آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
خانه » گالری عکس » بازیگران » بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان + عکس
بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان + عکس

بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان + عکس

بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان عکس های نسرین مقانلو بازیگر زن ایران و همسرش کمال خلیلیان

بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش

نسرین مقانلو

نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان بیوگرافی بازیگر معروف زن ایران نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان که به بهانه حضور نسرین مقانلو در برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری به انتشار عکس همسر نسرین مقانلو پرداخته ایم .

زندگینامه نسرین مقانلو در زیر برای طرفداران نسرین مقانلو قرار داده ایم و عکس های نسرین مقانلو اللخصوص عکس نسرین مقانلو و همسرش را قرار داده ایم .

بیوگرافی نسرین مقانلو

نسرین مقانلو

بیوگرافی نسرین مقانلو :

  • تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در اول تیر سال 1347 در تهران به دنیا آمد.

پدر: –

مادر:-

برادر: –

خواهر:-

همسر: کمال خلیلیان

فرزندان: ارشيا و آريان

 

  • مشخصات فردی:

خوش ‏قول است. هيچ چيزى به اندازه دروغ او را عصبانى نمى‏ كند.

زندگینامه نسرین مقانلو

نسرین مقانلو

  • عادات و علائق شخصي:

رمان را دوست دارد.

از رنگ مشكى خوشش مى‏ آيد.

«آژانس شيشه‏ اى» يكى از فيلم ‏هاى محبوب اوست.

علاقمند به آثار فروغ فرخزاد است.

در بین غذاها «باقلا قاتوق» و «میرزا قاسمی» از شمال و «قلیه ماهی» را از جنوب خیلی دوست دارد.

زیباترین سکانس بازی اش ، صحنه کتک خوردنش از پارسا پیروزفر در فیلم «مهمان مامان» بوده. گویا مقانلو برای اینکه صحنه طبیعی تر از کار درآید از پیروزفر خواسته که واقعا او را کتک بزند.

معتقد است در جایگاهی قرار گرفته که می تواند هر نقشی را بازی کند، ولی از آنجایی که همیشه علاقه داشته نقش های سخت و پیچیده را بازی کند، دوست دارد روزی بتواند نقش زنی با دو شخصیت متفاوت را ایفا کند.

 

  • دوران زندگي:

مادرش از خطه جنوب و از بازیگران تئاتر و تلویزیون بوده، پدرش نیز خراسانی و فعال در عرصه موسیقی می باشد.

عکس های نسرین مقانلو

نسرین مقانلو

  • مخالفت مادر :

مادرش بازيگر تئاتر بود، اما همواره با هنرپيشگى نسرين مخالفت مى‏ كرد. وقتی دید مادرش به هیچ عنوان نمی گذارد وارد این کار شود، بی اجازه رفت فارابی و فرم پر کرد .یک هفته بعد به وی زنگ زدند و گفتند کارگردانی به نام کیانوش عیاری این فرم ها را دیده و….

 

  • دو نیمه سیب :

برای بازی در این فیلم به همراه مادرش به رستوران رفت و اولین حضورش در سینما با کار آقای عیاری رقم خورد. برای فیلم دو نیمه سیب سه سکانس با این کارگردان کار کرد .

 

  • قربانی :

فردای همان روز آقای عیاری به «رسول صدرعاملی» گفت یک دختر تازه وارد معرفی‌ات می‌کنم که همانی است که برای فیلمت دنبالش می‌گشتی؛ بنابراین با بازی در فیلم «قربانی» دومین تجربه‌اش رقم خورد . قرار بود این کار ۴۰روزه تمام شود، ولی شش ماه طول کشید.

 

  • بازیچه :

بلافاصله بعد از آن آقای «تورج منصوری» برای بازی در «بازیچه» از او دعوت بعمل آورد .

سپس در «امید» آقای حبیب کاوش به ایفای نقش پرداخت.

زندگینامه نسرین مقانلو

بیوگرافی نسرین مقانلو

  • همه دختران من :

در سال 72 در کار «همه دختران من» آقای صلح میرزایی بازی کرد و با خودش به این نتیجه رسید که اگر قرار است کارهایی که در سینما بازی می‌کند پخش نشود، بهتر است مدتی در آن فعالیت نکند، به همین خاطر دوباره به اداره تئاتر برگشت و کارش را همانجا ادامه داد، تا اینکه آقایان دستگردی و پاکدل برای بازی در سریال تلویزیونی «لبخند زندگی» با حضور خانم «ثریا قاسمی» از وی دعوت کردند. بدین ترتیب اولین حضور در تلویزیون برایش رقم خورد. بلافاصله بعد از پایان «لبخند زندگی»، فیلم «آخرین سند» پیشنهاد شد که زمانی پخش شد که «امید» و «بازیچه» هم رفع ممنوعیت شده بودند و همزمان ۳ فیلم از مقانلو روی پرده بود.

 

  • همسر :

مقانلو با فیلم همسر و با نقشی بسیار خاص بیشتر مورد توجه قرار گرفت. نقش اولین پلیس زن را در این فیلم بازی کرد. پس از بازی در این فیلم گفت: خوشحالم كه در همسر بازى كردم، چون بهترين همسر دنيا نصيب من شد.همسر برای من سرنوشت‌ساز بود. با این فیلم شناخته شدم. همسرم از من خواستگاری کرد و با اینکه با خودم قرار گذاشته بودم هیچوقت ازدواج نکنم و کارم را دنبال کنم، اما آنقدر عاشق کمال خلیلیان شدم که سرانجام ازدواج کردم و از ایران رفتم.

عکس های نسرین مقانلو

نسرین مقانلو

  • مقانلو در خارج از ایران :

پس از بازی در فيلم نابخشوده چند سالی را خارج از كشور گذراند. در اوایل حضورش در لس آنجلس ، پیشنهاد بازی در یک کار برای شبکه HBO را دریافت کرد،اما پاسخ منفی داد. چون با سیستم بازیگری در مملکت خودش آشنا بود و این سیستم را دوست داشت. سپس به ایران بازگشت و بازی در سینما و تلویزیون را ادامه داد.

 

  • مهمان مامان :

بازی در فیلم مهمان مامان وی را به عنوان یک بازیگر توانا مطرح کرد. با بازى در مهمان مامان، هم در جشنواره فيلم فجر و هم در جشن خانه سينما، نامزد دريافت جايزه شد، اما جايزه ‏اى نگرفت.

 

  • مختارنامه :

وی در مجموعه «مختارنامه» نقش شخصیت تاریخی «ناریه»را بازی کرد.

بیوگرافی نسرین مقانلو

نسرین مقانلو

  • اظهارات نسرین مقانلو درخصوص مختارنامه :

چون تجربه بازی در کار تاریخی را نداشتم علاقه مند بودم در «مختارنامه» داوود میرباقری بازی کنم. هنگامی که درباره شخصیت «ناریه» صحبت کردیم آن چه که برایم جالب بود، عشق و علاقه اش به مختار بود. همیشه می گویند آدم عاشق کور است، ولی «ناریه» یک عاشق مخالف است. یعنی اگرچه مختار را دوست دارد، ولی مخالف مبارزه های اوست. نوسان خاصی در شخصیت «ناریه» بود که توانستم با آن ارتباط برقرار کنم. کارگردان وقتی می خواهد قصه ای را شروع کند شخصیت را شکل می دهد. به طور قطع درباره ناریه تحقیقاتی تاریخی انجام داده است. کارگردان تاثیر زیادی در ارائه خصوصیات شخصیت «ناریه» داشت. یعنی تنها میرباقری بود که می توانست روی دیالوگ ها موشکافی کند و به شخصیت ها بیشتر بپردازد. تمام این خصوصیات با راهنمایی «داوود میرباقری» شکل گرفت. زیرا من تجربه کار تاریخی نداشتم. کار با ایشان برایم حکم گذراندن یک دوره دانشگاهی را داشت. البته «میرباقری» نحوه عکس العمل ها و حرکت ها را به همه بازیگران می گفت، تا برایمان روتین و تبدیل به یک عادت شود. من خیلی سریع خصوصیات این شخصیت را از لحاظ نوع نگاه و حرکت گرفتم که باید چگونه باشد. اما طبیعی است که راهنمایی کارگردان سبب شد بازیگران به خوبی مقابل دوربین بازی کنند.«داوود میرباقری» راهنمای بسیار خوبی است. اگر بازیگر دو سال هم بین بازی اش وقفه بیفتد دوباره بازیگرش را به آن فضا می برد. یعنی از شروع داستان توضیحاتی می دهد تا بازیگر آن حس و حال لازم را به دست آورد و خود را با سکانس های بعد هماهنگ کند. من با ایشان یک دوره بسیار خوب و پر از تجربه را گذراندم. «میرباقری» کارگردان آرامی است و به خوبی سکانس ها را برای بازیگر توضیح می دهد. سکانس را می شکافد و تاریخ را خیلی خوب می شناسد. شیوه کاری «میرباقری» به گونه ای بود که بازیگر سریع آن را درک می کرد. ایشان با آرامش کار می کرد گاهی اوقات از وی می پرسیدیم که چرا «ناریه» باید در این سکانس این رفتار و حرکت را داشته باشد. وی نیز با حوصله توضیح تاریخی می داد و می گفت: « خودت را به آن زمان ببر و جای آن شخصیت قرار بده. اگر یک زن عرب، جنگجو و با اقتدار چنین اتفاقی برایش بیفتد چه طور او را تصور می کنی؟»

 

  • عشق ناریه به مختار :

ناریه زنی زیبا، با اقتدار و مخالف کارها و مبارزه های مختار است. اما هرگاه با او مخالفت می کند در نهایت مختار پیروز می شود. ناریه به دلیل عشقی که دارد همیشه خودش را مقابل مختار تسلیم شده می بیند. وقتی ناریه قصد ترک منزل مختار را دارد مختار به او می گوید: «رفتی که رفیق نیمه راه شوی؟» این عشق باعث می شود که ناریه با تمام تزلزلی که دارد، به خاطر عشق به فرزندان زندگی و همسرش، دوباره در زندگی مختار بماند. این حس را می توان در نوع دیالوگ و سکانس هایی که پرداخت شده است دید. بیننده اقتدار ناریه را در مقابل آدم های دیگر می بیند، اما در مقابل مختار ضعف دارد. نوسان شخصیتی ناریه را دوست داشتم. به واقع یک آدم عاشق هیچ وقت نمی تواند مخالف باشد. اما ناریه یک عاشق مخالف است و همیشه در مقابل مختار کم می آورد.

بازی در نقش «ناریه» در بالاترین جایگاه کارنامه هنری ام قرار دارد. من تجربه کار تاریخی نداشتم. باعث افتخارم است که اولین کار تاریخی ام را با «داوود میرباقری» انجام دادم. طی آن 8 -7سال شاهد فشار کاری عوامل بودم و سختی های بسیاری کشیدیم، اما خوشحالم که جواب سختی و خستگی را می بینم. بیان دیالوگ ها برایم سخت نبود. زیرا ایشان آن قدر دیالوگ ها را روان می نوشت که معلوم بود چه چیزی می خواهیم بگوییم. اما فراموش نکنید که ما ایرانی هستیم و نمی توانیم به طور کامل مانند عرب ها صحبت کنیم. ولی کارگردان دیالوگ ها را به شیوه کتابی، تاریخی و روان می نوشت، تا بتوان آن ها را راحت بیان کرد. چون این دیالوگ ها باید وقتی به گوش مخاطب می رسد باید آن را باور کند و تصور نکند این شخصیت ها عرب زبان هستند. به نظرم میرباقری بسیار خوب از پس این کار برآمد. من در دیالوگ گویی مشکل نداشتم و خیلی راحت بودم.

نسرین مقانلو و کمال خلیلیان

نسرین مقانلو و همسرش

وقتي كمال خليليان ؛ فوتباليست تيم‌ملي كه در آمريكا زندگي مي‌كرد براي ديدار با خانواده‌اش به ايران آمد، از طريق اقوام به نسرین معرفي و دو ماه بعد پاي سفره عقد نشستند.

او قبل از ازدواجش حدود ۶ سال بود که بازیگری می کرد. ۷ ماه پس از ازدواجش از ایران رفت.اما پس از ده سال به خاطر علاقه ی زیاد به کار و حرفه اش به ایران بازگشت . «دختری در قفس» آقای صلح میرزایی اولین فیلمش بعد از آن دوران بود و بعد از آن برای بازی در سریال «مسافری از هند» از وی دعوت شد. چند سال بعد همسر و فرزندانش هم به نزد او بازگشتند، ولی از آنجایی که موقعیت شغلی همسرش طوری نبود که بتواند در ایران بماند ۲سال بعد به امریکا برگشت و بچه ها همراه نسرین مقانلو در ایران ماندند. ولی به خاطر مشغله های شغلی زیادی که داشت با همسرش به توافق رسیدند و دوباره فرزندانش به همراه پدرشان به امریکا باز گشتند، ولی پس از مدتی برای همیشه به ایران آمدند .

نسرین مقانلو و همسرش

نسرین مقانلو و همسرش کمال خلیلیان

  • نسرین مقانلو و ماجرای ازدواجش :

سر فیلم «همسر» آقای فخیم‌زاده بود که به خاطر اسمش سرنوشت من را رقم زد و در همان گیرودار ساختش بودیم که برای خواستگاری از من به منزلمان آمدند و بعد از 6-5 سال کار مداوم در عرصه‌های مختلف،‌ با همسرم ازدواج کردم و به آمریکا رفتیم. البته سالی یک بار به ایران می‌آمدم و به صورت ناپیوسته کارهایی انجام می‌دادم، مثل کار «نابخشوده» مرحوم «ایرج قادری» که هنگام بارداری پسر بزرگم اتفاق افتاد یا «بن بست» اصغر نعیمی که با «فرهاد اصلانی» و «دکتر عزیزی» بازی کردم یا کارهای دیگر، اما چون گرین کارت آمریکا داشتم، مجاز نبودم بیشتر از 4-3 ماه در ایران بمانم و باید برمی‌گشتم.

این زوج دارای دو پسر به نامهای ارشيا و آريان هستند. این دو در آمریکا به دنیا آمده‌اند، اما هر آنچه یک شهروند ایرانی باید از کشورش بداند را می‌دانند و مذهبشان اسلام است، چون مقانلو خواسته که اینگونه بار بیایند. مقانلو دوست دارد بچه‌هایش وارد عرصه هنر شوند و بیشتر علاقه‌مند است تا حرفه بازیگری را دنبال کنند، چرا که ذاتا با هنر آشنا هستند. دو پسرش صدا‌ی بسیار خوب و استعداد فوق‌العاده‌ ای در بازیگری دارند. پسر بزرگش نوشتن را دوست دارد.

پسر کوچکش هم دوست دارد تهیه کننده شود.

بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش

نسرین مقانلو و کمال خلیلیان

  • مقانلو: زن و شوهر بهتر است مدتی را از هم دور باشند

همسر من مرد بسیار خوبی است. او سال 55 به عراق و غنا گل زد. کمال خلیلیان اهل آبادان است و من با علاقه و عشق ازدواج کردم. من اعتقاد دارم زن و شوهر بهتر است مدتی را از هم دور باشند. هم دلتنگ هم می‌شوند و هم اینکه به کارهای هم فکر می‌کنند و ارزیابی می‌کنند در مورد همدیگر چقدر اشتباه کرده‌اند و به درک درستی از هم می‌رسند.

 

  • ازدواج، فرصتی برای امتحان کردن خودم :

با ازدواج، عاشق شدم و با خودم فکر کردم این بهترین فرصت برای امتحان کردن خودم است که آیا می‌توانم مدتی از آنچه دوست دارم، دور باشم یا نه! آن ۱۰ سال خیلی بر من سخت گذشت؛ بسیار دلتنگ بودم، خیلی شب‌ها می‌نشستم برنامه «چشم‌انداز» را می‌دیدم، همکارانم را نگاه می‌کردم، گریه می‌کردم، فیلم‌هایی را که بازی کرده بودم را نگاه می‌کردم.

همسرم هم همیشه بابت این دلتنگی من ناراحت بود و همیشه می‌گفت من هر کاری برای تو بکنم، خوشحال نیستی! واقعاً‌ همیشه از او ممنونم که بعد از ازدواج‌مان کاملاً حمایتم کرد و همچنین بچه‌هایم که شرایط زندگی و دوری‌ام را تحمل کردند و با این موضوع که هر 3-2 سال یک بار به ایران می‌آمدند و کنارم بودند یا من تنها سالی چند بار می‌توانستم پیش‌شان بروم، کنار آمدند. واقعاً خیلی سخت است که هم زندگی هنری‌ات را داشته باشی و هم زندگی شخصی‌ات را. اما همه اینها را مدیون همسر و بچه‌هایم هستم که اجازه دادند برگردم و دوباره همان کاری را انجام دهم که دغدغه و مورد علاقه‌ام است.

 

  • نسرین مقانلو از آشپزی گفت :

به نظر من آشپزی یعنی درست کردن و تهیه یکی از ملزومات انسان، با حوصله زیاد! چرا که غذا یکی از نیازهای اولیه بشر است و باید با دقت و وسـواس زیـاد آن را تهیه کرد تا کسی که آن را می خورد آسیب نبیند و از خوردن آن لذت هم ببرد. آشپزی هم امری ارثی است و از عهده هر کسی برنمی آید. خیلی ها دوست دارند غذای خوشمزه درست کنند، ولی نمی توانند. برعکس افرادی هستند که با ساده ترین مواد، غذایی بسیار خوشمزه درست می کنند. مطمئناً آشپزی بدون عشق معنی ندارد. اگر می خواهید آشپز خوبی باشید باید با عشق آشپزی کنید. درست مثل دیگر موارد زندگی که با عشق رنگ و بوی بهتری پیدا می کند. آشپزی مردانه یا زنانه ندارد، چرا که مردها هم می توانند همانند زنان و چه بسا بهتر از آنها آشپزی کنند. همانطور که در رستورانهای بزرگ هم می بینیم اغلب مردها سرآشپز هستند.

اگر آقایان هم علاقه داشته باشند قطعاً این کار را به خوبی یاد می گیرند و انجام می دهند، خصوصاً در زندگی های امروزی که اغلب زن و مرد هر دو پا به پای هم بیرون از خانه کار می کنند!

من اکثر اوقات خودم آشپزی می کنم و کمتر اتفاق می افتد که غذای بیرون را سفارش دهم. به نظر من اکثر انسانها عاشق خوردن هستند، بنابراین عشق بـه خوردن است که باعث می شود گروهی برای به دست آوردن محبت طرف مقابل به غذا متوسل شوند و از طریق غذای خوشمزه ای که درست می کنند برای خودشان جایی در دل دیگری باز کنند. غذای هر کشور نشان دهنده فرهنگ آن کشور است و به وسیله آن می توان فرهنگ مربوط به آن کشور یا تمدن را شناخت. مسلماً بردن یک غذا از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر می تواند زمینه ساز تعاملات دیگر فرهنگی هم باشد.

زندگینامه نسرین مقانلو

زندگینامه نسرین مقانلو

  • برنامه غذایی خانم مقانلو :

من معمولاً ساعات غذاخوردنم مشخص است، یعنی ساعت 6:30 تا یا 7:30 صبحانه، ۱۲ تا 12:30 ناهار و ۶ تا ۷ شام می خورم و اگر ساعت غذا خوردنم به هم بخورد، دستگاه گوارشم مشکل پیدا می کند، از سوی دیگر معمولاً غذاهای چرب هم نمی خورم.

گاهی اوقات دوستان سر صحنه لطف می کنند و به این زمان بندی توجه دارند و یا می گویند اگر غذای رژیمی خاصی می خواهید بگویید، البته من چند روز این کار را می کنم، ولی بعد از آن دیگر دلم نمی آید چون سایر دوستان هم هستند و ممکن است استنباط خوبی نداشته باشند. به همین دلیل معمولاً سعی می کنم از کباب یا جوجه کباب استفاده کنم (البته بدون برنج چون اکثر برنج ها آبکش هست و من خیلی دوست ندارم.)

ما معمولاً همان چیزهایی را که خودمان می خوریم جلوی میهمان می گذاریم (البته بعضی اوقات بعضی از دوستان که با ما راحت تر هستند می گویند چه غذایی درست کنم) چیزهایی مثل بیف استروگانف درست می کنم که اگر کسی برنج نمی خورد از آن غذا میل کند.

 

  • فعالیت های دیگر :

کارش طراحی و چیدن سفره های عقد است.

امور نیکوکارانه

وی بیش از 68 فرزند ایتام دارد که بیشتر اهل روستا‌ها هستند.

 

  • افتخارات نسرین مقانلو :

کاندیدای دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم «مهمان مامان» از هشتمین دوره جشن خانه سینما

کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن برای فیلم مهمان مامان

دومین بازیگر نقش مکمل زن سال برای فیلم مهمان مامان

 

  • آثار نسرین مقانلو :

سینمایی :

روزگاری عشق و خیانت – داود بیدل – ۱۳۹۲

گناهکاران – فرامرز قریبیان – ۱۳۹۱

بدون اجازه – مرتضی احمدی هرندی – ۱۳۹۰

راه بهشت – مهدی صباغ‌زاده – ۱۳۹۰

نفوذی – احمد كاوری و مهدی فيوضی – ۱۳۸۷

سوپر استار – تهمینه میلانی – ۱۳۸۷

ماه‌وش – محمد درمنش – ۱۳۸۶

مهمان مامان – داریوش مهرجویی – ۱۳۸۲

دختری در قفس – قدرت الله صلح میرزایی – ۱۳۸۱

بن‌بست (فیلم کوتاه) – اصغر نعیمی – ۱۳۷۸

نابخشوده – ایرج قادری – ۱۳۷۵

همسر – مهدی فخیم زاده – ۱۳۷۲

همه دختران من – اسماعیل سلطانیان – ۱۳۷۲

بازیچه – تورج منصوری – ۱۳۷۲

امید – حبیب کاوش – ۱۳۷۱

قربانی – رسول صدرعاملی – ۱۳۷۰

دو نیمه سیب – کیانوش عیاری – ۱۳۷۰

بیوگرافی نسرین مقانلو و همسرش

نسرین مقانلو و پسرش

تلویزیون :

مختارنامه -داود میرباقری – ۱۳۸۳

مسافری از هند – قاسم جعفری – ۱۳۸۱

حس سوم – مهدی فخیم زاده – ۱۳۸۴

آبی، گاهی آسمان (تله فیلم) – ۱۳۸۷

قلب یخی (سریال پخش در شبکه خانگی) – محمد حسین لطیفی – ۱۳۸۹

دیدار – سید جواد هاشمی – ۱۳۸۷

سایه روشن – ؟

 

  • نقل قول و خاطرات:

نسرین مقانلو

من همیشه از شیشه می ترسم. در سریال «ساعت شنی» آقای بهرامیان گفت باید تلفن را به سمت شیشه پرت کنی. او گفت از هیچ چیز نترس، تلفن را پرت کن و بعد من اینسرت شکستن شیشه را می گیرم. نمی دانم چه شد دست من سمت شیشه رفت. وقتی به خودم آمدم دیدم رگم را زده ام و با ترسی که در چهره اطرافیانم دیدم؛ بیشتر ترسیدم. یک بار هم میز روی من افتاد و سه تا از دنده هایم ترک خورد. حتی در مجموعه «قلب یخی» نزدیک بود حین رانندگی زیر یک کامیون بروم که خیلی شانس آوردم.

امتیاز 4.80 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter