می گوید که سمیرا از مغازه لباس برداشته بوده و سمیرا می گوید ازرا با یک مرد پولدار امده و او را نجات داده مادر در تعجب است که این مرد کیست سمیرا می گوید به نظر شاگرد ازرا در باشگاه است مامان شبنم می ره باشگاه و با کرم حرف می زنه که شبنم را تنها نگذار و کاری کن به سراغ درمان بره و کرم قول می ده کنار شبنم بمونه و او را راضی به درمان کنه. کرم و شبنم با هم با موتور می رن بیرون جان نگرانه که کرم برای شبنم جدی بشه. شبنم با جان به کافه می رن و کلی نوشیدنی می خوره بعد میرن هتل. شبنم کرم را می بوسه ولی کرم می گه نمی خوام اتفاقی بینمون بیافته که بعدا پشیمون شی بعد شبنم میره بیرون ولی کرم میره دنبالش و بهش پیشنهاد ازدواج میده و دوتایی برمیگردن وتا صبح پیش هم بودند. مادر شبنم به کلوپ زنگ می زنه و شماره کرم را می گیره و می فهمه شبنم با کرم بوده.ازرا هم به کرم زنگ می زنه می فهمه شب با هم گذروندن داغون می شه کرم و شبنم با هم میرن کنار دریا و شبنم از مرگ حرف میزنه که کرم میگه خودتو ناراحت نکن با اینکه تازه با هم اشنا شدیم ولی من عاشقت شدم شبنم هم تایید میکنه،شبنم به مامانش میگه کرم ازم خواستگاری کرد ولی من قبول نکردم از طرفی ازرا به کرم میگه حتما دلیلی داشته وگرنه تو رو دوست داره، کرم به ازرا میگه ببخش اگه ناراحتت کردم بیا با هم بریم یه شهر دیگه و از دست این خلافکارا فرار کنیم ازرا ائل قبول نمیکنه ولی بعدا قبول میکنه شبنم با برادرش جان میرن ماهیگیری و بعد اومدن با مادرش فیلم دیدن شبنم میخواد با این کارا کرم رو فراموش کنه ازرا میاد به مادر و خواهرش میگه که باید با کرم بره یه شهر دیگه و کار کنه دلیلش رو توضیح نداد مادرش خیلی ناراحت شد ازرا هم بهش پول داد تا راضی بشه و رفت ازرا و کرم دارن با هم فرار میکنن که اورهان دنبالشه ولی هرجوری شده فرار میکنن و اورهان میره خونه ازرا و به مادرش پول میدن میگن بگو ازرا و کرم کجان که مادره هم میگه شبنم شب که همه خوابن یه نامه میزاره و با چمدون از خونه میره به سمت فرودگاه خدمتکار خونشون متوجه میشه و بقیه رو بیدار میکنه بعدا که مادر و برادرش نامه رو میخونن زود میرن به سمت فرودگاه و نمیزارن شبنم بره ولی شبنم میره سر خاک پدرش و مادر شبنم دنبالش میگرده و به کرم زنگ میزنه از طرفی اورهان ازرا و کرم رو پیدا میکنه و نمیزارن برن شبنم میره کنار دریا وبه کرم زنگ میزنه و میگه دوست داشتم بهت جواب مثبت میدادم ولی نمیتونم کرم بهش میگه صدای دریا میاد کجایی شبنم میره توی دریا تا خودشو بکشه که کرم هم از راه میرسه و میبینه که شبنم توی دریاست میره و نجاتش میده و میرن خونه کرم با شبنم صجبت میکنه و میگه دوسش داره و باید درمان بشه و شبنم هم قبول میکنه شبنم از خوشحالی به ازرا زنگ میزنه میگه بیا با هم بریم بیرون ازرا هم قبول میکنه خلاصه اینکه شبنم و کرم و ازرا و جان با هم میرن بیرون که توی رستوران شبنم هاکان رو میبینه و با ناراحتی از اونحا میرن (هاکان نامزد سابق شبنم بوده که 2 سال پیش ولش کرده ورفته اخه شبنم 2 سال پیش سرطان داشته و درمان کرده وقتی خوب شده هاکان گذاشته رفته و شبنم هم خیلی دوسش داشته و توی این مدت خیلی عذاب کشیده) فردا صبح توی باشگاه هاکان میاد به شبنم میگه که من خیلی دوست دارم بیا دوباره با هم باشیم و میبوسش شبنم هم میگه دیگه رابطه ای بین ما نمونده که کرم هم این صحنه ها رو میبینه از طرفی ازرا میفهمه که حاملس و نمیدونه باید چکار کنه به دوستش میگه شب میره به کرم بگه که شبنم از راه میرسه و قایم میشه شبنم به کرم میگه پیشنهاد ازدواجت رو قبول میکنم و ازرا تصمیم میگیره به کرم در مورد بچه چیزی نگه تا با هم ازدواج کنن کرم و شبنم با هم میرن بیرون و ازرا هم با ناراحتی میره وقتی کرم برمیگرده میبینه ازرا نیست هرچی بهش زنگ میزنه برنمیداره خونش هم نبود میره پیش دوستش که بهش میگه ازرا حاملس کرم هرچی به ازرا زنگ میزنه برنمیداره فردا صبح ازرا میره که بچه رو از بین ببره کرم وقتی میبنش از بچه میپرسه ازرا هم میگه سقطش کرده کرم باهاش دعوا میکنه که چرا اینکار رو کردی و میره جان به کرم شک داره و تعقیبش میکنه ازرا هرچی به کرم زنگ میزنه برنمیداره خلاصه اینکه توی باشگاه همدیگرو میبینن که کرم به ازرا میگه از دستت ناراحتم چرا اینکار رو کردی شبنم با اینکه خیلی کم منو میشناسه ولی بیشتر از تو بهم اعتماد داره و میره شبنم میره به کرم یه خونه نشون میده بهش میگه شب یه مهمونی هست میخوام اونجا بگم که داریم ازدواج می کنیم و یه دفعه ای حالش بد میشه و میرن بیمارستان مادر شبنم به کرم میگه هیچ وقت تنهاش نزار شبنم ازرا هم دعوت میکنه و اون هم میاد مهمونی خیلی ناراحته که رابطش با کرم خراب شده جان چون به کرم اعتماد نداره قرارداد ازدواج رو به کرم میده میگه اگه دوسش داری و به خاطر پول باهاش عروسی نمیکنی باید این رو امضا کنی کرم هم مجبور به امضا میشه که با این امضا هیچ ثروتی نمیتونه بدست بیاره کرم میاد پایین و به ازرا از این ماجرا هیچی نمیگه و شبنم هم جلوی همه میگه میخواد با کرم ازدواج کنه و ازرا این صحنه رو میبینه خبر توی روزنامه ها چاپ میشه مادر کرم بهش میگه مگه قرار نبود با ازرا عروسی کنی که کرم همه ماجرا رو بهش میگه و مادرش باهاش دعوا میکنه ازرا همش به کرم و اینکه چطوری با هم اشنا شدن فکر میکنه و نشون میده که بچه رو سقط نکرده کرم هم یاد ازرا میوفته و دوتاشون میان همون جایی که اولین بار همدیگرو دیدن و کرم بهش میگه با اینکه ازت ناراحتم ولی بیا امشب پیش هم باشیم ازرا هم قبول میکنه شبنم در تدارک عروسی هست از طرفی هاکان میاد به مادر شبنم میگه کرم با مافیا رابطه داره مادر شبنم به کرم میگه بیا شرکت و وقتی متوجه میشه که کرم بدهکاره تمام بدهیشو میده و یکم هم بهش پول میده برای خرید انگشتر و میگه چون قرارداد ازدواج رو امضا کردی واقعا شبنم رو دوست داری بهت این پول رو دادم ولی باید همیشه کنار شبنم باشی شبنم از ازرا برای خرید لباس عروس کمک میخواد و میگه باید شاهد عقدم باشی و بهش یه هدیه هم میده و ازرا هم قبول میکنه کرم برای شبنم انگشتر میخره ولی یاد ازرا میوفته که پول نداشته براش انگشتر بخره خلاصه به شبنم هدیه رو میده طلبکاره به کرم میگه باید من شاهد عقدت باشم وگرنه همه چی رو به شبنم میگم کرم به ناچار قبول میکنه چند روز بعد رو نشون میده که روزعروسی شبنم و کرم هست ازرا هم میاد خیلی خوشگل شده خلاصه مراسم عقد شروع میشه و ازرا و اون طلبکاره به عنوان شاهد عقد هستن وقتی عقد تموم میشه طلبکاره به ازرا میگه کرم بدهیشو داده ازرا داغون میشه از طرفی مادر ازرا میفهمه که ازرا حاملس میره که عروسی رو بهم بزنه که ازرا نمیزاره و با هم از عروسی میرن بعد از عروسی کرم وشبنم میرن هتل و شبنم به کرم میگه من یه مدت دیگه میمیرم و گریه میکنه از طرفی کرم یاد ازرا میوفته و گریه میکنه ولی شبنم فکر میکنه به خاطر اون داره گریه میکنه فردا نشون میده اورهان به چه دلیلی باهاشون مشکل داره اورهان میره دنبال مادر کرم و جریان رو میگه که مشکل من تویی نه کرم جریان اینطوریه که این اورهان با کرم باهم برادر ناتنی هستن پدر کرم اول یه زن داشته که حامله بوده بعد همین مادر کرم زیر پای پدر کرم میشینه و پدر کرم اون زن رو بیرون میکنه و اون زن خیلی به مادر کرم التماس میکنه با زندگی من اینکارو نکن ولی گوش نمیکنه و اون زن توی جوانی میمیره و این اورهان هم به دنبال انتقام مادرش هست از طرف دیگه ازرا میاد هتل و با کرم صحبت میکنه میگه برای چی به نگفتی که بدهیتو از شبنم گرفتی حالا بیا باهم فرار کنیم کرم میگه الان نمیشه ازرا ناراحت میشه میگه میخوای من و بچت رو ول کنی کرم شوکه میشه ولی میگه من به شما رسیدگی میکنم که ازرا میگه پس میخوای با شبنم باشی پس من میرم همه چی رو به شبنم میگم ازرا میره بالا از طرفی شبنم میاد پایین و کرم رو میبینه و میرن باهم صبحانه بخورن وقتی ازرا میاد و این صحنه رو میبینه ناراحت میشه و میره کرم میخواد به شبنم همه چی رو بگه که شبنم حالش بد میشه همون موقع هم ازرا حالش بد میشه و بچش رو از دست میده و غمگین و افسرده میره خونه کرم میفهمه که چه اتفاقی افتاده به ازرا زنگ میزنه ولی ازرا میگه به تو ربطی نداره مادر شبنم به کرم میگه تو باید ظاهرت رو عوض کنی یک هفته میگذره و کرم تغییراتی کرده ازرا هم افسرده هست دوستش میاد حالش بهتر میشه میره باشگاه و ناگهان کرم و شبنم رو میبینه شبنم میگه کرم قراره توی باشگاه عضو هیئت مدیره بشه ازرا دوباره داغون میشه کرم هم ناراحته ازرا با جان کلاس داره و جان دعوتش میکنه به صرف شام که ازرا از لج کرم قبول میکنه ازرا اماده میشه یه لباس خوشگل میپوشه و میره خونه شبنم اینا کرم بالاست و ناراحته جان هم به ازرا میگه بیا با هم برقصیم که ازرا قبول میکنه در همین حالته که کرم این دو تا رو میبینه وناراحت میشه.ازرا و جان سر میز شام كنار هم هستند و این موضوع كرم رو ناراحت میكنه بعد از چند دقیقه مادر شبنم به جان میگه بیا با هم صحبت كنیم و میرن بالا و مادر شبنم میگه كه نباید به ازرا نزدیك بشی جان میگه چطور شبنم با كرم ازدواج كرد نباید به من كار داشته باشی من دوست دارم با ازرا دوست باشم خلاصه پایین هم شبنم به ازرا میگه كه كرم میخواهد عضو هیئت مدیره بشه و از این صحبتها كه ازرا میگه مبارك باشه كه كم میگه من دوست ندارم توی شركت باشم شبنم میگه تو لیاقت همه اینها رو داری و میره دنبال جان ومادرش كه ازرا و كرم با هم صحبت میكنن ازرا میگه تو نمیتونی این ثروت رو ول كنی و بیای با من كرم میگه من فقط تو رو دوست دارم ازرا میگه اگه به من علاقه داری همین الان به همشون بگو كه همه اینها نقشه بوده و همه رو ازرا كشیده كرم هم قبول میكنه وقتی همه میان كرم میخواد بگه كه مادرش بهش زنگ میزنه و نمیتونه بگه و مادرش داره گریه میكنه و از اون طرف نشون میده كه طلبكاره كه برادر ناتنی كرم هم میشه اومده برای انتقام و همه وسایل كرم و مادرش رو خرد میكنن و تلویزیون رو از پنجره به بیرون پرت میكنه كرم م مجبور میش بر پیش مادرش كه شبنم هم میخواد بره ولی مادرش و كرم میگن نمیخواد بری كرم تنها میره از اون طرف هم ازرا و جان دارن با هم میرن بیرون كه كرم به ازرا میگه این كار رو نكن كه ازرا میگه به تو ربطی نداره خلاصه كرم وقتی میره خونه عصبی میشه ولی مادرش نمیزاره كه بره با طلبكاره دعوا كنه شبنم هم نگرانه و به كرم شك كرده كه این موقع رفته پیش مادرش ازرا و جان هم با هم میرن یه كلوپ ازرا دوست داره خودش رو خوشحال نشون بده كرم وقتی میاد خونه به شبنم میگه مادرم سرماخورده بود شبنم میگه چرا اینقدر دیر اومدی كه میگه براش غذا درست كردم و پیشش موندم برای همین طول كشید شبنم به جان زنگ میزنه و میگه مواظب ازرا باش و ناراحتش نكن كرم به شبنم میگه چی شده شبنم میگه به نظرم به هممیان كرم هم ناراحت میشه از اون طرف میره كرم داره به ازرا زنگ میزنه ازرا هم برنمیداره هاكان هم به شنم زنگ میزنه كه شبنم برنمیداره ومیاد میبینه كرم داره زنگ میزنه دوباره شك میكنه كرم میگه به مادرم دارم زنگ میزنم جان میفهمه كه ازرا قبلا كسی توی زندگیش بوده براش تعریف میكنه كه بهم دروغ گفت و دیگه دوست ندارم در موردش حرف بزنم ازرا که حسابی نوشیده حالش بسیار بد شد و جان او را به خانه خودش می برد البته اتفاقی نمی افتد و صبح ازرا از جان خداحافظی می کند و سریع می رود.کرم می ره باشگاه و میره توی رختکن ازرا اول داد و بیداد راه می اندازه اما کرم توجهی نمی کنه و بهش میگه دوست دارم و میبوستش و برای ازرا توضیح می ده که ان شب نتوانستم به شبنم حقیقت رو بگم چون اورهان رفته بودند خانه ما و مادرم را اذیت کردن ولی میگه هر چه زودتر همه چیز را به شبنم میگم. شبنم به خانه مادر کرم می رود و همسایه بهش میگه که بانک می خواهد خانه مادر کرم را به حراج بگذارد شبنم به نزد وکیلش می رود و می گوید ان خانه را بخر و با یک کرایه بسیار کم به مادر کرم بده و هیچكی چیزی نفهمد حتی شوهر و مادرم. کرم به خانه می رود و شبنم او را به اتاقش می برد و کرم می بیند که همه اتاق با گل و شمع تزیین شده است و همدیگرو میبوسن كه كرم همش یا ازرا میوفته.افراد اورهان کرم را می گیرند و عکسی از کرم که اسلحه روی سرش است را برای ازرا می فرستند ازرا به انجا می رود و اورهان می گوید به یک شرط دست از سر شما برمی دارم به شرطی که ازرا یک شب با من باشه . ازرا قاطی می کنه میگه دیونه شدی امكان نداره كرم هم عصبی میشه و میخواد بزنش كه افراد اورهان شروع به زدن کرم می کنند ناگهان افراد پلیس وارد می شوند ازرا با دوست کرم که توی پلیس بود هماهنگ کرده بود. ازرا کرم را به خانه اش می برد و سرش را درمان می کند که مامان ازرا می اید و با کرم و ازرا دعوا می کند و کرم را از خانه بیرون می کند.ازرا ناراحت میشه و میخواد بره كه خواهرش به مادرش میگه اگه بره چی بخوریم چكار كنیم پول نداریم ولی ازرا قهر می کند و به خانه دوستش ملیس می رود کرم باید یه دروغ درست كنه و می زند شیشه عقب ماشینش را می شکند و به شبنم می گوید تصادف کردم و زخمی شدم اخه شبنم بهش زنگ زده بود برنداشت برای همین گفت تصادف كردم شب ازرا به کرم زنگ میزنه اما شبنم جواب می دهد و می گوید که کرم تصادف کرده و بعدا به او زنگ می زند ازرا ناراحت میشه و میگه كرم همش دروغ میگه تا پیش هر دومون باشه ازرا با جان میره بیرون جان از ازرا خوشش میاد فكركنم عاشقش شده چون خدمتكارشون رو بیرون كرد ولی شبنم گفت تو دوست خوب منی .کرم وقتی كه شبنم خوابید میره پیش ازرا، ازرا عصبی است و می گه باید همه چی رو بگی كرم میگه شبنم میمیره طاقت نداره ازرا میگه اگه نمیتونی نامه بنویس و ازرا براش میگه چی بنویسه شب موقع برگشتن مادر شبنم کرم را می بیند ومیگه كجا بدی این موق شب کرم میگه میشه راستش رو بگم از پیش دوست دختر سابقم می ایم وقبل از شبنم از هم جدا شدیم ولی او قبول نمیكنه كه من شبنم رو دوست دارم شبنم ازرا را می بیند و با هم به ساحل می روند شبنم همش از عشقش به کرم می گوید ازرا طاقت نمی اورد و می گه دیگه تمومش كن همش كرم. شبنم می گوید حواسم نبود که تو تازه از دوستت جدا شدی شبنم از ناراحتی ازرا حالش بد می شود ازرا حواسش نیست و می گه کرم دوست پسر من است اما همان لحظه حال شبنم بسیار بد است و از دهانش خون می اید. ازرا اول نمیخواد شبنم رو به بیمارستان ببرد ولی بعد پشیمون میشه و به بیمارستان میبردش کرم با دوستش حرف می زند و دوستش به او می گوید که تو در حق ازرا و شبنم خیلی داری ظلم می کنی . کرم به شبنم زنگ می زند گوشی شبنم دست ازرا است ازرا گوشی را جواب می دهد و کرم می گوید عشقم شبنم چطوری ازرا بیچاره می گه عشقت بیمارستان است. شبنم به خون احتیاج دارد و ازرا به او خون می دهد . شبنم در حال مرگ است كرم هم میره ازرا رو میبینه و به ازرا می گه که شبنم را دوست دارد و عاشقش شده است دیگه نمیتونیم با هم باشیم. ازرا گریان می رود و 15 روز میگذره و از ازرا خبری نیست جان دنبال ازرا می گردد ازرا کارش را عوض کرده و در یک باشگاه کوچک ایروبیک تدریس می کند جان از کرم می پرسه که ادرس ازرا را بلد است که کرم می گه نه بلد نیستم خودش به خانه ازرا می ره مادر ازرا می گه توی این مدت ازرا یک بار دست به خودکشی زده بود و الان هم خطش را عوض کرده و نمی خواهد تو را ببیند. جان در باشگاه شماره ملیس دوست ازرا را پیدا می کنه. ملیس ازرا را دلداری می ده ولی ازرا هنوز نتوانسته از کرم را فراموش كنه جان به ملیس زنگ می زنه و ملیس گوشی را به ازرا می دهد جان می گوید خیلی نگرانش شده و باید او را ببیند. از ان طرف کرم یادش رفته ان نامه خداحافظی که برای شبنم نوشته بود را بردارد مادر شبنم نامه را پیدا می کند و می خواند و حسابی به هم می ریزد. از ان طرف کرم هرچه دنبال نامه می گردد پیدایش نمی کند می فهمد یکی نامه را برداشته. هاکان نامزد قبلی شبنم در استانه برشکستگی است و دنبال راهی می گردد تا دوباره به شبنم و ثروتش نزدیک شود.مادر شبنم به نزد خواهرش می رود و می گوید من فکر نمی کردم که کرم یک شارلاتان باشد و حسابی ناراحت است.جان ازرا را میبره بیرون و بهش می گه که عاشقش شده ازرا اول چیزی نمی گه اما بعد می گه از صداقتت خوشم امده جان از دوست قبلی ازرا می پرسه ازرا هم می گه دیگه راجع بهش صحبت نکنیم جان هم قول می ده. کرم می خواهد رای خانواده را راجع به ازرا عوض کنه. می گه به نظرم ازرا مناسب جان نیست. بعد مادر شبنم نامه ای را که از کرم پیدا کرده بود را روی میز می گذاره به کرم می گه که بازش نکردم گفتم شاید عاشقانه باشه کرم نامه را پاره می کنه. مادر شبنم خواهرش صدف را به خانه اورده تا مواظب رفتار کرم باشد. هاکان می اید تا با شبنم حرف بزنه و به شبنم می گه به من یک مهلت دیگه بده که کرم می رسه و کلی او را کتک می زنه . صدف به مامان شبنم می گه که به نظر کرم یک احساسی به شبنم داره. شبنم هم تصمیم می گیره دیگه قرصهای ضد بارداری مصرف نکنه اما به کرم چیزی نگفته. اجه دوست دختر قبلی جان که از شرکت اخراج شده یک فیلم از عشقولانه اش به جان برای موبایل جان می فرسته و ازش می خواد با مادرش صحبت کنه که زودتر برگرده سر کار اما مادر جان قبول نمی کنه.ازرا در باشگاه با شبنم دارن چایی میخورن که کرم هم میاد و ازرا سریع می ره بعد حرف های کرم را می شنوه که به شبنم می گه که بهتره جان از ازرا دور باشه چون خانواده خوبی نداره و مادرش مشکل داره و دیوانه است. ازرا اینها را می شنود و ناراحت میشه و دلش خیلی می شکنه و میخواد از کرم انتقام بگیره محبت های جان روز به روز بیشتر می شه یک روز از دوستش مصطفی می خواهد که بیاید ویک اهنگ زیبا می خواند و ازرا و جان با هم می رقصند و همان شب از ازرا تقاضای ازدواج می کند و ازرا می پذیرد. از طرفی کرم می فهمد که شبنم قرص های ضد بارداری را مصرف نمی کند و شبنم می گوید که دوست دارد مادر شود. مادر شبنم از هاکان می خواهد که در شرکتش کار کند و در عوض حواسش به کارهای کرم باشد. اجه همش جان را تهدید می کند و جان او را به عنوان دستیار خودش دوباره به شرکت میاره.ازرا و جان تصمیم می گیرن یواشکی با هم عروسی کنن ازرا پیش مادر و خواهرش می ره و می گه دارم با جان عروسی میکنم و نمی خوام کسی توی عروسی باشه مادرش کلی داد و بیداد میکنه که من باید توی عروسیت باشم بعد ازرا به سراغ خواهرش می ره و می گه این پول را بگیر و برو لباس بخر و بیا سالن عروسی. وقتی سمیرا خواهر ازرا توی ارایشگاه داره موهاش را درست می کنه مادرش می بینش و با کلی دعوا نمیزاره بره و میبردش خانه. از کیف سمیرا موبایلش رابرمی داره و ادرس محل عروسی را می فهمه و می گه من اگر این عروسی را زهر ازرا نکنم مزین نیستم. بعد از اینترنت شماره یک خبرنگار که از قضا دوست اجه دستیار جان هست را پیدا می کند ادرس محل ازدواج جان را به انها می دهد. ان خبرنگار برای تایید این خبر به اجه زنگ می زند اجه هم خبر را به نسلیهان مادر جان می رسانه. شبنم مادر کرم را به خانه شان دعوت می کند اما مادر کرم خیلی بد برخورد می کند و سر شام می گه که می دانم خانه من را شما خریدید و این کار را مانند یک صدقه انجام دادید و می خواستید من را کوچک کنید. شبنم هر چی قسم می خورد که منظورش این نبوده مادر کرم قبول نمی کنه و میگه کرم خودش رو به پول فروخت ولی من غیرت دارم. شبنم حالش بد میشه به کرم میگه برو بیرون از اون طرف مادر کرم هم اون رو توی خونه راه نمیده فردا شبنم با کرم قرار می گذارد و به کرم می گه او مادرته تو به خاطر پول با من عروسی کردی که کرم اول سکوت می کند و ولی بعد می گه میشه راستش رو بگم درسته اول پولت چشمانم را گرفته بود ولی بعد عاشقت شدم اگر برای پول بود قرارداد ازدواج را قبول نمی کردم اما شبنم می گه دیگه حرف های تو را باور نمی کنم ازدواج ما تمام شده است و حلقه را در می اورد و می رود. به مادرش زنگ می زند و تصمیمش را می گوید مادرش می گوید تو هر تصمیمی بگیری من حمایتت می کنم. کرم ناراحت به نزد مادرش می رود و می گوید قرار است طلاق بگیرم. ازرا و جان اماده میشن لباس عروسی و دامادی میپوشن و میرن به محل عقدشون از قضا خبرنگارا میرسن وقتی سر سفره عقد هستن نسلیهان مادر جان میرسه و به جان می گه می خوام باهات خصوصی حرف بزنم اما جان می گه هر حرفی می خوای بزنی جلوی ازرا بزن. مادرش می گه اگر ازدواج کنی همه پول و ثروتت را می گیرم جان رو به ازرا می کنه و می گه حاضری من را که بی پول هستم قبول کنی که ازرا می گه حاضرم و عقد می کنند بعد از عقد خبرنگارها کلی عکس از انها می گیرند و جان می رود سوییچ ماشینش را هم به مادرش می دهد و با ازرا می رود. عکس عروسی ازرا و جان همه جا پخش میشه و مادر ازرا هم با خبرنگارها مصاحبه می کند و همش از رابطه خوبش با نسیلهان صحبت می کند و می گوید که این خواست بچه ها بود که مخفیانه عروسی کنند وگرنه نسلیهان خانم می خواست یک عروسی بزرگ بگیره نسیلهان از دیدن این مصاحبه عصبی می شه. کرم همش داره با شبنم حرف می زنه اما شبنم می گه من به تو دیگه اعتماد ندارم و تو من را به خاطر پول می خواستی. کرم به زندان به دیدن برادرش اورهان می رود و اورهان به او می گه که برادر ناتنی اوست و همه حقیقت رو میگه کرم پیش مادرش می رود و مادرش می گه که وقتی من و پدرت نامزد بودیم ان زن باردار بود ولی من عروسی ام را به هم نزدم ان زن اول قرار بود بچه را سقط کند اما این کار را نکرد و بعد از مدتی ان زن مرد و اورهان به پرورشگاه رفت. کرم عصبی می شود و می گه شما اورهان را از محبت خانواده و پدرش محروم کردی و ناراحت می رود و رضایت می ده که اورهان ازاد بشه.ازرا و جان بعد از عروسی با دوستشون شام میخورن و به هتل می رناز طرفی شبنم میخواد کرم رو ببخشه و برن یه جای دیگه زندگی کنن که از خاله اش می شنود که مادرش به کرم 750 هزار لیر داده که قرضش را بدهد و می رود پیش مادرش و می گوید شما من را نابود کردید و عشقم را برایم خریدید. شبنم حالش بد است به دکتر می رود و دکتر می گوید که باردار است ولی می گوید برایش خطر دارد وباید بچه را سقط کند اما شبنم می گوید من می خواهم قبل از مردن طعم مادر شدن را بچشم. کرم به شبنم زنگ میزنه و شبنم میره کرم کرم میگه ما برای با هم ماندن به یک معجزه نیاز داریم که شبنم میگه این معجزه بچه مان است و میگه که باردار هست اما این بارداری برایش خطرناک است ولی او تصمیم به نگهداری بچه دارد. از طرف دیگه نسلیهان مادر جان همه حساب های جان را بسته اما فرداش می فهمه که سه فقره چک به اندازه 4 میلیون و نیم به حساب کس دیگری کشیده شده نسلیهان مجبور می شود دستور پرداخت را بدهد اما می خواهد این فرد را پیدا کنند گویا این فرد یکی از دوستان جان است. اورهان هم به خانه مادر کرم می رود و یک اسلحه در کمرش است.

جان به همراه ازرا به باشگاه یا همان کلوپ می رن جان می گوید که من فهمیده بودم که مادرم این کارها رو می کنه اینجا را خریدم چک دادم و امروز می خواهیم قرارداد ببندیم و تو مدیر اینجا میشی نسلیهان زودتر با دوست جان هماهنگ کرده و دوست جان می گوید که نسلیهان او را تهدید کرده و او دیگر نمی خواهد انجا را بفروشد . جان حسابی عصبی میشود. ازرا بهش میگه میریم سرکار که جان میگه ما حتی خونه هم نداریم ازرا که ناراحتی جان را می بیند تصمیم می گیره بره پیش نسلیهان بهش میگه من امدم باهاتون حرف بزنم مادر جان میگه که منتظرت بودم چقدر میخوای تا از زندگی جان بری بیرون که ازرا میگه واقعا عاشق جان است قبل از عقد یک قرارداد ازدواج نوشته و به دفتر فرستاده نسلیهان میفهمه که کار اجه بوده که قرارداد رو قایم کرده و اجه رو بیرون میکنه نسلیهان با دیدن قرارداد که ازرا نوشته بود هیچ پولی از جان نمی خواهد نرم می شود از ان طرف شبنم و کرم هم اشتی می کنند. ازرا با یک نامه جان را ترک کرد و میگه نمی خواهم تو به خاطر من سختی بکشی. جان به دنبال ازرا می رود و با هم به خانه مادرش می روند. نسلیهان می گوید ازدواج انها را پذیرفته و از طرفی خبر بارداری شبنم را می دهد ازرا شوکه می شود و بعد خیلی خشک به کرم تبریک می گوید همه دور هم هستند که اورهان برادر ناتنی کرم می اید و میگه من می خواهم یک سری حقیقت بگویم . کرم می رود جلو و می گوید تو می توانستی زندگی ام را بگیری اما ترجیح دادی که خوشبختی ام را بگیری اورهان اسلحه در می اورد کرم با او درگیر می شود در این حین یک گلوله به شبنم می خورد و او می میرد کرم هم اسلحه را برمی دارد و به اورهان شلیک می کند و او را می کشد. کرم هم به زندان میوفته مراسم عزاداری است ازرا از دور به تشییع جنازه می رود و کرم هم در زندان است وهمش عکس شبنم را می بیند. ازرا پیش جان می رود جان حسابی داغون است و می گوید ازرا چرا در این شرایط سخت من را تنها گذاشتی که ازرا می گوید که من به تو دروغ گفتم کرم دوست پسر من بود و من اون رو به سمت شبنم هول دادم ولی من واقعا عاشقت هستم جان می گوید از اینجا برو ازرا می رود و فیلم با دیالوگ ازرا که می گوید کار ما مثل ساختن خانه شنی بود که به زودی خراب شد و عشق مخصوص بهشتیان بود و ما با کارهایمان اسم عشق را هم الوده کردیم به پایان می رسد.

اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter