امام حسين(ع):اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار » حوادث » تجاوز گروهی به دختر ایرانی عاقبت دوستی در شبکه اجتماعی و اعتماد
تجاوز گروهی به دختر ایرانی عاقبت دوستی در شبکه اجتماعی و اعتماد

تجاوز گروهی به دختر ایرانی عاقبت دوستی در شبکه اجتماعی و اعتماد

تجاوز گروهی به دختر ایرانی عاقبت دوستی در شبکه اجتماعی و اعتماد دختر 17 ساله که با پسری در شبکه اجتماعی دوست شده بود عاقبت تن به رابطه جنسی با 8 پسر داد .

دختران ایرانی بارها و بارها این  اتفاقات را میخوانند و میشنوند اما انگار احساسشان بر فکرشان تسلط دارد و هر روزه شاهد اتفاقات بدتری هستیم .

تجاوز گروهی به دختر ایرانی

تجاوز

داستان تجاوز به دختر ایرانی که به پسری اعتماد کرده بارها و بارها در رسانه های ایران منتشر شده است اما اینگونه که پیداست تاثیری بر روی دختران ایرانی نداشته است .

شاید این دختران فکر میکنند که این داستان ها حاصل قوه تخیل است و همانند داستان های سکسی که در سایت های مستهجن یافت میشود می باشد اما بهتر است بدانند که این اتفاقات واقعی است .

داستان واقعی تجاوز گروهی به دختر ایرانی درسخوان که برای معدل خوبش صاحب گوشی همراه هوشمند شد اما همان گوشی زندگیش را نابود کرد را در زیر میخوانید .

دختر ۱۷ ساله که در اتاق مشاوره پلیس فتا اشک می ریخت، در حالی که سرش را میان دو دستش گرفته بود .

و به آینده تاریک خود می اندیشید در میان هق هق گریه به بیان ماجرای تلخ لانه وحشت پرداخت و گفت: وقتی سال اول دبیرستان را با نمرات خوب قبول شدم به پدرم اصرار کردم تا یک گوشی هوشمند تلفن همراه برایم بخرد.پدرم که از قبولی من در امتحانات خرداد خیلی خوشحال بود

گوشی تلفن زیبایی را به عنوان هدیه قبولی برایم خرید. از آن روز به بعد فقط وارد شبکه های اجتماعی می شدم و با دوستانم چت می کردم.روزهای تابستان را با دوست یابی های شبکه ای سپری می کردم و هر روز دوستان جدیدی به گروه ما اضافه می شد تا این که در این میان جملات عاشقانه و احساسی پسر جوانی توجهم را به خود جلب کرد.

آن قدر از جملات ادبی و زیبای «آرمان» لذت می بردم که ناخواسته با او تماس گرفتم و خواستم مطالب بیشتری برایم بفرستد.این گونه بود که رابطه تلفنی من و آرمان شروع شد، اما مدت زیادی نگذشت که به او علاقه مند شدم. روزهای آغازین مهر هم گوشی تلفنم را پنهانی به مدرسه می بردم تا بتوانم پاسخ پیامک های آرمان را بدهم.

در همین روزها آرمان برای این که بتواند در مورد زیبایی من جملاتی بنویسد، از من خواست تا عکس بدون حجاب و با پوشش دختران غربی برایش بفرستم. من هم بدون آن که به کسی چیزی در این رابطه بگویم با گوشی تلفن عکسی از خودم گرفتم و برایش فرستادم. از آن روز به بعد آرمان تهدیدم کردکه اگر برای حذف عکس از گوشی نزد او نروم عکسم را برای پدرم ارسال می کند.

خیلی ترسیده بودم اگر پدرم تصویر مرا آن گونه می دید چه پیش می آمد؟نمی توانستم تصمیم درستی بگیرم، حتی نتوانستم موضوع را برای مادرم که رازدار اصلی زندگی ام بود بازگو کنم. آن روز به خانه مجردی آرمان رفتم و او نه تنها عکسم را حذف نکرد بلکه مرا مورد آزار قرار داد و از صحنه های شیطانی خود فیلم گرفت

که همین فیلم زمینه های سوء استفاده های بیشتر او را فراهم کرد تا این که یک روز دیگر مرا به همان خانه مجردی کشاند و به همراه ۸ تن دیگر از دوستانش که در خانه پنهان شده بودند مرا مورد آزار و اذیت قرار داد.

دیگر همه هستی ام را از دست داده بودم و چاره ای نداشتم جز آن که ماجرا را برای مادرم بازگو کنم. حالا هم اگر چه با کشف فیلم ها، آرمان روانه زندان شد اما زندگی من در بیراهه ای تاریک قرار گرفته است.


بار دیگر در آخر این مطلب یادآوری میکنیم که این مطلب یک داستان سکس برای تحریک قوه جنسی شما نیست داستان واقعی اتفاقی است که بسیار دیده میشود پس توجه کنید .

امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter