لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
خانه » گالری عکس » بزرگان و مشاهیر » اشرف الملوک پهلوی – بیوگرافی و عکس اشرف پهلوی
اشرف الملوک پهلوی – بیوگرافی و عکس اشرف پهلوی

اشرف الملوک پهلوی – بیوگرافی و عکس اشرف پهلوی

بیوگرافی و عکس اشرف پهلوی زندگینامه اشرف الملوک پهلوی خواهر محمدرضا شاه پهلوی که در سن 96 سالگی در پنجشنبه 17 دی 1394 درگذشت

اشرف پهلوی متولد 4آبان1298، تهران،شاهزاده. در دهه 1320، به نوعي زمامدار پشت صحنه و حافظ شيرازه حكومت محمد‌رضا پهلوي بود. او در سياست، اقتصاد، فرهنگ و حتي امور اجتماعي جامعه ايران دخالت داشت. اشرف پهلوی در 17 دی 1394 در آمریکا درگذشت .

تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در چهارم آبان سال 1298(۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ ) در بيمارستان احمديه تهران به دنیا آمد.

پدر: رضاشاه پهلوی
مادر: تاج‌الملوک آیرملو
برادران: محمدرضا پهلوی، علیرضا پهلوی
خواهر: شمس پهلوی
همسران: علی قوام،احمد شفیق،مهدی بوشهری
فرزندان: شهرام پهلوی‌نیا، آزاده و شهریار شفیق

شهرت ، كنيه و لقب:

شهرت: اشرف پهلوی
القاب: اردك سياه رضاشاه،پلنگ سیاه

مشخصات فردی:

گفته شده که اشرف در جوانی به مشروب و بعد مواد مخدر روی آورد،حتی از مصرف «ال. اس. دی» هم روی گردان نبود. آلبرتوبلیجی که به پرونده روانکاوی اشرف دسترسی داشته این گونه می نویسد: زندگی اشرف در دوران پیری بسیار جنون آمیز بود ؛ به نحوی که اشرف در درون خود از این حادثه متأسف بود، دلش نمی خواست این حقیقت را باور کند که دیگر پیر شده ، به همین دلیل بر تنوع برنامه عیاشی های خود می افزود و طوری وانمود می کرد که کمتر کسی سن واقعی اش را می فهمید.
حسین فردوست ؛رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه ، با شناختی که از اشرف داشت او را شیطانی به نام اشرف پهلوی نامید و راجع به او نوشت:
«اشرف فرد دوم خانواده پهلوی، زنی که در هر زمینه در حد اعلای افراط و گستاخی است و می‌توانم او را به حق”فاسد‌ترین زن جهان” بنامم ،در تاریخ زنان فاسد جهان، معادل اشرف یا نیست و یا نادر است. معتاد، قاچاقچی مواد مخدر، عضو مافیای امریکا، بیمار جنسی، و…»

بخشي از گزارش سازمان «سيا» راجع به شخصيت اشرف :

اشرف خواهر دوقلوي شاه يكي از جاه‌ طلب‌ترين و مهمترين حاميان شاه و مهمترين ياران او در طول سالهاي مديد سلطنتش بوده است… اين خصوصيات، به خصوص در دوره‌اي كه ضعف شاه مهمترين مشخصة وي بود، نمايان مي‌شد. به همين علت سفارت امريكا در سال 1951 گفته بود: كه اشرف عزم راسخ‌ بيرحمانة پدرش را دارد.
اشرف بخاطر نوع شخصیت و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال ‌برانگیزش مورد مخالفت شدید مخالفان حکومت پهلوی و انتقاد شدید دکتر محمد مصدق قرار داشت.
عادات و علائق شخصي:

به هیچ چیز بیش از مرد و پول علاقه نداشت.

دوران زندگي اشرف پهلوی :

او که خواهر دوقلوی محمدرضا است، از همسر دوم رضا شاه ؛تاج‌الملوک آیرملو متولد شد. سن اشرف به اندازه چند ساعت كمتر از محمد‌رضا پهلوي بود. با تولد اشرف و محمدرضا، تحولات بزرگي در زندگي رضاخان پديد آمد،او از سوي ژنرال آيرون سايد؛فرمانده نيروهاي انگليسي در بين النهرين،براي فرماندهي كودتاي نظامي عليه احمدشاه قاجار انتخاب شد و در فرصتي كمتر از يك سال ، در سوم اسفند 1299 به همراه سيد ضياءالدين طباطبائي به عنوان فرمانده نظامي كودتا به تهران حمله كرد و در كودتايي بدون خونريزي اين شهر را تصرف كرده و از سوي شاه به عنوان وزير جنگ معرفي شد. رضاخان به همين دليل تولد محمدرضا و اشرف را خوش يمن تلقي مي كرد و پيشرفت هايش در عرصه هاي سياسي – نظامي را مرهون قدوم اين كودكان مي دانست. او تمام عاطفه اش را به پاي محمدرضا مي ريخت و آنچنانكه بايد و شايد به اشرف محبت نمي كرد، تاجايي كه اشرف خود نيز متوجه اين تفاوت و تبعيض شده بود و بعدها به هنگام تدوين خاطراتش به اين موضوع اشاره كرد: «قبل از من خواهر دوست داشتني ام، شمس به دنيا آمده بود و حالا هم پسري متولد شده بود كه رؤياهاي پدر و مادرم را برآورده مي ساخت. اين حقيقت كه من در همان روزي متولد شده بودم كه محمدرضا پهلوي وليعهد و شاه آينده ايران به دنيا آمده بود، هميشه اين فكر را در من تقويت مي كرد كه هرگز نبايد از پدر و مادرم انتظار داشته باشم محبت و علاقه مخصوصي نسبت به من اظهار نمايند».
اشرف در مدرسه زرتشتي‌ها تحصيل كرد. زبان فرانسه را توسط مادام ارفع كه همسر فرانسوي يكي از افسران ارتش بود، در خانه خواند و با مطالعه رمان‌هايي به زبان فرانسه به داستان‌هاي عاشقانه فرانسوي علاقه‌مند شد.
ساعاتي كه با خانم ارفع مي‌گذراند، شباهتي به كار در كلاس درس نداشت. چون او در اين ساعات درهاي دنياي تازه و ناشناخته‌اي را به رويش مي‌گشود. دنياي سحر‌آميز و ناآشنا و شهري به نام پاريس كه وی را شيفته و مسحور خود ساخته بود.

رابطه اشرف پهلوی با مهرپور تيمور تاش:

او در دوران نوجواني و بلوغ با مهرپور تيمور تاش؛فرزند وزير دربار رضاخان روابطي داشت، اما پس از آن كه تيمور‌تاش به اتهام جاسوسي براي شوروي مطرود رضاخان شد، اين رابطه پايان يافت.

ازدواج اشرف پهلوی :

اشرف پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان و رسیدن به سن رشد، بنا به توصیه پدرش با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعدا به طلاق انجامید.

ارتشبد فردوست در اين مورد نوشت:

ازدواج اشرف با علي قوام در زندگي اشرف،عواقب وخيمي گذارد. البته قبل از ازدواج با علي مي دانستم كه اشرف آمادگي زيادي براي فساد دارد… روحيات علي قوام هم اين وضعيت را تشديد كرد. زيرا وي موجودي بشدت فرصت طلب بود و بيشتر از اينكه به نفس ازدواج و زناشويي و كانون خانواده بينديشد، در فكر منافعي بود كه پيوند با دربار برايش مهيا مي ساخت. او به هيچ وجه در انديشه وظايفش به عنوان يك شوهر نبود.

اشرف در خاطرات خود به اين نكته اشاره کرده و مي نويسد:

شوهرم از اين بي علاقگي و يا از اينكه بين ما هيچگونه محبتي وجود نداشت، به هيچ وجه ناراحت نبود. چنين مي نمود كه او به همين راضي است كه رسماً شوهر دختر شاه باشد. او كمترين توجهي به اين نداشت كه ما بايد با هم زندگي زناشويي واقعي داشته باشيم…»
ثمره این ازدواج پسری به نام شهرام پهلوی ‌نیا(قوام) بود. شهرام که تحصیلات خود را در آمریکا به پایان برد ،به تجارت پرداخت و با نیلوفر افشار ازدواج کرد.

سفر به مصر و ازدواج دوم اشرف پهلوی :

در بهمن 1320 كه فوزيه همسر اول شاه به حالت قهر عازم مصر شد، اشرف به درخواست برادرش با فوزيه همسفر شد. اما سفر اشرف به مصر و مشاهده ميهمانيها، باشگاههاي شبانه، مجالس رقص و مشروبخواري و معاشرتها و معاشقه‌هاي درباريان مصري، وي را بيشتر از گذشته، بي قيد و بند ساخت. اشرف در سفر به مصر عاشق احمد شفيق؛ تاجر مصري و خواهر زاده ملک فاروق؛ پادشاه مصر شد و او را با خود به تهران برده و در اسفند 1322 رسماً با وي ازدواج كرد.
به دنبال اين ازدواج، شفيق به اصرار اشرف از مليت مصري خود دست كشيد و مليت ايراني را پذيرفت. ثمره ازدواج دو فرزند به نامهای شهریار و آزاده شفیق بود.
شهریار بعد از گذراندن تحصیلات نظامی در آمریکا فرمانده یگان هاورگراف در بندرعباس شد و با مریم اقبال (دختر دکتر منوچهر اقبال) ازدواج کرد. آزاده در سال‌های بعد از انقلاب با راه‌اندازی کمپین و انتشار روزنامه «ایران آزاد» با همکاری بهروز صوراسرافیل، از دیگر عناصر سلطنت ‌طلب به فعالیت علیه جمهوری اسلامی پرداخت و بعدها بنا به دلایلی کشته شد. محافل سلطنت ‌طلب هیچ دلیلی را برای مرگ آزاده منتشر نساختند.

اشرف؛یار و یاور برادر:

وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمدرضا باشد. خودش در اين مورد مي نويسد:
«در اولين سال هاي پس از رفتن پدرم به تبعيد، تغييرات مهمي در زندگي من ايجاد شد. با وجود آنكه ما در دوره اي پر از اضطراب زندگي مي كرديم، حضور اين همه خارجي در تهران سبب شده بود كه اين سال ها براي من به صورت دوره اي براي كشف و شناخت چيزهاي تازه درآمد. شهر تهران فعاليت و جنب و جوش بيشتري پيدا كرده و در پيرامون ما طنين موسيقي و زبان هاي گوناگون به گوش مي رسيد. افكار و عادات و رسوم خارجي كم كم شروع به خودنمايي مي كرد، با وجود آن كه من آدم محتاطي هستم و در آن زمان با عده معدودي روابط خصوصي داشتم، بي اندازه كنجكاو بودم بدانم ديگران چگونه زندگي مي كنند و افكار و احساسات آنان چيست؟ با از بين رفتن كنترل شديدي كه پدرم نسبت به ما اعمال مي كرد و در شرايط حاد و پر فراز و نشيب دوران جنگ، من آزاد بودم كه برنامه روزانه ام را آن طوري كه خودم مي خواستم تنظيم كنم. . . با در نظر گرفتن شيفتگي خاصي كه به فرهنگ غربي پيدا كرده بودم، هنگامي كه شنيدم سربازان آمريكايي به پايگاه اميرآباد خواهند آمد، نتوانستم جلوي خودم را بگيرم… دلم مي خواست يك شب را بدون دردسر و دور از تشريفات رسمي در چنين مجلسي بگذرانم. از اين رو به صورت ناشناس به اميرآباد رفتم… رابطه سربازان آمريكايي نسبتاً گرم و دوستانه بود…»
در طول بيش از 10 سال اشرف مركز ثقل و كانون قدرت و منشاء تأثيرگذاري بر تصميمات شاه(برادرش) بود و همه مقامات مهم سياسي حتي وزيران و سفيران با نظر او تعيين و تأييد مي‌شدند.

انتقاد به برادر:

اشرف در سال 1321 زماني كه شاه تحت تأثير سياستهاي قوام در كشور و حمايتهاي انگليس و آمريكا و نمايندگان مجلس از وي احساس ضعف و انزوا كرد و از تصميم خود براي استفعا سخن به ميان آورد، با عصبانيت و پرخاش، بر او فرياد زد و از اظهار ضعف او شديداً انتقاد نمود. او حتي به شاه قول داد كه به قيمت مخالفت با قوام و تضعيف او اجازه نخواهد داد سلطنت برادرش تضعيف شود. اشرف با اين پافشاري و جار و جنجال به محمد‌رضا روحيه داد و او را آرام كرد.
اشرف پهلوي در دهه 1320، به نوعي زمامدار پشت صحنه و حافظ شيرازه حكومت محمد‌رضا پهلوي بود. او در سياست، اقتصاد، فرهنگ و حتي امور اجتماعي جامعه ايران دخالت داشت.

فعالیت ها:

تأسيس نمايشگاههاي مد بانوان، فراخواندن مانكنها به ايران، راه‌اندازي قمارخانه‌ها و كازينوهاي سلطنتي بابلسر و رامسر، احضار پزشكان برجسته اروپائي براي جراحيهاي پلاستيك به روي چهره خانمهاي مورد نظر دربار از جمله اقدامات اشرف در سالهاي دهه 1320 بود. در اين مدت به روزنامه‌نگاران، شاعران و روشنفكران، نزديك شد و با آنان جلسات و مجالس مشترك هفتگي ترتيب داد.
اشرف پهلوی نماینده ایران در چند سازمان بین‌المللی بود و در طول حکومت برادرش با بسیاری از سیاست‌مداران از جمله بوتو، جواهر لعل نهرو، گاندی، استالین،مارشال تیتو، هایلا سلاسی، جان اف کندی، چائوشسکو و سوهارتو دیدار داشت.
در سال 1325 به مسكو رفت و با استالين ملاقات كرد. در سال 1326 راهي امريكا شد و با ترومن ديدار كرد.

سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي:

او در 6 ارديبهشت 1326 به رياست سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي كه پايگاهي براي جمع‌آوري پول و ثروت بود منصوب شد.
سپس با توجه به توصيه پدرش كه از وي خواسته بود در ايران مانده و برادرش را ياري دهد، تلاش كرد در تصميمات شاه نفوذ كند. او تا قبل از كودتاي 28 مرداد 1332 با تشكيل جلسات متعدد به شاه امر و نهي مي‌كرد. شاه هم كه در مقابل خواهر خود كمرو و بي‌دست و پا بود، به مدت يك دهه تسليم اكثر خواسته‌هاي او بود. مشاوران و دستياران اشرف در تصميم‌گيريها، افرادي چون علي سهيلي، عبدالحسين هژير و سپهبد علي رزم‌آرا بودند. اين عده تسليم و مطيع محض اشرف بودند.

تبعید به اروپا:

اما در دوران قدرت گرفتن مصدق، تبعيد اشرف به اروپا به دستور مصدق و قطع ارز مورد نياز وي، لطمه بزرگي براي او بود.
اشرف براي اولين بار مجبور شد تا براي تأمين مخارج روزمره، مايملك خود را بفروشد. او تنها از محل فروش لباسها و عتيقه ‌جات همراه خود 30 ميليون فرانك به دست آورد. علاوه بر اين مبالغ هنگفتي نيز ارز از تجار ايراني مقيم فرانسه قرض گرفت، اما هرگز به آنان باز نگرداند.

سومین ازدواج در فرانسه:

زندگي اشرف در فرانسه با آلودگي‌هاي اخلاقي فراواني همراه شد. او در رستواني در پاريس با جواني به نام مهدي بوشهري آشنا شد. بلافاصله از احمد شفيق جدا شد و به عقد بوشهري درآمد. اين در حالي بود كه از شفيق دو فرزند و از علي قوام يك فرزند داشت. احمد شفیق مدتی رئیس کل شرکت هواپیمائی کشور بود، بعدها به تجارت پرداخت و مدتی بعد بر اثر سرطان درگذشت.

بازگشت از تبعید:

اشرف پس از سه سال تبعيد در اروپا،در اواخر 1332 با نام «بانو شفیق» به ايران بازگشت و فعاليتهاي قبلي‌اش را از سر گرفت. گردآوري ثروت از راههاي نامشروع، پورسانت‌گيري، زد و بند با شركتهاي خارجي و سوء استفاده‌هاي گسترده مالي، تشكيل محافل شبانه و روابط گسترده نامشروع از اقدامات عادي اشرف پس از بازگشت به تهران بود.

فساد اخلاقی اشرف پهلوی :

او در اوايل دهه 1320 در حالي كه هنوز همسر علي قوام بود، عاشق تقي امامي شد و پس از اينكه محمدرضا پهلوي،تقي امامي را به دليل شايعه ی داشتن روابط نامشروع با همسرش؛ملكه فوزيه از دربار اخراج كرد، دل به عبدالحسين هژير بست و در اين عرصه آنچنان پيش رفت كه به حامي هژير در دربار مبدل گرديد و براي جلب نظر هر چه بيشتر وي، هژير را به نخست وزيري رساند. اشرف پس از آن به دكتر منوچهر اقبال كه به عنوان معاون وزير بهداري معرفي شده بود، دل بست و از رهگذر اين دلدادگي به حامي او تبديل شد و موفق گرديد تا وي را به مقام وزارت دربار و نخست وزيري برساند. اشرف مدت زماني هم به دنبال ابوالحسن ابتهاج بود و براي جلب توجه او و بهره برداري از موقعيتي كه وي به عنوان مدير عامل سازمان برنامه داشت، طرح و برنامه هايي اجرا مي نمود.
برابر مفاد يك سند در بين اسناد مهندس شريف امامي، چند سند مربوط به هزينه هاي سفرهاي اشرف پهلوي ديده مي شود كه تنها يكي از اين اسناد روشن مي كند، او براي سفر به برزيل يك ميليون و سيصد هزار دلار، خرج كرده است. در سند ديگر هزينه سفر خواهر شاه و همراهانش به سوييس 300 هزار دلار آمريكايي بود كه با توجه به سفرهاي متعدد اشرف به كشورهاي مختلف روشن مي شود كه اشرف هر سال 100 ميليون تومان هزينه سفر به خارج را از بيت المال ملت برداشت مي كرده است. او عادت داشت در اين سفرها يكي از معشوق هاي خود را نيز با هزينه بيت المال به خارج از كشور ببرد، البته با توجه به روحيه تنوع طلبي كه داشت، هر بار شخص ديگري را با خود مي برد، اما در اين ميان بودند مرداني كه سالها معشوق اشرف بودند، از جمله اين افراد مي توان به پرويز راجي اشاره كرد. پدر پرويز (كامران) راجي؛ دكتر عبدالحسين راجي از فراماسونرهاي سرشناس در كابينه منوچهر اقبال بود.

به گفته‌ی ارتشبد فردوست:

«اگر قرار شود لیست مردانی که در دوران ۳۷ ساله‌ی سلطنت محمدرضا با اشرف رابطه داشتند تهیه شود، علیرغم دشواری و غیرممکن بودن کار، چون حتی خود او نیز ممکن است همه را به یاد نیاورد، مسلماً لیست طویلی خواهد شد».
از دیگر مشکلات اخلاقی اشرف؛ قماربازی مفرط او بود.وی بیشتر شبهای تابستان در رستوران دربند، بساط قمار به راه می‌انداخت و زمستانها هم این بساط در کاخ اختصاصی به راه بود. اشرف چنان در قماربازی خود را صاحب انحصار می‌دید که به گزارش ساواک «جلسات قمار دربار شاهنشاهی که قبلاً در کاخ اختصاصی برقرار می‌شد به کاخ والاحضرت اشرف پهلوی منتقل گردیده و روزهای چهارشنبه هر هفته اعضاء خاندان جلیل سلطنتی پس از صرف ناهار تا پاسی از شب به بازی مشغول می‌گردند». در این جلسات، قمار نه به عنوان یک بازی و تفریح، بلکه به عنوان برد و باخت جدی صورت می‌گرفت. طبق همین گزارش «والاحضرت شاهپور محمودرضا مبلغ 5/2 میلیون ریال باخته‌اند». نقش اشرف در قماربازی دربار، نقش یک تشویق کننده بود و حتی محمدرضا را به مجالس قمارش دعوت می‌کرد و سپس او را تشویق و تحریک می‌کرد.

قتل پالانچیان به نقل از فردوست در کتاب خاطراتش؛ «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»:

ماجرایی که در رابطه با اشرف قابل ذکر است جریان قتل فجیع پالانچیان است. من پالانچیان را ندیده ام، ولی عکس او را مشاهده کرده‌ام. از همه رفیق‌های اشرف، سر بود و راجی در مقابل او صفر بود. قد رشید و صورت زیبایی داشت و بسیار خوش تیپ و خوش هیکل بود. پالانچیان از خانواده‌های بسیار متمول ارامنه ایران بود و نمی‌دانم که اشرف اولین بار او را در کجا دید که به شدت عاشقش شد. زمانی که قائم مقام ساواک بودم، روزی نصیری مرا خواست. نصیری هیچگاه مرا نمی‌خواست و ما در کارمان مستقل بودیم. به هرحال، بر خلاف روال معمول، روزی مرا خواست و گفت: فلانی، گرفتاری عجیبی پیدا کرده ام. جریان را پرسیدم. گفت: اشرف تلفن زده و می‌گوید پالانچیان را باید دستگیر کنید؟ آخر چرا؟ البته نصیری از این وحشت داشت که مورد اعتراض محمدرضا شاه واقع شود و لذا به من پناهنده شد. به هر روی اجازه محمدرضا کسب شد و پالانچیان توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. علت دستگیری پالانچیان چه بود؟ بررسی کردم و معلوم شد که پالانچیان به عشق اشرف جواب منفی داده و کار به جایی رسیده که اشرف به در خانه اش می‌رود و التماس می‌کند که فقط اجازه بده 10 دقیقه وارد شوم و پهلویت بنشینم و پالانچیان با عصبانیت او را رد می‌کند که ولم کن، چه از جانم می‌خواهی؟ چرا اذیتم می‌کنی؟ اشرف که می‌بیند التماس فایده‌ای ندارد به ساواک دستور دستگیری او را می‌دهد که شاید بترسد و رام شود. لذا او را گرفتند و پس از یک ماه به دستور اشرف آزادش کردند. لابد تصور کرده بود که تنبیه شده و دیگر دستورش را اطاعت می‌کند. پس از این جریان، اشرف به فردی به نام مجید بختیار، که فامیل ثریا بود و با پالانچیان صمیمیت داشت، دستور می‌دهد که من در نوشهر یک میهمانی می‌دهم و تو پالانچیان را به آن جا بیاور، ولی نگو که من در میهمانی هستم. پالانچیان دارای یک هواپیمای دو موتوره شخصی بود. با این هواپیما به اتفاق مجید بختیار به نوشهر می‌رود. در میهمانی، اشرف خودش را نشان نمی‌دهد و به دستور او، مجید بختیار به اتفاق عده‌ای دختر، پالانچیان را مست می‌کنند و سپس او را به اتاق طبقه بالا می‌برد. در اتاق، ناگهان اشرف ظاهر می‌شود. با دیدن او مستی از سر پالانچیان می‌پرد. اشرف به پای پالانچیان می‌افتد و التماس و گریه می‌کند که به من رحم کن، دارم از عشق تو از بین می‌روم. ولی پالانچیان او را از خود دور می‌کند و باز جواب رد می‌دهد. اشرف هم عصبانی می‌شود و با حالت خشم از او جدا می‌شود و می‌گوید: بسیار خوب، دیگر با تو کاری ندارم! و از اتاق خارج می‌گردد. او به اتاق دیگری که 3-2 نفر از دوستانش بوده‌اند می‌رود و در آن جا به مأمورین ساواک دستور می‌دهد که هواپیمای پالانچیان را دست کاری کنند. یکی دو ساعت بعد، پالانچیان که سر درد داشته مجید بختیار را بر می دارد و برای هواخوری به کنار دریا می‌برد و ناگهان هوس می‌کند که سوار هواپیما شود. در این موقع هواپیمای پالانچیان توسط ساواک دست کاری شده بود و مجید بختیار هم اطلاع نداشت، ولی تصور اشرف این بود که پالانچیان فردا صبح به تهران پرواز خواهد کرد و در راه با کوه تصادم خواهد نمود و مرگش طبیعی جلوه خواهد کرد. ولی پالانچیان همان شب هوس پرواز روی دریا می‌کند و به اتفاق مجید بختیار سوار می‌شوند. هواپیما پس از چند کیلومتر پرواز ناگهان سقوط می‌کند و هر دو کشته می‌شوند.

اشرف؛ وزنه‌ ی اقتدار آمریكا:

در دو دهه آخر عمر سیاسی حكومت پهلوی، اشرف یكی از مهمترین وزنه‌های اقتدار آمریكا در ایران شد. او كه در جریان كودتای 28 مرداد 1332 ،با شبكه مأمورین «سیا» در ایران همكاری داشت، توانست به تدریج روابط خود را با «سیا» و رجال و سیاستمداران آمریكائی تقویت كند. سفرهای متعدد اشرف به آمریكا در طول دهه چهل، سبب تحكیم روابط تهران واشنگتن شد.

چهره‌ها در آینه:

اشرف پهلوی کتاب خاطراتش با نام چهره‌ها در آینه را منتشر کرد . همچنین کتاب‌ها و مقالات متعددی در مورد او به رشته تحریر درآمده که از آن جمله می‌توان از کتاب این سه زن اثر مسعود بهنود نام برد.
او یکی از سه زنیست که از سال ۱۹۴۸ ریاست کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد را بر عهده داشت و در سال ۱۹۷۰ از دانشگاه برندایس دکترای افتخاری حقوق دریافت نمود.

اقدامات اشرف برای کسب پول:

اشرف برای کسب پول به هر اقدامی دست می‌زد. قاچاق مواد مخدر در داخل و همکاری با باندهای مافیای بین ‌المللی، قماربازی در کازینوهای داخل و خارج تنها گوشه‌ای از اقدامات اشرف بود. او در قمار تا بدانجا پیش رفته بود که علناً سر برادرش (محمدرضا) کلاه می‌گذاشت و در قماربازی‌های شبانه کاخ محمدرضا و با تبانی با عوامل خودش مبالغ سنگین 20، 30 و 50 میلیونی از شاه می‌برد و پس از پایان بازی، دسته چک محمدرضا را می‌آورد و به دستش می‌داد و او نیز چک می‌کشید و امضاء می‌کرد.
اشرف در تصرف عدوانی زمین‌های زراعی مردم در اقصی نقاط حاصلخیز کشور به ویژه در شمال، زمین‌های ملی در تهران و شهرستانها نیز دست داشت و کسی جلو‌دار او نبود، شرکت در معاملات و قراردادهای نفتی و سایر مناقصه‌ها در داخل و خارج بین مؤسسات و اشخاص و اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی و وزارتخانه‌ها با گرفتن حق‌ حساب و پورسانت باعث امضاء قرار داد می‌شد، اگرچه این نوع معاملات به ضرر ایران و وزارتخانه‌ها می‌شد، ولی احدی از مدیران جرأت مخالفت با دستور اشرف را نداشتند. مقام فروشی و سوءاستفاده در بلیت‌های بخت‌آزمایی از دیگر فعالیت‌های درآمدزای او بود. فردوست در این زمینه بیان کرده است:
«اشرف رسماً پول می‌گرفت و شغل می‌داد، از وکالت تا وزارت و سفارت و هیچ ابایی نداشت. سپس دستور می‌داد که در زمان اشتغال هر کاری می‌خواهی بکن و این قدر به من بده! یکی از منابع مهم درآمد اشرف؛ بلیت‌های بخت‌آزمایی بود که ماهیانه میلیونها تومان حق و حساب می‌گرفت. در این مسئله من مدرک داشتم و به محمدرضا هم گزارش کردم و البته طبق معمول اهمیتی نمی‌داد».
عملکرد مالی اشرف پهلوی همواره محل بحث بوده و حتی انتقاد از وی تا بالاترین ارکان کشور نیز ادامه داشته است. در خاطرات اسدالله علم؛ وزیر دربار شاهنشاهی آمده که ارتشبد فتح الله مین باشیان، در جلسه‌ای با وزیر دارایی پیشنهاد داده بوده که کمک مالی که به افسران ارتش می شده تا برای مداواهای خاص به خارج بروند افزایش یابد و در بحث بر سر این قضیه گفته بوده: این کار اگر با هزینه‌های فسق و فجور والاحضرت اشرف مقایسه شود،مثل قطره‌ای در اقیانوس است.

بازداشت در زوریخ:

در 1348 به دليل حمل يك چمدان حاوي ترياك در فرودگاه زوريخ بازداشت شد ،اما پليس سوئيس پس از بررسي گذرنامه سياسي او و با توجه به نسبتش با محمد‌رضا پهلوي او را آزاد كرد. با اين حال در اسفند همان سال وي به رياست كميته ايراني حقوق بشر نيز منصوب شد!
او علاوه بر اين سمت نائب رئيس كميته ملي پيكار با بيسوادي، رئيس سازمان زنان ايران و نائب رئيس سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي نيز بود.
انگيزه محمد‌رضا پهلوي براي گماردن وي در رأس مراكز و سازمانها و هيئتهاي نمايندگي، مهار رفتار افسار گسيخته وي و كسب وجهه براي او بود ، بدون آنكه باطناً اعتقادي به كارايي و تواناييهايش داشته باشد.

قسمتی از اظهارات اسدالله علم:

«از آنجا كه والاحضرت اشرف شانس انتخاب شدن براي رياست مجمع عمومي سازمان ملل را ندارد، حالا در كله‌اش فرو رفته كه به عنوان نماينده دائم ايران در سازمان ملل انتخاب بشود. شاه گفت: اين خواهر دوقلوي من روز به روز ديوانه‌‌ تر مي‌شود… حرص و آزش براي مال‌اندوزي ارضا شده،حالا در پي افكار احمقانه و جاه‌طلبانه است… اگر يك سر سوزن قابليت مديريت داشت با كمال ميل پيشنهادش را بررسي مي‌كردم، ولي چون خواهر من است خيال مي‌كند مي‌تواند از بالاي سر وزارت خارجه كارهايش را انجام دهد. جاه‌طلبيهاي او حقيقتاً نامعقول است».

نگین فیروزه ای ایران:

دریاچه ارومیه، که زمانی ، “نگین فیروزه ای ایران” خوانده می شد، به دلیل زیبایی طبیعی و جزایر بکری که در وسط آن قرار داشتند ، مورد توجه ویژه همگان بود و در زمان رژیم پهلوی نیز اشرف پهلوی در ساحل شرقی جزیره کبودان دریاچه ، ویلای کوچکی ساخته بود تا در کنار قصرها و ویلاهای متعدد سلطنتی ، روزهایی را نیز در وسط دریاچه بگذراند.
این ویلای کوچک در سال 53 در کنار محیط بانی اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در جزیره کبودان احداث شد. اشرف یک بار در 53 و یک بار در 54 با بهروز وثوقی و هر بار به مدت 4 الی 5 روز در آن ویلا اقامت گزید. کلیه وسایل ویلا و مبلمان آن، خارجی و به ویژه ایتالیایی و فرانسوی می باشند که به صورت دست نخورده به جای مانده اند و در اختیار اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی است.

اشرف پس از انقلاب ایران:

اشرف در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي بيشتر اموال گرانبها، تابلوها، فرشها و اندوخته‌‌هاي خود را از ايران خارج كرد و به منزل مسكوني‌اش در نيويورك و ويلايش در نيس فرانسه برد. هنگام پيروزي انقلاب اسلامي ، صدها ميليون دلار در حسابهاي بانكي در نيويورك، لندن، پاريس و سوئيس داشت.

بیماری:

گفته میشود وی در امريكا به بيماري آلزايمر دچار شده است.

تحصيلات و مدارك علمي:

دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه برندایس

مسئوليت و مقام ها:

    ريیس سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي
    رییس کمیسیون سالانه حقوق بشر سامان ملل متحد
    نائب رئيس كميته ملي پيكار با بيسوادي
    نائب رئيس سازمان زنان ايران
    نائب رئيس سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي

افتخارات:

دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه برندایس

آثار :

کتاب چهره‌ها در آینه

نقل قول و خاطرات:
خاطره ای از دکتر هوشنگ کاووسی از روزگار اشرف در پاریس (سال های جوانی) :

«سال 1330 یا 31 شمسی بود و من در پاریس دانشجو بودم، یکی از شب های تابستان که از سینمایی در خیابان شانزلیزه خارج شده و سرازیر، پیاده روی سمت چپ خیابان را رو به «روُن پوآن» پایین می آمدم، و خیابان مثل روز روشن بود در فاصله هفت یا هشت متری، دو خانم و دو آقا را دیدم که دست در دست، در جهت عکس رفتن من، رو به بالا می آیند، من چون با کنجکاوی نگاهشان کردم، فهمیدند که شناخته شده اند و فوری دست های شان را از دست مردان خود کشیدند، قدری پایین تر که رفتم برگشتم نگاهشان کردم، دیدم یکی از آقایان ایستاد و به طرف من آمد و با لهجه غلیظ اسلاو، به زبان فرانسه این اصطلاح رایج را گفت: «شاید می خواهید یک عکس هم از خودمان به شما بدهم؟» گفتم: چرا نه؟ به شرط این که آن خانم هم امضا کند. مرد گفت: «عجب پررویی» و راهش را گرفت و به دوستانش پیوست. آن خانم، که مرد او آمد و این حرف ها را زد و رفت کسی جز اشرف پهلوی نبود. زمانی گذشت… یک روز در روزنامه «فرانس سوآر» خواندم که رفیق لهستانی خواهر شاه ایران در شهر نیس پالتوی پوست و جواهر و پول نقد معشوقه اش را برداشته گریخته است… که دانستم همان مرد است که با لهجه اسلاو با من صحبت کرد».
قاسم غنى: «در كسان خانواده، اشرف پهلوى همه كاره است. نفوذ غريبى در برادر تاجدار خود دارد. مداخله ايشان در تعيين سفرا، وزراى مختار و وزراء و ساير مقامات موثر است. به وسيله اين مقامات در تعيين معاونين و مديران نيز تأثیر دارد. با وكلا و صاحبان جرايد و معاريف تهران از هر طبقه تماس دارد».
در اسناد لانه جاسوسي به نقل از منابع امريكايي آمده است:
«… با وجود اينكه شاه از تجارت‌هاي مشكوك خواهرش سودي نبرده، ولي در متوقف ساختن وي تمايلي نشان نداد و يا قادر به انجام آن نبوده است. در ادوار مختلف مبارزه با فساد در ايران، گاهي به فعاليتهاي تجاري ناپسند فرزند اشرف حمله ور مي‌شد. اين كار سبب شد كه شاهزاده شهرام از اينگونه فعاليت‌ها كناره گرفته و در عوض از طريق مادرش به انجام آنها مبادرت ورزد. تا زماني كه شاه زنده است، اشرف و حيات ضد و نقيضش مايه شرمساري خاندان پهلوي مي‌گردد…»

 

وفات اشرف پهلوی :

اشرف پهلوی در تاریخ 17 دی 1394 در آمریکا درگذشت .

 

گالری عکس اشرف پهلوی :

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

کودکی اشرف پهلوی

کودکی اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

اشرف پهلوی

امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید :

 

 

به اولی ها امتیاز بدهید :

 

X بستن تبليغات
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب برای سایت اولی ها محفوظ است - سئو توسط سایت استوری SiteStory.net
Facebook | Instagram | Pinterest | Google+ | Twitter